با توجه به نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در 12 اسفند و نيز آرمان انقلاب اسلامي در ايجاد نظام مردمسالار مبتني بر آموزههاي دين مبين اسلام، معرفي كارآمدي مجلس در نظام جمهوري اسلامي براي نسل فعلي و آينده كشور ضرورت دارد.

هر چند انقلاب مشروطه با هدف توسعه سياسي و دموكراسي شكل گرفت و مجلس نيز در همين زمينه موجوديت يافت، ولي اين نهاد نتوانست فلسفه وجودي و كاركرد و پتانسيلهاي خود را تحقق بخشد، چرا كه استبداد مدرن پهلوي مجلس را در خدمت خود درآورد و بجز چند دوره اول مجلس و همچنين مجالس ايران در سالهاي 1320 تا 1332، بقيه مجالس در ايران بنا به دلايل سياسي و فرهنگي با ناكارآمدي مواجه شدند.
بر اين اساس ميتوان گفت مجلس در ايران به عنوان نهادي صوري و شكلي و يك ابزار براي پيشبرد سياستهاي داخلي و خارجي نظام طاغوت تلقي ميشد. در واقع بعد از انقلاب اسلامي، مجلس شكل مستقلي به خود گرفت و در خدمت جامعه و منافع ملي و خواستهها و انتظارات مردم و قانون اساسي درآمد. بر اين مبنا مجلس شوراي اسلامي ركن اصلي قوه مقننه در نظام جمهوري اسلامي ايران است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميشود.
اين قوه نقش بسيار مهمي در اداره كشور دارد و علاوه بر قانونگذاري، وظايفي چون راي اعتماد به وزرا، تذكر و استيضاح رئيسجمهور و وزرا، تصويب بودجه كل كشور، تحقيق و تفحص در ...
مسائل سياسي - اما مسائل سياسي هم اين دلسردي را موجب گرديده است علت عمده ان است كه مردم احساس كنندرقابتهاي سياسي جهت منفي پيدا كرده است و به جنگ قدرت طلبي مبدل گشته است يعني هر يك از گروهها تلاش ميكند مانع پيشرفت دولت در امور گردد تا مردم را از آن (دولت موجود) دلسرد كند و خود را به عنوان جايگزين شايسته معرفي نمايد . هر يك از گروهها مي كوشد خود را فربه تر ، توانا تر و داناتر نشان دهد تا مورد توجه مردم قرار گيرد .غافل از اينكه اين روشها چندان دوام ندارد و هر از چند گاهي گروهي جديد قد علم ميكند و رقيب سخت تري ميشود .هر يك از اين گروههاي سياسي در تلاشندتا به گونه اي با ارائه برنامه هاي جذاب قشر بيكار ، جوان ، محروم و تحصيلكرده را به خود متمايل سازند. حتي اگر با تغيير نام و روشهايشان اين امر ممكن گردد . هر چند با ابزار غيرقانوني و غير شرعي باشد .
بر خورد هاي سياسي به شكل منفي موجب شده است مردم درد اخل و بيگانگان در خارج احساس كنند و يا به يقين برسند كه اين نظام متزلزل است و فاصله بين مسئولين زيادشده است اتحاد نيست و بنابراين مسائل حل ناشدني باقي ميمانند . عدم تفاهم در بين مسئولين مختلف يك نظام در خصوص حل مسائل داخلي و خارجي و مراجع متعدد تصميم گيري براي حل اين مسائل اين استنباط را براي مردم و بيگانگان بوجود ميآوردكه نوعي ضعف مديريتي در انضباط بخشيدن امور وجود دارد .
در بعد از انقلاب مردم هميشه حسن نيت خود را نشان داده اند و در حمايت از نظام كوتاهي نكرده اند پس وقتي ببينند كه مسئولين حامي و كمك كننده شان نيستندديگر آن اعتماد گذشته ادامه نخواهد داشت . البته در طول اين سالها كار هاي خوبي هم شده است ولي آنطور كه انتظار ميرفت نبوده است همه شخصيت ها و گروهها در اين سالها خود را نشان داده اند و
1-مسائل اقتصادي-:
در تمام جوامع انساني اقشار متوسط و ضعيف اگثرا و قشر مرفه كمتر بنا بر منافعي كه در نظر دارند در انتخابات شركت مي كنند . اقشار متوسط و ضعيف براي آنكه وضعيت نامناسب موجود را تغيير دهند ، وارد صحنه مي شوند بويژه وقتي مبلغين كانديداها يا خود شان به آنان نويد دهند كه مردم نقش موثر در امور مملكتي دارند و مشاركت ميتواند مشكلات آنان را برطرف سازد و شعارهاي متعدد و اميدوار كننده كه بر روح و روان آنان اثر ميگذارد و آنها را تحريك ميكند كه وارد رقابتهاي سياسي در انتخابات شوند و به يكي از انديشه ها كه بنظرشان داراي فايده عملي بيشتري است راي دهند تا خواسته هايشان برآورده شود . قشر مرفه هم در انتخابات نقش پنهاني و موثرتري دارد چراكه با امكانات مالي خود به تقويت يك كانديداي خاص مي پردازد و سپس ديدگاهاي خود را بر اكثريت تحميل ميكند كه البته اين يكي از نقاط ضعف انتخابات است . اين اقشار هر چند تحت تاثير تبليغات قرار گيرند ولي ضرب المثل معروفي است كه ميگويد انسان عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نميشود .
نتايج مدلها :
در مجموع هفت ديدگاه براي بررسي رفتار رأيدهي مطرح شده است. اين ديدگاهها به ترتيب بر 1 - محاسبه منافع رأي دادن، 2-آگاهي سياسي 3- تبليغات كانديداها و گروههاي سياسي 4- ابراز خود و احساس كارآمدي اجتماعي و سياسي 5- تجربه انباشته سياسي گذشته 6- ويژگيهاي شخصي 7- طرحواره افراد از نظام سياسي و عناصر آن و 8- پايگاه اقتصادي و اجتماعي افراد به عنوان عواملي كه رفتار رأيدهي را تحت تأثير قرار ميدهند تأكيد ميكنند.
اما به غير از متغيرهايي كه اين ديدگاهها بر تأثيرگذاري آنها تأكيد ميكنند، يك متغير ديگر نيز وجود دارد كه ديدگاههاي فوق به دليل ساخته و پرداخته شدن در محيطهاي غربي نسبت به آنها بيتوجه هستند. در همه دموكراسيهاي نوپا، ميزان مشروعيت نظام سياسي متغيري است كه بر رفتار رأيدهي بسيار تأثير ميگذارد.
همچنين در همه ديدگاههاي بيان شده، تأثير فشار هنجاري ناشي از مشاركت/عدم مشاركت گسترده ديگران در انتخابات لحاظ نشده است. از همينرو لازم است تا اين فشار هنجاري نيز در بين متغيرهاي ديگر لحاظ و تأثير آن بر رأي دادن بررسي شود.
بنظر ميرسد از تطبيق رويكردها و مدلها با شرايط استان ( به اندازه شناخت نگارنده)، وبر اساس شاخص هاي ضمني و تصريحي كه از هفت مدل فوق مستفاد ميشود سهم شاخصهايي كه مردم را به انتخاب در فضا ها و رويكردهاي نو به انتخاب كانديداي نسل سوم و جوان؛ جهت تحقق اهداف،منافع و انتظارات و بلوغ كاريزماتيك آنان مجاب ميكند سهم قابل ملاحظه ايي نسبت به انتخابهاي كانديداي پيشين براي شرايط جديد دارد...
مقدمه
همه نظامهاي سياسي كه خواستگاه انان مردم سالاري است، دغدغه مشاركت شهروندان در فرايندهاي سياسي بعنوان بازيگران موثر اين فضا را دارند. دموكراسي و مشاركت مردمي نيز رويكردهاي متعددي دارد ليكن انتخابات بارزترين جلوه آن است و بنا به زمينههاي سياسي هر كشور، شاخصي از مشروعيت آن كشور ميتواند باشد. توجه به فزوني نقش شگفتيساز انتخابات در سرنوشت اكثر كشورهاي رو به توسعه، اهميت بررسي و تحليل رفتار انتخاباتي در كشور ما نيز مضاعف شده است.
انتخابات و رفتار انتخاباتي، نوعي كنش و نگره سياسي است كه با كاركردهاي ساختاري زير سيستم ها ي اقتصادي و فرهنگي در سطح كلان نظام اجتماعي رابطه دارد. انتخابات در واقع، يك نظرسنجي فراگير و ملي از كل شهروندان كشور است و كميت و كيفيت مشاركت انتخاباتي مردم ميتواند ميزان مشروعت، كارآمدي نظام، سياستها و كارگزاران حكومتي را نشاندهد و به علت فقدان احزاب فراگير و توانمند، عدم پايبندي كانديد هاي با رويكرد قومي و قبيله اي به تعهدات و وعدهاي انتخاباتي خود ، رفتار انتخابات مردم تبيينگر تقاضاها و خواستهها سياسي و اجتماعي آنها ميباشد كه ميتواند ديدگاه ها و نگرشهاي موجود را به كانديدا نمايندگي ،تفهيم كند.
نظر به اينكه رفتار انتخاباتي مردم تغيير يافته، لذا بايد سازوكارها و شيوههاي متناسب با آن جهت هدايت و افزايش مشاركت انتخاباتي مردم به كار بسته شود. شناخت رفتار انتخاباتی شهروندان و الگوی شرکت در انتخابات آنها برای احزاب و سیاستمداران و دولتها از اهمیت ویژهای برخوردار است زيرا مشاركت فعال، گسترده و فراگير جامعه در انتخابات كشورها،به منزله پشتوانه ملي در سطح داخلي و اعتبار و پرستيژ در سطح بينالمللي و منطقهاي ميباشد.
ديدگاههاي نظري در الگوي رفتاري مردم
در ادبيات علوم سياسي و جامعهشناسي سياسي، رفتار رأيدهي و مشاركت از موضوعات مهم براي بررسي و مطالعه بوده است. در آستانه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ايران، پرسش اصلي ذهن بسياري از جمله تحليلگران سياسي، كانديداهاي مجلس، مسئولان و مديران كشور و ... اين است كه ميزان مشاركت در انتخابات چقدر خواهد بود. و براي برخي از جمله محققان اجتماعي، كانديداها و مسئولان سياسي كشور اين سؤال نيز مطرح است كه چه عواملي ميزان مشاركت را....

در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، مهمترین چالش های امنیتی انتخابات مجلس نهم و همچنین مهمترین انتظارات مردم از نامزدهای انتخابات به خصوص انتظار مردم برای مقابله با فساد وتبعیض و بهبود شرایط معیشتی را مورد بررسی قرار می دهد .در بخش قبلی، اقتصاد سیاسی انتخابات، مورد بررسی قرار گرفت که در آخر این مطلب در دسترس علاقه مندان است.
در سه دهة گذشته، انتخابات مهمترین مکانیزم پویایی فرایندهای سیاسی در جمهوری اسلامی بوده است. کارویژه های عام انتخابات در جمهوری اسلامی را می توان تامین زمینه مشارکت مردمی برای انتخاب کارگزاران نظام، رقابت جناح ها و احزاب سیاسی، فعال کردن بخشی از نخبگان و گروه های اجتماعی در سطح محلی، فراهم کردن گردش نخبگان، تبدیل شدن به زمینهای برای پویایی عرصه سیاست از طریق ظهور انشعاب ها و ائتلاف های مستمر سیاسی، فعال کردن احزاب و جریان های سیاسی و زمینه ای برای گفتمان سازی سیاسی و فرهنگی و رقابت برنامه ها و راهبردها در سطح اجرایی و تقنینی بوده است. مهمترین نتیجه و اثر این کارویژهها تامین و بازسازی مستمر حمایت های مردمی و افزایش مشروعیت نظام و نهادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی در سطح ملی و بینالمللی بوده است.
همچنین انتخابات را می توان دماسنجی سیاسی برای ارزیابی نگرش مردمی و رضایت عمومی از وضعیت عملکرد نهادهای اجرایی و تقنینی دانست. از این حیث، گاهی مشارکت حداقلی مردم و بیتفاوتی آنها نسبت به سرنوشت انتخابات و گاهی مشارکت فعال و حداکثری مردم برای تاثیرگذاری بر موقعیت و آراء اشخاص یا جناح های سیاسی معیاری برای فهم و ارزیابی بنیان های اجتماعی سیاست و رویکردهای مردم در قبال نهادهای سیاسی در جمهوری اسلامی بوده است.
با وجود کارویژه های حمایتی و تکامل بخش انتخابات در جمهوری اسلامی، برخی مقاطع انتخابات دارای چهره و کارویژه دیگری نیز بوده است که می توان آن را امنیت ستیز و تنش آفرین توصیف نمود. که در بین انتخابات گذشته، انتخابات مجالس اول، سوم، ششم، ریاست جمهوری اول و به ویژه ریاست جمهوری دهم را می توان پرتنشترین انتخابات ها در سه دهه گذشته نام برد. گرچه از رویکردی دیگر این وجه از انتخابات را نیز می توان در چارچوب کارویژه های فرایندی...
انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایهى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایهها، انتخابات است. مردمسالارى دینى با حرف نمیشود؛ مردمسالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، ارادهى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت میگیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردمسالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. اینکه شما توانستهاید در طول این سى سال از نهیب ابرقدرتها نترسید، اینکه ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربهى اساسى به شما بزنند، اینکه جوانان کشور در ورود به میدانهاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان میدهند، ناشى از مردمسالارى دینى است؛ این را باید خیلى قدر بدانیم.
انتخابات سرمایهگذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل اینکه شما سرمایهى سنگین و عظیمى را در بانک میگذارید، بانک با آن کار میکند و شما از سودش استفاده میکنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایهگذارى عظیمى را میکند، سپردهگذارى بزرگى را انجام میدهد و سود آن را میبرد. آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایهگذارى و سپردهگذارى. هر رأیى که شما در صندوق مىاندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین میکنید. یک رأى هم اهمیت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال میشوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان میدهد؛ انتخابات این است. بنده همواره در درجهى اول در انتخابات سعیم بر این است که به مردم عرض کنم حضور شما در این انتخابات مهم است. این، تصدیق و تأیید و مستحکم کردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط یک مسئلهى سیاسى و فردى و اخلاقى محض نیست؛ یک مسئلهى همهجانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و کار دارد.
مهمترین چیزى که در باب مجلس شوراى اسلامى وجود دارد، این است که این مجلس مظهر مردمسالارى دینى است. الگویى که نظام اسلامى در خصوص مردمسالارى دینى به دنیا ارائه داد و در عرصهى سیاست جهانى مطرح کرد، بدون شک تجربهى موفقى از آب درآمد. آنچه در آن، هم رأى و اراده و شخصیت و خواست مردم در آیندهسازى جامعه تأثیر دارد، و هم چارچوب این حرکت، ارزشهاى معنوى و الهى است، همان چیزى است که امروز بشریت نیازمند آن است و از نبود آن دارد رنج مىبرد. ….. ما ملت ایران آمدهایم معنویت را به شکل جوهرى، اصولى و ریشهیى – نه به شکل سر بار و تعارفى – در الگوى جدید خود گنجاندهایم. مردمسالارى دینى،است. مظهر این مردمسالارى، مجلس شوراى اسلامى است؛ هم «شورا» است، هم «اسلامى» است؛ هم انتخاب مردم است، هم جهتگیرى اسلامى است، که در اصول متعدد قانون اساسى و در سوگند نمایندگى آشکار است. این الگو، بىنظیر است. البته طبیعى است که علیه آن تبلیغات کنند – به تعبیر بازارىها – توى سر جنس بزنند و سعى کنند آن را از چشمها بیندازند و بىارزش وانمود کنند؛ این یک ترفند شناخته شده است.
در دنیا عالىترین دستاوردها و میراثهاى فرهنگى یک ملت را گاهى کوچک مىکنند و آن ملت را از آن دستاوردها بیزار مىکنند؛ در دنیا این کار شناختهشدهیى است؛ اما حقیقت قضیه همین چیزى است که ما آن را حس مىکنیم. مجلس، مهمترین مظهر مردمسالارى دینى است؛ بنابراین از جایگاه خودتان غفلت نکنید. توجه داشته باشید اینجا کجاست و مجلس شوراى اسلامى یعنى چه. اهمیت تصمیم و موضعگیرى را در این مجلس مورد غفلت قرار ندهید. اینجا مرکز و قله و به تعبیرى ویترین مجموعهى نظام اسلامى است که جلوى چشم قرار دارد.
در شرایط کنونی که دشمنان نظام تمام قدرت را برای مقابله با نظام اسلامی بسیج کرده است و برخی گزوههای مخالف اسلامیت نظام در صدد تضعیف میزان مشارکت مردم هستند شرکت در انتخابات اهمیت اساسی می یابد زیرا با شرکت در انتخابات هم جمهوریت نظام را تقویت نموده و هم اسلامیت نظام که در گروتبعیت از اصل مترقی ولایت مطلقه و رهبری الهی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است را تحکیم می بخشیم .
با توجه به این اصل، در جمهوری اسلامی ایران، اداره حكومت و قانون گذاری در چار چوب اصول قانون اساسی با اداره و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات در حقیقت تبلور اراده و خواست مردم می باشد.
انتخابات گزینش بهترین هاست، بر اساس ضوابط مشخص شده در قانون اساسی مردم با حضور خود در صحنه انتخابات، رئیس جمهور انتخاب می كنند و به این ترتیب حق و سهم خود را در اداره كشور به یك فرد كه او را از هر جهت مناسب و همسو با خواسته های خود تشخیص دادند، تفویض می نمایند. البته به موجب اصل یكصد و پانزدهم قانون اساسی رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب شود بنابراین قانون اساسی ضمن اینكه اختیار انتخاب رئیس جمهور را به مردم داده است، ضوابط و محدوده انتخاب را نیز مشخص نموده است تا كشور از مسیر اهداف حكومت اسلامی خارج نگردد.
انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز با ضوابط مندرج در قانون به عهده مردم است.فلسفه و بنای وجود مجلس شورای اسلامی تحقق عینی آیه « و امرهم شورا بینهم» می باشد كه مقرر میدارد « مومنین امور خود را با مشورت یكدیگر حل كنند» در این جا نیز مردم حق خود در مشورت امور با یكدیگر و سهم خود در تصمیم گیری و تعیین خط مشی اداره كشور را به نمایندگان خود تفویض می نماید.
مجلس شورای اسلامی بر پایه قانون اساسی عامل مهم استقلال و رشد و آزادی مردم است كه با تصویب قوانین و داشتن اهرم حق تذكر و استیضاح دولت، می تواند جلو هر گونه سوء استفاده و خودكامگی دولتمردان را بگیرند و احتمال ایجاد استبداد را از بین ببرد ....
