پرسش
آیا بر جنازه حضرت فاطمه(س)‌ دختر پیامبر اسلام(ص) نماز گذارده شد؟ چه کسانی نماز گذاردند؟ چرا عُمَر بهانه عدم نماز را بهانه کرد و خواستار نبش قبر گردید؟
پاسخ اجمالی
بنابر وصیتی که خود حضرت زهرا(س) کرده بود، جنازه آن‌حضرت شبانه تشییع و پیکرشان نمازگذارده شد، و در این مراسم تعداد خاصی از اصحاب امیر مؤمنان علی(ع) شرکت داشتند که در روایات شیعه و سنی بدین مطلب اشاره شده است:
1. بر جنازه حضرت فاطمه(ع)؛ امام علی، حسن، حسین(ع)، عقیل، سلمان، أبوذر، مقداد، عمار و بریده نماز خواندند.[1]  در روایات دیگری، علاوه بر این افراد، گفته‌اند: عباس بن عبد المطلب و فرزندش فضل، حذیفه و ابن مسعود نیز در نماز شرکت داشتند.[2]
2. در تاریخ طبری آمده است: در مراسم خاک‌سپاری فاطمه؛ عباس بن عبدالمطلب، علی(ع) و فضل پسر عباس حضور داشتند.[3]
علت بهانه عمر برای نبش قبر، به خطر افتادن موقعیت اجتماعی او و خلیفه اول، بویژه بعد از بیعت گرفتن از مردم برای خلافت بوده که این مسئله برای آنها گران تمام می­شد.
در جریان شهادت حضرت زهرا(س) چنین نقل شده است: هنگامی که صبح شد، ابوبکر و عمر با مردم مدینه آمدند که بر بدن فاطمه زهرا نماز بخوانند. ولى مقداد گفت: فاطمه را شب گذشته به خاک سپردیم. عمر به ابوبکر گفت: قبلاً گفتم که ایشان کار خودشان را خواهند کرد! عبّاس گفت: فاطمه زهرا خودش وصیّت کرد که شما بر بدنش نماز نخوانید! عمر گفت: اى بنى هاشم! شما آن حسدى را که از گذشته­های دور با ما داشتید هرگز ترک نخواهید کرد، آن دشمنى و کینه‌هایى که در سینه شما است از بین نخواهد رفت؟! به خدا سوگند! تصمیم دارم که قبر فاطمه را نبش کنم و بر جنازه‌‌اش نماز بخوانم! امام على(ع) فرمود: «اى پسر صهاک! به خدا سوگند! اگر چنین عملى را انجام دهى سوگندى را که خورده‌اى به تو بازمی‌گردانم و اگر این شمشیرم را از غلاف بکشم آن‌را غلاف نمی‌کنم تا این‌که تو را هلاک نمایم. عمر جا خورد و ساکت شد؛ زیرا می‌دانست على هر گاه سوگند بخورد طبق سوگند خود عمل خواهد کرد...».[4]
 

[1]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(علیهم السلام)، ج 3، ص 363، علامه، قم، چاپ اول، 1379ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏1، ص 300، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1417ق؛ شیعى سبزوارى‏، حسن بن حسین‏، راحة الأرواح در شرح زندگانى، فضائل و معجزات ائمه اطهار(علیهم السلام‏)، ص 79، اهل قلم‏، تهران، چاپ دوم، 1378ش.
[2]. به نقل از: مناقب آل أبی طالب(علیهم السلام)، ج 3، ص 363.  
[3]. «قال ابن عمر: و حدثنا عبد الرحمن بن عبد العزیز عن عبد الله بن ابى بکر ابن محمد بن عمرو بن حزم عن عمره بنت عبد الرحمن، قالت: صلى العباس ابن عبد المطلب على فاطمه بنت رسول الله، و نزل فی حفرتها، هو و على و الفضل بن العباس»؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ‏11، ص 598، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.
[4]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 43، ص 199، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.

 


.


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 1:27 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
پرسش
‌چه رابطه‌‌ای بین امامت امیر المؤمنین علی(ع) با زمین فدک وجود دارد؟
پاسخ اجمالی
با توجه به این‌که فدک، بدون جنگ، و با تسلیم شدن اهالی آن، به دست آمد، جزو غنائم محسوب نشده و به عنوان انفال، فقط به شخص پیامبر تعلق می‌گرفت.[1] وقتی آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّه‏» نازل شد، پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه(س) را احضار کرد و طبق دستور الهی، فدک را به ایشان داد.[2] اما بعد از رحلت پیامبر(ص)، خلیفه اول فدک را از فاطمه گرفت و تلاش‌های او برای باز پس‌گیری آن، به نتیجه نرسید.[3]
مطالبه فدک از جانب حضرت زهرا(س)، صرفاً مطالبه یک قطعه زمین نبود. چنان‌که شواهد و قرائن و روایات نشان می‌دهد، این حرکت، یک اقدام سیاسی بود. یکی از این شواهد، روایتی است که از امام کاظم(ع) نقل شده؛ از کتاب اخبار الخلفاء نقل شده که وقتی هارون الرشید، خلیفه عباسی، از امام کاظم(ع) خواست تا محدوده فدک را مشخص کند و او بتواند آن‌را به اهل بیت برگرداند، امام ابتدا از این کار ابا کرد و فرمود: «تو نمی‌توانی آن‌را برگردانی». و وقتی هارون اصرار کرد، امام محدوده فدک را این چنین تعیین نمود: «حد اول آن منطقه عدن و حد دوم آن سمرقند و حد سوم آن آفریقا و حد چهارم آن دریای خزر و ارمنستان است».[4] این سخن امام، پرده از راز مطالبه فدک بر می‌دارد که آن‌را می‌توان در دو عبارت بیان کرد؛ اول، اعلام حق الهی حضرت علی(ع) در امامت و خلافت بعد از پیامبر(ص) و دوم، عدم شایستگی ابوبکر برای امر خلافت و غصب منصب امامت توسط او.[5] یکی دیگر از شواهد این است که حضرت علی(ع)، پس از رسیدن به حکومت، از باز پس گیری آن خودداری کرد و خود را بی‌نیاز از آن دانست.[6]
 

[1]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل،‏ ج 16، ص 210، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، 1404ق.
[2]. هیثمی، نور الدین علی بن أبی بكر، المقصد العلی فی زوائد أبی یعلى الموصلی، محقق: سید كسروی، حسن، ج 3، ص 19، دار الكتب العلمیة، بیروت؛ ابن كثیر دمشقى، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، ج 5، ص 63، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1419ق.
[3]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری، محقق: احسان عباس، ج 8، ص 28، دار الصادر، بیروت، چاپ اول، 1968م.
[4]. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب(ع)، ج ‏4، ص 320 – 321، علامه، قم، چاپ اول، 1379ق.
[5]. میلانی، سید علی، فدک در فراز و نشیب، ص 139، الحقایق، قم، 1386ش.
[6]. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 417، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.

 


.


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 1:25 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
آیا شیخ مفید و شیخ صدوق شهادت حضرت محسن را پذیرفته اند؟
پرسش
حضرت زهرا(س) وقتی از دنیا می‌رفت، حامله بوده یا نه؟ و آیا سبب وفاتش ماندن بین در و دیوار بوده است؟ می‌خواستم بدانم در باره این دو موضوع شیخ مفید و شیخ صدوق چه چیزی نوشته‌اند؟
پاسخ اجمالی
بیشتر  امامیه بر این مسئله اتفاق نظر دارند که حضرت فاطمه(س) پیش از شهادت حامله بوده‌ و فرزندی به نام محسن در حادثه هجوم به خانه ایشان سقط شده است.
همچنین در برخی منابع اهل سنت نقل­هایی در مورد شهادت حضرت محسن وجود دارد.[1]
اما راجع به عقیده شیخ مفید و شیخ صدوق در این‌باره؛ اگر چه آنان در شرایطی نبودند که تمام عقایدشان را بتوانند به آسانی بر زبان آورند و بر این اساس، فقدان مطلبی در کتاب‌های این دو بزرگوار، دلیل بر عدم صحت آن نیست. با این حال، گاه به صورت اشاره به این موضوعات در کتب آنان اشاره شده است که آن‌را نقل می‌نماییم:
شیخ مفید در باب بیان تعداد فرزندان امیر مؤمنان علی(ع) می‌گوید: «و فی الشیعة من یذکر أن فاطمة ص أسقطت بعد النبی ولدا ذکرا کان سماه رسول الله و هو حمل محسنا»؛ شیعه مى‏گوید: فاطمه زهرا پس از رحلت پدر بزرگوارش فرزند پسرى را سقط کرد که پیامبر خدا(ص) او را هنگام حاملگی محسن نامیده بود.[2]
شیخ صدوق(ره) در روایتی طولانی از رسول خدا(ص) درباره مصائبی که به فرزندان بزرگوارش می‌رسد خبر می‌دهد تا آن‌جا که می‌فرماید: «اما دخترم فاطمه ... و چون او را دیدم به یادم افتاد آنچه پس از من با وى می‌شود گویا می‏‌بینم خوارى به خانه‌اش راه یافته و حرمتش زیر پا رفته و حقش غصب شده و ارثش ممنوع شده و پهلویش‏ شکسته و جنین او سقط شده و فریاد می‌زند یا محمداه و جواب نشنود و استغاثه کند و کسى به دادش نرسد».[3]
و در جای دیگر می‌نویسد: «قد سمعت بعض المشایخ یذکر أن هذا الکنز هو ولده المحسن و هو السقط الذی ألقته فاطمة لما ضغطت بین البابین‏»؛ از اساتید خود شنیدم که مى‏فرمود: منظور از گنج(که در روایتی اشاره به آن شده است)، فرزند آن بزرگوار محسن(ع) است که چون حضرت فاطمه(س) بین دو در فشرده شد، او را سقط نمود.[4]
 

[2]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 355، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق.
[3]. شیخ صدوق، الأمالی، ص 113، کتابچی، تهران، چاپ ششم، 1376ش.
[4]. شیخ صدوق، معانی الأخبار، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ص 206، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1403ق.

 


.


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 1:24 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
مصحف فاطمه(س) چیست؟ آیا پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) از آن اطلاع داشته‌اند؟
پرسش
کلینی در کتابش (کافی، ج 1، ص 239) می‌گوید: «شماری از اصحاب ما از احمد بن محمد، از عبدالله بن حجال، از احمد بن عمر حلبی، از ابی بصیر روایت می‌کنند که گفت: پیش امام صادق(ع) آمدم و به او گفتم: فدایت شوم! می‌خواهم از تو مسئله‌ای بپرسم. آیا کسی این‌جا هست که صدایم را بشنود؟ می‌گوید: آن‌گاه ابو عبدالله پرده‌ای را بین دو خانه کنار زد و نگاهی کرد و گفت: هر چه می‌خواهی بپرس، می‌گوید: گفتم فدایت شوم ... آن‌گاه او لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: مصحف فاطمه پیش ماست، مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست! می‌گوید: گفتم مصحف فاطمه چیست؟ گفت: مصحفی است سه برابر قرآنی که در دست شماست، به خدا حتی یک حرف قرآن که در دست شماست، هم در آن نیست، می‌گوید: گفتم: به خدا علم کامل این است، فرمود: این هم علم است، ولی علم کامل نیست».
آیا پیامبر (ص) و اصحاب او قرآن فاطمه را می‌دانستند و از آن خبر داشتند؟! اگر پیامبر آن‌را نمی‌دانست و از آن خبر نداشت؟ چگونه اهل بیت از آن با خبر بودند؟! در حالی که او پیامبر بود، و اگر آن‌را می‌دانست و از آن خبر داشت چرا آن‌را از امت پنهان کرد؟! و حال آن‌که خداوند متعال می‌فرماید: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای».
پاسخ اجمالی

مصحف فاطمه نام کتابی است که در زمان فاطمه زهرا (س) و به دست علی (ع) نوشته شد و مطالب این کتاب به وسیله فرشته مخصوص یا جبرئیل به حضرت فاطمه القا شد. این کتاب مشتمل بر حوادث غیبی و اسرار آل محمد (ص) است و از نشانه های امامت بوده و در نزد امامان دست به دست گشته است و اکنون در دست امام زمان حضرت مهدی (عج) است. چون این کتاب بنابر مفاد اکثر روایات پس از رسول خدا (ص) تدوین یافته است از رسول خدا درباره ی آن چیزی گزارش نشده است­، ولی این به معنای بی­اطلاعی پیامبر از این مصحف نبوده است؛ زیرا ما عقیده داریم وی به اذن خدا از آینده نیز باخبر بوده است. این مصحف چون از نشانه های امامت بوده و به آنها اختصاص داشته، محتوای آن برای مردم افشا نشده و در اختیار عموم قرار نگرفته است.

پاسخ تفصیلی

مصحف فاطمه

 

هر نوشته­‌ای را که بین دو جلد جمع آوری شده باشد، مصحف می­نامند. از این رو به هر کتابی می­توان مصحف گفت. در صدر اسلام به قرآن نیز مصحف گفته می­شد.[1]

 

در منابع اسلامی از کتبی یاد شده است که اختصاص به معصومین (ع) داشته است و آنان از محتوای آن کتب باخبر بوده­اند. مانند کتاب علی(ع)، مصحف علی و مصحف فاطمه(س).

 

در این منابع از کتاب اخیر به نام های مصحف فاطمه، صحیفه ی فاطمه و کتاب فاطمه یاد شده است.[2] روایات مرتبط با این مصحف کم نیست. برخی از این روایات از حیث سند ضعیف اند، ولی دسته دیگری از این روایات از جهت سند صحیح هستند و می توان به اصل وجود چنین کتابی یقین پیدا کرد، هر چند که در جزئیات، این روایات با هم اختلاف دارند.

 

چگونگی تألیف مصحف فاطمه

 

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) دختر بزرگوار شان به خاطر از دست دادن پدر بسیار ناراحت بودند و تحمل فراق و دوری پدر برای فاطمه زهرا (س) بسیار سخت بود.

 

در روایات معتبر آمده است که در فاصله وفات پیامبر(ص) تا زمان شهادت حضرت زهرا(س)- فرشته­ای از سوی خداوند بر دختر نبی اکرم (ص) فرود می آمد و او را تسلی می داد تا حضرت آرام بگیرد.از این فرشته در برخی روایات به جبرئیل یاد شده است،[3]او حضرت زهرا(س) را از احوال پدربزرگوارشان در عالم برزخ و همچنین از حوادث آینده، مطلع می­ساخت.

 

در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم:

 

«هنگامی که رسول خدا (ص) رحلت کردند، فاطمه به علت وفات پدر به قدری محزون شد که تنها خداوند از شدت غم و اندوه او باخبر بود. از این رو خداوند فرشته‌­ای را فرستاد تا او را تسلی دهد و اندوهش را برطرف سازد. فاطمه (س)، علی (ع) را از این موضوع با خبر ساخت و علی همه آن سخنان را نوشت و مصحف فاطمه این گونه تدوین شد».[4]

 

از این روایت و روایات دیگر استفاده می­شود که این مصحف پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و به دست امیر المؤمنین (ع) تدوین شد و سخنانی است که فرشته الهی به حضرت زهرا گفته است. البته در برخی از روایات که نسبت به روایات قبلی کمتر هستند، این گونه به دست می‌آید که این مصحف در زمان خود رسول الله (ص) نوشته شده است. سید جعفر مرتضی عاملی (از دانشمندان معاصر شیعه در علم تاریخ) برای از بین بردن این اختلاف و جمع بین روایات می­نویسد: شروع تدوین مصحف در زمان رسول اکرم بوده است و قسمتی از این صحیفه در زمان حیات پیامبر خدا (ص) نوشته شده و ادامه ی آن هم پس از رسول خدا نگارش یافته است.[5]

 

این که فرشته الهی با حضرت زهرا سخن گفته باشد، چیز بعیدی نیست؛ زیرا همان گونه که در قرآن آمده است که: «و چون فرشتگان گفتند: ای مریم خداوند تو را برگزید و پاکیزه گردانید و برتری بخشید بر زنان جهانیان».[6] این در حالی است که حضرت مریم تنها سرور زنان زمان خویش بود، ولی فاطمه سرور زنان هستی از آغاز تا انجام است.

 

محتوای مصحف

 

با مطالعه ی روایات در می­یابیم که در این کتاب شریف به موضوعات زیر پرداخته شده است:

 

1. خبر حوادث آینده[7]

 

2. وصیت حضرت فاطمه[8]

 

3. نام تمام فرمانروایانی که تا قیام قیامت به حکومت خواهند رسید[9]

 

4. خبر دادن از فرزندان حضرت زهرا[10]

 

5. گزارش احوال پیامبر و جایگاه او پس از وفاتش، به زهرا (س)[11]

 

در این جا برای نمونه، یک روایت ذکر می شود:

 

امام صادق (ع) می فرماید: «همانا فاطمه 75 روز بعد از رسول خدا (ص) زندگی کرد در این مدت به خاطر از دست دادن پدر بسیار اندوهگین بود. در این ایام حضرت جبرئیل (ع) نزد او می آمد و عزای پدرش را بر فاطمه زهرا (س) تسلیت می گفت و وی را آرام می کرد و از پدرش و جایگاه او به حضرت خبر می آورد و او را از آینده ی فرزندانش مطلع می ساخت و علی (ع ) آن را می نوشت تا این که مصحف فاطمه تدوین شد».[12]

 

تأکید ائمه (ع) بر تغایر این مصحف با قرآن

 

از برخی روایات به دست می آید که مصحف فاطمه نزد اهل سنت امری شناخته شده بود و آنان می پنداشتند که شیعه بر اساس آموزه های اهل بیت (ع) معتقدند که بخشی از آیات تحریف و حذف شده در قرآن در این مصحف آمده است. از این رو ائمه به شدت وجود هر گونه آیات قرآن در این مصحف را انکار کرده اند.[13] علامه عسگری می نویسد: «برخی نویسندگان اهل سنت تهمت دیگری به مدافعان مکتب اهل بیت می زنند و می گویند که آنان قرآن دیگری دارند به نام مصحف فاطمه؛ زیرا نام کتاب فاطمه مصحف است و برخی از مسلمانان در صدر اسلام قرآن را مصحف می نامیدند».[14] در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم : «به خدا قسم مصحف فاطمه نزد ما است و در آن یک آیه ی قرآن هم وجود ندارد».[15]

 

نشانه ی امامت

 

در حدیثی طولانی امام رضا (ع) نشانه های امام را می شمارد و می فرماید: یکی از علامت های امام این است که مصحف فاطمه نزد اوست.[16] امام صادق (ع) نیز می فرماید: پیش از این که امام باقر (ع) شهید شوند مصحف فاطمه را به من سپردند.[17]

 

این مصحف از زمان تدوین آن در دست ائمه بوده و در میان آنان دست به دست گشته است و اکنون در دست امام زمان (عج) است.

 

علم پیامبر(ص) نسبت به مصحف

 

از آن جایی که مصحف فاطمه بنابر مفاد بیشتر روایات پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و در زمان ائمه تدوین شده است  به همین دلیل رسول اکرم(ص) به آن اشاره نفرموده اند و این دلیل نمی شود که رسول خدا (ص) از آن آگاهی نداشته باشند. ما معتقدیم که پیامبر اکرم (ص) با اذن خدا از آینده با خبر بود. ایشان اکنون نیز طبق آیات قرآن، ناظر هستند و شاهد تمام اعمال و حوادث می باشند. این کتاب اختصاص به ائمه دارد و از نشانه های امامت است.

 

همان گونه که پیش از این گفته شد اگر طبق برخی از روایات بگوییم قسمتی از این مصحف در زمان رسول خدا و با املای آن حضرت نوشته شده است، قهرا آن حضرت از این مصحف با خبر بوده اند.

 

مضافا بر اینکه مصحف فاطمه (ع) جزء آیات قرآن نبوده تا پیامبر (ص) موظف به ابلاغ و بیان آن باشد. و از طرفی پیامبر اسلام (ص) بسیاری از مسائل را بیان نفرموده و بیان آنها را واگذر به عترت کرده است[18]. بنابر این، لازمه ی خبر ندادن بی اطلاعی نیست.

 

 

[1] لسان العرب، ج 9، ص 186.

[2] ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص 12.

[3] کافی، ج 1، ص 241.

[4] کافی، ج1، ص 238.

[5] سیدجعفر مرتضی، خلفیات کتاب مأساة الزهراء، ج 6، ص 57- 58.

[6] آل عمران،42.

[7] الاحتجاج، ج2، ص 134.

[8] همان، ج 1، ص 241.

[9] همان، ج2، ص 134.

[10] کافی، ج1، ص 241.

[11] کافی، ج 1، ص 241.

[12] کافی، ج 1، ص 241.

[13] مغنیه، محمد جواد، الشیعة فی المیزان، ص 61.

[14] معالم المدرستین، ج 2، ص 32.

[15] کافی، ج1، ص 238.

[16] من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 419.

[17] بحار الانوار، ج 26، ص 47.

[18] چنان که در حدیث متواتر ثقلین آمده است.« إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ». وسائل‏الشیعة، ج27، ص33.

 


ادامه مطلب


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 1:20 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
آیا حضرت فاطمه بعد از ظهور امام زمان (عج) رجعت خواهند کرد؟
پرسش
حضرت فاطمه زهرا (س) بعد از ظهور رجعت خواهند کرد یا خیر؟ و اگر جواب خیر است آن زمان می شود عکس یا تصویر مبارکشان را دید؟
پاسخ اجمالی

حدیثی در منابع روایی وجود دارد که حکایت از رجعت حضرت زهرا (س) بعد از ظهور امام زمان (عج) دارد. داستان رجعت آن حضرت در ضمن روایتی طولانی که در پرسش مفضل از امام صادق (ع) مطرح شده، آمده است: مفضل می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: آقا، آیا پیامبر (ص) و على (ع) با قائم (عج) خواهند بود؟ فرمود: آرى، و الله پیامبر و على (ع) ناگزیر می باید قدم روى زمین بگذارند.... اى مفضل! گویا مى ‏بینم که ما ائمه آن موقع جلوی پیامبر جمع شده و به آن حضرت شکایت مى ‏کنیم که امت بعد از وى چه به روز ما آوردند، و مى ‏گوییم امت، ما را تکذیب کردند؛ بى ‏اعتنایى، نفرین، لعنت و تهدید به قتل نمودند، حاکمان ستمگر آنها ما را از وطن بیرون آورده به پایتخت خود بردند و جمعى از ما را با سم و حبس کشتند. در این وقت پیغمبر سخت گریه می کند و می فرماید اى فرزندان من! هر چه به شما رسید بیشتر به جد شما رسید.

آن گاه فاطمۀ زهرا (س) مى ‏آید و از ظلم هایی که در حق او همسرش شده و غصب فدک‏، ملک خود توسط آنها، و رفتن به میان مهاجرین و انصار و ایراد خطبه ‏اش در خصوص غصب فدک، شکایت می کند. سپس نقل می کند که چگونه جمعى امیر المؤمنین (ع) را از خانه خود براى بیعت گرفتن در سقیفه بنى ساعده بردند،... .[1]

بنابر این، طبق این روایت که مفضل از امام صادق (ع) نقل می کند، حضرت فاطمه (س) نیز جزو رجعت کنندگان خواهند بود؛ لذا با این فرض، سؤال بعدی در مورد عکس و تصویر آن حضرت موضوعیت ندارد. اگر چه شرعاً ایرادی ندارد که تصویر با حجاب ایشان منتشر شود، در عین حال لزومی نیز برای چنین کار وجود ندارد. 

 

[1]مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 53، ص 17، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1409ق؛ دوانى، على، مهدى موعود، (ترجمه ج 51، بحار الأنوار)، ص 1166- 1167، اسلامیه، تهران، چاپ بیست و هشتم، 1378ش، «قَالَ الْمُفَضَّلُ یَا سَیِّدِی‏...ثُمَّ تَبْتَدِئُ فَاطِمَة(ع) وَ تَشْکُو مَا نَالَهَا مِنْ أَبِی بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ أَخْذِ فَدَکَ مِنْهَا وَ مَشْیِهَا إِلَیْهِ فِی مَجْمَعٍ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ خِطَابِهَا لَهُ فِی أَمْرِ فَدَکَ وَ مَا رَدَّ عَلَیْهَا مِنْ قَوْلِهِ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَا تُورَثُ وَ احْتِجَاجِهَا بِقَوْلِ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَى ع وَ قِصَّةِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ ع وَ قَوْلِ عُمَرَ هَاتِی صَحِیفَتَکِ الَّتِی ذَکَرْتِ أَنَّ أَبَاکِ کَتَبَهَا لَکِ وَ إِخْرَاجِهَا الصَّحِیفَةَ وَ أَخْذِهِ إِیَّاهَا مِنْهَا وَ نَشْرِهِ لَهَا عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ مِنْ قُرَیْشٍ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ سَائِرِ الْعَرَبِ وَ تَفْلِهِ فِیهَا وَ تَمْزِیقِهِ إِیَّاهَا وَ بُکَائِهَا وَ رُجُوعِهَا إِلَى قَبْرِ أَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ ص بَاکِیَةً حَزِینَةً تَمْشِی عَلَى الرَّمْضَاءِ قَدْ أَقْلَقَتْهَا وَ اسْتِغَاثَتِهَا بِاللَّهِ وَ بِأَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ تَمَثُّلِهَا بِقَوْلِ رُقَیْقَةَ بِنْتِ صَیْفِی‏ ...».

 


ادامه مطلب


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 1:16 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
پرسش
چرا از بین دختران پیامبر گرامی اسلام(ص)، فقط حضرت فاطمه(س)، معصوم بودند؟؟
پاسخ اجمالی
طبق اصول و مبانی قرآن و روایات؛ انتخاب پیامبر، امام و معرّفی آنها به مردم و نیز معرّفی معصوم، از جانب خدای تعالی صورت می‌گیرد: «وَ إِذا جاءَتْهُمْ آیَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى‏ مِثْلَ ما أُوتِیَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛[1] و هنگامى که آیه‏اى براى آنها بیاید، مى‏گویند: «ما هرگز ایمان نمی‌آوریم، مگر این‌که مانند همان چیزى که به پیامبران خدا داده شده، به ما هم داده شود» خداوند آگاه‌تر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد.
زیرا فقط خدا است که می‌داند چه کسی شایستگی این مقام را دارد و دیگران از این علم بی‌بهره هستند. به همین دلیل معرّفی معصوم باید از جانب خدا و به واسطه پیامبر یا جانشین او صورت بگیرد. از این‌رو؛ معصوم بودن کسی، مربوط و مشروط به این نیست که آن شخص فرزند پیامبر باشد یا نه؛ همان‌طور که فرزندان همه پیامبران معصوم نبوده‌اند؛ و الزامی وجود ندارد که همه فرزندان یک پیامبر معصوم باشند. در این میان می‌توان به فرزندان حضرت یعقوب اشاره کرد که از دوازده فرزند او، فقط حضرت یوسف معصوم و پیامبر بود و دیگر فرزندان او نه فقط معصوم نبودند، بلکه برخی از آنها نزدیک بود دست خود را به خون پاک یوسف(ع) آلوده کنند.
برای آگاهی بیشتر نمایه‌های زیر را مطالعه کنید:
«معنای عصمت»، سؤال 1738
«مصادیق معصوم»، سؤال 1749
«انحصار معصومین در چهارده نفر»، سؤال 178
 

[1]. انعام، 124.

 


.


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 10:17 AM | نویسنده : سید | نظرات 0
پرسش
ارتباط حدیث «هر کس بمیرد اما معرفت به امام زمانش نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است» با حضرت زهرا(س) چیست؟
پاسخ اجمالی
امام صادق(ع) به نقل از پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «هر آن‌کس که بمیرد در حالی‌که امامش را نشناخته باشد، بر مرگ جاهلیت مرده است».[1]
بعد از پژوهش و جست‌وجو در کتاب‌های روایی و کلامی، رابطه‌ای بین این حدیث و حضرت زهرا(س) پیدا نشد، مگر استدلالی که می‌توان با توجه به این روایت بر حقانیت حضرت علی(ع) آورد.
با توجه به این روایت، از مخالفان امامت امام علی(ع)؛ سؤال می‌شود: آیا حضرت زهرا(س) که دختر پیامبر و جزو اهل بیت ایشان است، و بنابر روایت پیامبر(ص)؛ پاره تن ایشان است،[2] هنگامی که از دنیا رفت، مسلمان از دنیا رفت یا به مرگ جاهلی؟ مسلماً احدی از مسلمانان در این‌باره شک ندارد که حضرت زهرا(س)، که افتخار اسلام و بانوی اول آن است، چگونه می‌تواند به مرگ جاهلی از دنیا رفته باشد؟!
سؤال دومی که مطرح می‌شود آن است که اگر به مرگ جاهلی از دنیا نرفته است، پس باید امام زمانش را شناخته باشد تا به مرگ جاهلی از دنیا نرفته باشد، حال سؤال این است که امام واجب الطاعه‌ای که حضرت زهرا(س) به او ایمان داشته است، چه کسی بوده است؟
با توجه به این‌که ایشان در زمان خلیفه اول به شهادت رسیده‌اند، گویا شخصی چنین ادعا کند که امام و پیشوای او که باید همه مسلمانان نیز به آن اعتقاد می‌داشتند، خلیفه اول بوده است. اما بنابر روایاتی که در کتاب‌های اهل سنت آمده است، حضرت فاطمه(س) در هنگام شهادتشان، با خشم و غضبی که از ابوبکر در دل داشتند از این دنیا رفتند،[3] اگر خلیفه اول؛ امام واجب الطاعه می‌بود، معنا نداشت، شخصیتی مانند حضرت زهرا که باید از امامش پیروی کند، از او خشمگین باشد؟! بنابراین، امام و پیشوای حضرت زهرا(س) شخصی غیر از خلیفه اول بود که به تحقیق، دیگر مسلمانان در جایگاهی نبودند که بتوان، آنان را به عنوان امام و پیشوای حضرت زهرا(س) معرّفی کرد، مگر امام علی(ع) که مناقب و فضائل حضرتش و اعتراف حضرت زهرا به امامت ایشان،[4] گویای این مطلب است.
 

[1]. «مَنْ مَاتَ وَ  لَا (لم)یَعْرِفُ إِمَامَهُ، مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 20، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. شیخ صدوق، الأمالی، ص 104، اعلمی، بیروت، چاپ پنجم، 1400ق.
[3]. در روایتی که از عائشه نقل شده است، چنین آمده: «...حضرت زهرا(س) از ابوبکر خشمگین شد و او را ترک کرده و با او دیگر سخن نگفت تا آن‌که از دنیا رفت»؛ شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج 1، ص 205، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، 1421ق.
[4]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 1، ص 46، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.

اسلام کوئیست


.


تاريخ : یک شنبه 9 اسفند 1394  | 10:15 AM | نویسنده : سید | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3