دیگر دل شیدا زده ام تاب ندارد/چشمان به ره مانده من خواب ندارد

دیگر دل شیدا زده ام تاب ندارد
چشمان به ره مانده من خواب ندارد


از بس که دویدم زپی ات یوسف زهرا
این پیکر خسته که دگر تاب ندارد

یابن الحسن

تا کی به فراق تو کنم گریه شب روز
این دیده گریان که دگر آب ندارد

ای روشنی ظلمت وتاریکی قبرم
این خانه به جز نور تو مهتاب ندارد

یابن الحسن ،یابن الحسن،یابن الحسن

 





[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 1:01 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]