خلاصه پرسش
«فرقه قرآنیون» چه کسانی هستند؟
پرسش
در مورد «فرقه قرآنیون» توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ اجمالی
«فرقه قرآنیون» به گروهی از مسلمانان گفته می‌شود که روایات نبوی را که سنت پیامبر اسلام(ص) محسوب می‌شود، به دلائل مختلف حجت ندانسته و تنها مرجع دین را قرآن می‌دانند. آنان معتقدند هر آنچه را که مردم بدان نیاز دارند، در قرآن آمده است. این افراد با استدلال به برخی از آیات قرآن، به دفاع از عقیده خود می‌پردازند و مراجعه به روایات را مردود می‌شمارند و حتی منکر عصمت پیامبر خدا(ص) هستند.
 
پاسخ تفصیلی
متأسفانه امت اسلامی، در طول سالیان و قرون متمادی که از ظهور اسلام می‌گذرد، بر اثر برخی اختلافات‌نظرها و نیز قدرت‌طلبی‌ها، به گروه‌های مختلفی تقسیم شد.[1] یکی از فرقه‌هایی که در یکی دو قرن اخیر شکل گرفت، فرقه «قرآنیون» است. این فرقه در اواخر قرن نوزدهم میلادی(اواخر قرن سیزده قمری) اعلام موجودیت کرد. با این حال؛ نمی‌توان منکر این مطلب شد که ریشه‌هایی از این اندیشه، قبل از این تاریخ نیز وجود داشت. حتی می‌توان رگه‌هایی از این نوع تفکر را در صدر اسلام نیز مشاهده کرد.
الف. عقیده
این گروه، به دلائل مختلفی، روایات منسوب به پیامبر اسلام(ص) را حجت نمی‌دانند. آنها عصمت مطلق ایشان را نپذیرفته و برخی از اعمال پیامبر را صرف اجتهاد شخصی می‌دانند که در برخی موارد موجب شده است، مورد سرزنش خداوند قرار گیرد. از سوی دیگر؛ سنت نبوی را مختص به عرب‌های زمان خود ایشان می‌دانند و خود و دیگر افرادی که مربوط به زمان بعد از عصر نبوی هستند را از دائره خطاب نبوی خارج می‌دانند.[2] از این جهت، این افراد به قرآن روی آورده و آن‌را تنها منبع مجاز برای دریافت معارف اسلامی دانستند.
این اشخاص با استدلال به برخی آیات قرآن، که این کتاب را بیان کننده همه چیز می‌دانند[3] و نیز آیاتی که می‌گوید: ما چیزی را در این کتاب کم نگذاشته و در آن کوتاهی نکرده‌ایم،[4] به دفاع از این نظریه پرداختند و مدعی شدند اگر کسی بخواهد مسلمان واقعی باشد و به دستورات خداوند عمل کند، مراجعه و عمل به همین قرآن برای او کافی است، بلکه تنها منبع موثّق و قابل اطمینان برای دین فقط قرآن است.[5] این افراد چنین تصور می‌کنند که قرآن نیازمند تفسیر و تأویل نیست و نیز معتقدند که در قرآن چیزی به نام ناسخ و منسوخ وجود ندارد.[6]
ب. ظهور
منشأ این فرقه را به «احمدخان» در منطقه هند نسبت می‌دهند که قرآن را بدون در نظر گرفتن روایات تفسیری و با توجه به فهم خود تفسیر می‌کرد. این تفکر بعدها به مصر نیز منتقل شد و در آن خطه، طرفداران متعصبی پیدا کرد که در این زمینه تألیفات متعددی ارائه کرده و به دفاع از این نظریه و رد نقدهای وارد بر آن پرداختند.[7]
البته ریشه‌هایی از این تفکر را می‌توان در صدر اسلام نیز مشاهده کرد؛ آن‌جا که یکی از اصحاب پیامبر(ص) در واکنش به درخواست پیامبر مبنی بر آوردن قلم و کاغذی(یا دوات) جهت نوشتن چیزی که مانع گمراهی امت بعد از رحلتش شود، گفت: کتاب خدا برای ما کافی است.[8]
ج. شخصیت‌های بارز
1. عبدالله بن عبدالله جکرالوی، مؤسس جماعت اهل الذکر، متولد پاکستان. برخی از تألیفات او عبارتند از: «تفسیر القرآن بآیات الفرقان»، «ترجمة القرآن بآیات الفرقان»، «رَدّ النسخ الـمشهور فی کلام الرب الغفور» و «البیان الصریح لإثبات کراهة التراویح».
2. احمد الدین امرتسری؛ مؤسس فرقه امت اسلامی، متولد هند در 1861م.
3. حافظ محمد أسلم جراجبوری، او که متولد 1880م در هند است، از ارکان فرقه قرآنیون به شمار می‌رود.
4. غلام احمد پرویز، رئیس جمعیت اهل قرآن، متولد 1903م در هند، که به دلیل تألیفات زیادش، برخی او را «مؤلف حرکت قرآنی» نام‌گذاری کرده‌اند.
5. احمد صبحی منصور، استاد دانشگاه الازهر. او پس از اخراج از دانشگاه، مقیم آمریکا شد و افکارش از طریق فضای مجازی تبلیغ می‌کند.[9]
د. پاسخ به شبهات
هر چند که خداوند قرآن را کتابی جامع و کامل [در امر هدایت] دانسته و دستور داده است که در آن تدبر و اندیشه شود،[10] اما از طرفی دیگر؛ قرآن را نیازمند تبیین از جانب پیامبر دانسته است.[11] برای نمونه؛ در قرآن دستور به اقامه نماز داده است ولی هیچ توضیحی درباره اجزای نماز داده نشده است و این پیامبر است که در نقش مبیّن و مفسّر قرآن، آیات قرآن را تبیین می‌کند و کسی نمی‌تواند خود را از آن بی‌نیاز بداند. از این‌رو؛ خداوند در آیات متعددی دستور به اطاعت از پیامبر(ص) داده و مردم را از سرپیچی از اوامر او بازداشته است؛ تا جایی که اطاعت از او را عین اطاعت از خدا به شمار آورده است.[12] بنابراین، می‌توان گفت؛ سخن و رفتار پیامبر خدا همانند قرآن، حجت و لازم الاجرا است.[13]
همین آیات، عصمت پیامبر(ص) را اثبات می‌کند و آیاتی که در ظاهر پیامبر را مورد عتاب قرار می‌دهد، بر این آیات حمل شده و توجیه می‌شوند. برای نمونه؛ برخی از این آیات را اصلاً مربوط به شخص پیامبر(ص) نمی‌دانیم[14] و برخی دیگر را از باب کنایه می‌دانیم که در واقع افراد دیگر را برای عتاب خود مد نظر دارد ولی از باب این‌که «به در می‌گویند تا دیوار بشنود»،[15] پیامبر(ص) مورد خطاب قرار گرفته است.[16]
 

[2]. توفیق افندی، محمد، مجله المنار (الاسلام هو القرآن وحده)، ص 910، ش 261.
[3]. نحل، 89.
[4]. انعام، 38.
[5]. صبحی منصور، احمد، القرآن الکریم هو المصدر الوحید للإسلام، فصل اول.
[7]. علی، احمد ناصح، وفاء، نصرالله، القرآنیون و اهم شبهاتهم.
[10]. نساء، 82.
[11]. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 6، ص 400، تهران، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن‏، چاپ یازدهم، 1383ش.
[12]. نساء،80
[13]. تفسیر نور، ج 2، ص 336.
[14]. مثل آیات اولیه سوره عبس؛ ر.ک: صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن‏، ج 30، ص 108، قم‏، انتشارات فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1365ش‏.‏
[15]. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، محقق: لاجوردی، مهدی، ج 1، ص 202، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.
[16]. ر. ک: طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 285، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ پنجم، 1417ق.

 


.


تاريخ : جمعه 7 اسفند 1394  | 7:42 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
خلاصه پرسش
آیا دین اسلام، برای جهانیان رحمت است، یا تنها برای مؤمنان مایه رحمت و برکت می‌باشد؟
پرسش
دلیل آن‌ که می‌گویند اسلام رحمت برای جهانیان است چیست؟
پاسخ اجمالی
در قرآن کریم، به هر دو نوع از رحمت‌ها اشاره شده است. رحمتی عام برای جهانیان و رحمتی ویژه برای مؤمنان!
برای این‌که روشن شود چگونه اسلام رحمت برای جهانیان است، نخست باید دید چه چیزی برای جهانیان رحمت است و چه چیز نیاز اصلی، اولی و ذاتی انسان است؟ اگر وجود خودمان را مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دید که ماهیت و حقیقت وجود انسان همان فکر، اندیشه و آگاهی است؛ از این‌رو نیاز اصلی و اولی انسان هدایت است؛ اسلام کامل‌ترین هدایت‌ها را برای بشر به ارمغان آورده است.
توضیح این‌که دین اسلام از آن‌رو برای جهانیان رحمت است که راه هدایت و رسیدن به سعادت دو جهان را به روی بشر باز کرده است. این ویژگی از آن‌رو حائز اهمیت است که هیچ شرط نژادی، جنسیتی، زمانی، مکانی و ... را برای وارد شدن به این مسیر قرار نداده است. برای صاحبان خرد و اندیشه همین دلیل کفایت می‌کند تا اسلام را به عنوان دین رحمت برای جهانیان بپذیرند. البته این‌که دین اسلام دین رحمت است، به این معنا نیست که ادیان الهی گذشته و پیامبران اولو العزم پیشین رحمت برای مردم جهان نباشند. با این حال دلایل فراوانی وجود دارد که اسلام، قرآن و پیامبر اسلام(ص) را مایه رحمت و برکت برای تمام مردم جهان معرفی می کند، منتها مؤمنان از این رحمت گسترده بهره می‌برند و معاندان و مخالفان به دلیل عناد و لجبازی از این رحمت الهی محروم شده و دچار زیان می‌گردند.
اکنون برخی از آیات قرآن را که به صراحت اعلام می‌کنند اسلام دینی رحمانی است بر می‌شماریم.
1. قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام(ص) می‌‌‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»؛[1] و نفرستادیم تو را، جز آن‌که می‌خواستیم به مردم جهان رحمتى ارزانى داریم.
این‌که چطور اسلام رحمت براى همه اهل دنیا است؟ جهتش این است که پیامبر اسلام(ص) شریعت و آیینی را آورده که در عمل به دستورات آن، سعادت دنیا و آخرت مردم تأمین خواهد شد. البته هم برای اهل دنیا و هم برای مؤمنان مایه رحمت است. آرى اسلام از آن جهت رحمت براى اهل دنیا است که آثار پر خیر و برکت قیام پیامبر و دعوتش به سوی رستگاری، در جوامع بشرى تحولی را به راه انداخت که اگر وضعیت جامعه جهانی را بعد از اسلام با وضعیت زندگى بشر قبل از بعثت پیامبر(ص) مقایسه کنیم، آثار این رحمت کاملاً روشن می‌گردد.[2]
تمام مردم چه مؤمن و چه کافر همه مشمول رحمت اسلام هستند؛ چرا که اسلام آیینى را نشر داد که سبب نجات همگان است. حال اگر گروهى از آن استفاده کردند و گروهى نکردند این مربوط به خودشان است و تأثیرى بر عمومى بودن رحمت نمی‌گذارد.
این درست به آن می‌ماند که بیمارستان مجهزى براى درمان همه دردها با پزشکان ماهر و انواع داروها تأسیس کنند، و درهاى آن‌را به روى همه مردم بدون هیچ تفاوتی بگشایند، آیا این وسیله رحمت براى همه افراد آن اجتماع نیست؟! حال اگر بعضى از بیماران لجوج از قبول این فیض عام امتناع کنند، تأثیرى در عمومى بودن آن نخواهد داشت.
به تعبیر دیگر، رحمت بودن وجود پیامبر(ص) براى همه جهانیان جنبه مقتضى و فاعلیت فاعل دارد و مسلماً فعلیت نتیجه، بستگى به قابلیت قابل نیز دارد.[3]
فیض و رحمت الهى بر همه چیز گسترش دارد، چنانچه صریح آیه فوق است، اما قابلیّت محلّ هم شرط است. پس کسى که قبول رحمت نکند و خود را از این فیض محروم کند، خود به خویش ظلم کرده است. به بیان دیگر، مقتضى از هر جهت تمام است، ولى مانع از طرف کسی است باید رحمت را بپذیرد. وجود مقدّس پیامبر اسلام بر سر تا سر عالم جنّ و انس تا قیامت مبعوث شده، و آنچه خیر و صلاح دنیا و آخرت آنها بوده، ابلاغ فرمود: «مردم! آنچه را به بهشت نزدیک‌تان می‌کند و از جهنم دورتان می‌سازد، به اطلاعتان رساندم و شما را بر عمل بدان تحریک نمودم. و آنچه به جهنم نزدیک‌تان می‌کند و از بهشت دورتان می‌سازد، شما را از آن بر حذر داشتم و نهیتان نمودم».[4]، [5]
2. «وَ إِنَّهُ لَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ»؛[6] و این قرآن براى مؤمنان هدایت و رحمت است.
قرآن هدایت محض و رحمت محض است براى مؤمنان راستین. به این معنا که نمی‌‏گذارد مؤمنان واقعى گرفتار اختلاف شوند. و چنانچه اختلافى بین ایشان باشد قرآن آن‌را بر طرف مى‏نماید.
3. «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً»؛[7] و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل می‌کنیم و ستم‌گران را جز خسران و زیان نمی‌افزاید.
رحمت بودن این است که ما چیزى بر تو نازل می‌کنیم که بیماری‌های قلب‌ها را از بین برده و حالت صحت و استقامت اصلی‌اش را به آن باز می‌‏گرداند، پس آن‌را از نعمت سعادت و کرامت برخوردار می‌‏سازد.
4. «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فی‏ رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقیماً»؛[8] خدا آنهایی را که به او ایمان آورده و به این کتاب آسمانى چنگ زدند، به زودى در رحمت گسترده خود وارد خواهد کرد، و از فضل و رحمت خویش بر پاداش آنها خواهد افزود و به صراط مستقیم و راه راست هدایتشان می‌کند.
معناى این آیه شریفه این است؛ افرادى که به خدا ایمان آوردند و به رشته فضل خدا، یا قرآن چنگ زدند، خدا دو نوع پاداش به ایشان عطا می‌کند. یک آنان‌را داخل رحمت و فضل خود می‌کند. دیگر آن که آنان‌را به سوى خود و راه راست راهنمایى می‌نماید.
5. «فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَة»؛[9] اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت براى شما آمد.
قرآن حجتى واضح و دلیلى آشکار و وسیله هدایت انسان‏‌ها به نعمت جاودانى و پاداش بزرگ، و براى پیروان خود نعمت و رحمت است.
گذشته از این آیات که به روشنی دین اسلام را مایه رحمت می‌شمارد، یکی از دلایل و نشانه‌های رحمت و برکت اسلام این است که عذاب‌ها و بلاهایى که بر امت‌های گذشته نازل می‌‏شد، از این امّت برداشته شده است.
بنابر این، با مبعوث شدن پیامبر اسلام(ص) سفره گسترده رحمت الهی برای تمام جهانیان گشوده شد و ایمان آورندگان این توفیق نصیبشان شد تا از این رحمت به صورت ویژه برخوردار شوند و برکات آن‌را با تمام وجود احساس کنند و مخالفان نیز خود را از این دریای فیض محروم نمودند.
 

[1]. انبیاء، ۱۰۷.
[2]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 331، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏13، ص 526، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[4]. ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، محقق، مصحح، موحدى قمى، احمد، ص 83، دار الکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407ق‏.‏
[5]. طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 256، تهران، اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378ش.
[6]. نمل، 77.
[7]. اسراء، 82
[8]. نساء، 175.
[9]. انعام، 157.

 


.


تاريخ : جمعه 7 اسفند 1394  | 7:26 PM | نویسنده : سید | نظرات 0
خلاصه پرسش
آیا در تورات به کعبه و داستان هاجر و اسماعیل اشاره شده است؟ آیا در دین یهود نیز فریضه حج وجود دارد؟ آیا پیامبران نیز بر گرد کعبه طواف کرده و حج بجا آورده‌اند؟
پرسش
آیا در دین یهودیت و مسیحیت فریضه حج وجود دارد؟ و اگر وجود دارد چگونه انجام می‌شود؟ و اگر وجود دارد؛ چرا از آیین حضرت ابراهیم(ع) پیروی نمی‌شود؛ یعنی چرا به مکه حج نمی‌کنند؟
پاسخ اجمالی
تورات در مورد داستان هاجر و اسماعیل(ع) و عنایات خاص الهی به آنان، مطالبی را بیان می‌کند. این مطالب، با وجود تفاوت‌های اندک؛ شباهت‌های بسیاری با قرآن و روایات دارد. اما تورات به ساخت کعبه توسط ابراهیم و اسماعیل(ع)، اشاره‌ای نکرده است. به نظر می‌رسد حج به معنای «گرد هم‌ آمدن یهودیان» در تورات وجود دارد. و منابع اسلامی به طواف کعبه و حج برخی انبیای الهی اشاره کرده‌‌اند.

 


ادامه مطلب


تاريخ : جمعه 7 اسفند 1394  | 7:01 PM | نویسنده : سید | نظرات 0