داستان زندگی ما

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید!

به مرغ وگوسفندو گاو خبر داد.
همه گفتند:تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد!
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید!
از مرغ برایش سوپ درست کردند!
گوسفند را برای عیادت كنندگان سر بریدند!
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند .
و دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میكرد و به مشکلی كه به دیگران ربط نداشت فكر میكرد

نوشته شده در : شنبه 26 فروردین 1391  ساعت :10:05 AM   |   توسط :محمد محمدی نظرات (1)

درباره ما

فرصتی برای بهره مندی

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 143246
  • تعداد کل مطالب : 91
  • تعداد کل نظرات : 20
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 24 دی 1389 

تماس با ما

پست الکترونيکي : changizmd@gmail.com
وب سایت :

خبرنامه

زیارت عاشورا