جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:14 AM
چرا مصرف می کنیم ؟
انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.
انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان ، باشگاه و ...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود .
تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان ، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید.
 
ما خانواده های ایرانی باید برنامه و هدف مشخصی داشته باشیم و فرزندانمان در محیطی رشد کنند که زندگی هدفمند را بیاموزند. شما خانواده ای را تصور کنید که مادر آن خانواده مشتری پرو پا قرص وسایلی است که هر روز تبلیغ می شود از لوازم آشپزخانه ای که بعد از چند بار استفاده به آرشیو لوازم غیر قابل استفاده می پیوندد تا لوازم آرایشی و بهداشتی که بر خلاف بروشور های پر طمطراقشان بی تاثیرند .
فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان
را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.
 
منبع : جهان نیوز- با تغییر و تلخیص
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:13 AM
مصرف می کنم ،پس هستم
آیا انسان برای مصرف کردن به دنیا آمده است ؟ آیا انسان برای استفاده از این جهان پا به هستی گذاشته است؟ در ابتدای امر سوال ساده ای به نظر می رسد ، اما با کمی تأمل می توان فهمید که این پرسش ما را بسوی حقایق عمیق تری رهنمون می کند پیش از این زیاد درباره آنها به تفکر و تعمق نپرداخته ایم و از تأثیراتشان بر هستیمان زیاد آگاه نبوده ایم.
فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان
را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.
تعریف «مصرف » و «مصرف گرایی»
پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم . مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن. اگر کمی خط سیر تاریخی تمدن بشری را دنبال کنیم در می یابیم که قسمت عمده ستیز و جنگ های بشر نیز از زمانی شروع شد که انسان توانایی ذخیره منابع طبیعی و چیزهای با ارزش را پیدا کرد. تا اینجا کمتر کسی فکر منفی درباره مصرف کردن به ذهن راه می دهد و تقریبا همه موافق این نوع مصرف هستند.
اما زمانی که درباره واژه مصرف گرایی صحبت می کنیم معنای کلمه از ظاهر آن به ما رخ می نماید. این واژه بر رسم و آیین و راه و روشی در زندگی دلالت می کند که وجود انسان را فرا گرفته است و تأثیر عمیقی بر تفکرات و رفتار و در نهایت خوشبختی انسان می گذارد. در اینجا مصرف کردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح کردیم تفاوتی ماهوی دارد و نماینده فرهنگی جدید و قدرتمند در زندگی انسان است که نخستین رگه های آن را می توان از انقلاب صنعتی در جهان غرب پیگیری کرد.
پس تا اینجا باید دریافته باشید که بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمایزی بین معانی مختلف این کلمه قایلم. اما ادعای این تفاوت رااز کجا آورده ام ؟ باید بگویم که این تمایز را می توان با یررسی دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسی استنباط کرد :
1- چه چیزی مصرف می کنیم ؟
2- در کل به چه علتی مصرف می کنیم ؟
چه چیزی مصرف می کنیم
واقعیت این است که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد ، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند. در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.
بدترین اتفاقی که بوسیله تبلیغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق می افتد وخانواده ها را گرفتار می کند،  تغییر آرام و تدریجی نظام های ارزشی و باورهای فردی و اجتماعی ما درباره شیوه های زیستن است.
 آنچه امروز در سراسر دنیا تبلیغ می شود این است که انسان باید مصرف کند ، چه چیز را ؟ آنچه ما تولید می کنیم. صرف نظر از اینکه آیا واقعا انسان امروز به آن احتیاج دارد یا خیر. در حقیقت انسان در این کارزار به مصرف کننده بی اراده ای تبدیل شده که به خیال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است که در انتخاب یک محصول بجای فلان کارخانه از بهمان کارخانه خرید کند اما معمولا آگاه نیست که در خرید آن محصول مختار نیست و صرف نظر از مارکی که خرید می کند آن محصول را حتما باید بخرد. اوج این بایدها را در خریدهای جهیزیه می توانید به عینه ببینید.
http://www.tebyan.net


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:12 AM
مصرف زده نباشیم!
 
دیگه عید رسیده و و قت خونه تکونیه....
خب، این لباسا رو که دو بار پوشیدم ولی قدیمی شده
این لوستر هم که دیگه دمده شده
اینا رو میریزم دور
یه سرم باید به بازار بزنم

اینها جملاتی است که برخی از ما آنها را هر سال دم عید از خودمان یا دیگران می شنویم.
عید و خانه تکانی آن سریالی تکراری ولی بسیار جذاب برای ایرانی ها است.
خانه تکانی امری خوب و مفید است البته اگر در راستای نظافت و تمیزی  و حول این محور اجرا شود ولی آنچه اغلب در کشور ما مشاهده می شود بحث اسراف و مصرف زدگی در این رابطه است، بحثی که نه تنها در این دوره زمانی بلکه در طول سال گریبانگیر ما ایرانیان است که در این دوره نمود خاصی پیدا می کند.
درست حدس زدید ما می خواهیم در این مطلب پیرامون اسراف و مصرف زدگی( در طی سال) با هم صحبت کنیم.
در فرهنگ اسلامی مصرف به طور عام معنای منفی ندارد و به مفهوم استفاده كردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نیاز زندگی است، موارد استفاده آن ممکن است هم مثبت باشد و هم منفی، زمانی که مصرف از حد نیاز فراتر رود، حالت مصرف زدگی و اسراف به خود می گیرد.
البته اسراف و مصرف زدگی دو کلمه کاملا مترادف نیستند. مصرف و مصرف زدگی بیشتر بار اقتصادی دارند در حالی که اسراف در قرآن به امور معنوی و اعمال نیز برمی‌گردند به عنوان مثال خداوند در آیه 147 آل عمران از زبان گنهكاران می‌فرماید: و اسرافنا فی امرنا. یعنی در كار خود اسراف كردیم.
اسراف معادل اتلاف، گشاده بازی، ولخرجی، بادبدست، زیاده روی، بیرون از حد خرج كردن می‌باشد. اما مصرف گرایی یا مصرف زدگی شكل غالب رفتار در نظام هایی مبتنی بر ارزشهای سرمایه داری است. این الگوی رفتاری وقتی در جوامع در حال توسعه ای چون ما مورد تقلید قرار می گیرد و به عنوان یك ارزش اجتماعی پذیرفته می شود، پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیانباری به بار می آورد. اسراف و هدر دادن منابع محدود، تشدید احساس محرومیت نسبی و شكاف و فاصله طبقاتی، بی توجهی به ارزش های فرهنگی و اجتماعی چون قناعت، از بین بردن روحیه سرمایه گذاری، و كار و تلاش و تشویق راحت طلبی و تن پروری، دنباله روی و تقلید و... بخشی از آشكارترین آثار مصرف زدگی در سطح فردی است. مصرف زدگی در سطح كلان اجتماعی نیز آثار مخرب بسیاری به دنبال دارد كه وابستگی و توسعه نیافتگی از مهمترین آنهاست. در واقع مصرف زدگی عبارتست از استفاده بیش از حد و مصرف نامعقول از کالاها و جایگزینی نیازهای غیر واقعی به جای نیازهای واقعی.
فرهنگ مصرف‏زدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو می‏برد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند
آنچه که امروز بر مصرف گرایی دامن می زند، زیاده خواهی و قانع نبودن بر دارایی های خود، رشد فرهنگ تجمل گرایی و روند چشم هم چشمی و نوعی احساس کمبود یا نیازهای ذهنی و غیر واقعی در مقبل نیاز واقعی و ملموس که از تبلیغات فراگیر ارزشهای سرمایه داری سر چشمه می گیرد. الگو پذیری اشتباه و بدون تفکر در این زمینه از غرب نیز بسیار در این زمینه موثر بوده است. غرب برای سود بیشتر خود در جهان نیاز آفرینی می کند و مصرف زدگی را رواج می دهد. مقام معظم رهبری در سخنان خود به این مطلب این گونه اشاره کردند که: ((فرهنگ مصرف‏زدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو می‏برد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند.))
اگرچه مصرف یك متغیر اقتصادی و پیش نیاز تولید در كشور است اما مصرف زدگی پدیده ای مضر و آسیب زا در اقتصاد ملی است. مصرف زدگی در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامی و تمدن ایرانی قرابت ندارد بلكه مخل و مضر اقتصاد ملی نیز محسوب می شود .
رسانه ها نیز نقش بسیار پر رنگی در رونق و کاهش مصرف گرایی  دارند. امروز صنعت تبلیغات به ویژه تبلیغات تلویزیونی به مثابه یكی از اساسی‌ترین گسترش‌دهندگان جریان مصرف‌زدگی محسوب می‌شود، مقام معظم رهبری در این زمینه نیز رهنمودهایی را داشته اند، ایشان اینگونه  می فرمایند که: ((تبلیغات رسانه‏یی و گاهی تبلیغ‏های خیلی پُررنگ كه مردم را به طرف مصرف‏گرایی سوق می‏دهد، با برنامه‏یی كه فرضاً شما ساخته‏اید تا مصرف‏گرایی را تقبیح كنید، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نیست)).
باید توجه داشت که از پیامدهای مصرف زدگی برای اقتصاد ما این است که آنرا وابسته تر می کند و  طبق فرمایشات رهبری: (( مصرف بى‌رویه و زیاد، قاعدتاً از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گیرد؛ چون قشرهاى ضعیف قادر نیستند كه زیاد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى یك قشر انجام مى‌گیرد، به زیان كشور است. یعنى هم زیان اقتصادى، هم زیان اجتماعى و هم زیان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گویم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرایى را رها كنند. مصرف باید به اندازه باشد، نه به حداسراف و زیاده روى)) در مقابل مصرف زدگی و اسراف، صرفه جویی و میانه روی چیز خوبی است مخصوصا درباره این مورد مقام معظم رهبری اسراف را یک عیب ملی خواندند و با انتقاد از مصرف گرایی در زمینه های مختلف تأکید کردند: (( میانه رویِ برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملی دربیاوریم که در این صورت تهدیدات مکرر دشمن درباره تحریم نیز حتی در صورت اجرا شدن بی اثر خواهد بود.))
چند نکته اساسی:
- میانه روی در مصرف باید به صورت یک فرهنگ درآید.
- حل مسئله مصرف زدگی در کشور ما نیازمند فرهنگ سازی است.
- صدا و سیما در این فرهنگ سازی نقش مهمی را بر عهده دارد.
عطاالله باباپور
گروه جامعه و سیاست
http://www.tebyan.net


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 60  
  • 61  
  • 62  
  • 63  
  • 64  
  • 65  
  • 66  
  • 67  
  • 68  
  • 69  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net