نقش دخالت دولت در تحول اقتصادی - قسمت اول
یک شنبه 2 فروردین 1388 8:12 AM
نقش دخالت دولت در تحول اقتصادی - قسمت اول
مقدمه
هنگامی که از خواب می خیزیم ، می بینیم که در اطراف ما اشیای قرار دارد از تخت خواب و وسایل تشنه اب تا آشپزخانه ، از نل آب خانه ، برق و گاز تا رادیو ، تلویزیون و یخچال ، کامپیوتر و لباس های گوناگون و غیره ، که هر کدام از این وسایل ضروریات متفاوت ما را رفع می نماید . هنگامی به بیرون سر می زنیم در نزدیک ترین فاصله به انبوهی کالا های بر می خوریم که برای رفع نیاز های گوناگون بر روی هر بیننده باز است . البته با تفاوت اینکه اشیای داخل خانه مربوط به اعضای خانواده و بترتیب مورد استفاده شان است اما در بازار این کالا ها برای استفاده و مصرف مستقیم ، هنگامی آماده است ، تا کسی پول آنرا پرداخته و آنرا از آن خود نماید .
روزانه در زندگی فعال جوامع متعدد معاصر امروزی همه روزه به ابعداد و احجام سرسام آوری کالا ها و محصولات تولید و آماده می گردند و هم به مصرف می رسند و هر کدام از کالا ها ، یکی از نیاز های بشر را رفع نموده و باز تولید می گردد . جامعه معاصر امروزی علاوه بر نیازهای کالایی و تولید آن ، ( مثل مواد خوراکی ، پوشاکی و مسکن و سایر وسایل رهایشی ) نیاز های خدماتی را نیز بین خود تبادله می کنند . مثل خدمات صحی ، تعلیم و تربیه ، خدمات راه ها و میدان ها ، بانک ها و بیمه ها و غیره . تولید تنوع وسیع فرآورده های مصرفی و خدماتی که نیاز های متنوع انسان ها را بر آورده می سازد ، تنها غرض مصرف مستقیم نه ، بلکه اکثرا برای بازار تولید می گردد ( هر فرآورده که هدف تولید آن بازار است و بقیمت معینی در بازار عرضه می گردد " کالا " نامی ده می شود و در تبادله ساده فرآورده ها " محصولاتی " اند برای رفع یکی از نیاز ها ) و از طریق تبادله محصولات و کالا ها ، انسان ها و جوامع متعدی با هم رابطه می گیرند و کالا ها و خدمات خود را تبادله می نمایند ، که در حقیقت نتایج کار یا محصول کار خود را تبادله می کنند .
جای یا مکانی که این تلاقی تبادله در آن بوجود می آید " بازار " نامی ده می شود ، بازار در تبادله ساده روستایی و دهاتی مکانی است که در یکی از روزهای هفته و یا در طول هفته باز است و دهقانان و صنعتکاران محصولات تولید شده خود را غرض تبادله و رفع نیاز های خود از تولیدات دیگران ، به این بازار می آورند و عرضه می کنند ( و هم عده برای خدمات به بازار می آیند تا خدمات خود را به دیگران عرضه دارند . این داد و گرفت که آنرا " تبادله " می گویند ، در حالی صورت می گیرد که عرضه کننده محصول ، مقدم از هر چیز کالای خود را غرض تبادله و فروش با کالای دیگری از نوع دیگر می خواهد معاوضه نمایند . اینجاست که در این مکان ( بازار ) تنها کالا ها تبادله نمی گردند ، بلکه علاوه بر تلاقی کالا ها ، انسان ها که صاحبان حقیقی یا مجازی کالا ها اند در بازار باهم روبرو می گردند که یکی بحیث فروشنده و دیگری بحیث خریدار به این مکان برای هدفی معینی دور هم جمع گردیده اند ، تا معامله تبادله ( خرید و فروش ) را به انجام رسانند و نیاز های خود را از نوع کالا های متفاوتی مرفوع دارند .
اشیای که غرض فروش یا تبادله به بازار می آورند در اصطلاح اقتصادی آنرا کالا می نامند ، مثل گندم ، پیاز ، گوسفند ، بیل ، داس ، پطلون و کرتی و غیره . اینجا منظور از توضیح اصطلاحات اقتصادی مثل بازار ، کالا ، عرضه ، تقاضا ، تبادله ، پول ، ارزش ، قیمت و غیره هدف نیست ، زیرا خواننده محترم قسما از این مفاهیم برداشت های معینی غرض فهم آن در ذهن دارند ، غرض فهم ساده مفاهیم از توضیحات و تعریفات اضافی آن صرفنظر گردیده است . برمی گردیم بموضوع اصلی : بازار مکانی که در آن تنها در آن انواع کالا ها ( اشیا ) تبادله یا خرید و فروش نمی گردند ، بلکه انسان ها بحیث مالکین این کالا ها با هم تلاقی می گردند و در این تلاقی ارزش های را غرض تبادله انواع کالا ها بین خود بطور اتوماتیک ، طبیعی و ساده مساوی می سازند و کالا قابلیت تبادله می یابد بطور مثال 5 کیلو گندم = 1 متر تکه . اقتصاد دانان کلاسیک توضیح می دارند که جوهر اساسی که در درون کالا ها وجود دارد که آنرا قابل تبادله در برابر همدیگر می سازد ، این جوهر مشترک نه پول است ، نه تقاضا و عرضه و سایر عوامل تاثیرات کمی و جانبی را بر این تبادله دارند ، قابلیت تعیین ارزش تبادله کالا ها قبل از همه به جوهر مشترکی برمی گردد که در همه کالا ها نهفته است که عبارت است از مقدار کار انسانی است .
ارزش کار و خدمات به اساس صرف انرژی و توان فکری و خبرگی و مهارت ، تعلیم و تربیه به اساس معیار زمان سنجش می گردد ، کار مشترک نهفته در هر کالایی جوهر تبادله و ارزش مصرفی کالا ها را می سازد . خریدار و فروشنده هر دو به بازار می آیند ، اولی می خواهد کالای را بخرد و دومی کالای خود را می فروشد ، یا هر دو می خواهند در یک تبادله ساده کالای خود را تعویض کنند . بعداز یک چانه زنی کوتاه هر دو به تبادله توافق می نمایند یعنی در مثال بالا ۵ کیلوگندم = ۱ متر تکه . یا بر سر قیمت هر دو توافق می کنند و کالا در معیار پولی ارزش خود را با کالای دیگر مساوی می سازد . به این ترتیب جامعه ای امروزی در داد و ستد نه تنها ساده ، بلکه خیلی پیچیده ای مانند تار عنکبوت در گیر است . پول که بحیث وسیله ساده تبادله ظهور کرد ، امروز تسلط خدای گونگی و بت وارگی خود را بر انسان ها تامین نموده است و انسان را که آفریننده ای تمام نعمات و کالا ها است در خدمتش ذلیل ساخته است .
و عده محدودی از طریق بدست داشتن پول تسلط بر انسان ها و سرنوشت بشریت را بدست گرفته اند . در عرضه خدمات نوع کار و مهارت کار و هم زمان کار در نظر است ، که در برابر آن مقداری معینی پول یا کالای دیگری معادل ساخته می شود . تمامی این روابط بین تولید کنندگان ( عرضه کنندگان ) و مصرف کنندگان ( تقاضا کنندگان ) در حالی بوجود می آید که هر دو طرف کالای را به بازار آورده و به معرض تبادله قرار می دهند . ( هیچ کسی کالای را بطور رایگان به بازار نمی آورد ) . در حقیقت ارزش های را در برابر هم قرار می دهند و آنرا بمعیار پولی و زمان کار و مهارت تولید کنندگان ارزش تبادله می نهند که با پول تبادله می گردد که معادله اول تبادله ساده کالا = کالا و حالت دوم آن « کالا = پول » است . در این تبادله کالا ها ، اصطلاحات ذیل معرف مفاهیم معین این تبادله اند که مفاهیم اقتصادی بدان گفته می شود که عبارت از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان یا دارندگان کالا ها و نیاز مندان آن است . اصطلاحات اقتصادی عرضه و تقاضا ، پول و قیمت ، بازار و تبادله یا خرید و فروش از همین جاناشی می شود و تکامل می یابد . بعدا به این مفاهیم بطور مختصر تحت عنوان تراکم سرمایه و بازار و بوجود آمدن طبقه متوسط بورژوازی خواهیم پرداخت .
یکی از اشکالی دیگری سازماندهی روابط انسان ها در وجود دولت است ، که بوجود آمدن دولت پدیده ازلی نبوده در زمانی معینی دولت ها ظهور و تکامل یافته اند . دولت علاوه بر مناسبات اقتصادی انسان ها سایر اشکال متنوع روابط انسان ها را پوشش می کند و نظم می دهد . با بوجود آمدن دولت بحیث ناظم جامعه و تامین کننده صلح و رفاه و ترقی بطور کل هم مصرف کننده است و هم خدمات و کالا های را عرضه می دارد که تمام جامعه از آن مستفید می گردد بطور مثال ارائیه قوانین نظم و آرامش ، ایجاد نیروهای امنیتی و صلح و هم مسایل تعلیم و تربیه و صحت اتباع و ترقی و سطح رفاه اجتماعی نیز بدولت تکیه می نماید . همانگونه هنگامی که بکار روز مره می پردازیم ، بیشتر از کالا های که در بازار و یا خانه در برابر ما قرار دارند ، کالا های خدمات اجتماعی نظم عامه دولتی در برابر ما گسترده است که بطور اجباریا دواطلبانه از آن بهره می گیریم و در برابر آن تمام جامعه به انجام وظایفی و مکلفیت های خدماتی و مادی و فرهنگی در چوکات نظام قانونی - حقوقی ، اجتماعی - اقتصادی مکلف گردیده است ، بدان باید پرداخته شود مثل انواع مالیات و تکس ها و بیمه های اجتماعی ، مجاز ها و ممانعت های اجتماعی و صدها گونه پرداخت های متنوع بدولت همه روزه مارا رنج می دهد . یعنی در جوار طبیعت و انسان ، موجودی هستی یافته که از یکطرف نظم اجتماعی را سازمان می دهد و از طرف دیگر دستآورد های بشر را بر طبیعت گسترده و استفاده از آنرا برای همه سهل تر و مساعدتر ساخته ، یعنی رابطه انسان ها را با طبیعت سازمان می دهد و طبیعت را بطور مساعد و آگاهانه در خدمت تمامی جامعه قرار داده و استفاده موثر و مفید را سازماندهی می نماید .
استفاده از جنگلات ، آبها ، زمین و هوا و زیر زمین و فضا را بطور مثمر و مفید بسود همه و آینده بشریت قرار می دهد . غرض فهم اینکه مداخله دولت در اقتصاد یا بهتر است گفته شود که : سهم دولت در تنظیم اقتصاد می تواند مفید باشد یاخیر ؟ یا سرنوشت زندگی جامعه و مردم به اصطلاح بدست کور بازار ، که در حقیقت با ظهور سرمایه داری و شعار لبرالی تجارت و آزادی آن بزرگ ترین دستآورد های تجاری صنعتی و تحولات اجتماعی را نصیب بشریت نمود و بار سنگین استثمار و استعمار سرمایه داری را بر دوش توده های وسیع کشور های سرمایه داری و کشور های مستعمره و نیمه مستعمره هر چه بیشر سنگین تر ساخته است .
سوال اینکه : غرض درک مسئله مداخله دولت در تنظیم اقتصاد یک کشور نه تنها مداخله ، بلکه بحیث یکی از عمده ترین وظایف دولت « تنظیم امور اقتصادی ، ترقی و رفاه اجتماعی » را متضمن است یا خیر ؟ آیا نیاز است برای توضیح بیشتر مسایل فوق بمفاهیم طبیعت ، انسان و دولت شویم ؟ یا با نادیده گرفتن دولت و دولت بورژوازی ، سرمایه داری و آزادی بازار ، تجارت و انسان و مناسبات انسان ها و تساوی حقوق - آزادی و دموکراسی ، رفاه و ترقی اجتماعی و غیره را بحیث وظایف اجرائیوی و تاخیر ناپذیر معاصر دولت ها می توان در جامعه ای معینی صرفنظر کرد ؟ یا مطلوبه نیاز های امروزی را مثل آزادی - ترقی و رفاه اجتماعی و غیره را کی تامین و نظارت نماید . ؟ بالاخره آیا می توان از نقش دولت در مسایل توسعه اقتصادی ، وضع و اجرای قوانین و تامین عدالت اجتماعی چشم پوشید ؟ مفاهیم دولت دموکراتیک و دموکراسی خود بحیث مفهوم و مقوله اجتماعی - سیاسی به انسان های داخل نظم اجتماعی ( بمفهوم مردم ، دولت و سرزمین ... ) بحیث وسیله یاری رسان است تا بمدد این شیوه بتوان سهم مردم را در انتخاب دولت و از این طریق مشارکت مردم را در تنظیم امور جامعه و دولت ( از نظم اجتماعی گرفته تا مسئله امنیت و جنگ و دفاع در برابر تجاوز خارجی و بخصوص مسئله ترقی و رفاه اجتماعی تا تنظیم امور اقتصادی و غیره ) توسعه و تحکیم کرد . نیاز است بعضی مفاهیم بصورت ابتدایی و موجزء ارائه و توضیح گردند تا توانسته باشیم بقدر فهم و توان این مقال در توضیح « نقش دولت غرض بازسازی ، ترقی و رفاه اجتماعی » که آیا کار ساز است یا خیر ؟ آیا تجارب کشورهای پیشرفته با اتکا بدولت های مستحکم ومضبوط متکی نه بودند ؟ دولت های استعماری وامروز دولت های سرمایه داری که ازمیراثهای گذشته بهره مند هستند چرا برای کشورهای در حال توسعه وکشور های فقیر بازار آزاد وتجارت آزاد وعدم مداخله دولت در امور اقتصادی را توصیه می نمایند ؟ آیا با سیاست های بازار آزاد ، دولت امروزی افغانستان و شرکای بین المللی آن با تمام وعده ها و ادعا های و مصارف هنگفت ملیارد ها دلاری راه بمنزل مقصود می برد ؟ یا تحت نام اقتصاد بازار آزاد ، همه هستی کشور را به تالان و چورچپاول گذاشته اند ؟ و سوال های دیگری که از لحاظ تجارب تاریخی و نقش دولت ها در سازمان دهی اقتصاد و توده های میلیونی و استفاده از امکانات داخلی و جهانی بدون در نظر نگرفتن دولت ها ممکن است یا خیر ؟ و سوال های و مسائلی بی شماری را باید جواب یابی کرد و به بحث گذاشت که این بزعم نویسنده این سطور کوششی است با تمام کمبود ها و نا رسائی ها بطور ابتدایی . امید است که خوانندگان منت گذارند و نظریات و انتقادات و بحث های را در این راستا به پیش کشند .
انسان - طبیعت و دولت
از ابتدای پیدایش بشر بر روی کره خاکی برای ادامه حیات دارای نیاز های بوده و آنرا از مراحل ابتدایی بحیث خانواده ، قوم و قبیله ... تا جوامع امروزی بر روی طبیعت گسترده و خشن بدست آورده و بمدارج عالی امروزی رسانده است . انسان بحیث موجودی اجتماعی همواره در معرض خطراتی در گسترده خشن و لجام گسسته طبیعت و حیوانات درنده ، نیاز به تعاون و مبارزه داشته است . و هم برای زیست بهتر و استفاده از طبیعت در حال مهاجرت و کوچ به سرزمین های مساعدتر دارای اقلیم گوارا ، شرایط مساعد آب و هوا در تلاش و تکاپو بود . مهاجرت ها و کوچ ها بطور گله ای یا گروهی و هم بعضا باعث نزاع ها و زور ، آزمائی های محدود شده و هم عکس آن باعث تعاون و همکاری و بعدها تبادله نیز به اثر این کوچ ها بعمل آمده است . تماس های جدید باعث مراودات و تبادلات فرآورده ها و محصولات بیشتر و آمیزش های جدید گردیده ، باعث تعاون بیشتر و پیدایش رمز ها و کلمات و زبان گردید ، زبان بحیث کلید گشایش و انتقال تجربه و آزمایش دستآورد های بشر بر طبیعت و تامیم شناخت و انتقال تجارب و دستآورد های جدید مثل استفاده از آتش و آهن ، نگهداری حیوانات و زراعت که بطور همواره با این کوچ ها با انسان ها همراه بوده نقشی موثری در فرآورده های شان و نیاز های شان داشته است .
امروز دانشمندان باستان شناسی و فسیل شناسی به اثر آزمایش ها و حفریات غرض شناخت فسیل ها و ادوات بازمانده از زندگی میلیون ها سال قبل انسان ها بما خبر می دهد ، و به اثبات می رساند که انسان اولیه خلاف نظریه قبلی که " شکارچی و گوشت خوار " تصور شده بود ، به اعتقاد امروز ، گذشته زیست انسان ها ( به اثر آزمایش های باستان شناسی و فسیل شناسی تکامل یافته ) روشن شده است که انسان های اولیه خودش طعمه و شکار طبیعت ناگوار و حیوانات درنده بوده اند . " شکار بودن " و " طعمه بودن " انسان بدوی را قادر ساخت که غرض رفع خطر به تعاون و همکاری روی آورد . این تعاون و همکاریست که به انسان های اولیه کمک می نماید ، تا در برابر دشمن مشترک خود ( طبیعت و حیوانات درنده ) با هم متحد و داخل همکاری و تعاون گردند و رمز ها و کلمات مشترکی زبانی را مورد استفاده قرار دهند . ایجاد تعاون بحیث عامل اساسی اجتماع افراد و جامعه عمل کرده ، بتدریج طی میلیون ها سال شکل گرفته است . شکل گیری جامعه اولیه را که به اثر تصاند و تعاون و همکاری ایجاد گردیده ، عامل تقسیم کار و باعث ازدیاد فرآورده های محصولات اجتماعات اولیه می دانند . تبادله به اثر مستقیم محصولات اضافی انسان ها و اجتماعات اولیه بوجود آمد ، که باعث تصاند و تبادل تجارب و بوجود آمدن کلمات و زبان مشترک شده است .