انتظار
پنج شنبه 4 فروردین 1390 3:14 PM
سهم من از شب همان انتظاري است که پاهايم را بي اختيار سوي کوچه هاي خيال ميکشاند هيچ رهگذري را از آن عبور ندادم
تا شايد ديدار را نزديک کند...![]()
کوچه هايي که مدت هاست چراغاني کردم و
اي کاش لحظه اي حضورت را در آن کوچه مي ديدم
تا تمام دلواپسي هايم از بين رود...