پايگاه جامع اطلاع رساني مهدويت
 
 

قال علي (عليه السلام)

خداوند دين را به وسيله ما گشود و هم به وسيله ما ختم مي كند. به وسيله ماخدا آنچه را بخواهد محو مي كند و هر چه خواهد باقي مي گذارد. و به وسيله ما سختي زمانه را بر طرف ميسازد وباران به سبب ما فرو مي فرستد. پس فريبنده اي شما را نسبت به خدا نفريبد. كه آسمان باران خود را فرو نمي آورد از آنگاه كه خداي عز وجل آن را باز مي دارد . واگر قائم ما قيام كند ،آسمان باران خود را فرو مي ريزد وزمين نباتات خود را بيرون ميدهد و كينه ها از دل بند گان خدا زايل مي شود و درندگان وحيوانات اهلي با هم صلح ميكنند  وحيوانات اهلي از درندگان نمي گريزند ، تا جائي كه زني كه مي خواهد راه عراق وشام را بپيمايد ،همه جا قدم بر روي سبزه وگياهان مي گذارد وزينتهاي خود را بر سر دارد {و كسي طمع به آن نمي كند}، ونه درنده اي به او حمله مي آورد و نه او را درندگان به وحشت مي آورند . بحار الانوار ج 52  ص  316 

قال امام حسن مجتبي (عليه السلام )

   ...و (اوضاع) اين چنين خواهد بود ، تا اينكه خدا در آخر الزمان و در دوران شدت روزگار و عصر ناداني مردمان ، مردي را بر انگيزد ، و او را به فرشتگان خود ياري فرمايد ، و ياران او را (از خطا) نگاه دارد ، و او را به نشانه هاي خود ياري دهد ، و او را بر تمام زمين چيره فرمايد ، تا اينكه (مردم ) از روي ميل و (يا ظالمان ) از روي اكراه دين را بپذيرند . زمين را از عدل و داد و نور و برهان پر كند ، شرق و غرب زمين از آيين او پيروي كنند ، تا آنكه كافري باقي نماند مگر اين كه ايمان آورد ، و گناهكار و پليدي نماند مگر اينكه صالح شود . در حكومت او درندگان با هم صلح ميكنند و زمين نباتات خود را خارج ميكند و آسمان بركات خود را ميبارد و (زمين ) گنجهاي خود را آشكار ميكند . بحار الانوار ج 52 ص280

 

قال المعصوم  (عليه السلام )

زماني كه قائم قيام نمود ، به عدالت حكم ميكند ، و در روزگاراو ظلم و ستم از ميان مي رود،و راهها امن مي شود.و در اين هنگام،زمين بركات خود را بيرون مي دهدو هر حقي به صاحب حق داده مي شود.و پيروان هيچ ديني باقي نمي مانند،مگر اين كه اظهار مسلماني مي كنند وبا ايمان شناخته مي شوند. نشنيده اي كه خداوند   مي فرمايد: (وبراي او است آنچه در آسمان وزمين است كه به ميل واكراه تسليم مي شوند ،وبه سوي ما باز مي گردند) وميان مردم به حكم داوود وحكم محمد(ص) حكومت مي كند.ودر اين هنگام زمين گنجهاي خود را ظاهر مي كندوبر كاتش را آشكار مي سازد. و مردي از شما جائي براي صداقت خود و انفاقهاي خويش پيدا نمي كند،به خاطر همگاني شدنٍ بي نيازي ميان مؤمنان.

سپس حضرت فرمود: دولت ما آخرين دولتها ست، وهيچ خانداني باقي نمي ماند كه براي آنان دولت وسلطنتي باشد مگر اين كه پيش از ما به سلطنت مي رسند ، نگويند:اگر ما به سلطنت مي رسيديم مانند ايشان عمل مي كرديم. و اين است (معني) سخن خدا كه مي فرمايد:(سر انجام كار، از آن پرواپيشگان است).بحار الانوار ج52 ص338

 حضرت با قر(ع) فرمودند:

به خدا سوگند(ياران مهدي) مي جنگند، تا آنجا كه خدا به يكتايي شمرده شود و كسي

به او شرك نورزد، وتا آن كه پير زني ناتوان از مشرق به قصد مغرب خارج مي شود وكسي جلوي او را نمي گيرد، وخدا از زمين بذرها را بيرون مي آورد واز آسمان باران آنرا فرو مي فرستد... بحار الانوار،ج52،ص345

 

اين موضوع به قدري مسلم وقطعي است كه خداي متعال در ديگر كتب اسماني نيز اين موضوع را بيان فرموده است. سيد بن طاووس در كتاب((سعد السعود)) گويد كه من درصحف ادريس نبي (ع) يافتم(كه نوشته بود) :

 قال الادريس نبي (سلام الله و عليه)

...و بركات از آسمان و زمين فرو مي ريزيم . وزمين با گياهان و سبزه خود نزهت مي گيرد، و(هر درخت ثمردار وعطر آگيني) ميوههاي خود وبوهاي خوش خود را بيرون مي دهد. بحار الانوار،ج52،ص384

 

ديگر نه طبيعت سركشي خواهد كرد ، نه زلزله اي خانه برانداز به پا مي شود، نه سيل هاي مهيب جاري مي گردد ، نه آسمان تازيانه كوبنده طوفان خويش رابر خانه هاخواهد كوفت، نه درياها طغيان مي كند، ونه آتشفشانها بپا مي گردد. زيرا دوران عصيان سپري شده، زمان طغيان گذشته وعصر تاريك غيبت به اتمام رسيده است.

باران مي بارد اما به نرمش، باد مي وزداما به آرامش ، و زمين مي گردد اما به آسايش. در تمام گيتي، طراوت  و لطافت  پديد مي آيد ، و ظهور لطافت صنع الهي در آن عصر خواهد بود. طراوت گلها، لطافت باران ، ظرافت پرندگان وزيبائي آسمان، درآن عصر به كمال خود مي رسد. به هر كجا كه انسان پاي نهد، جز سبزي ونرمي ولطافت و ظرافت نخواهد ديد.

 قرار گرفتن زمين در اختيار افراد براي كار

قرآن

و برادرايشان صالح را به سوي قوم ثمود به رسالت فرستاديم. (صالح به قوم خود) گفت: اي قوم من خدا را بپرستيد، براي شما معبودي جز او نيست، اوست كه شما را از زمين آفريد وبراي عمارت و آباد كردن زمين برگماشت، پس شما از خداي خود آمرزش بطلبيد و به درگاه او پناه بريد واز لغرش وگناهان توبه كنيد كه البته خداي من نزديك است واجابت كننده (دعاها ( است. آيه 61 سوره هود

 

قال الباقر (عليه السلام )

در كتاب (حضرت ) علي يافتيم (كه نوشته بود) : همانا زمين از آن خداست ، آن را به هر كه از بندگانش كه بخواهد به ارث خواهد داد ، و سرانجام كار از آن پروا پيشگان است .  هر يك از مسلمانان زميني را بگيرد كه آنرا آباد كند ، بايد خراج آن را به امام از اهل بيت من بدهد .  و بر اوست آنچه را كه از (منافع )آن زمين ميخورد . تا آنكه قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف )از ما اهل بيت به شمشير قيام كند و بر زمين چيره شود . پس آن زمينها را در اختيار ميگيرد و ايشان را از آن زمينها اخراج مينمايد ، چنانكه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) آنها را در اختيار گرفت ، مگر آن زمينهائي كه در دست شيعيان ما باشد . پس او آن زمينها را در ميان شيعيان تقسيم ميكند و زمين را در اختيار شيعيان ما قرار خواهد گرفت .  بحار الانوار ج 52  ص 390

ظاهر شدن معادن ، گنجها ، جمع اموال ، تقسيم اموال عمومي وبيت المال به تساوي

قال رسول الله  (صلي الله عليه و آله )

همانا ذوالقرنين بنده صالحي بود . خداي عزوجل او را حجت بر بندگانش قرار داد . قوم خود را بسوي خداي عزوجل فرا خواند و ايشان را به پرواپيشگي از او فرمان داد . آنها بر فرق او زدند ، پس او از ميان ايشان روزگاري پنهان شد تا گفتند: او مرده است يا هلاك شده و به كدام سرزمين رفته است . سپس آشكار شد و به سوي قوم خويش برگشت  ، پس بر فرق او كوبيدند . و همانا در ميان شما كسي هست كه بر روش او ميباشد ، و همانا خداوند عزوجل زمين را در تمكين او قرار داد و به او از هر چيزي اسبابي عطا فرمود ، و او به مشرق و مغرب دست يافت . و همانا خدا به زودي روش او را در قائم از فرزندان من جاري ميسازد ، و او را به شرق و غرب ميرساند ، تا آنكه دشتي و موضع از دشتي و نه كوهي باقي نماند كه ذوالقرنين بدان رسيده باشد ، مگر اين كه او بيز بدآنجا پاي نهد و خدا گنجهاي زمين و معادن آن را براي او آشكار ميكند ، واو را به ترسيدن (دشمنان از او) ياري ميكند . واو زمين را از عدل و داد پر ميكند ، و همچنان كه از ستم و بيداد پر شده باشد . بحار الانوار ج 52 ص 323

 

قال الصادق ( عليه السلام)

چون قائم ما قيام كند ، زمين با نور پروردگارش روشن گردد ، و مردم از نور خورشيد بينياز گردند... و زمين گنجهاي خود را آشكار ميكند به طوري كه مردم آنها را روي زمين ميبينند . و مردي از شما فرد مستمندي را ميجويد كه به او انفاق كند و زكات مال را از او بپذيرد ، ولي كسي را پيدا نميكند كه آن مال را از او بگيرد ، زيرا مردم به آنچه خدا به آنان از فضل خود ارزاني ميكند ، بي نياز شده اند. بحار الانوار ج 52 ص 337

 

قال امام حسن مجتبي (عليه السلام )  

...و (اوضاع)اين چنين خواهد بود تا آنكه خدا در آخر الزمان ، مردي را برانگيزد ...و زمين نباتات خود را خارج ميكند و آسمان بركات خود را ميبارد و (زمين) گنجهاي خود را آشكار ميكند .   بحارالانوار ج 52 ص 280

 

قال الباقر (عليه السلام )

هر گاه قائم ما اهل بيت قيام كند ، اموال را به مساوات تقسيم ميكند ، و در ميان مردمان عدالت را برقرار ميدارد . پس هر كه او را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده ، و هر كه او عصيان كند خدا را عصيان نموده است . و همانا او ، مهدي ، ناميده شده ، زيرا به امور پنهان هدايت ميشود . و تورات و ديگر كتابهاي خداي عزوجل  را از غاري در انطاكيه خرج ميكند . و ميان اهل تورات ، به تورات و ميان اهل انجيل ، به انجيل  و ميان اهل زبور ، به زبور و ميان اهل قرآن ، به قرآن حكم ميكند. اموال دنيا را از درون زمين و از برون آن براي او جمع ميشود . آنگاه به مردم ميگويد :بيائيد به سوي چيزي (اموال) كه به خاطر آن قطع ارحام كرديد و خونها را به حرام ريختيد ، و به خاطر آن ، حرامهاي خداي غزوجل را مرتكب شديد. و او (اموال را) چنان ميبخشد كه كسي قبل از او نبخشيده باشد . و زمين را از عدل و داد و نور پر ميكند ، چنان كه از ظلم و بيداد و پليدي پر شده باشد . بحار الانوار ج 52 ص 351

 

قال الباقر (عليه السلام )

اول كاري كه قائم (عليه السلام ) ميكند در انطاكيه است . پس تورات را از آنجا خارج ميكند ... و به مردم در سال دو بار انعام ميفرمايد و در هر ماه دو بار ارزاق را ارزاني ميكند و ميان مردم مساوات را برقرار ميدارد ... و اموال دنيا از زمين و از برون آن براي او جمع ميشود . پس به مردم گفته ميشود : بيائيد به سوي چيزي كه به خاطر آن قطع ارحام كرديد و خونها را به حرام ريختيد و به خاطر آن حرامهاي خداي عزوجل را مرتكب شديد . و او (اموال را) چنان ميبخشد كه كسي قبل از او نبخشيده باشد . بحار الانوار ج 52 ص 390

 

قال الصادق (عليه السلام )

(الآن) بر شيعيان ما توسعه (در حكم) داده شده است كه از آنچه در دستشان است ، به نيكي اعطا كنند . پس هر گاه كه قائم ما قيام كند ، بر هر صاحب گنجي گنج او حرام ميشود ، تا آنكه آن گنج را به سوي آن حضرت ببر ، و به وسيله آن ، حضرتش را ياري كند . وسائل الشيعه ج 6 ص 381

 

قال المعصوم(عليه السلام )

زماني كه قائم  قيام نمود ، به عدالت حكم ميكند . و در روزگاراو ظلم و ستم از ميان ميرود ...و ميان مردم به حكم داود و حكم محمد(صلي الله عليه و اله) حكومت ميكند  و در اين هنگام ، زمين گنجهاي خود را ظاهر ميكند و بركاتش را آشكار ميسازد...  بحارالانوار ج 52ص 338 به نقل ار الارشاد شيخ مفيد

 

 

 

 وسعت بلاد و نوراني شدن زمين

 

 

قال علي (عليه السلام )

دنيا دگر بار- پس از سرپيچي آن- به سوي ما روي مي آورد به سان ماده شتربدخوئي كه فرزندان را ميگزد، اما به سوي فرزندش روي مي آورد . سپس حضرت در ادامه اين خطبه (اين آيه را تلاوت كردند كه خداوند متعال مي فرمايد ) : و ما چنين اراده كرديم كه بر ناتوان شدگان زمين منت گذاريم و ايشان را امامان قرار دهيم و ايشان را وارثان (زمين ) كنيم .  ترجمه و شرح نهج البلاغه مرحوم فيض الاسلام ص 1180 حكمت 200

 

قال الصادق (عليه السلام )

چون قائم ما قيام كند ، زمين با نور پروردگارش روشن گردد و مردم از نور خورشيد بي نياز گردند... و در پشت كوفه (نجف) مسجدي بنا ميكند كه هزار در خواهد داشت . و خانه هاي كوفه به نهر كربلا و به حيره متصل ميشود ، تا اينكه مرد در روز جمعه با استري كوچك و تندرو به قصد جمعه خارج ميشود ، ولي به نماز نميرسد. بحار الانوار ج 52 ص 330 و 337

 

قال امام حسن مجتبي (عليه السلام )

... و (اوضاع ) اينچنين خواهد بود تا آنكه خدا در آخر الزمان و دوران شدت از روزگار و عصر ناداني مردمان  ، مردي را برانگيزد و او را به فرشتگان خود ياري فرمايد و ياران او را (از خطا ) نگاه دارد و او را به نشانه هاي خود ياري دهد و او را بر تمام زمين چيره فرمايد تا اين كه (مردم) از روي ميل و (يا ظالمان از روي) اكراه دين را بپذيرنند . زمين را از عدل و داد ونور و برهان پر كند ، شرق و غرب از آيين او پيروي كنند تا آن كه كافر باقي نماند مگر اينكه ايمان آورد...  بحار الانوار ج 52 ص 351

 

قال الباقر (عليه السلام )  

هرگاه قائم ما اهل بيت قيام كند اموال را به مساوات تقسيم ميكند و در ميان مردمان عدالت را بر قرار مي دارد... و زمين را از عدل . داد و نور پر ميكند چنان كه از ستم و بيداد و پليدي پر شده باشد .  بحار الانوار ج 52 ص 333

 

قال علي (عليه السلام ) 

خوشا به حال آن كه روزگار او را در يابد و كلامش را بشنود  اعيان الشيعه سيد محمد امين جزء 4

صلح بهائم و سباء و اطاعت آنها از مؤمنين

قال الباقر (عليه السلام )  

گويا كه من اصحاب قائم را ميبينم كه بر آنچه در شرق و غرب است احاطه نموده اند . و چيزي از اشياع نيست مگر اين كه مطيع ايشان است . حتي درندگان زمين و پرندگان وحشي، خشنودي ايشان را درهر چيزي مي طلبند ، تا اينكه زميني بر زمين ديگر مباهات ميكند كه امروز مردي از اصحاب قائم بر من عبور كرد.  بحار الانوار ج 52

 

قال علي (عليه السلام ) 

اگر قائم ما قيام كند آسمان باران خود را فرو ميريزد و زمين نباتات خود را ميروياند و كينه ها از دل بندگان خدا زايل ميشود و درندگان و حيوانات (اهلي) با هم صلح ميكنند(و حيوانات اهلي از درندگان نمي گريزند) تا جائي كه زني كه مي خواهد راه عراق و شام را بپيمايد همه جا قدم بر روي سبزه و گياهان ميگذارد و در حالي كه زينتهاي خود را بر سر دارد(كسي طمع به آن نميكند ) و نه درنده اي به او او حمله مي آورد و نه او را درندگان به وحشت مي آورند بحار الانوار ج 52 ص 316

 

قال امام حسن مجتبي (عليه السلام )  

 و (اوضاع ) اينچنين خواهد بود تا آنكه خدا در آخر الزمان و دوران شدت از روزگار و عصر ناداني مردمان  ، مردي را برانگيزد و... تا آن كه كافر باقي نماند مگر اينكه ايمان آورد و گنهكار و فرد پليد نماند مگر اينكه صالح شود . در حكومت او درندگان با هم صلح ميكنند و زمين نباتات خود را خارج ميكند و آسمان بركات خود را مي بارد و (زمين) گنجهاي خود را آشكار مي كند ...  بحار الانوار ج 52 ص 280

 

سيد بن طاووس در كتاب  ، سعد السعود، گويد كه من در صحف ادريس نبي يافتم (كه نوشته بود ) قال ادريس (عليه السلام )

...  پس هيچ چيز از چيزديگر نمي ترسد . و خزندگان و چهار پايان در ميان مردم مي گردند و هيچ يك به ديگري زيان نمي رساند . ... و بركات از آسمان و زمين فرود مي آيد ...

البته لازم به تذكر است موضوع از بين رفتن دشمني بين حيوانات در ادوار پيشين ، سابقه  دارد . مثلا در دوران حضرت نوح (سلام الله) در زماني كه سوار كشتي بودند ، حيوانات در كنار هم در صلح و آرامش زيستند . علامه مجلسي در بحار الانوار ، ضمن خبري گويد : آنگاه كه (خداي متعال) نوح را امر كرد كه از هر جفت (حيوانات) دو تا را با خود حمل كند . نوح عرض كرد : من با (وجود) شير و گاو چه كنم ؟ و با (وجود) بزغاله و گرگ چه كنم ؟ و با (وجود) كبوتر و گربه چه كنم ؟ (خداي متعال) فرمود : چه كسي دشمني را در ميان اين حيوانات افكنده است ؟ (نوح)عرض كرد : تو اي پروردگار من .(خداي متعال) فرمود : پس من ميان ايشان الفت و دوستي مي افكنم ، تا با هم دشمني و ضديت نكنند بحار الانوار ج 65 ص 66

جواني اصحاب امام (عليه السلام) 

قال علي (عليه السلام)

ياران مهدي ، همه جوان هستند . و در ميان آنان پيري نيست ، مگر به اندازه سرمه در چشم و نمك در توشه ، و كمترين توشه ، نمك است .بحار الانوار ج 52 ص334

 طولاني شدن عمر افراد و ازدياد نسل

قال الصادق (عليه السلام)

چون قائم ما قيام كند ، زمين با نور پروردگارش روشن گردد... و عمر انسان در آن زمان ، آن چنان طولاني شود كه هزار پسر براي او زاده شود ... بحار الانوار ج 52 ص337

زوال فقر از جامعه

 

قال الصادق ( عليه السلام)

چون قائم ما قيام كند ، زمين با نور پروردگارش روشن گردد ، و مردم از نور خورشيد بينياز گردند... و زمين گنجهاي خود را آشكار ميكند به طوري كه مردم آنها را روي زمين ميبينند . و مردي از شما فرد مستمندي را ميجويد كه به او انفاق كند و زكات مال را از او بپذيرد ، ولي كسي را پيدا نميكند كه آن مال را از او بگيرد ، زيرا مردم به آنچه خدا به آنان از فضل خود ارزاني ميكند ، بي نياز شده اند. بحار الانوار ج 52 ص 337 

 

قال الباقر (عليه السلام )  

هر گاه قائم آشكار شود و داخل شهر كوفه گردد ، خداي متعال از منطقه نجف هفتاد هزار صديق را آشكار ميكند ، پس ايشان در زمره اصحاب و ياران او خواهند بود و شهرها به اهالي (واقعي) باز مي گردند و ايشان اهل آن هستند . به مردمان عطايا در سال دو بار ارزاني ميكند ، و در هر ماه ، دو نوبت مايحتاج عمومي را ميان ايشان تقسيم ميكند . و ميان مردم مساوات را بر قرار ميكند ، تا حدي كه محتاج به زكات ديده نميشود . و مردمان زكات خود را پيش شيعيان مي آورند ، ولي ايشان آن را نمي پذيرند ، و زكاتها را در ميان كيسه ها قرار مي دهند ، و در جاهاي مختلف ميگردند و پيش افراد ميبرند . ولي ايشان ميگويند : ما نيازي به پولهاي نقره شما نداريم .    بحار الانوار ج 52 ص 390

 

 قال المعصوم (عليه السلام )

زماني كه قائم قيام نمود ، به عدالت حكم مي كند و در روزگار او ظلم و ستم از ميان ميرود ... و در اين هنگام زمين بركات خود را بيرون ميدهد و مردي از شما در آن هنگام جائي را براي صرف صدقات و انفاقهاي خود نمي يابند به خاطر همگاني شدن بي نيازي در ميان مؤمنان .    بحار الانوار ج 52 ص 390  به نقل از الارشاد

 

  قال الباقر (عليه السلام )

به خدا سوگند ، سپاهيان مهدي آنقدر مي ستيزند تا آنكه خدا به يكتائي پرستيده شود و براي او شرك آورده نشود ... و مردم خراج خود را بر دوش خود به سوي مهدي ميبرند و به شيعيان ما توسعه (در حكم ) داده ميشود . و اگر ايشان را سعادت  نصيب نشود ، هر آينه ستم مي كنند ...  بحار الانوار ج 52 ص 345 

 زوال امراض بدني و برومند شدن ابدان و ارواح

قال السجاد (عليه السلام )

هر گاه قائم ما قيام كند ، خداوند عزوجل از شيعيان ما بيماري را برطرف مي سازد ، و دلهاي آنان را همچون پاره هاي آهن مي گرداند ، و به هر مردي از آنها نيروي چهل مرد ميدهد ، و آنها حاكمان زمين و رؤساي اجتماع خواهند شد . بحار الانوار ج 52 ص 317 

 

قال الباقر (عليه السلام )

همانا حديث ما دشوار دشواري پذير است . و كسي آن را متحمل نميشود ، جز فرشته مقرب يا پيغمبر فرستاده شده يا مؤمني كه دل به ايمان آزموده شده باشد يا شهري كه دژ و بارو داشته باشد . پس هرگاه كه مهدي ما بيايد ، هر مرد از شيعيان ما ، از شير دليرتر و از نيزه چابك تر است ، دشمنان ما را زير پاي خود خرد ميكند و با كف دست به او ضربت مي زند . ودر اين هنگام نزول رحمت خدا و گشايش او براي بندگان است . بحار الانوار ج 52 ص 318

 

قال الصادق (عليه السلام )

لوط پيغمبر اين سخن را كه ؛ اگر براي من قدرتي بود و يا اگر مي توانستم به سوي ركن شديد چنگ زنم ؛ نفرمود ، مگر اين كه آرزو ميكرد قدرت قائم (عليه السلام ) را داشته باشد ، و يا شدت اصحاب او را واجد گردد . پس به مردي از اصحاب آن حضرت ، قدرت چهل مرد ارزاني ميشود . و قلب او از آهن شديدتر خواهد بود . و اگر ايشان بر كوههاي آهن عبور كنند ، آن كوها را قطع ميكنند . و شمشير ها را زمين نمي نهند ، تا اين كه خداي غزوجل خشنود گردد . بحار الانوار ج 52 ص 327

 

 قال الصادق (عليه السلام )

گويا من به سوي قائم (عليه السلام) و اصحاب او مينگرم كه در نجف كوفه هستند . (از ژوليدگي) گويا بر سر ايشان پرنده اي است . به تحقيق توشه هاي ايشان نابود شده و لباسهاي ايشان كهنه ، و بر پيشاني ايشان آثار سجود ظاهر است . شيران روز و زاهدان شب هستند . گويا قلبهاي ايشان از پاره هاي آهن است و به هر مردي از ايشان قدرت چهل مرد ارزاني مي شود . كسي يكي از ايشان را نمي كشد ، مگر اين كه كافر يا منافق باشد . و خداي متعال ، ايشان را به نشانه داري ( در پيشاني) در كتاب گرانقدر خويش توصيف كرده است (كه مي فرمايد) ‹ همان در اين نشانه هائي براي نشانه داران (در پيشاني) ميباشد .  بحار الانوار ج 52 ص 386

 

عبد الملك بن اعين گويد:از نزد حضرت امام باقر(عليه السلام) برخواستم ، پس به دستان (به خاطر ضعف) تكيه كردم و گريستم ، و گفتم : من اميدوار بودم كه امر (شما را) درك كنم در حالي كه توانائي (جسمي) داشته باشم . آن حضرت فرمودند : آيا خشنود نيستيد كه دشمنان شما يكديگر را مي كشند ، در حالي كه شما در خانه هاي خود هستيد ؟ همانا اگر آن (امر) بر پا شود ، به هر مردي از شما قدرت چهل مرد داده ميشود ، و قلبهاي شما چون پاره هاي آهن مي گردد كه اگر به آن (قلبها) بر كوهها بكوبيد ، تكه تكه مي شوند ، و شما به پا دارنده گان زمين و گنجينه داران آن خواهيد بود . بحار الانوار ج 52 ص 335 

 

قال الصادق (عليه السلام )

همانا خداوند ( درزمان قيام قائم ما) ترس را از دلهاي شيعيان ما زايل ميكند ، و در دل دشمنان ما مي افكند . پس هر يك از آنها ، از نيزه چابكتر و از شير دليرتر هستند ، به طوري كه دشمن ما را به نيزه خود ميزنند و به شمشير خود مضروب مي كنند ، و زير پاهاي خود ، آنها را له مي كنند .  بحار الانوار ج 52 ص 336 

 

قال الصادق (عليه السلام )

در دولت قائم (عليه السلام) شيعيان ما اركان زمين و حاكمان آن خواهند بود . به هر يك از ايشان ، قدرت چهل مرد داده ميشود. بحار الانوار ج 52 ص 372 

 

قال الباقر (عليه السلام )

در دلهاي شيعيان ما ترس از دشمنان ما افكنده شده است . پس هرگاه امر ما واقع شود و مهدي ما خروج كند ، هر يك از ايشان از شير دليرتر و از نيزه چابك تر خواهد بود ، كه دشمنان ما را زير پاي خود خرد ميكند و با كف دست ، او را به قتل خواهد رسانيد .  بحار الانوار ج 52 ص 372 

  

قال الصادق (عليه السلام )

از قول حضرت امام سجاد مي فرمايند : هرگاه قائم ما قيام كند ، خداوند عزوجل از هر مؤمني بيماري را برطرف ميكند ، و دوباره نيروي او را باز مي گرداند .        بحار الانوار ج 52 ص 364

 

قال الباقر (عليه السلام )

هر كس قائم ما اهل بيت را درك كند ، اگر بيماري داشته باشند بهبودي مي يابد . و چنانچه ضعيف باشد ، نيرومند مي گردد.  بحار الانوار ج 52 ص 335

 زوال كينه از دلها و تكامل اخلاق و ايمان   

قال الباقر (عليه السلام )

... آنگاه كه قائم قيام كند، رفاقت و دوستي خاصي پيدا مي شود . و مرد به سوي كيسه و جيب برادر (ايماني) اش ميرود و از آن نياز خود را بر مي دارد و (برادر ديني اش) او را منع نمي كند .   بحار الانوار ج 52 ص 372

 

قال علي (عليه السلام )

... و آگر قائم ما قيام كند ، آسمان باران خود را فرو مي ريزد و زمين نباتات خود را بيرون مي دهد ، كينه ها از دل بندگان خدا زايل مي شود... بحار الانوار ج 52 ص 316

 

قال الباقر (عليه السلام )

هر گاه قائم قيام نمود ، دست خود را روي سر مردم مي گذارد ، و بدان وسيله عقلهاي آنان جمع ميشود ، و اخلاقشان كامل مي گردد .بحار الانوار ج 52 ص 336

 

زيد زراد گويد : به حضرت صادق (عليه السلام) عرض كردم : ما ميترسيم كه مؤمن نباشيم . آن حضرت فرمود : چرا چنين مي گوييد ؟! عرض كردم : زيرا ما در ميان خود ، كسي را نمي بينيم كه برادر ايماني اش براي او از پول نقره و طلايش ارزشمند تر باشد . ما طلا و نقره را از برادر ايماني خود بيشتر دوست مي داريم ، با اينكه ميان ما و ميان او ولايت امير المؤمنين (عليه السلام) مشترك است . آن حضرت فرمودند: چنين نيست ، شما مؤمن هستيد . ولي ايمان شما كامل نيست ، تا اين كه قائم ما خروج كند و خدا حلمهاي (عقلهاي) شما را گردآورد . پس مؤمن كامل گرديد ، و اگر مؤمنان كامل در زمين نمي بودند ، هر آينه خدا ما را به سوي خود بالا مي برد ، و شما انكار آسمان و انكار زمين مي كرديد(علامه مجلسي در توضيح اين جمله مي نويسد : انكار زمين و آسمان  ، به دليل مشاهده آثار غربيه در آنها است ) ، بلكه سوگند به خدائي كه جانم در دست قدرت اوست ، همانا در زمين و در اطراف آن مؤمناني هستند كه ارزش دنيا در نزد آنان به قدر بال پشه اي است ، و اگر دنيا و آنچه در داخل آن و آنچه روي آن است ، از طلاي سرخ جمع شود و بر گردن يكي از ايشان آويخته شود ، سپس از گردن او فرو افتد ، نمي فهمد كه چه چيز از گردن او افتاده است . (اين موضوع) به خاطر كم ارزشي دنيا  آن براي ايشان است  . بحار الانوار ج 67 ص 350 ح 54

 تكميل عقول و گسترش علم

قال الباقر (عليه السلام )

هر گاه قائم قيام نمود ، دست خود را روي سر مردم مي گذارد ، و بدان وسيله عقلهاي آنان جمع ميشود ، و افكارشان كامل مي گردد .بحار الانوار ج 52 ص 328و  اصول كافي ج 1 ص 19

 

قال الصادق (عليه السلام )

قائم ما آنگاه كه قيام كند ، خداوند چندان نيرو به گوشها و ديدگان شيعيان ما مي دهد كه ميان آنها و قائم ما ، پيك و بَريد(به معني قاصد و پست است مسافتي كه بَريد مي پيمايد ، تقريبا 12 ميل است ) نخواهد بود . پس قائم ما با آنها صحبت مي كند و آنها هم صداي او مي شوند و به وي نگاه مي كنند ، در حالي كه او در محل خودش مي باشد .  بحار الانوار ج 52 ص 336

 

قال الصادق (عليه السلام )

در زمان دولت قائم ، يك فرد با ايمان كه در مشرق باشد ، برادرش را در مغرب مي بيند و آن كس كه در مغرب است برادرش را كه در ميباشد ، مي بيند  بحار الانوار ج 52 ص 392

 

قال الصادق (عليه السلام )

علم ، بيست و هفت حرف است . تمام آنچه پيغمبران آورده اند ، دو حرف است . و مردم هم تاكنون بيش از آن دو حرف را ندانسته اند . پس زماني كه قائم ما قيام مي كند ، بيست و پنج حرف ديگر را بيرون مي آورد ، و آن را در ميان مردم منتشر مي سازد ، و آن دو حرف را هم به آنها ضميمه مي نمايد ، تا آنكه بيست و هفت حرف (علم) را منتشر مي كند .    بحار الانوار ج 52 ص 336

 

قال علي (عليه السلام )

... اي كميل بن زياد ... و هيچ علمي نيست مگر اين كه من آنرا مي گشايم . و هيچ سري نيست مگر آنكه قائم عليه السلام آن را پايان مي دهد . بحار الانوار ج 77 ص 269

 

 قال الباقر (عليه السلام )

هر گاه قائم آل محمد قيام كند ، خيمه هائي نصب مي كند براي كسانيكه قرآن را - همان طور كه نازل شده - به مردم تعليم كنند . در آن روز ، مشكل ترين كارها براي حافظان قرآن است . زيرا آن را (از نظرجمع آوري و ترتيب) ، مخالف وضع فعلي مي بينند . بحار الانوار ج 52 ص 339

 

قال علي (عليه السلام )

گوئي شيعيانم را مي نگرم كه در مسجد كوفه خيمه زده اند ، و قرآن را - آنچنان كه نازل شده است - به مردم مي آموزند . وقتي قائم ما قيام كند ، (ديواره هاي) آن مسجد را خراب مي كند و قبله آنرا راست مي گرداند . بحار الانوار ج 52 ص 364

 

قال الصادق (عليه السلام )

گويا من شيعيان علي (عليه السلام) را مي بينم كه در دست ايشان مثاني  (قرآن) است و مردم را (قرآن) مي آموزند . بحار الانوار ج 52 ص 364

 

قال علي (عليه السلام )

گويا كه من غير عربها را مي بينم كه خيمه هاي ايشان در مسجد كوفه است . و به مردم قرآن را - آنچنان كه نازل شده مي آموزند . بحار الانوار ج 52 ص 352

 

قال الباقر (عليه السلام )

گويا دين شما را مي بينم كه آغشته به خون مي گردد ( ازبس كه دشمنان دانا و دوستان نادان به آن ضربت مي زنند ) و كسي را نمي بينم كه آن را به حال نخست برگرداند ، مگر مردي از ما اهل بيت ... و در زمان او چنان (به بشر) حكمت (و دانش بي آلايش) ارزاني ميشود كه زنان در خانه خود به كتاب خدا و سنت و روش پيغمبر حكم مي كنند .  بحار الانوار ج 52 ص 365

 

قال الباقر (عليه السلام )

از قول پدر گرامي خود حضرت سجاد (عليه السلام) فرمودند : هر گاه قائم (عليه السلام) قيام كند ، در سراسر زمين ، در هر سرزميني مردي را مي فرستد و به او ميگويد : فرمان تو در كف دست توست . پس هرگاه چيزي به تو وارد شد كه آنرا نمي فهميدي و حكم قضاوتي را در آن نمي دانستي ، پس به كف دست خود بنگر و بدانچه در آن است عمل كن ... بحار الانوار ج 52 ص 365

 

قال علي (عليه السلام )

... و پس از حسين ، نُه نفراز فرزندان او خواهد بود ... نهمين آنها قائم است كه خداي عزوجل به وسيله او زمين را از نور آكنده مي كند ، پس از تاريكي آن . و از داد پر مي كند ، پس از ستم آن . و از دانش مالامال مي كند ، پس از جهل آن .  بحار الانوار ج 36 ص 253

 نابودي دشمنان خدا و اجتماع خلق بر بندگي خدا

 قال الصادق (عليه السلام )

‹ و براي او آنچه در آسمانها و زمين است به ميل و اكراه تسليم مي شود 83-آل عمران› فرمودند : هنگامي كه قائم ما قيام كرد ، جائي در روي زمين نمي ماند ، مگر اين كه در آنجا صداي شهادت به ‹لا اله الله› و ‹محمد رسول الله› بلند ميشود. بحار الانوار ج 52 ص 340

 

اًبَي بُكَير گويد : از حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام) تفسير اين آيه ‹ و براي او آنچه در آسمانها و زمين است به ميل و اكراه تسليم مي شود 83-آل عمران› سئوال كردم . حضرت فرمودند: اين آيه در باره قائم نازل شده است . هنگامي كه عليه يهود و نصاري و صائبين و مادي ها و برگشتگان از اسلام و كفار در شرق و غرب كره زمين قيام كند و اسلام را پيشنهاد مي نمايد ، هركس از روي ميل پذيرفت ، دستور ميدهد كه نماز بخواند و زكات بدهد وآنچه هر مسلماني مأمور به انجام آن است ، بر وي نيز واجب مي كند . و هر كس (باآن همه براهين آشكار و ...) مسلمان نشد ، گردنش را ميزند ، تا آنكه در شرق و غرب عالم ، احدي نماند مگر اين كه خدا را به يكتائي بپرستد . بحار الانوار ج 52 ص 340

 

 قال الصادق (عليه السلام )

... به اهل ديانتي نمي رسند ، مگر اين كه ايشان را به سوي خدا و به سوي تسليم حق متعال شدن و اقرار به (نبوت) محمد (صلي الله عليه واله) دعوت مي كنند ، و كسي كه به يكتا پرستي اقرار نكند و اسلام نياورد ، او آن كه در مشرق و مغرب كسي نماند مگر اين كه اقرار نمايد . بحار الانوار ج 27 ص 43

قال امام حسن مجتبي (عليه السلام )

... و (اوضاع ) اينچنين خواهد بود تا آنكه خدا در آخر الزمان و دوران شدت از روزگار و عصر ناداني مردمان  ، مردي را برانگيزد و او را به فرشتگان خود ياري فرمايد و ياران او را (از خطا ) نگاه دارد و او را به نشانه هاي خود ياري دهد و او را بر تمام زمين چيره فرمايد تا اين كه (مردم) از روي ميل و (يا ظالمان از روي) اكراه دين را بپذيرنند . زمين را از عدل و داد ونور و برهان پر كند ، شرق و غرب از آيين او پيروي كنند تا آن كه كافر باقي نماند مگر اينكه ايمان آورد و گناهكار و پليدي نماند مگر اين كه صالح شود... بحار الانوار ج 52 ص 351

ارتباط امام عصر(عليه السلام) با عالم غيب و حكم به واقع

قال الصادق (عليه السلام )

آنگاه كه قائم آل محمد - كه بر او و ايشان سلام باد - قيام كند ، در ميان مردم به حكم داوود حكم خواهد نمود . و محتاج بينه و گواه نخواهد بود . خدا به او الهام ميفرمايد و او به علم خود عمل مي كند .  بحار الانوار ج 14 ص 14

 

قال الباقر (عليه السلام )

قائم (عليه السلام) 309 سال حكومت مي كند ... و زمين براي او در نَوَرديده  مي شود و خدا به او وحي مي كند . پس به فرمان خدا به وحي الهي عمل مي نمايد . بحار الانوار ج 52 ص 390

 

ابوالجارود گويد: به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم : قربان شما شوم ، به من از صاحب اين امر خبر دهيد . فرمودند : شب مي كند در حالي كه از ناامن ترين مردم باشد ، و صبح مي كند در حالي كه از امان يافته ترين ايشان باشد . و اين امر شب و روز  به او وحي مي شود . گويد : عرض كردم :  اي امام باقر(عليه السلام) (آيا) به او وحي مي شود؟!  فرمودند : اي ابو الجارود ! آن وحي نبوت نيست ، بلكه خدا به او وحي مي كند ، همچنان كه به مريم دختر عمران و مادر موسي وحي كرد و همچنان كه به زنبور عسل وحي مي كند ، اي ابا جارود ! و او همانا قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله) در نزد خدا گرامي تر از مريم دختر عمران و مادر موسي و زنبور عسل است .  بحار الانوار ج 52 ص 389

 

قال الصادق (عليه السلام )

دنيا تمام نمي شود ، تا آنكه مردي از ما اهل بيت خروج كند كه به حكم داوود و خاندان داوود حكومت نمايد ، و از مردم بينه نطلبد . (مانند حضرت داوود كه احتياج به بينه نداشتند) بحار الانوار ج 52 ص 319

 

قال الصادق (عليه السلام )

 هر گاه قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله) قيام  كند ميان مردم به حكم حكومت مي كند و محتاج بينه نيست ، خدا به او الهام مي كند ، پس او به علم خود حكم مي نمايد . و به هر قومي از آنچه اندوخته اند ، خبر مي دهد . و به چهره ، دوست خود را از دشمن مي شناساند . خداي سبحان فرموده :‹ و همانا در آن نشانه اي براي سيما شناسان است . و همانا آن راه به پا داشته است - 75 حجر› بحار الانوار ج 52 ص 339

 

قال الصادق (عليه السلام )

در باره آيه    سوره       كه خداوند مي فرمايد : ‹ اوست كسي كه فرستاده خود را به هدايت و دين حق فرستاد ، تا آنكه او را بر تمامي دينها چيره كند ، و اگر چه مشركان را نا خوش آيد .› فرمودند: به خدا سوگند كه هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است ، ونخواهد شد تا آنكه قائم (عليه السلام) قيام نمايد . پس هرگاه كه قائم قيام كند ، كافر به خداي بزرگ و مشرك به امام (عليه السلام) باقي نمي ماند ، مگر اينكه قيام او را ناخوش دارد ، تا آنكه اگر كافر يا مشركي در ميان صخره اي باشد ، آن صخره ندا بر مي آورد : كه اي مؤمن در ميان من كافري است  ، مرا خورد كن و آن كافر را نابود نما .بحار الانوار ج 52 ص 324

استقرار عدالت و امنيت

قال الصادق (عليه السلام )

اول چيزي را كه قائم از عدالت آشكار مي كند ، آن است كه منادي ندا مي دهد كه صاحبان (حج وطواف) استحبابي ، حجر الاسود و طواف را براي صاحبان (حج) واجب واگذارند.  بحار الانوار ج 52 ص 378

 

قال الباقر (عليه السلام )

هنگامي كه قائم ما قيام كند ، چهار مسجد  را در كوفه منهدم مي كند ، و هيچ مسجد مشرفي را نمي گذارد ، جز اينكه كنگره و اشراف  آن را خراب مي كند ، و به حال ساده و بدون اشراف مي گذارد (همچنان كه در عصر رسول خدا ‹صلي الله عليه و اله› چنان بود) . شاهراه بزرگ را توسعه مي دهد و هرگوشه اي را كه مانع راههاي عمومي شود (و در مسيرهاي عمومي واقع است). خراب مي كند . و ايوانها  و ناودانهائي را كه در مسيرهاي عمومي واقع شده ، خراب كرده و آن (ناودانها) را كور مي كند ...  بحار الانوار ج 52 ص 339

 

قال علي (عليه السلام )

اگرقائم ماقيام كند... كينه ها از دل بندگان خدا زايل مي شود و درندگان و حيوانات اهلي( با هم صلح مي كنند (وحيوانات اهلي از درندگان نمي گريزندتا جائي كه زني كه مي خواهد راه عراق تا شام را بپيمايد همه جا قدم بر روي سبزهوگياهان مي گذارد و زينتهاي خود را بر سر دارد (وكسي طمع به آن نمي كند). نه درنده اي به او حمله مي آورد ونه او رادرندگان به وحشت مي آورندبحار الانوار ج 52 ص 316  

 

قال الباقر (عليه السلام )

به خدا سوگند سپاهيان مهدي آنقدر مي ستيزند تا آن كه خدا به يكتايي پرستيده شود و براي او شرك آورده نشود تا آنجا كه پير زني ناتوان از مشرق به قصد مغرب خارج مي شود و كسي مانع نمي شود . وخدا بذرهاي زمين را خارج مي كند و آسمان باران خود را مي بارد...    بحار الانوار ج 52 ص 345 

 

 قال المعصوم (عليه السلام )

زماني كه(قائم ما) قيام نمايد، به عدالت حكم مي كند . و در روزگار و ظلم و ستم از ميان مي رود و راهها امن مي شود...بحار الانوار ج 52 ص 338

 

سيد بن طاووس در كتاب  ، سعد السعود، گويد كه من در صحف ادريس نبي يافتم (كه نوشته بود )  قال ادريس (عليه السلام )

... كه هرگز چيزي چيزي را تلف  نمي كند، و كسي از چيزي نمي تر سد .سپس جانوران زهر دار و چهار پايان در ميانمردم مي گردند، ولي هيچ يك به ديگري زيان نمي رساند...  بحار الانوار ج 52 ص 384

 نابودي شيطان

اسحاق بن عمارميگويد: از آن جضرت پرسيدم: اين كه خداوند به شيطان تا وقت معلوم مهلت مي دهد كه در كتاب خود مي فرمايد: ‹ تواز مهلت دادگان تا روز وقت معلوم هستي  سوره ص آيه 80 › اين وقت معلوم ، چه زماني خواهد بود ؟ حضرت فرمود : روز قيام قائم ماست . وقتي خداوند او را انگيزد ، در مسجد كوفه است . در آن وقت ، شيطان  – در حالي كه با زانوهاي خود راه مي رود  – به آنجا مي آيد و مي گويد : اي واي از خطر امروز . آن حضرت (قائم) پيشاني او را مي گيرد و گردنش را مي زند. آن زمان ، روز وقت معلوم است ( كه مهلت شيطان به پايان مي رسد) .  بحار الانوار ج 52 ص376

سيد بن طاووس در كتاب  ، سعد السعود، گويد كه من در صحف ادريس نبي يافتم (كه نوشته بود ) قال ادريس (عليه السلام )

خداوند در جواب ابليس ‹ كه گفت : اي پروردگار من ، مرا تا روز قيامت مهلت بده › فرمود : خير . تو از مهلت يافتگان تا روز معلوم هستي . پس آن روز ، روزي است كه حكم نمودم و حتم داشتم من در آن روز ، زمين را از آلودگي و كفر و شرك و گناهان  پاك گردانم ... آن روز وقتي است كه  آن را  در علم غيب خودم پنهان كردم ، و ناچار به وقوع مي پيوندد . در آن روز ، تو و تمام سپاه و سواره و پيادگان و لشكريانت را نابود مي گردانم . پس برو كه تو تا روز وقت معلوم ، مهلت داده شده اي  . بحار الانوار ج 52 ص 384 و 385





، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 مرداد 1394  توسط [ra:post_author_name]