جن دارای حرکات بسیار سریع میباشد و به همین دلیل قبلاً میتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح ( علیهالسلام ) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلیاللهعلیهو آلهوسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جنها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی میکردند.
همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه میباشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص میباشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات میتوانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه میتواند به هر شکلی که میخواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمیشود.
طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل میکند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا میباشد. انسان و جن میتوانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را میبیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمیباشد.
جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جنها نیز مبعوث شدند و در بین جنها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار میگیرند. رهبر جنهای شیعه "سعفر ابن زعفر" میباشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک « یا ابا عبد الله الحسین » برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیهالسلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیهالسلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.
در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد میکنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد میفرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را میپرستند، علّامه طباطبائی( رضوان الله تعالی علیه ) میفرمایند : « مشرکان سه دسته میشوند، اول آنهاییکه جن میپرستند، دوم آنهاییکه ملائکه میپرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش میکنند. » ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجهای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان میباشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جنتمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمیشود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمیدانند.
تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمیتواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه میکند، چیزهایی از انسان میگیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند ، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک ، از جمله همسر و فرزندان او آسیب میزند و یا آزار و اذیّت میرساند ، پس بهتر است جن را بهانهای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود ...
جن در قرآن و احادیث
در میان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد، عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبیعت جستجو می کنند. اگرچه میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق و اساسی است، ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبیعه را انکار کنند. آنهایی که خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غیر از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبیثه و یا ارواح شریر و یا شیطان یاد می کنند، برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند، مادیون هم که اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، این موجودات را همان انسانهای اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان و میمون حیران مانده و به شکل و شمایل غریب درآمده اند و یا حتی برخی از آنان معتقدند که اینان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صریح قرآن، موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حیوانات؛ که یا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعورند مانند حیوانات و باز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است. ۳ـ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسیله بسیاری از انسانها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه ۱۷)
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه ۱۷)
بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه ۸۸)
سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را ازجن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه ۱۱۹)
ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانیدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه ۳۳)
مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)
از حضرت امام صادق (ع) روایت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)
بانو حکیمه دختر امام کاظم (ع) گوید: «برادرم امام رضا (ع) را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند» (اصول کافی ص ۳۹۵) علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دستهای خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمکهایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجایی، تهرانی جن و شیطان ص ۴۷)
اینها شمه ای بود از آیات قرآن کریم و احادیث و روایات که هر گونه شک و شبهه ای را در وجود واقعیت جن به یقین تبدیل می سازد.
جن چگونه موجودیست؟
به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین» گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه ۲۷)
خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه ۱۴ و ۱۵)
مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی.
از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).
۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: «بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)
همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.
مكان جنيان
از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی میكنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

«مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه
توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
و تشكيل نطفه تولد میيابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) میباشد». (جن و شيطان ص ۵۷)
روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) میروند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)
خواب جنيان
«الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه میفرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه میفرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت میخوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو میخوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب میتوان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.
مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان میشود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵) «به ميان امتهايی كه پيش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شويد». (سوره اعراف، آيه ۳۸) از اين آيات چنين برمی آيد كه نه تنها آنها هم مانند
انسان مرگ دارند، بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند
تکالیف جنیان در مقابل پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند كه بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده ام». (سوره ذاريات، آيه ۵۶) ناصر خسرو نيز اين طور میسرايد: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قيامت امتش هر نوع و جنس جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانين دينی مكلف است، چگونگی عبادت و اجرای احكام در ميان آنها، مشخص نيست ولی آنچه مسلم است، اين است كه پيامبرانی كه برای هدايت مخلوق برگزيده شده اند، جنيان را نيز هدايتگرند. چنان كه علامه طباطبايی (ره) فرمودند: «اتفاقا در اين باره از خود جنيان هم سوال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پيامبران ما انسانند و اينك ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر میدانيم». (جن و شيطان)
از بسياری از آيات، روايات و احاديث نيز اين طوراستنباط میشود كه بعضی از جنيان كافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها يهودی بوده اند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته میشود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان كه اسلام آورده اند در جست و جوی راه راست بوده اند، اما آنان كه از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود و اگر بر طريق راست پايداری كنند، از آبی فراوان سيرابشان كنيم». (سوره جن، آيه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آيه اين چنين برمی آيد كه جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی كافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نيز نيكوكار و صالح بوده و دارای عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است كه: «حضرت رسول (ص) پس از آن كه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت كند، كسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسيد كه آن را «وادی جن» میگفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آيات الهی مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنيان صدای صوت آن حضرت را شنيدند، پس از آن كه رسول اكرم (ص) از تلاوت فراغت يافت، جنيان به سوی قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند: «ای قوم، كتابی را شنيديم كه بعد از موسی نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستی هدايت میكند». (سوره احقاف، آيه ۲۹ و ۳۰) و روايت است كه حتی برخی از جنيان از گروه شيعيان میباشند از آن جمله روايتی است كه از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفيابی به حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند كه عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندكی صبر كردم تا آنها خارج شوند. پس كسانی خارج شدند كه آنها را نمی شناختم و غريب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفيابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض كردم، فدايت شوم، الان زمان حكومت بنی اميه است و شمشيرهای آنها خونريز میباشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اينان گروهی از شيعيان، از طايفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دينی خود سئوال كنند». (جن و شيطان، ص ۶۵)
ارواح شرير كدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان میدهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در آنها ايجاد میكرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت میگيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن میكنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ میكند. البته تقريبا به غير از مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه میروند دستهای خود را تكان میدهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا میكنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگيرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.
در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» میگويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن میباشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار میرود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست»..
آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير مینامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور مینويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان میدهند تا روی حرف مورد نظر بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) میدانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» میگويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس میگيرند... البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی میكند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»
آيا جن علم غيب دارد
قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش میباشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد میكند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. البته بسياری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ استفاده و فريب مردم و يا ناآگاهانه به اين باورها دامن زده اند، ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب میباشد و لاغير، چنان چه میفرمايد: «خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پيامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن میدانيم، جنيان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست، زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی میتوانند طی طريق كنند، میتوانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم. به هر حال علم غيب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن میشود.
(( آمدن زعفر جنی به قصد یاری امام حسین علیه السلام ))
هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت : کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .
وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .
خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود (( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))
حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان رشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم .
همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟! حضرت فرمود : خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم . اگر من در جای خود بمانم خداوند بوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد ...
جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود با دلیل هدایت شود .))
من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!
گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما آن حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم .مادرم وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س ) چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی آرزو داشتم تا جانم را فدای آن حضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم و چون نگاه کردیم ، دیدیم که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))
در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام آنان را مرخص فرمود .
ازدواج جن با انسان
فاضل تنکابنی در قصص العلما در ضمن ترجمه شیخ جعفر عرب نقل نمود که: در زمانی که شیخ جعفر در لاهیجان بود شخصی به حضورش شرفیاب شده عرض کرد با جناب شیخ سخن محرمانه ای دارم . وقتی مجلس خلوت شد عرض کرد : من در حباله خود دو زن دارم . روزی در صحرا تنها بودم که دختری در نهایت حسن و جمال دیدم و از مشاهده او در بیابان هراسان و حیران شدم پس آن دختر پیش من آمد و گفت :وحشت نکن من دختری هستم از طایفه جن و عاشق تو گشته ام برو برای من در خانه خود منزلی آماده کن که من هر شب به نزد تو آیم و از مال دنیا هرچه بخواهی برای تو می آورم لکن به دو شرط اول : آنکه از زنان خود به کلی کناره گیری کنی و با ایشان مقاربت ننمایی دوم : آنکه این سر را به کسی اظهار نکنی و اگر از هر یک از این دو شرط تخلف کنی تو را هلاک میکنم و اموال خود را هم خواهم برد .
من همان طوری که او گفته بود عمل کردم و تا به حال از زن های خود قطع علاقه کرده ام او اموال بسیاری هم آورده لکن از مقاربت او ضعفی بر من عارض شده که خود را نزدیک به هلاکت میبینم و از ترس او جرأت کناره گیری را هم ندارم زیرا میدانم هم مرا از بین می برد و هم مالی که آورده خواهد برد فعلا کار من به اضطرار کشیده و برای خلاصی از این مهلکه جز شما پناه و مرجعی ندارم اکنون تو نائب امام زمان (ع) هستی مرا از این مهلکه باید نجات بدهی .شیخ بزرگوار چون این مطلب را شنید دونامه نوشت و به آن مرد داد و فرمود: یکی از اینها را بر بالای اموال خود بگذار و آن دیگری را در دست خود بگیر و در مقابل آن خانه بنشین و چون آن دختر آمد بگو این نامه را شیخ جعفر نجفی نوشته است.
آن شخص می گوید به دستور شیخ بزرگوار عمل کردم .چون دختر آمد آن نامه را به او نشان دادم و گفتم آقا شیخ جعفر این نامه را نوشته .چون این حرف را شنید دیگر پیش من نیامد و به نزد اموال روانه گردید. وقتی نامه دیگر شیخ را روی اموال دید برگشت به من متوجه شد وگفت :اگر شیخ بزرگوار نامه ننوشته بود تو را به جهت افشای این سر هلاک می کردم و این اموال را هم می بردم لکن بر امر شیخ مخالفت نمی توانم بکنم و قادر هم نیستم . این جمله را گفت و رفت و دیگر او را ندیدم.
.: Weblog Themes By Pichak :.