محورهاي عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف
 به طور كلي پنج محور عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف عبارتند از:
    -1 سياسي: در بعد سياست داخلي، دنبال كردن بحث اصلاح الگوي مصرف در قالب طرح، قانون و كميسيون ويژه، بازنگري و اصلاح قوانين، ساختارها، رفتارها و نگرش هاي ناكارآمد ترويج دهنده مصرف بي رويه در مجلس شوراي اسلامي، امري اجتناب ناپذير مي باشد. دولت هم با گنجاندن دستورالعمل جامع اصلاح الگوي مصرف در لايحه برنامه پنجم (با نگاهي به سند چشم انداز 20 ساله كشور ايران 1404) و اجراي اصلاح الگوي مصرف از درون خود، مي تواند سهم قابل توجهي را در اجرايي نمودن اين امر خطير به خود اختصاص دهد.
    اما در بعد سياست خارجي، با تبيين درست و اصولي اصلاح الگوي مصرف مي توان مواضع خردمندانه تري را در قبال ساير ملل و نهادهاي بين المللي اتخاذ نمود. براي مثال؛ از سفرهاي موازي و ايجاد دفاتر ديپلماتيك در مناطقي كه توجيه استراژيك ندارند، جلوگيري نمود و با مد نظر قرار دادن روشهاي نوين در ديپلماسي خارجي و استفاده از تجربيات مفيد ساير دولت ها گام مهمي را در تحقق اين انديشه راهبردي برداشت.
    -2 دفاعي: تدوين دستور العمل جامع اصلاح الگوي مصرف خاص نيروهاي نظامي، طراحي و ساخت ادوات نظامي مدرن داراي بازده بالاو مصرف بهينه توسط نيروهاي مبتكر و خلاق داخلي، بازنگري در شيوه آموزش و اصلاح ساختار تربيت نيروهاي نظامي و امنيتي با محوريت اصلاح الگوي مصرف، پرهيز از شيوه ها و راهكارهاي پر مصرف در حراست از امنيت مرزهاي كشور، از جمله موارد تامين كننده اصلاح الگوي مصرف قلمداد مي گردند.
    -3 اقتصادي: هدفمند كردن يارانه ها، اصلاح قيمت حامل هاي انرژي، پرهيز از هدر دادن سرمايه ها، اسراف ننمودن در شيوه توليد، استفاده از حداكثر ظرفيت توليد، به كارگيري سيستم هاي كارآمد در توزيع، بالابردن بهره وري نيروي انساني و ماشين آلات صنعتي، اصلاح الگوي مصرف در سرفصل هايي همچون، آب، برق، گاز، نفت و... حمايت منطقي از طرح هاي زودبازده اقتصادي، استفاده از انديشه ها و افكار بزرگان علم اقتصاد خصوصا جوانان، توجه هر چه بيشتر به استانداردها به عنوان راهكاري در جهت اصلاح الگوي مصرف، حمايت از مكانيزه نمودن پروژه هاي اقتصادي با دادن وام هاي بلند مدت به منظور بالابردن ظرفيت توليد و كم كردن ضايعات، گسترش دولت الكترونيك به عنوان عاملي در جهت زدودن بوروكراسي هزينه بر اداري، تنها بخشي از موارد محقق كننده اصلاح الگوي مصرف محسوب مي شوند.
    -4 علمي: توليد علم بر محوريت اصلاح الگوي مصرف خصوصا در مورد انرژي هاي تجديد نشدني، تشكيل اتاق هاي فكر و بانك هاي اطلاعاتي پژوهشي به منظور استفاده از توان حداكثري دانشمندان و متفكران و نخبگان صاحب نظر، بهينه هزينه نمودن اعتبارات پژوهشي دانشگاه ها و شتاب مناسب در موارد مهمي همانند؛ برنامه هسته اي، عدم رجعت به راهكارهاي هزينه بر و فاقد بازده علمي، نهادينه نمودن جايگاه پژوهش مبتني بر پرداختن به فلسفه آن علم و دوري از تجهيزات و امكانات بعضا تجملي و پر مصرف فاقد استانداردهاي علمي، مي توانند خود از زمينه هاي استقرار الگوي مصرف تلقي گردند.
    -5 فرهنگي: توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني در مصرف بهينه، استفاده از توان فرهنگي نخبگان حوزه و دانشگاه به منظور فرهنگ سازي در جهت اصلاح الگوي مصرف، غافل نشدن از توان فوق العاده رسانه ها خصوصا رسانه ملي در فرهنگ سازي و تبيين صحيح سطح توقعات و انتظارات و باورهاي عمومي در خصوص مصرف، نهادينه نمودن فرهنگ تشويق و تنبيه سازمان ها و افراد رعايت كننده و تخطي كننده از الگوي مصرف، از مهمترين محورهاي بالنده توان فرهنگي كشور در خصوص اصلاح الگوي مصرف مي باشند.
    در انتها لازم است به دو نكته اشاره نماييم؛ نخست آنكه تحقق ايده اصلاح الگوي مصرف بدون ياري گرفتن از اصحاب انديشه كشور امري خام و فاقد بهره دهي مناسب مي نمايد و دوم آنكه اصلاح الگوي مصرف تنها وظيفه اي بر دوش دولتمردان نمي باشد، زيرا اگر تعامل سازنده مردم با سه قوه در پرتو عنايت به فرمايشات مقام معظم رهبري نباشد، تحقق اين راهبرد عملياتي امكان پذير نخواهد بود. 
    پي نوشتها:
    -1 بقره، آيه 172.
    -2 حج، آيه28.
    -3 اعراف، آيه 31.
    -4 ميزان الحكمه، ج 8، صص138 -139.
    -5 همان منبع، ج 8، صص139 - 138.
    -6 در سايه آفتاب، محمد حسين رحيميان، ص86 .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:56 PM | نظرات (0)