گر شمیمی ز سر طره جانان خیزد
تا قیامت ز صبا رایحه جان خیزد
واله ام من که چو از خوا ب تو بیدار شوی
به چه رو از سر چشمان تو مژگان خیزد
طعنه بر آب بقا زد دهنم گویی از آن
مدحت خاک در سایه یزدان خیزد
علی عالی اعلی که زبیم نهلش
روح از کالبد عالم امکان خیزد
گر به خاري كند از قاعده لطف نظر
از بن خار دو صد روضه رضوان خیزد
گر زند دست بر دامن ولایش فرعون
از لحد با کف صد موسی عمران خیزد
داورا! دادگرا! جانب" جدا" نظري
کز پی مدح تو چون بحر به طوفان خیزد
دارالايمان قم از من شده رشك فردوس
حال، اين سان پس از اين خانه ايمان خيزد
ادامه مطلب
نوشته شده در : یک شنبه 12 خرداد 1392 ساعت :1:41 PM | توسط :محمد محمدی
نظرات (0)