در مورد شعار امسال و كارى كه امسال بايد انجام بگيرد. البته سرفصلهاى مهمى وجود دارد كه همه داراى اولويتند. مثلاً تحول نظام ادارى يك كار لازم است كه بايد انجام بگيرد؛ تحول آموزش و پرورش، يك كار بنيانى است؛ جايگاه علوم انسانى در دانشگاه‌ها و در مراكز آموزش و تحقيق، يك كار اساسى است؛ مسائل مربوط به فرهنگ عمومى، مسائل مربوط به اخلاق جامعه، اين كارها همه‌اش كارهاى مهمى است؛ ليكن به نظر صاحبنظران، امروز در اين برهه‌ى از زمان، مسئله‌ى اقتصادى از همه‌ى مسائل كشور فوريت و اولويت بيشترى دارد. اگر كشور عزيز ما بتواند در زمينه‌ى مسائل اقتصادى، يك حركت جهادگونه‌اى انجام بدهد، اين گام بلندى را كه برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه كند، بلاشك براى كشور و پيشرفت كشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادى خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه‌ى اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند.

 

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [8:01 PM]  [علی فنودی]

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/20826/smpl.jpg

 

بخش خصوصى را بايد كمك كرد. اينكه ما «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم، خب، خود اقتصاد مقاومتى شرائطى دارد، اركانى دارد؛ یکی از بخشهايش همين تكيه‌‌ى به مردم است؛ همين سياستهاى اصل ۴۴ با تأكيد و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بيشتر بايد دنبال شود؛ اين جزو كارهاى اساسى شماست. در بعضى از موارد، من از خود مسئولين كشور مي شنوم كه بخش خصوصى به خاطر كم‌‌توانى‌‌اش جلو نمى‌‌آيد. خب، بايد فكرى بكنيد براى اينكه به بخش خصوصى توانبخشى بشود؛ حالا از طريق بانكهاست، از طريق قوانين لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طريقى كه لازم است، كارى كنيد كه بخش خصوصى، بخش مردمى، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتى معنايش اين است كه ما يك اقتصادى داشته باشيم كه هم روند رو به رشد اقتصادى در كشور محفوظ بماند، هم آسيب‌‌پذيرى‌‌اش كاهش پيدا كند. يعنى وضع اقتصادى كشور و نظام اقتصادى جورى باشد كه در مقابل ترفندهاى دشمنان كه هميشگى و به شكلهاى مختلف خواهد بود، كمتر آسيب ببيند و اختلال پيدا كند. يكى از شرائطش، استفاده از همه‌‌ى ظرفيتهاى دولتى و مردمى است؛ هم از فكرها و انديشه‌‌ها و راهكارهائى كه صاحبنظران مي دهند، استفاده كنيد، هم از سرمايه‌‌ها استفاده شود.

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [7:44 PM]  [علی فنودی]

زن

 

زن در جوامع سنتی، مهم‌ترین عامل انتقال ارزش‌های اخلاقی، مانند قناعت و دیگرگرایی به نسل بعد بوده است. اما در طول چند دهه اخیر این نقش تحول یافته به طوری‌که اکنون نسل را به سمت مصرف بیشتر و بی‌توجهی به امورات جامعه سوق می‌دهد.
 
 
 
"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."
 

[جمعه 11 بهمن 1392 ]  [7:09 PM]  [علی فنودی]

علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت گرایانه(4)

نگرش نئوکلاسیک ها درباره ی خودگروی را می توان امتداد نظریه های اقتصاددانان کلاسیک و نوعی احیای آن به شمار آورد. طرفداران «مکتب نئوکلاسیک» یا «مکتب کلاسیک های جدید»،(1) نه تنها بر مسئله «نفع شخصی» و اهمیت پیروی از آن تأکید دارند، بلکه آن را وارد مدل های اقتصادی نیز کردند. در علم اقتصاد متعارف نئوکلاسیکی، فرض بر این است که یک فرد عقلایی در رفتار اقتصادی خود، که در این حالت عنوان عامل(2) به او اطلاق می شود، در انجام هر کاری صرفاً از طریق «نفع شخصی» خود تحریک می شود.(3) این همان چیزی است که شومپیتر از آن به انسان «خودگروانه»(4) و «خودمحور»(5) تعبیر می کند؛ به گونه ای که عامل و کارگزار اقتصادی هرگز خود را برای منافع دیگران به زحمت نمی اندازد.(6)

 

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."


[سه شنبه 24 دی 1392 ]  [10:29 AM]  [علی فنودی]

علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت گرایانه(3)

آدم اسمیت(1) در کتاب ثروت ملل(2) که در سال 1776 منتشر شد، با اثرپذیری از دیوید هیوم، به بررسی نقش محوری پیروی از «نفع شخصی» در شکل دهی فعالیت های اقتصادی پرداخت. او در فراز مهمی از کتاب می گوید: «اگر ما توقع داریم که بتوانیم شام خود را توسط قصاب، آبجوساز و نانوا تهیه کنیم، این مسئله به خیرخواهی آنها مربوط نمی شود؛ بلکه به این مسئله برمی گردد که هر یک از آنها به دنبال نفع شخصی خودشان هستند». اسمیت این نکته را نیز بیان می کند که ما زندگی خود را مرهون انسانیت آنها نیستیم؛ بلکه مرهون «خودخواهی» و «حب ذات» آنهاییم.(3)

 

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."


[سه شنبه 24 دی 1392 ]  [10:27 AM]  [علی فنودی]

علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت گرایانه(2)

نظریه ی خودگروی یا نگرش پیروی از نفع شخصی سابقه ای دیرینه دارد. در آیین مسحیت، «حب ذات» همواره مورد پذیرش بوده است. مسیحیان بر این عقیده اند که «هبوط آدم ما را از محدود کردن حب ذات در مقدار مقرر خودش، عاجز یا تقریبا ناتوان ساخته است». این ایده بعدها توسط هابز با تقریری غیردینی درباره سرشت انسان ها تبیین شد و در مباحث متفکران فردگرای(1) پس از او همچون نیچه(2) و ماکس استیرنر(3) نیز وارد شد.(4) هر چند صاحب نظران در باره ی تفسیر هابز از ماهیت انسان به عنوان موجودی «خود خواه»،(5) اتفاق نظر ندارند،(6) در عین حال حتی کسانی که یک نگرش پیچیده تری را به ایشان نسبت می دهند، به قول بلک برن،(7) در مورد اهمیت پیروی از نفع شخصی و تأثیر تعیین کننده ی آن در ارزش های اخلاقی در نگرش هابز، اتفاق نظر دارند. بلک برن معتقد است که هابز در مقاطعی از زندگی خود بهترین نماد کفر،(8) خودخواهی،(9) و بدعت(10) را به نمایش گذاشته است.(11)

 

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."


[سه شنبه 24 دی 1392 ]  [10:26 AM]  [علی فنودی]

علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت گرایانه(1)

 
چکیده
 
علم اقتصاد در حالی در قرن هجدهم متولد شد که بستر خاصی از طبیعت گرایی، انسان گرایی، دئیسم و نیز زدودن آثار متافیزیکی و کلامی از فلسفه فراهم شده بود. این دانش گرچه در یک بستر اخلاقی شکل گرفت و رشد کرد، ولی ارزش های اخلاقی به تدریج از آن زدوده شد. در سیر تحول اندیشه های اقتصادی، اقتصاددانان کلاسیک به خصوص آدام اسمیت تحت تاثیر نظریات فلاسفه اخلاق از جمله هابز و دیوید هیوم، نظریات خود را بر پایه خودگروی بنیان نهادند. اسمیت اصطلاح "دست نامرئی" را با توجه به این مفهوم مطرح ساخت و آن را به عنوان یکی از مهم ترین مکانیزم های اقتصادی مطرح کرد.
 
"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."

[سه شنبه 24 دی 1392 ]  [10:21 AM]  [علی فنودی]
تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >