سهم من از شب همان انتظاري است

 

 که پاهايم را بي اختيار سوي

کوچه هاي خيال ميکشاند

تا شايد ديدار را نزديک کند...

کوچه هايي که مدت هاست چراغاني کردم و

هيچ رهگذري را از آن عبور ندادم

اي کاش لحظه اي حضورت را در آن کوچه مي ديدم

تا تمام دلواپسي هايم از بين رود...