داستان زندگی ما

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید!

به مرغ وگوسفندو گاو خبر داد.
همه گفتند:تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد!
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید!
از مرغ برایش سوپ درست کردند!
گوسفند را برای عیادت كنندگان سر بریدند!
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند .
و دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میكرد و به مشکلی كه به دیگران ربط نداشت فكر میكرد

نوشته شده در : شنبه 26 فروردین 1391  ساعت :10:05 AM   |   توسط :محمد محمدی نظرات (1)

حکایت مرغ بریان

مرغ بریان 

مردى با زن خود بر سر سفره نشسته بود، میان سفره مرغى بریان نهاده بودند. سائلى به در خانه آنها آمده و درخواست كمك كرد. صاحب خانه از جاى حركت نمود. او را با عصبانیت دور كرد. مدتى گذشت ، آن مرد فقیر شد. به علت تنگدستى زوجه خود را طلاق داد، زن شوهر دیگرى اختیار نمود. اتفاقا باز روزى با شوهر بر سر سفره نشسته بود و مرغى را هم بریان كرده بودند كه بخورند. فقیرى در خانه آنها را به صدا در آورد. شوهرش ‍ گفت : خوب است همین مرغ را به فقیر بدهى ، زن مرغ را برداشت و آن را به فقیر داد.

وقتى كه برگشت ، شوهرش متوجّه شد زنش گریه مى كند. شوهرش از زن خود سبب گریه را پرسید؟ گفت : آن فقیر شوهر سابقم بود. حكایت آزردن و كمك نكردن به سائل را برایش شرح داد. شوهرش گفت : به خدا سوگند من همان سائلم كه به در خانه شما آمدم و آن مرد مرا رنجانید
منبع:وبلاگ
شمیم خاطره ها

نوشته شده در : چهارشنبه 23 فروردین 1391  ساعت :7:48 PM   |   توسط :محمد محمدی نظرات (0)

الله اکبر! یعنی خداوند از سلطان محمود بزرگ تر است

 

الله اکبر! یعنی خداوند از سلطان محمود بزرگ تر است


1281999531.gif

 
 

سلطان محمود، به نگاهی، دلباخته زنی شده و چون می خواهد او را به همسری درآورد، با خبر می شود که آن زن را شوهری است نجار و به آئین مسلمانی بر سلطان حرام است.


 و چون جناب سلطان نمی تواند بر آتش شهوتِ خود آبی بریزد؛ پس به هوایِِ سلطانی خویش و به مکر شیطانیِ وزیر، آخوند دربار را فرا می خوانند تا مگر حیلتی شرعی کنند و شهوت برخاسته را جامه ای از شرع بپوشند. و گویند: 


شوهر آن زن، نجاری بوده است زبر دست و مشهور. پس وزیرِ دربار، نجار بخت برگشته را فرامی خواند که سلطان امر کرده است که «تا روز دیگر از صد مَن جـُو، برایش صد گز چوب بتراشد» و آخوند دربار فتوا می دهد که «هرکه از حکم حکومتی سَر باز زند و به اوامر سلطانی سر ننهد؛ خون اش بر داروغه و شحنه حلال است !»


 نجار بخت بر گشته، به خانه باز می گردد و در اندیشه جان، ماجرا را به همسر خویش باز می گوید که زنی بوده است پاکدامن و اندیشمند و صبور. پس شوهر را دلداری می دهد و دل قُرص می کند که «مترس ! خداوند از سلطان محمود بزرگ تر است».


 باری؛ دیگر روز، شبنم بر گَل و الله اکبر بر گلدسته ها، ماموران سلطان محمود دق الباب می کنند و پیش از آن که مرد نجار خبردار شود و از ترس قالب تهی کند، همسرش خبر می دهد که «چه خوابیده ای نجار !» برخیز و آبی به صورت زن و وضویی بساز و «الله اکبری بگو» و میخی بر تابوت ترس بکوب ، که «سلطان محمود مرده است و ماموران آمده اند تا او را تابوتی بسازی» … و از آن روز، هر گاه که مردمانِ ایران زمین ، به تنگ بیایند و بخواهند تنگی زمانه را به دست باد بدهند و دلتنگی هایشان را به باد بسپارند و به گوشِ یار برسانند؛ رسم است که به خونِ جگر وضویی ساخته ، بغضی می شکنند که: الله اکبر...



آری؛ الله اکبر ! یعنی خداوند از سلطان محمود بزرگ تر است

مطالب مرتبط: http://chmd.blogfa.com/post-1584.aspx، 

نوشته شده در : چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت :8:45 PM   |   توسط :محمد محمدی نظرات (0)

داستان قراداد من با سایپا

        بنام خدا

حمد خدای را که خالق است و کریم است و رحیم است غفور است و ودود است و... برو تا اخرش

شکر خدای چو گفتی گر نفرستی صلوات بر نبیش غافله را باخته  و خاسری پس

الهم صل علی محمد و اله و عجل لولیک الفرج

از قدیم معروف شده مرگ خوبست برای همسایه

حکایت عدالت -حق مداری و قانون مندی از شنیده های بسیار جذاب و به قول خودمان بعضا شاخ دراور میباشد

شنیدن قصه پر غصه و تعجب اور ما هم خالی از لطف نبوده و اموزنده نیز میباشد

سال 84 خورشیدی به اتفاق وهمراهی برادرم شرکتی بنام صنایع چوبی ابتکار نوین تاسیس وبا حضور در مناقصه انجام کلیه کارهای نجاری گروه خودرو سازی سایپا پس از نزدیک به یک سال دوندگی وعبور از 7 خوان رستم اعم ازدادن سوابق و رزومه کاری بردن نامه از اتحادیه سپردن ضمانت تحقیق از محل کار ساخت نمونه کار قیمت مناسب و پایین موفق به انعقاد  قرارداد تهیه مصالح و ساخت کلیه کارهای نجاری شرکت سایپا وشرکتهای تابعه وخدمات مربوطه به تاریخ 1/7/1385 و شماره1139 /51/23/85

شدیم

تصور کنید چه شور وشعفی به ما دست داد قربونی کشتن و...

به امید اجرای قراداد منعقده لازم به شرکت مراجعه کردیم اجرای رسمی قرارداد با تاخیرمواجه اما بالاخره شروع شد

با انجام کارها دیدیم دستور کارهای ابلاغی سنخیتی با متن قراداد ندارد

مثلا ساخت ونصب یک عدد درب چوبی اعلام ولیکن خدمات نجاری باز

کردن صندوقهای سی کی دی قطعات که مورد نیاز دائمی ولاینقطع خط تولید ابلاغ نمیشود

هرکسی که دستی در کارهای اجرایی دارد بخوبی می داند در اینگونه قراردادها کارهای تکی به این شکل عموما ضررده بوده ودر عوض مجری این قبیل زیان ها را از محل سود کارهای کلی و روتین جبران

میکند(زشت و زیبای کار)

موضوع را با دفتردستگاه نظارت که مسول ابلاغ دستورکارنظارت و تایید صورت وضیعت می باشد مطرح کردیم

 ( گزینش پیمانکارنیز جزء وظایف همین اداره است)

خبری نشد

پیگیری-توضیح متن قراداد

باز هم هیچی

بالاخره گفتیم چاره چیست فعلا صبر

یک روز مشغول کار بودیم که به یک گروه نجاری در حال ساخت جعبه های چوبی بسته بندی قطعات برخوردیم

اقا شما

ما نجاریم - نجار!!!

کدام شرکت

ابتکار نوین

جل الخالق اما ابتکار نوین ماییم و قرارداد نجاری هم مال ما- شما؟!!!

برو بابا شما ابتکار نوینید ما چند وقت است در سایپا مشغول کاریم چک به اسممان هم صادر میشود

سکوت نه سکوت متفکرانه بلکه سکوت اشخاص بایکوت شده

شروع به تحقیق کردیم مشخص شد قرارداد به اسم ما منعقد شده ولیکن در اجرا به چند سطح تقسیم شده یک سطح کار ها از طریق نفراتی در هیئت مدیره به اشخاص مد نظر واگذار بخش دیگری توسط دستگاه معظم وبسیار معزز نظارت به

نفراتی دیگر و در نهایت خرده کارهایی هم به ما جهت اجرا تعلق گرفته

است

جالبتر اینکه تمام واگذاریها وهم پرداخت چکهای صورت وضعیت کار انجام شده به اسم شرکت ما صورت میگیرد

ایندفعه با هم بگیم جلل الخالق!!! بلند بگو یا حسین علیه السلام

با توپ پر و خوشحال از نتیجه بخش بودن درک بازی مان شاکی به دفتر

نظارت رفتیم بعد از گفتن حرفمان  اقا این چه وضعی است

خیلی مودبانه و در کمال خونسردی اقای رییس گفت کاری نکنید بگویم از درب راهتان ندهند

ما که شوکه شده بودیم نامه ای اعتراضی خطاب به دفتر امور قراردادها

نوشته ماوقع را شرح دادیم ومنتظر جواب شدیم

فردا صبح به محض ورود به کارخانه برگ ترددهایمان توسط حراست اخذ و از داخل شدمان جلوگیری کردند

با کلی خواهش به عنوان مراجعه کننده میهمان توانستیم تا امور قراردادها برویم مذاکرات شفایی با بازرس انجا به عنوان نماینده مدیر عامل داشته و با اخذ قول رسیدگی وابلاغ نتیجه خارج شدیم

یک هفته گذشت خبری نشد

نامه دیگر و ایندفعه خطاب به مدیر عامل وقت

نامه نگاری تا 9 نامه ادامه یافت و دیگربا قطع امید از رسیدگی پس از 3 ماه به سازمان بازرسی کل کشور با توجه  به وظیفه سازمانی ان نهاد عالی مقام محترم مراجعه و طرح شکایت کردیم

پس از کلی پیگری و دیدن این و ان بعد از 15 روز گفتند از سازمان

رسیدگی به شکایت گروه خودرو سازی سایپا استعلام بعمل امد سازمان مذکور این شکایت را کذب محض اعلام نمود بنابراین بنا بر قانون تشکیل سازمان شکایت مذکوربایگانی گردید

شاخی که اول کار گفتم دوباره بی اجازه روی سرمان سبز شد

گفتیم باباایهاالبازرسیون کجای عالم با استعلام از متهم وبر مبنای ان

حکم صادر می کنند؟!!!

پس مستندات –قراداد و شواهد ما چه می شود

بعد چند روز گفتند  با توجه به قانون تشکیل سازمان بازرسی رسیدگی

در این سازمان متصور نبوده فلذا بایگانی میشود از جای دیگر پیگیری شود

الحمدالله والمنه معنا و تفسیر چند وجهی بودن قانون با قرائت های مختلف و رسیدگی را هم فهمیدیم 

نا امید پی جاره جویی بودیم

ان روزها مصادف بود بود با ریاست و شعارهای امید دهنده جناب اقای احمدی نژاد پس به دفتر شکایات مردمی ان نهادمحترم مراجعه کردیم

نهاد مذکور شکایت را به دفتر شکایات وزارت صنایع ارجاع نمود

این وسط نمیدانم چرا کفاش محله به من زیاد ابراز محبت میکرد!!!

خلاصه دفتر شکایت وزارت خانه هم چند جلسه کارشناسی برگزار وبا

محق دانستن ما چند نامه به سایپا پرتاب کرد و منتظر جواب

بنده خدا برادرم همان اول گفت اینجا هم خبری نیست ( البته استدلال هم داشت می گفت الان به طور مثال یک دزد پخش ماشین را می گیرند اول کار یک چک ابدار ... دزد بعد درجا تشکیل پرونده دادگاه رد مال جریمه زندان سابقه کیفری یا پخش را دزد برده و معلوم نیست با معرفی مضنون بنده خدا دستگیر و باید ثابت کند که دزدی کار او نیست حالا این چه رسیدگی است ما با یک کیسه مدرک می رویم ته کار بگی نگی یک نامه صادر می شودانهم بی پاسخ)

بعد از چند ماه دوندگی  نتیجه ای نگرفتیم دوباره رفتیم ریاست جمهوری

دوباره برگشتیم وزارت  بدو کفش پاره کن ولا غیر

بانذر و نیازو پیگیری تلفنی مادر موفق به رویت جمال منوروزیر محترم

صنایع شدیم ودرد دل به ان عزیز مسئول گفتیم

جناب اقای محرابیان دستور لازمه را به مسئول دفتر بازرسی و شکایات وزارتخانه اقای فیضی  صادر و ما را امیدوار راهی نمود

فردا بنا بر توافق جلسه تلفنی پیگیر دستور شدیم با یک هفته تاخیر نامه ای با امضا دفتر وزارتخانه بدستمان  دادند که اصلا شبیه دستور صادره وزیر نبود ناچار با همان نامه به سایپا رفتیم  نامه دریافت و قرار شد جواب بدهند

چند بار مراجعه و توضیح لازمه به نفرات مختلف دادیم و منتظر پاسخ

شدیم

حالا نمون کی بمون

اقا ما وزیر دیدیم

اقا ما دستور رسیدگی داریم

اقا ما چند نظر کارشناسی داریم

اقا ما حقیم

اقا ما مظلومیم

اقا ما

اقا این سعیدی مسئول پرونده با اون دیروزی فرق میکنه!!!

یکی ارام گفت انگار می خاری

اقا یعنی چی  اقا ...

اما حرفه تاثیرش را داشت چون ما که دیگر بعد از 4 سال دوندگی کفش پاره نکردیم

اما اشتباه نشه ما هنوز امیدواریم

اخه قانون- حق- قرارداد -نظر کارشناسی-دستور وزیر

... خودم به خودم میگم برو کشکت و بساب

یک چیز دیگه هم بود کوزه و اب

ولش کن بابا

پی نوشت

شماره نامه های پاسخ بازرسی کل کشور -16631/86/305تاریخ5/4/86

4631/86/305-تاریخ 29/7/86

محمد محمدی

     لعن الله علی عدوک یا علی سلام الله علیه       

 

نوشته شده در : جمعه 24 دی 1389  ساعت :3:56 PM   |   توسط :محمد محمدی نظرات (0)

درباره ما

فرصتی برای بهره مندی

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 143097
  • تعداد کل مطالب : 91
  • تعداد کل نظرات : 20
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 24 دی 1389 

تماس با ما

پست الکترونيکي : changizmd@gmail.com
وب سایت :

خبرنامه

زیارت عاشورا