از قربان تا غدیر خم
فَلیُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِیامَة

 

غدیر

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود

 

درهاى آسمان به روى خلق باز بود

ارواح مؤمنین همه در سجده سر به مهر

این روح كعبه بود كه روى جهاز بود

مردم براى بار دگر جمع گشته‏اند

آرى غدیر خم عرفات حجاز بود

انگار بوى آب به گوشش رسیده بود

ارض غدیر یكسره عرض نیاز بود

خورشید در جنون خود از حال رفته بود

لیلاى بى تعیّن ما غرق ناز بود

دیدند از نفس كه كم آورد جبرئیل

گیسوى داستان ولایت دراز بود

یكبار نه دوبار نه بار دگر شنید

از بسكه آیه‏هاى على دلنواز بود

گیرم كسى نبود تماشاى او كند

این جلوه در غناى خود آیینه ساز بود

یا هرچه لیلى است همه مظهر وى‏اند


 
[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 3:16 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 57453 نفر
كل مطالب : 92 عدد
تعداد کل نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : سه شنبه 17 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 27 آبان 1390 
امکانات وب