بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به «غدیر»، قصور کرده ایم. می بایست «غدیر» را بیش از این ، چونان مشعلی فراراه اندیشه های بشری قرار دهیم و دین پژوهان و حقیقت جویان را با فرهنگ ژرف نهفته در غدیر آشنا سازیم و جامعه بشری را با دو چشمه فیاض وجوشان معرفت، یعنی «قرآن و عترت» آشنا سازیم. دو چشمه ای که یادگار پیامبر و میراث ماندگار آن رسول خاتم تا دامنه قیامت است و خود او پیروان و متمسکان به این هر دو را که نام «ثقلین» بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از «ضلالت» تضمین کرده است. آری .... آری، حرف و پیغام «غدیر» این است: آب را از سرچشمه باید خورد، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بی پرده باید دید.

ادامه مطلب

سطحی نگری و کوچک اندیشی است، اگر «غدیر» و «ولایت» را، نزاعی در میان دو گروه در گذشته بدانیم. دور از «متن مکتب» است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنها حساسیتی فرقه ای و جدالی مذهبی به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست. صحنه تعیین «مولی» و آن بیعت ها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکرده اند. علی رغم آنان که سعی کرده اند غباری از «نسیان» و پرده ای از «کتمان» بر سیمای غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها و جانهای بیشماری هنوز هم توجه به آن دستهای بلندی دارد که دست «علی» را گرفت و بر فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایبان از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفی کنند. صحنه غدیر، پایان نیافته است. هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره های دوردست، در جنوبی ترین کشور آفریقا، در شرقی ترین منطقه خاور دور، در مرکزی ترین بخش اروپا و آمریکا، در پی آشنایی با خورشیدی هستند که اگر بتابد، خانه ها را، دلها را، شهرها را، اندیشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده ها و باورها را «روشن» می سازد. و از «نور»، چه انتظاری است، جز درخشیدن و فروغ گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستی که فرا رفت، دست خدا بود، زبانی که «علی مولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستی هم که به عنوان «مولی» بالا رفت و همگان دیدند، دست خدا بود، «علی»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، غدیر راهی بود که روندگان را به علی می رساند و ... و «علی» هم، صراطی بود که رهپویان را به «خدا» می رساند.

منبع : تبيان.نت

ادامه مطلب

غدیر..

یعنى برادرى و محبت..

یعنى سر سپردن به همه ى خوبیها.

غدیر..

یعنى جلوه ى عدالت و دین گرایى..

یعنى فرسایش ظلم و جاهلیت..

یعنى ستودن سپیده ى عالم.

غدیر یعنى موج دریاها و زلال چشمه ى انسانیت.

غدیر یعنى هزار برگ زیبا در نهال سبز ولایت.

غدیر روزى است كه

آفتاب تیغه ى نورانیش را بر ساحل دلها كشید؛

و گل محبت شكفت.

غدیر یعنى قرآن؛

غدیر یعنى آخرین پیامِ آخرین پیامبر صلى الله علیه و آله؛

غدیر یعنى روایت فاطمه اطهر علیهم السلام؛

غدیر یعنى خروش خاموش محسن علیه السلام در پشت در..

و فدا شدن به دست بى وفایان؛

غدیر یعنى ریسمان بر گردن امیرالمؤمنین علیه السلام؛

غدیر یعنى صبر امام مجتبى علیه السلام؛

غدیر یعنى لب هاى تشنه ى كنار فرات؛

غدیر یعنى آفتاب بر نیزه؛

غدیر یعنى ناله ى سوزان زین العابدین علیه السلام؛

غدیر یعنى شكوفایى علم به دست امام باقر علیه السلام؛

غدیر یعنى مذهب جعفرى..

و كرسى درس آسمانى امام جعفر صادق علیه السلام؛

غدیر یعنى موسى بن جعفر علیه السلام و زندان بغداد؛

غدیر یعنى جلال خداوندى در امام هشتم علیه السلام؛

غدیر یعنى امامت در هفت سالگى جواد الائمة علیه السلام؛

غدیر یعنى جامعه ى كبیره ى امام هادى علیه السلام؛

غدیر یعنى خانه نشینى امام عسكرى علیه السلام؛

و غدیر یعنى عدالت؛

یعنى صلح؛

یعنى دین فراگیرى اسلام؛

یعنى سرنگونى ظلم؛

یعنى انتظار؛

یعنى فرج؛

و غدیر یعنى مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف.

غدیر و باز هم غدیر

و باز هم غدیر؛

هر جا برویم باز هم غدیر؛

اگر دوستى است..

اگر بحث و گفتگوست..

اگر دین است..

و اگر عقل است..

همه از حضور غدیر است.

ادامه مطلب

فرازى از خطبه غدیریه رسول مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)
خداى را سپاس مى گویم . . وبه عبودیت خود و ربوبیت او اقرار مى كنم و عزم آن دارم كه آنچه را به من وحى فرموده ، به شما برسانم ، از آن بیم دارم كه اگر نرسانم عذابى بس كوبنده وسخت بر من فرو فرستد . . .
زیرا وجود مقدسش آگاهم فرموده كه « اگر آنچه را نازل نموده ، ابلاغ نكنم رسالت او را ادا نكرده ام » و جناب حضرتش تبارك وتعالى تضمین فرموده كه از شر مردمان در امانم دارد . . . پس وحى فرموده : « یا ایها الرسول بلّغ ما اُنزل . . . » واین آیه در باره خلافت و جانشینى على بن ابی طالب است .
اى مردم ! من هیچ گاه در رساندن آنچه حق نازل فرموده كوتاهى نكرده ام و اكنون سبب نزول این آیه را برایتان بیان مى كنم .
جبرئیل تا كنون ( در این موضوع ) سه بار بر من نازل شده و از جانب پروردگارم مرا امر نموده تا در این سرزمین بر پاى ایستم وهر سپید و سیاهى ( همگان ) را اعلام دارم كه على بن ابى طالب (علیه السلام) برادر ، وصى و جانشین و امام بعد از من است ; همان كه نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى ( یعنى جانشین من ) است جز این كه پیامبر نخواهد بود ، و او بعد از خدا و پیامبرش ولى و سرپرست شماست . . .
و من ، اى مردم ، از جبرئیل خواستم مرا از انجام این كار معاف دارد ; زیرا مى دانم تقواپیشگان بس كم اند و منافقان بسیار و دغل كاران و مسخره كنندگان اسلام فراوانند . همانان كه . . . مرا بسیار آزردند و اهانتها كردند بدین بهانه كه على هماره با من و من با اویم . . .
و البته اگر بخواهم آنان را به اسم بشناسانم و به سویشان اشاره كنم مى توانم اما به خدا سوگند كه بزرگوارى كرده و از این كار در مى گذرم و در هر حال
خداى متعال از من راضى نخواهد شد مگر این كه آنچه را نازل فرموده ابلاغ نمایم . رسول گرامى صلّى الله علیه وآله . آن گاه این آیه را تلاوت فرمود :
( یا ایّها الرسول بلّغ ما اُنزل الیك من ربّك وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمك من الناس ) .
 

ادامه مطلب

در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا كرده بود.
عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)
ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشكیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند كه از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤكد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى كه هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا كه آیا در میان شما كسى هست كه پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟

ادامه مطلب

عيد غدير، يك عيد اصيل اسلامى است. چرا كه روز هجدهم ذى الحجه را مسلمانان در سه قرن اول، به اين عنوان جشن مى‏گرفته‏اند. گفتار مقريزى كه مى‏گويد: «اولين بارى كه اين عيد در اسلام معروف شد، در زمان فرمانروايى معزالدوله على بن ‏بويه، در عراق بود، وى آن را به سال سيصد و پنجاه و دو هجرى، به وجود آورد و از آن پس، شيعيان اين روز را عيد قرار دادند، (2) غير صحيح و قابل قبول نيست. زيرا مسعودى گفته است: «فرزندان و شيعيان على (رضى الله عنه)، اين روز را گرامى مى‏داشتند.» (3) و اين در حالى است كه مسعودى شش سال قبل از تاريخى كه مقريزى مى‏گويد، يعنى به سال سيصد و چهل و شش هجرى، فوت كرده است.
فرات بن‏ ابراهيم از دانشمندان قرن سوم، حديثى را از امام صادق(عليه السلام) روايت مى‏كند كه حضرت در آن از آباء طاهرينش - عليهم السلام - نقل مى‏كند: رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:
«يوم غدير خم افضل اعياد امتى...»؛ (روز غدير از بهترين اعياد امت من است...) (4)
امام على(عليه السلام) در سالى كه روز جمعه و روز غدير با هم مصادف شده بود، براى مردم خطبه خواند و در آن فرمود:
«ان الله عز و جل جمع لكم معشر المؤمنين فى هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين...»؛ (خداى عزوجل در اين روز، دو عيد عظيم بزرگ را براى شما گروه مؤمنان جمع كرده است.) در اين خطبه طولانى امام مردم را به انجام كارهايى كه شايسته است در اعياد انجام گردد و اظهار شادى و سرور در اينگونه ايام - بطور تفصيل - امر مى‏كند. طالبين به اين خطبه مراجعه كنند.(5)
فياض بن‏ عمر محمد بن‏ طوسى در سال دويست و پنجاه و نه، در حالى كه بيش از نود سال از عمرش مى‏گذشت گفت: ابوالحسن على بن ‏موسى‏الرضا - عليه السلام - را در روز غدير خم ديدم كه گروهى از خواصش، در حضور آن بزرگوار نشسته بودند. حضرت(عليه السلام) آنان را براى صرف افطار دعوت كرده بود و طعام و خيرات و عطايايى از قبيل پوشاك و حتى انگشتر و كفش به منازل آنان فرستاد و وضع آنان و حواشى خود را تغيير داد و در آن روز وسائلى را ديدم به كار گرفتند كه سابقه نداشت. و در اين حال حضرت(عليه السلام) فضايل اين روز بزرگ را براى آنان ذكر مى‏كرد... .»
فرات به سند خود از فرات بن ‏احنف و او از امام صادق(عليه السلام) روايت مى‏كند كه: به امام عرض كردم: فدايت ‏شوم، آيا عيدى بهتر از عيد فطر، و عيد قربان، و روز جمعه، و روز عرفه براى مسلمين وجود دارد؟ حضرت به من فرمود:
«نعم، افضلها و اعظمها و اشرفها عندالله منزلة، هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين، و انزل على نبيه محمد: اليوم اكملت لكم دينكم الخ...» (6)؛ (بلى، افضل و اعظم و اشرف اعياد از نظر قدر و منزلت در نزد خدا، روزى است كه در آن خدا دينش را كامل كرد و آيه شريفه: اليوم اكملت لكم دينكم... را بر پيامبرش نازل كرد.)
در كتاب شريف كافى آمده است: حسن بن ‏راشد از امام صادق(عليه السلام) نقل مى‏كند كه حضرت روز غدير را عيد خواند و در آخر كلام خود فرمود:
«فان الانبياء صلوات الله عليهم كانت تامر الاوصياء باليوم الذى كان يقام فيه الوصي ان يتخذ عيدا»؛ انبياء الهى صلوات الله عليهم به جانشينان خود دستور مى‏دادند كه روز انتخاب و برگزيدن وصى را جشن بگيرند.
حسن مى‏گويد: عرض كردم: اگر كسى آن را روزه بگيرد چه وضعى دارد؟ حضرت فرمود: «صيام ستين شهرا»؛ مثل روزه شصت ماه است. (7)
مؤيد اين مطلب روايتى است كه خطيب بغدادى از ابوهريره، با سندى كه راويان آن همگى از ثقات مى‏باشند، نقل مى‏كند. در اين روايت ابوهريره نقل مى‏كند:
هر كس روز هجدهم ذى‏الحجه را روزه بگيرد، ثواب روزه شصت ماه برايش نوشته مى‏شود. (8) و اين روز، روز غدير خم است.
و در روايت ديگرى آمده است كه: رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) به حضرت على(عليه السلام) سفارش كرد كه مسلمين اين روز را عيد بگيرند. (9) در اين باره به روايات ذيل مراجعه كنيد:
روايت مفضل بن عمر از امام صادق(عليه السلام)، (10) روايت عمار بن‏ حريز عبدى از امام صادق(عليه‌السلام) (11) و روايت ابوالحسن ليثى از امام صادق(عليه السلام) (12) و نيز روايت زياد بن‏ محمد از آن حضرت(عليه السلام). (13)
«فياض بن‏ عمر محمد بن‏ طوسى در سال دويست و پنجاه و نه، در حالى كه بيش از نود سال از عمرش مى‏گذشت گفت: ابوالحسن على بن ‏موسى‏الرضا - عليه السلام - را در روز غدير خم ديدم كه گروهى از خواصش، در حضور آن بزرگوار نشسته بودند. حضرت(عليه السلام) آنان را براى صرف افطار دعوت كرده بود و طعام و خيرات و عطايايى از قبيل پوشاك و حتى انگشتر و كفش به منازل آنان فرستاد و وضع آنان و حواشى خود را تغيير داد و در آن روز وسائلى را ديدم به كار گرفتند كه سابقه نداشت. و در اين حال حضرت(عليه السلام) فضايل اين روز بزرگ را براى آنان ذكر مى‏كرد... .» (14)
در كتاب مختصر بصائر الدرجات، به اسناد از محمد بن‏ علاء همدانى واسطى و يجبى بن‏ جريح بغدادى آمده است كه گفتند: «با هم، به قصد ديدار احمد بن ‏اسحاق قمى، از اصحاب امام حسن عسكرى (عليه السلام) (متوفاى 260) عازم شهر قم شديم. هنگامى كه رسيديم، در منزل او را كوبيديم، دختركى عراقى در را باز كرد. حال احمد را از او پرسيديم. گفت: مشغول برگزارى عيد خود است، زيرا امروز عيد است. گفتيم: سبحان الله، اعياد شيعه چهار تاست: عيد قربان، عيد فطر، عيد غدير و روز جمعه...» (15)
علامه امينى در كتاب ارزشمند الغدير، دهها روايت از دهها كتاب مورد وثوق اهل سنت دال بر عيد بودن روز غدير در قرون اول اسلام و اين كه اين عيد، شايع و معروف بود، جمع‏آورى و نقل كرده است... كافى است ‏به فصلى از اين كتاب مراجعه شود كه در آن تبريك و تهنيت ‏شيخين (ابوبكر و عمر) به حضرت على (عليه السلام) را به مناسبت انتصاب او از طرف رسول خدا(صلي الله عليه و آله) به ولايت، ذكر مى‏كند.
غير از منابعى كه تهنيت صحابه را بدين مناسبت ذكر كرده‏اند و علاوه بر منابع بسيارى كه بر عيد بودن روز غدير تصريح كرده‏اند، علامه امينى تبريك شيخين را از شصت منبع معتبر ذكر كرده است. در اين باره رجوع كنيد به: الغدير/ ج 1/ از ص ‏267 تا ص ‏289.
لذا از اين مطالب معلوم مى‏شود كه: گفته ابن ‏تيميه در مورد عيد غدير كه: عيد گرفتن اين روز هيچگونه دليلى ندارد و در بين گذشتگان، چه از اهل بيت و چه از ديگران، كسى آن را جشن نگرفته، (16) صحيح نيست و مستند به دليل علمى يا تاريخى نمى‏باشد و دلائل محكم خلاف آن را ثابت مى‏كند.
 

ادامه مطلب