جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:06 AM
چقدر اسراف می کنید
مصرف برق ایران 3 برابر مصرف برق در دنیا 
معاون مدیریت مصرف شرکت توانیر با بیان اینکه مصرف برق ایران 3 برابر مصرف برق در دنیاست، گفت: با صرف اعتباری بالغ بر دو هزار میلیارد ریال، افزون بر 2 هزار مگاوات در مصرف برق صرفه جویی خواهد شد.
به گزارش مهر، علیرضا احمد یزدی، میزان سرانه مصرف برق در جهان را بین 1000 – 900 کیلو وات ساعت در سال و سرانه مصرف برق در ایران را 2900 کیلو وات ساعت در سال اعلام کرد و گفت: مصرف برق ایران 3 برابر مصرف برق در دنیاست.
معاون مدیریت مصرف شرکت توانیر افزود: ضمن انجام اقدامات بهینه سازی و تلاش در کاهش روند میزان مصرف در کشور هنوز با استاندارد جهانی فاصله زیادی داریم و بایستی با انجام اقدامات بهینه سازی بیش از پیش و حمایت مدیران ارشد صنعت برق از مدیریت مصرف بهینه سازی و اختصاص چارت مناسب برای پرسنل مدیریت مصرف در ستاد و شرکتهای توزیع و همچنین تامین اعتبارات کافی جهت اجرای پروژه های مدیریت بهینه مصرف فاصله خود را با جهان از نظر مصرف برق کم کنیم.
مصرف برق ایران 3 برابر مصرف برق در دنیاست
احمد یزدی ضمن ارزیابی مثبت اقدامات بهینه سازی در زمینه مدیریت مصرف برق در سال گذشته و سال جاری گفت: درصورتی که دراین زمینه 200 میلیارد تومان هزینه نماییم ، 2000 مگاوات درمصرف برق شبکه های سراسری صرفه جویی خواهد شد و ارزیابی به عمل آمده در این زمینه حاکی از آن است که اقدامات انجام شده تا 10 برابر احداث ظرفیت های جدید نیروگاهی از نظر اقتصادی برای کشور مقرون به صرفه خواهد بود.
وی اعلام کرد چنانچه دولت حمایت های خود را همچنان در عرصه مدیریت بهینه مصرف ادامه دهد، مطمئناً این اقدامات علاوه بر کاهش میزان مصرف ، از نظر اقتصادی نیز نسبت به احداث نیروگاه های جدید به منظور تامین برق شهروندان مقرون به صرفه خواهد بود.
http://www.tebyan.net


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 8:21 AM


 

منبع: روزنامه - هموطن سلام  - تاريخ شمسی نشر 14/01/1387

 
 

متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم.

در حالي که فرهنگ مصرف گرايي به واسطه ورود کالاهاي لوکس روز به روز در حال گسترش است به نظر مي رسد توجه به اين مساله نيازمند اصلاح الگوي مصرف و بررسي بروز چنين پديده اي در کشور باشد.


الگوي مصرف نيازمند اصلاح و ساماندهي است

دکتر بهنام ملکي- کارشناس اقتصادي- با تاکيد بر اصلاح الگوي مصرف براي مقابله با افزايش مصرف گرايي و اسراف در کشور گفت: الگوي مصرف در کشور نيازمند اصلاح و ساماندهي در تئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد کشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد. به گفته وي، متاسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي کشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است.

ملکي افزود: متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم و همين امر موجب افزايش مصرف گرايي و درنتيجه کاهش توليدات و افزايش وابستگي به کشورهاي ديگر شده است.

کارشناس مسايل اقتصادي با اشاره به سياست دولت در جهت آزادسازي واردات برخي از کالاها خاطرنشان کرد: آزادسازي واردات برخي از کالاها مانند ميوه آسيب جدي به توليدات بومي مانند توليد انگور و حتي انجير وارد کرده است. ملکي با بيان اين که الگوي مصرف در ايران بايد منطبق بر الگوي اقتصاد اسلامي و به اندازه نياز کشور باشد، خاطرنشان کرد: در حال حاضر الگوي مصرف در ايران منطبق با الگوي مصرف کشورهاي سرمايه داري و ليبرالي غرب است.

وي با انتقاد از افزايش تبليغ کالاهاي لوکس و مصرفي تصريح کرد: در شرايطي که کشور با مشکل بيکاري مواجه است تبليغ کالاهاي لوکس که همگي وارداتي بوده و لطمات فراواني بر پيکره توليد کشور وارد مي کند مصداق بارز مصرف گرايي و اسراف است.

کارشناس مسايل اقتصادي ادامه داد: از طرف ديگر کالاهاي وطني نيز در حدي که نياز کشور را برطرف کند بايد مصرف شود.

به گفته وي بعضي ها در کشور از درآمد خوبي برخوردار هستند؛ اما نسبت به تامين مايحتاج خود امساک مي کنند که اين امر نيز قابل قبول نيست.

ملکي تصريح کرد: در اقتصاد کشور بايد گردش کالا و خدمات وجود داشته باشد و اين به معناي ميانه وري در اقتصاد است.

وي يکي از اشکالات وارده به برنامه چهارم را ناديده گرفتن الگوي مصرف ذکر کرد و افزود: در حالي که بايد الگوي مصرف در کشور کنترل شود، متاسفانه علي رغم وجود شوراي عالي الگوي مصرف در برنامه اول توسعه اين برنامه در برنامه هاي بعدي حذف شد.

کارشناس اقتصادي تبليغ کالاهاي خارجي را در راستاي افزايش الگوي مصرف ذکر کرد.


مصرف زدگي اقتصاد ما را وابسته تر مي کند

دکتر ابراهيم رزاقي نيز در اين ارتباط معتقد است: بعد از جنگ رشد مصرف به صورت افسار گسيخته افزايش يافت و دراين گذار منابع نفتي به سمت خريد کالا هاي مصرفي سوق يافت. درصورتي که مصرف زياد تجارت کشور را به سمت واردات سوق داده و افزايش واردات هم وابستگي به اقتصاد کشورهاي ديگر را دو چندان مي کند.

اين کارشناس اقتصادي خاطرنشان کرد: نياز به مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي کند به طوري که سال گذشته 50 ميليارد دلار در آمد نفت صرف ورود کالاهاي مصرفي شد.

وي با اشاره به تغيير فرهنگ مردم در استفاده از کالاهاي لوکس و تجملي خاطرنشان کرد: مصرف بعضي از کالا ها که به صورت اسراف بوده و خلاف موازين شرعي است يک پديده کاملا تجملي و بدون ضابطه است. مردم حاضر هستند براي به دست آوردن کالاهاي مصرفي اعم از خوراکي، تجملي و.... به سختي کار کنند.

رزاقي افزود : در کشور هاي غربي و توسعه يافته اگر مصرف بالايي دارند به همان ميزان توليد مي کنند. ميزان اشتغال در آنجا بالا است. در کشور ما اگر 50 ميليارد دلار واردات را صرف توليد مي کرديم شايد نزديک به 5 ميليون شغل جديد ايجاد مي شد در حاليکه سال گذشته فقط يک ميليون شغل جديد ايجاد شد. در واقع افزايش توليد داخلي واردات را کاهش مي دهد.

اين کارشناس اقتصادي با بيان اين که بخش عظيمي از درآمد نفت صرف واردات کالاهاي مصرفي شده است اين امر را منجر به رکود سرمايه گذاري در کشور دانست و اظهارداشت: با توجه به تهديد تحريم ها عليه ايران، اين امر ( واردات بي رويه کالا به داخل ) مي تواند ضربه پذيري اقتصاد ايران را دو چندان کند. به گفته وي، وقتي کالاهاي مصرفي به ما فروخته نشود، با وجودي که عادت به مصرف آن داريم اقتصاد را دچار از هم گسيختگي مي شود.در حالي که اگر واردات براساس پيش بيني ها انجام شود اين ضربه پذيري اتفاق نخواهد افتاد؛ موردي که مقام معظم رهبري هم به آن تاکيد کردند.

وي تاکيد کرد: دولت بايد در برنامه ريزي خود در اين ارتباط تجديد نظر کند ضمن اين که درآمد نفت نبايد صرف واردات کالاهاي مصرفي شود.

رزاقي خاطرنشان کرد: با توجه به تهديدات اقتصادي عليه کشورمان نيازمند برنامه ريزي در رابطه با مصرف و واردات هستيم. البته دولت مي تواند حدو مرز ي براي ورود کالاهاي تجملي تعيين کند و ماليات زيادي براي کالاهاي مصرفي اتخاذ کند تا بتواند مصرف را کنترل کند.


مصرف زدگي مهمترين عامل تهديد ايران به تحريم اقتصادي است

مصطفي نوعي اقدم -نماينده مردم اردبيل - گفت: متاسفانه هرگاه از سوي مسوولين صحبت از اعتدال گرايي در مصرف به ميان مي آيد اين طور تصور مي شود که مخالفت با اصل مصرف صورت گرفته است در حالي که منظور ريخت و پاش ها يي است که انجام مي شود.

وي افزود: اگر ما فرهنگ مصرف گرايي را بر طبق فرمايشات رهبري در جامعه اصلاح کنيم و مصرفمان را در حد نياز محدود کنيم جلوي بسياري از ريخت و پاش هايي که هم اکنون صورت مي گيرد گرفته مي شود.

نوعي اقدم استراتژي دشمنان را در استفاده از حربه تحريم تکيه بر نحوه مصرف در کشور دانست و تصريح کرد: آن ها با مطالعه و بررسي بيشترين اقلام مصرفي سعي مي کنند ما را در بخش هايي که بيشتر مصرف مي کنيم در تنگنا قرار دهند.

عضو کميسيون اقتصادي با اشاره به بالا بودن سرانه مصرف در ايران به برنامه ريزي دشمنان برر روي اين مساله تاکيد کرد و افزود: بايد با در پيش گرفتن رهنمودهاي رهبري الگوي مصرف را در جامعه تغيير دهيم.

نوعي اقدم با بيان اين که با جلوگيري از مصرف بيهوده جلوي تاخت و تاز ابرقدرت ها را خواهيم گرفت اظهار داشت: چرا بايد در بخش هاي مخلتف طوري مصرف کنيم که بهانه به دست دشمن بدهيم.

نماينده مردم اردبيل به برخي از اقدامات دولت در اين زمينه اشاره کرد و گفت: نظارت و کنترل در مصرف، بهينه سازي و گازسوز کردن وسايل حمل و نقل عمومي و تشويق مردم در استفاده از آن ها گام هاي بزرگي است که دولت در اين راستا برداشته است.

نوعي اقدم شکل گرفتن فرهنگ ملي در مصرف گرايي را مستلزم تجديد نظرمردم در نحوه مصرف آن ها ذکر کرد و گفت: البته من نگراني از اين موضوع ندارم؛ زيرا مردم ما در همه مقاطع همکاري خوبي را با دولت هاي خود داشته اند که اميد است با اطلاع رساني رسانه هاي گروهي به خصوص صدا و سيما همکاري آنها در اين زمينه تشديد شود.


حل مشکل مصرف زدگي نيازمند فرهنگ سازي است

رمضانعلي صادق زاده- نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي- در اين ارتباط به خبرنگار اقتصادي شبکه اطلاع رساني برنا گفت:بحث مصرف گرايي مقوله اي کهن است که پس از انقلاب اسلامي تلاش هاي زيادي براي مهار آن شده است.

وي افزود: با توجه به برقراري ارتباط افراد جامعه با فن آوري اطلاعات و تکنولوژي و ارتباطات ميان ملت ها مصرف گرايي در جوامع مختلف به چشم مي خورد و مختص به جامعه خاصي نيست.

صادق زاده با بيان اين که جامعه نيازمند معرفي الگوهاي مصرفي مناسب است گفت: معرفي الگوهاي مصرف و تشويق آحاد مردم يکي از راه هاي مهم جهت دوري جامعه از مصرف گرايي و اسراف است.

وي بااين توضيح که نمي توان مردم را از مصرف در بخش توليدات و خدمات منع کرد،بسته هاي تشويقي را يکي از راهکارهاي حل تبعات منفي اين معضل در کشور خواند.

نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، مصرف گرايي را مقوله اي اقتصادي خواند و بر اقدامات فرهنگي به منظور حل مشکل مصرف زدگي تاکيد کرد.

وي تصريح کرد: مجلس از بعد قانون گذاري تواني کنترل مصرف گرايي در جامعه را نخواهد داشت.

اين عضو کميسيون صنايع و معادن مجلس اظهارداشت: ارگان هاي فرهنگي که در راس آن آموزش و پرورش، صدا وسيما و رسانه ها قرار دارند تاثير بسزايي در تقويت فرهنگ صحيح مصرف جامعه خواهند داشت. کاهش اسراف، خدمت رساني را افزايش مي دهد

عباس علي نورا کارشناس اقتصادي پرداخت يارانه از سوي دولت را يکي از عوامل اسراف در کشور ذکر کرد و گفت: ميزان اسراف در کشور ما نسبت به کشورهاي توسعه يافته کمتر است اما چون ما کشوري اسلامي هستيم، کمترين ميزان اسراف هم براي ما پذيرفته نيست.

وي افزود: بخش عمده اسراف در کشور ما به بخش هايي که يارانه تعلق مي گيرد اختصاص دارد، زيرا وقتي مردم مي بينند هزينه کالاهاي يارانه اي با قيمت واقعي تفاوت زيادي دارد در مصرف بي توجه عمل کرده و زياده روي مي کنند.





 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 1 | لينک مطلب


پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 8:21 AM
گزينش بين مصرف زدگي و بهره وري 
نويسنده : قسمت دوم محسن دقت دوست

براي مقابله با فرهنگ مصرفزدگي در حوزه فردي و خانوار بايد چه تدابيري را درنظر داشت؟
اشاره شد که در سطح خانگي حداقل در مراحل ابتدايي جهت استقرار زمينه هاي اصلاحي در شيوه هاي ناصحيح مصرف ناچار به صرف هرينه و سرمايه گذاري هستيم. بنابراين نبايد به ذخيره سازي منابع اقتصادي که از طريق کاهش مصارف خانوار به دست مي آيد با ديد روشي که دسترسي به منابع سريع الوصول را باعث مي شود نگاه شود. بلکه بهينه سازي مصرف خود نيازمند تجربه اي مستمر و در عين حال هزينه بر است چراکه اين شيوه ها در مدت کوتاهي ايجاد و مرسوم نشده اند و نيازمند استراتژي بلندمدت هستيم.
مي توان تعبير ديگر اصلاح الگوي مصرف را تحت عنوان شناسائي الگوهاي دستيابي به بهره وري مطرح کرد، به نظر مي رسد اتکا به لفظ "مصرف" موجب شده توجهات بيشتر به سمت مصارف فردي و خانگي در حوزه تغذيه و انرژي معطوف شود و ديدگاه هاي جامع و بازي که مطرح مي گردند با انزوا و درک مخدوش مواجه باشند. غالب آنچه اکنون در جريان است حالتي از سردرگمي و درجازني مي باشد که عمدتا ناشي از ذهنيت گستردگي دامنه معاني و مصاديق است. بدين ترتيب اکنون بيش از آنکه برنامه ها و طرح هاي عملي را مشاهده کنيم، همچنان در هزارتوي تعاريف تئوريک چرخ مي خوريم.
از منظر علوم اجتماعي مي توان شقوق مراودات و تبادلات جاري در يک جامعه را در سه سطح حاکميت و زيرمجموعه هاي ديوان سالاري با مردم، تشکلات اجتماعي با اعضاي آن و نيز اشخاص و افراد با يکديگر ارزيابي کرد و جلوه هاي مرتبط با الگوي مصرف را نيز در اين سه حيطه محصور دانست. حال اگر اين پرسش مطرح گردد که هدف گيري کداميک از سطوح ياد شده براي درمان آلام مديريت مصرف موثر خواهد بود؟ اگر پاسخ ما صرفا برپايه جامع نگري و درنظر داشتن ابعاد مختلف باشد، شايد به قدر کفايت به عملي نمودن برنامه هاي کارگشا منجر نگردد.
مسلم است که جمله عناصر مصرف کننده جامعه حداقل در ضمير ناخودآگاه خود تمايل باطني به مصرف مقرون به صرفه دارند، زيرا اين مسئله براي افراد و خانواده ها عاملي براي پس انداز و کسب منافع مادي خواهد بود و براي فعالان عرصه صنايع حکم کاهش هزينه هاي توليد و نتيجتا افزايش توان رقابت و سودآوري را دارد. اما رسيدن به جايگاهي که بتوان گفت اصلاح الگوي مصرف صورت گرفته مستلزم هماهنگي طيف متنوعي از مسائل در حوزه هاي فرهنگ، سياست، اجتماع و اقتصاد است. مشکل آنجاست که سياست هايي متعارض وضع مي شود. از سويي ذائقه خريد و مصرف بيش از حد نياز را در مردم ايجاد مي کنيم و از سوي ديگر به اين بهانه که در جهان حالت رکود حکم فرماست و قيمت ها پايين آمده به واردات بيرويه روي مي آوريم و دست آخر متوقع هستيم ادبيات رعايت موازين مصرفي در جامعه جا بيفتد.
 از سويي بايد مدنظر داشت که اصلاح بينش به اصلاح روش منجر مي شود. براي ايجاد تحول در بنيان هاي تفکر خود نسبت به اين مسئله بايد مابين مصرفي که منتهي به اسراف مي شود و مصرف بهينه و در عينحال مقرون به صرفه مرز قائل شويم. وقتي به درک اين تفاوت نائل شديم و مورد نخست را به ديده "عادت زيانبار" نگريسته و دومي را به عنوان فضيلت و منفعت بشناسيم، حال مي توانيم براي جايگزيني اين دو برنامه ريزي کنيم. بنابراين مسير اصلاح گري الگوي مصرف بايد به گونه اي طراحي و عملياتي شود که در عرصه جامعه رفتار مورد هدف ارزش و شيوه هاي مغاير باآن هنجارشکني تلقي شود.
جامعه بايد احساس نياز کند و براي اصلاح مصرف ملتزم باشد. از طرف ديگر براي اصلاح فرهنگ بايد ببينيم در جامعه ما اين عنوان از چه حوزه هايي بيشتر متاثر مي شود تا تدوين سياست ها براساس شناخت جنبه هاي اثرگذارتر برقرار شود و از رفتارهاي مغاير پيشگيري کنيم. براي ترويج ديدگاه هاي فرهنگ محور جهت اجتناب از اسراف که مي تواند به صورت پرهيز از هزينه هاي زائد و بي رويه تفسير شود در ابعاد مختلف زندگي مردم، مي توان ايده هاي مختلفي شامل نمادسازي و تبليغ همراه با شناسايي شاخصه اي اصلي و تعيين مصاديق اولويتدار و همچنين تنبيه و جريمه را به عنوان ملاک هاي فکري همراه با لطافت و طراوت خلاقانه ارائه کرد.
ذکر چند نمونه عيني مي تواند مسئله را شفاف تر و ملموس تر سازد. وقتي در فصل زمستان درادارات و سازمان هاي دولتي شاهد هستيم در عين اينکه وسائل گرماساز با حداکثر توان کار مي کنند، کارکنان براي کاستن از گرما اقدام به گشودن پنجره ها کرده اند، چگونه بايد از مردميکه شاهد يا شنونده روايت اين اسرافکاري ها هستند متوقع رعايت قواعد مصرف بهينه در زندگي شخصي خود باشيم؟ يا مثلا وجود انبوهي از دفاتر مرکزي شرکت هاي مختلف در پايتخت که مصائب گوناگوني من جمله ترافيک و افزايش کاغذبازي اداري را دامن زده است. چرا دولت به رغم وعده هاي قبل از انتخاب شدنش براي توجه به اين گونه موارد کوچکترين تلاشي براي کاستن از ميزان اين هدر روي ها صورت نداده است؟
يکي از مشهورترين گفته هاي مرتبط با صرفه جويي، راهکار رسيدن به چنين هدفي را فقط منحصر به مصرف اندک نمي داند، بلکه رسيدن به نقطه مصرف حساب گرانه را از مسيرهاي هنرمندانه و خلاقانه همراه با خردمندي و منطق پيشنهاد مي کند. توانايي و نقش صداوسيماي ملي و دولتي ما در اين زمينه چنان فراگير و موثر است که مسئوليت سنگيني را متوجهش مي کند و بخش مستقلي از برنامه ريزي ها که مي تواند در ذيل عنوان "آموزش" مطرح شود را بايد به آن اختصاص داد. وقتي به طور مکرر در فيلم ها و سريال هاي پربيننده و توليد داخل، وضعيت زندگي و رفاه يک خانواده از طبقات ميانه جامعه در بالاترين سطح و داراي انبوهي از لوکس ترين و شيک ترين لوازم زندگي و عالي ترين خوراک و پوشاک نشان داده مي شود، وقتي در تبليغات ميان سريال ها از ضايع نمودن انرژي توسط شومينه و کارآيي بالاتر لامپ هاي کم مصرف صحبت مي شود اما در همه سريال ها حتي در معمولي ترين منازل نيز شومينه و لوسترهايي با لامپ پرمصرف ديده مي شود، اين موارد و بسياري ديگر از اين دست موجب تحريک انگيزه ديگران و کاهش سطح تاثيرگذاري و بازده پيام هاي اخلاقي منتشرشده در جامعه مي شود.
اين نکته نيز مهم است که ماهيت مخالفت با مصرف گرائي و تجمل گرائي تقابلي با به کارگيري سرمايه هاي مولد در بخش صنعت و رونق بخشي به اين عرصه ندارد و بايد بين اين دو تفاوت قائل شد. سرمايه و سرمايه گذاري اگر درخدمت توليد و اعتلاي بهره وري قرار داشته باشد منافع بسياري را درپي خواهد داشت که مي توان آنها را در راستاي اهداف اصلاح الگوي مصرف به کار گرفت.
تنظيم مجدد راهکارها و بازنگري در رفتارهاي مصرفي که هماهنگ با مصارف بخش خانگي باشد از طريق ريزه کاري هاي زير نيز تا حد زيادي قابل حصول است: القاي پايان پذيري منابع انرژي فسيلي و توجه به مسئله بازيافت ضايعات، آموزش و ترويج استفاده از انرژي هاي نو، توجه دادن به بحث آلودگي محيط زيست و تشديد آن با پديده مصرف گرائي و نيز حمايت بخش عمومي از حوزه هاي هنري و فرهنگي با اعطاي يارانه به آنها در حدي که مجبور نباشند براي تداوم حيات خود و ايجاد منبع درآمد ابزار تبليغات کالاهاي مصرفي باشند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 60  
  • 61  
  • 62  
  • 63  
  • 64  
  • 65  
  • 66  
  • 67  
  • 68  
  • 69  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net