حرام
حرام در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که
ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ
چرا خوک حرام است ؟

بقیه در ادامه مطلب....
حرام
حرام در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ
چرا خوک حرام است ؟
در این جا چند دلیل برای حرام بودن خوک می آورم که هیچ کدام کافی نیست ولی از هیچ چیز بهتر است و این که اگر شما کمک کنید که کاملش کنم لطف کردید :
٫۱ نجاست خواری (پیکا):خوک کمبود بعضی از مواد خوراکی خود را توسط نجاست خواری برطرف میکند ( احتمالا کمبود فسفر و مواد معدنی )
٫۲ بیماری مشترک (زانوز):خوک بیماریهای مشترک زیادی با انسان دارد و احتمال زیادی دارد که پرورش دهندگان و حتی مصرف کنندگان رو آلوده کند .
٫۳ چربی فوق العاده زیاد در گوشت : بر خلاف حیواناتی مثل گوسفند و بز که به دلایلی چربی گوشتشان کم است ( مثلا مثل دنبه جدا از گوشت است ) گوشت خوک چربی بسیار بالایی دارد و از لحاظ مصرف برای افراد مسن و دارای بیماری قلبی مناسب نیست .
٫۴ وجود کرم تریشین : این کرم مراحل تکاملش را در بدن خوک می گذراند و در بدن آدمی به بلوغ می رسد در واقع خوک ناقل این کرم است .
٫۵ هر کدام از عوامل بالا دلیل خوبی بود ولی کافی نبود در نهایت شاید بی اهمیت به نظر برسه ولی در کتاب مخزن الادویه ی حاج میرزا مهدی اصفهانی گفت کسانی که گوشت خوک می خورند بی غیرت خواهند شد . (مثل خود خوک )
خوردنيهاي حلال و حرام در قرآن - ۲۰ آيه
بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشتخوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زيادهخواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است
پس از آنچه خدا شما را روزى كرده استحلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمتخدا را اگر تنها او را مىپرستيد شكر گزاريد
جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشتخوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زيادهخواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است
و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند
بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشتخوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز كسانى كه كافر شدهاند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديدهاند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمتخود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم و هر كس دچار گرسنگى شود بىآنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى ترديد خدا آمرزنده مهربان است
از تو مىپرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر كه شما بعنوان مربيان سگهاى شكارى از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم دادهايد [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشتهاند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و پرواى خدا بداريد كه خدا زودشمار است
امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوستخود بگيريد و هر كس در ايمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زيانكاران است
پس اگر به آيات او ايمان داريد از آنچه نام خدا [به هنگام ذبح] بر آن برده شده است بخوريد
و شما را چه شده است كه از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمىخوريد با اينكه [خدا] آنچه را بر شما حرام كرده جز آنچه بدان ناچار شدهايد براى شما به تفصيل بيان نموده است و به راستى بسيارى [از مردم ديگران را] از روى نادانى با هوسهاى خود گمراه مىكنند آرى پروردگار تو به [حال] تجاوزكاران داناتر است
و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در قيقتشيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمىدارد
و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد
اى كسانى كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد
صيد دريا و ماكولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهرهاى باشد و[لى] صيد بيابان مادام كه محرم مىباشيد بر شما حرام گرديده است و از خدايى كه نزد او محشور مىشويد پروا داريد
بگو به من خبر دهيد آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانيدهايد بگو آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد
و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايهاى كه آن را مىپوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مىبينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد
اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مىدهيد دانايم
اى مردم از آنچه در زمين استحلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست
خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد
ماههای حرام
ماههای قمری عبارتاند از: محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجه.
از این دوازده ماه، چهار ماه رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه ماههای حرام شناخته میشوند که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است. سه ماه پشت سر هم و یک ماه (رجب) جدا از بقیه است.
بعضی از مفسران قرآن، تحریم جنگ در این چهار ماه را از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام میدانند. در عصر جاهلیت نیز این قانون به عنوان یک سنت به قوت خود باقی بود؛ هر چند آنها طبق میل خود، گاهی جای این ماهها را تغییر میدادند، ولی در اسلام همواره ثابت و غیر قابل تغییر شد.
گفتنی است که تحریم جنگ در این چهار ماه در صورتی است که جنگ از سوی دشمن بر مسلمانان تحمیل نشود، اما در صورتی که مسلمانان مورد هجوم قرار گیرند، موظف به دفاع از از خود هستند. تحریم جنگ و خونریزی در این چهار ماه، دلایل زیادی داشته و دارد، که پایان دادن به جنگ های طولانی و دعوت به صلح و آرامش، یکی از این دلایل است؛ زیرا هنگامی که جنگجویان، چهار ماه اسلحه را بر زمین بگذارند، مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود میآید و احتمال پایان یافتن دائمی جنگ بسیار افزایش مییابد.
قرآن کریم در آیه 36 سوره توبه صراحتا به حرمت ماههای حرام حکم داده است.
چرا طلا برای مردان حرام است ؟
پژوهش های علمی از مضر بودن طلا برای سلامتی مردان خبر می دهند.
به گزارش پایگاه اینترنتی محيط، پژوهش های علمی پزشکی نشان می دهد طلا بر گلبول های قرمز مردان تأثیر می گذارد ، در حالی که بر گلبول های قرمز زنان تأثیری نمی گذارد.
این امر به دلیل وجود لایه چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می افتد. این لایه مانع تأثیر اشعه های عنصر طلا بر روی گلبول های قرمز می شود.
همچنین پژوهش های فراوان علمی دیگر نشان می دهند که اشعه های طلا نقش منفی بر روی هورمون های جنسی مردان دارند، در حالی که اشعه های عنصر "نقره" بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارد.
در ترکیب بدن انسان، عنصر طلا، اورانیوم، آهن و عناصر دیگر وجود دارد ولی عنصر "نقره" وجود ندارد. طلا و نقره با ترکیبات موجود در غذا از خود واکنش نشان می دهند و به همراه آنزیم ها در بدن انسان ترکیباتی که برای سلامتی بدن انسان مضر است، ایجاد می کنند.
پیامبر اکرم (ص) قرن ها پیش درباره این موضوع فرمودند: طلا و ابریشم برای مردان امتم حرام است و برای زنان امتم حلال است و این مطلب میزان اهمیت و فایده احکام اسلامی را ثابت می کند.
حدیث (1) امام هادى عليهالسلام:
اِنَّ الحَرامَ لا يَنمى وَ اِن نَمى لا يُبارَكُ لَهُ فيهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم يُؤجَر عَلَيهِ وَ ما خَلَّـفَهُ كانَ زادَهُ اِلَى النّارِ؛
به راستى كه حرام، افزايش نمىيابد و اگر افزايش يابد، بركتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشهاى به سوى آتش خواهد بود.
كافى، ج 5، ص 125، ح 7
حدیث (2) امام صادق عليهالسلام :
إذا أرادَ أَحَدُكُم أَن يُستَجابَ لَهُ فَليُطَيِّب كَسبَهُ وَليَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ ، وَ إِنَّ اللّهَ لا يَرفَعُ إِلَيهِ دُعاء عَبدٍ وَفى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ؛
هر كس بخواهد دعايش مستجاب شود، بايد كسب خود را حلال كند و حق مردم را بپردازد. دعاى هيچ بندهاى كه مال حرام در شكمش باشد يا حق كسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمىرود.
بحارالأنوار، ج93، ص321، ح31
حدیث (3) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
اَلصُّلحُ جائِزٌ بَينَ المُسلِمينَ، إِلاّ صُلحا أَحَلَّ حَراما وَحَرَّمَ حَلالاً؛
صلح ميان مسلمانان جايز است، مگر صلحى كه حرامى را حلال يا حلالى را حرام كند.
الفقيه، ج3، ص32، ح3267
حدیث (4) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
أَلا وَإِنَّ اللّهَ حَرَّمَ الحَرامَ وَحَدَّ الحُدودَ وَما أَحَدٌ أَغيَرُ مِنَ اللّهِ وَمِن غَيرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ؛
بدانيد كه خدا حرام را ممنوع فرموده و حدود را مشخص كرده است و احدى غيرتمندتر از خدا نيست و از غيرت اوست كه زشتىها را حرام فرموده است.
امالى صدوق، ج1، ص348
حدیث (5) امام صادق عليهالسلام :
اَلغُلامُ... يَتَعَلَّمُ الحَلالَ وَالحَرامَ سَبعَ سِنينَ؛
فرزند... را در هفت سال سوم (از چهارده سالگى به بعد) حلال و حرام ياد دهيد.
كافى، ج6، ص47، ح3
حدیث (6) امام باقر عليهالسلام :
وَاللّهِ لَحَديثٌ تُصيبُهُ مِن صادِقٍ فى حَلالٍ وَحَرامٍ خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ حَتّى تَغرُبَ؛
به خدا قسم اگر از شخصى راستگو حديثى درباره حلال و حرام بشنوى، از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع و غروب مىكند براى تو بهتر است.
محاسن، ج1، ص227، ح157
حدیث (7) امام على عليه السلام :
إذا رَغِبتَ فِى المَكارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ؛
اگر خواهان مكارم و بزرگوارى ها هستى از حرام ها دورى كن.
نهج البلاغه، خطبه 178
حدیث (8) امام على عليه السلام :
إذا رَغِبتَ فِى المَكارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ؛
اگر خواهان مكارم و بزرگوارى ها هستى از حرام ها دورى كن.
نهج البلاغه، خطبه 178
حدیث (9) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
يا عَلىُّ وَلِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: صِدقُ الكَلِمِ وَاجتِنابُ الحَرامِ وَأَن يَتَواضَعَ لِلنّاسِ كُلِّهِم؛
يا على دانشمند سه نشانه دارد: راستگويى، حرام گريزى و فروتنى در برابر همه مردم.
التوحيد، ص 127
حدیث (10) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
مَنْ أَعْرَضَ عَنْ مُحَرَّمٍ أَبْدَلَهُ اللّهُ بِهِ عِبادَةً تَسُرُّهُ؛
هر كس از حرام دورى كند، خداوند به جاى آن عبادتى كه او را شاد كند نصيبش مىگرداند.
بحارالأنوار، ج 77، ص 121، ح 20
حدیث (11) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
تُفْتيكَ نَـفْسُكَ، ضَعْ يَدَكَ عَلى صَدْرِكَ، فَإنَّهُ يَسْكُنُ لِلْحَلالِ وَ يَضْطَرِبُ مِنَ الْحَرامِ دَعْ ما يُريبُكَ اِلَى ما لا يُريبُكَ، وَ اِنْ اَفْتاكَ الْمُفْتُونُ، اِنَّ الْمُؤمِنَ يَذَرُ الصَّغيرَ مَخافَةَ اَنْ يَقَعَ فِى الْكَبيرِ؛
قلبت (وجدانت)، حقيقت را براى تو مىگويد. دستت را بر روى سينهات بگذار، زيرا قلبت از حلال، آرامش و از حرام تشويش پيدا مىكند. آنچه تو را به ترديد مىاندازد ـ هر چند كه صاحبان فتوا، فتوا دهند ـ رها كن و به سراغ چيزى برو كه تو را به ترديد نمىاندازد. مؤمن از ترس گناه بزرگ، گناه كوچك را هم رها مىكند.
كنزالعمّال، ح 7306
حدیث (12) امام على عليهالسلام :
اَحْسَنُ الآْدابِ ما كَفَّكَ عَنِ الْمَحارِمِ؛
بهترينِ ادبها آن است كه تو را از حرامها باز دارد.
معدن الجواهر، ص 59
حدیث (13) امام على عليهالسلام :
حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِيالِ؛
خوش اخلاقى در سه چيز است: دورى كردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسايش و رفاه براى خانواده.
بحارالأنوار، ج 71، ص 394، ح 63
حدیث(14) حضرت فاطمه (س):
اَزهَدُ الناسِ مَن تَرَکَ الحَرام ، اَشَدُّ الناسِ اِجتهاداً مَن تَرکَ الذُّنوب؛
زاهد ترین مردم کسی است که حرام را وانهد، کوشاترین مردم تارک گناهان است.
تحف العقول، ص519
اثر غذای حلال یا حرام
آنچه مسلم است غذای پاک و حلال در روح و قلب انسان اثر نیکو و غذای حرام، اثر بدی میگذارد و مخصوصاً روح های لطیف و سبک با خوردن حتی یک لقمه غذای حلال یا حرام این اثر را به خوبی حس میکنند.
از مرحوم« کربلایی کاظم فراهانی» که خداوند به او عنایت فرموده بود و بدون اینکه سواد داشته باشد، تمام سی جزء قرآن را یکباره حفظ شده بود، نقل میکنند که: طلاب مدرسه فیضیه قم او را دعوت میکردند و از او سوالاتی در مورد قرآن میکردند و او همه سؤالات را جواب میداد.
گاهی هم بعضی او را به صرف ناهار دعوت میکردند و او می پذیرفت ولی می دیدند گاهی بعد از خوردن غذا از آن محل خارج میشود و با داخل کردن انگشت در حلق خود سعی میکند غذاها را از شکم خود خارج کند.
از او میپرسیدند چرا این کار را میکنی؟! می گفت: «غذایی که خوردم حلال نبوده نور قلبم کم شده، دیگر نمیبینم.
اثر غذاهای حلال در سبکی و نور باطن و توجه به عبادات و نیز اثر غذاهای حرام در سنگینی و کدورت و کسالت در عبادات به خوبی مشهود است و لذا در روایات بسیاری بر کسب حلال و اجتناب از حرام تأکید و تحریص شده است که به گوشه ای از آن اشاره میکنیم.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در سه روایت چنین فرمودهاند:
1- عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن طلب روزی حلال است.
2- هر کس لقمه حلال بخورد، فرشتهای بالای سر او میایستد و برای او طلب مغفرت مینماید تا از خوردن دست بکشد.
3- هر کس غذای حلال بخورد خداوند قلب او را تا چهل روز نورانی میگرداند. و امام صادق علیه السلام فرمودند: « طلب رزق حلال را رها نکن زیرا روزی حلال انسان را در دینش کمک مینماید؛
و در مورد اجتناب از غذای حرام و کسب حرام هم روایات زیادی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد شده از آن جمله:
1-هر کس از راه غیر حلال مالی بدست آورد، توشهاش به سوی آتش است.
2- خدای تعالی میفرماید: « هر کس توجهی نکند که از چه راهی درهم و دینار به دست میآورد من هم توجهی نمیکنم که از چه دری او را داخل آتش کنم
3- وقتی لقمه حرام در شکم کسی واقع شد، هر فرشتهای در آسمانها و زمین او را لعنت میکنند.
4- عبادت همراه با حرامخوری مانند ساختمان بر روی شن یا بر روی آب است. از مجموعه این احادیث روشن میشود که انسان باید در کسب خود دقت کند تا حلال باشد و در نتیجه غذایی که میخورد حلال باشد تا اثرات آن در قلب و روح او، نورانیت و لطافت باشد و عباداتش مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.
ویژگی های موسیقی حلال و حرام
مقام معظم رهبری
این که ما بگوییم موسیقی بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی است، نه؛ من به این معتقد نیستم که موسیقی یک چنین کششی داشته باشد.
بهتر است بگویم یکی از راههای مبارزه با تهاجم فرهنگی است. بله؛ یکی از راه هاست. البته با شرایطی می تواند باشد؛ اما بهترین راهش را این نمی دانم. ببینید؛ در مورد موسیقی دو حرف وجود دارد: یکی این که ببینیم اساسا مشخصه های موسیقی حلال و حرام چیست و دیگر این که بیاییم در مصداق، مرزهایی را مشخص کنیم تا به قول شما، جوانان بدانند که این یکی حرام و این یکی حلال است. البته این دو کار آسانی نیست. کار دشورای است که انسان از این اجرای موسیقی های گوناگون –موسیقی خارجی، موسیقی ایرانی هم با انواع و اقسامش؛ با کلام، بی کلام –بخواهد یکی یکی این ها را مشخص کند؛ اما مشخصه های کلی ای دارد که آن را می شود گفت... .
موسیقی ای که انسان را به بیکارگی و ابتذال و بی حالی و واخوردگی از واقعیت های زندگی و امثال این ها بکشاند، موسیقی حلال نیست؛ موسیقی حرام است. موسیقی چنانچه انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند، حرام است. موسیقی ای که انسان را به گناه وشهوترانی تشویق کند، حرام است؛ از نظر اسلام این است.
موسیقی اگر این خصوصیات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن وقت حرام نیست. این هایی را که من گفتم، بعضی اش در موسیقی بی کلام و در سازهاست؛ بعضی هم حتی در کلمات است. یعنی ممکن است فرضا یک موسیقی ساده بی ضرری را اجرا کنند، لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می شود، شعر گمراه کننده ای باشد؛ شعر تشویق کننده به بی نبد و باری، به ولنگاری، به شهوترانی، به غفلت و اینطور چیزها باشد؛ آن وقت حرام می شود.
بنابراین، آن چیزی که شاخص حرمت و حلیت در موسیقی است و نظر شریف امام هم در اواخر حیات مبارکشان –که آن نظریه را در باب موسیقی دادند- به همین مطلب بود، این است. موسیقی لهوی داریم. ممکن است موسیقی –به اصطلاح فقهی اش- موسیقی لهوی باشد. «لهو» یعنی غفلت، یعنی دور شدن از ذکر خدا، دور شدن از معنویت، دور شدن از واقعیت های زندگی، دور شدن از کار و تلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بندوباری. این موسیقی می شود حرام. اگر این با کیفیت اجرا حاصل شود، اگر با کلام حاصل شود؛ فرقی نمی کند.
شما می گویید زبان بین المللی. آن موسیقی ای که به قول خود شما مرزها را در نوردیده و در جاهایی پخش شده، آیا لزوما مویسقی خوبی است؟ صرف این که این موسیقی از مرز فلان کشور خارج شد و توانست به مثلا کشورهای مختلف برود و یک عده طرفدار پیدا کند، مگر دلیل خوب بودن موسیقی است؟ نه؛ به هیچ وجهو. ممکن است موسیقی ای باشد که به شهوترانی و تحرکات و نشاط های شهوی جوانی تحریک می کند؛ طبیعی است که یک مشت جوانی که غفلت زده هستند، از این موسیقی خوششان می آید. هر جایی که در دنیا دستشان به این نوار بیفتد، از ا« نوار استفاده می کنند. این دلیل خوب بودن موسیقی نیست.
من نمی توانم به طور مطلق بگویم که موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی حلال است؛ نه، این طور نیست. بعضی خیال می کنند که مرز موسیقی حلال و حرام، موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی غیرسنتی است؛ نه، این طوری نیست. آن موسیقی ای که منادیان دین و شرع همیشه در دوره های گذشته با آن مقابله می کردند و می گفتند حرام است، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین، در نزد افراد بی بند و بار، در نزد افرادی که به شهوات تمایل داشتند وخوض در شهوات می کردند، اجرا می شده است. این همان موسیقی حرام است.
بنابراین، مرز موسیقی حرام و حلال، عبارت از ایرانی بودن، سنتی بودن، قدیمی بودن، کلاسیک بودن، غربی بودن یا شرقی بودن نیست؛ مرز آن چیزی است که من عرض کردم. این ملاک را می شود به دست شما بدهیم، اما این که آیا این نوار جزو کدام ها است، این را من نمی توانم مشخص کنم.
البته الان دستگاه هایی هستند که ممیزی می کنند؛ اما من خیلی هم اطمینان ندارم که این ممیزی ها صددرصد درست باشد. گاه می آیند به ما می گویند که یک نوار بسیار بد یا مبتذلی را به صورت مجاز پخش می کنند، گاهی هم ممکن است عکس این اتفاق بیفتد. من الان نمی دانم واقعا این ممیزی ها چقدر از روی واقع بینی و ضابطه مندی انجام میگیرد؛ اما آن چیزی که من می توانم به شما به عنوان یک جوان خوب و به عنوان کسی که مثل فرزندان خودم هستید به عنوان نصیحت و نظر خودم بگویم، این است که عرص کردم.
به نظرم می رسد که موسیقی می تواند گمراه کننده باشد، می تواند انسان را به شهوات دچار کند، می تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی کند؛ می تواند هم این نباشد و می تواند عکس این باشد. مرز حلال و حرام این جا است. من امیدوارم که شما جوانان با این زاد تقوا بتوانید وارد میدان شوید و تولیدهایی داشته باشید که به معنای حقیقی کلمه هم خصوصیات موسیقی خوب و بلیغ را داشته باشد و به معنای حقیقی تأثیر گذار مثبت باشد و حقیقتا جوانان و روح ها را به صفا و به معنویت و به حقیقت رهنمون کند.