غدیر، تداوم رسالت پیامبر

 

روزی علی علیه السلام در میدان شهرِ كوفه با مردم، به احتجاج برخاست. حضرت در مقابل آنها ایستاد و فرمود:

 

شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس در غدیر خم از پیامبر به گوش خود درباره من چیزی شنیده است برخیزد و گواهی دهد.

 

سی تن از اصحاب برخاستند كه دوازده تن از آنها بدری بودند. یعنی از كسانی بودند كه در نبرد بدر در ركاب رسول خدا حضور داشتند، و با مشركان می جنگیدند. آنها گفتند: ما در روز غدیر خم دیدیم، رسول خدا پس از ادای فریضه نماز، در برابر دیدگان همه قرار گرفت و خطبه خواند و فرمود:

 

أَلَستُ أولی بِالمؤمِنینَ مِن أَنفُسِهم؟(46)

 

ایا من از همه مؤمنان نسبت به خودشان برتر نیستم؟

گواهان غدیر

 

روزی علی علیه السلام در میدان شهرِ كوفه با مردم، به احتجاج برخاست. حضرت در مقابل آنها ایستاد و فرمود:

 

شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس در غدیر خم از پیامبر به گوش خود درباره من چیزی شنیده است برخیزد و گواهی دهد.

 

سی تن از اصحاب برخاستند كه دوازده تن از آنها بدری بودند. یعنی از كسانی بودند كه در نبرد بدر در ركاب رسول خدا حضور داشتند، و با مشركان می جنگیدند. آنها گفتند: ما در روز غدیر خم دیدیم، رسول خدا پس از ادای فریضه نماز، در برابر دیدگان همه قرار گرفت و خطبه خواند و فرمود:

 

أَلَستُ أولی بِالمؤمِنینَ مِن أَنفُسِهم؟(46)

 

ایا من از همه مؤمنان نسبت به خودشان برتر نیستم؟

 

همه پاسخ دادند:

 

آری ای رسول خدا.

 

چرا كه پیش تر از آن خطاب قرآن را به مؤمنان شنیده بودند كه:

 

 النبی أَولی بِالمؤمنینَ مِن اَنفُسِهم.(47)

 

از این رو همه اقرار نمودند كه ولایت پیامبر نسبت به مؤمنان از ولایت آنها نسبت به خودشان برتر است.

 

پس از گرفتن این اقرار، پیامبر دست علی را گرفت و بلند نمود و فرمود:

 

مَن كنُتُ مَولاه فَهذا علی مَولاه.(48) اللّهم والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ.

 

هر كس كه من مولا و سرپرست او هستم. این علی نیز مولای اوست. بارالها، دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار.(49)

 

امّا در میان آن جماعت، سه نفر به این ماجرا گواهی ندادند. یكی از آن افراد، انس بن مالك بود. او گفت: من پیر شده ام و فراموشی بر من عارض گشته است.

 

حضرت علی آنها را نفرین كرد و درباره انس هم فرمود:

 

اگر دروغ می گویی، خداوند تو را به پیسی و برص مبتلا سازد بطوری كه عمّامه آن را نپوشاند.

 

انس از جای برنخاست مگر آنكه لكه های سپیدی بر پوست بدنش ظاهر شد و دچار پیسی گردید.(50)

 

حق همیشه با علی است

 

وقتی كه حضرت علی برای جنگ با اصحاب جمل عازم بصره بود، پیش از حركت به نزد جناب اُمّ سَلَمه، همسر گرامی رسول خدا آمد تا از او خداحافظی كند.

 

جناب امّ سلمه گفت:

 

در حفظ و پناه خداوند حركت كن، كه سوگند به خدا، تو بر حق هستی و حق همیشه با توست. اگر نبود فرمان خدا و رسولش كه به ما - همسران پیامبر- فرموده اند تا خانه نشینی اختیار كنیم، همراه تو حركت می كردم. اما عزیزترین و بهترین كسانم را كه از جانم بیشتر دوستش دارم - یعنی پسرم را - همراه تو می فرستم تا در ركاب تو بجنگد.(51)

 

امّ سلمه خوب می دانست كه چه می گوید. او آنچه را كه گفت از پیش خود نگفت. او هم مانند بسیاری از مردم شنیده بود كه پیامبر می فرمود:

 

رَحِمَ اللّهُ عَلِیاً، اللّهُمَّ اَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ.

 

خدا علی را مورد رحمت خویش قرار دهد. بار الها حق را هر طور كه علی گردید، همراه با او بگردان.(52)

 

یعنی هر كجا كه علی است، حق هم آن جاست.

 

همراهی جاودانه قرآن و علی علیه السلام

 

ابو ثابت، غلام ابوذر می گوید:

 

در جنگ جمل من در لشكر علی بودم. وقتی عایشه، همسر پیامبر را دیدم كه در صف مقابل، رو در روی علی به جنگ برخاسته است، مثل عده دیگری از مردم، تردید و دودلی ذهن مرا به خود مشغول داشت. تا ظهر در این تردید باقی ماندم. هنگام ظهر تردید از دلم رخت بربست و بر حقانیت علی یقین كردم و در ركاب او جنگیدم. پس از پایان جنگ به مدینه آمدم و به حضور یكی دیگر از همسران پیامبر - امّ سلمه - شتافتم، و به آن بانو عرض كردم:

 

نیامده ام كه از شما درخواستی داشته باشم. من غلام ابوذر هستم و از جنگ جمل می ایم.

 

آن بانو به من خوش آمد گفت و من هم گزارش حضور خود در جبهه جنگ جمل را بیان كردم.

 

او به من فرمود:

 

آن هنگام كه دلها به تردید افتادند تو كجا بودی؟

 

من ماجرای دودلی خود را تا هنگام ظهر و سپس جنگیدن در ركاب علی را برایش تعریف كردم.

 

جناب امّ سلمه، پس از شنیدن داستان من، فرمود:

 

آفرین بر تو كه از یاری علی دست نكشیدی. من از پیامبر شنیدم كه می فرمود:

 

علی مَعَ الْقُرْانِ وَ الْقُرانُ مَعَ عَلی، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ.

 

علی همیشه همراه قرآن است، و قرآن هم با علی است، و این دو هرگز از یكدیگر جدا نمی شوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بر من فرود ایند.(53)

 

 

 

46)- یا ینگونه فرمود: أَ تَعلَمونَ أنّی اَولی بِالمؤمنینَ مِن أَنفُسِهم؟ یا می دانید كه من از همه مؤمنان نسبت به خودشان برتر هستم؟ یعنی پیامبر حتی نسبت به جان مؤمنان ولیت دارد.

 

(47)- احزاب /6

 

(48)- ین جمله به گونه دیگری هم نقل شده است: فهذا ولی مَن انا مَولاهُ.

در ضمن بری آنكه كسی گمان نكند مولا یا ولی در عبارت به معنی دوست می باشد، پیامبر عبارت پیشین را فرمود كه: ألستُ أَولی بِالمؤمنینَ مِن اَنفُسِهم؟

 

(49)- در سنن ابن ماجه 1/43، صحیح مسلم 15/180، المستدرك علی الصحیحین 3/118 ین بیان آمده است.

 

(50)- مسند احمدبن جنبل 4/370.

 

(51)- المستدرك علی الصحیحین 3/129.

 

(52)- المستدرك علی الصحیحین 3/135- سن ترمذی 5/633.

 

(53)- المستدرك علی الصحیحین 3/134.

منبع: کتب » علی در قرآن و سنت


 
[ دوشنبه 29 مهر 1392  ] [ 9:38 PM ] [ مجید موحدیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

غدیر، روز اکمال دین، روز اتمام نعمت، عیدالله الاکبر، عید آل محمد و عید ولایت است غدیر، شایسته هر ثناست که وحى از او پیراست و محمد(ص) بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت مى خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى کرد؛ خیبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، تداوم رسالت محمد صلى الله علیه و آله در ولایت على علیه السلام است.غدیر، عید عدالت و رهبرى است.
نويسندگان
موضوعات وب
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 44092 نفر
كل مطالب : 28 عدد
تعداد کل نظرات : 18 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 24 مهر 1392 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394