لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا؛
اگر آنچه من دانسته ام بدانيد خنده كم و گريه بسيار ميكنيد.
(نهج الفصاحه، ح 2320)
ادامه مطلب
لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا؛
اگر آنچه من دانسته ام بدانيد خنده كم و گريه بسيار ميكنيد.
(نهج الفصاحه، ح 2320)
الضّحك ضحكان ضحك يحبّه اللَّه و ضحك يمقته اللَّه فأمّا الضّحك الّذي يحبّه اللَّه فالرّجل يكشر في وجه أخيه شوقا إلى رؤيته، و أمّا الضّحك الّذي يمقته اللَّه تعالى فالرّجل يتكلّم بالكلمة الجفاء و الباطل ليضحك أو يضحك يهوى بها في جهنّم سبعين خريفا؛
خنده دو قسم است خنده ايست كه خدا آن را دوست دارد و خنده ايست كه خدا آن را دشمن دارد، اما خنده اى كه خدا آن را دوست دارد، آنست كه مرد به روى برادر خويش از شوق ديدار وى لبخند زند اما خنده اى كه كه خداى والا آن را دشمن دارد آنست كه مرد سخن خشن و ناروا گويد كه بخندد يا بخندند و بسبب آن هفتاد پائيز در جهنم سرنگون رود.
(نهج الفصاحه، ح1892)
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ حَسَنَةٌ
لبخند آدمى به روى برادر مؤمنش، حسنه است.
بحارالأنوار - ج 74 - ص 288. میزان الحکمة ج6 - ص407- ح11133
كَبُرَ مَقتا عِندَ اللّهِ الأَكلُ مِن غَيرِ جوعٍ ، وَالنَّومُ مِن غَيرِ سَهَرٍ، وَالضِّحكُ مِن غَيرِ عَجَبٍ ، وصَوتُ الرَّنَّةِ عِندَ المُصيبَةِ ، وَالمِزمارُ عِندَ النِّعمَةِ؛
خوردن از سرِ سيرى، خواب بىشبزندهدارى ، خنده بى[موجب] شگفتى ، ناله و مويه بلند به هنگام مصيبت ، و بانگ ناى در نعمت و شادمانى ، نزد خدا سخت ناپسند است .
لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، لا تَضحَك مِن غَيرِ عَجَبٍ ، لا تَمشِ في غَيرِ أرَبٍ ، ولا تَسأَل عَمّا لا يَعنيكَ؛
لقمان به پسرش گفت: «پسرم! بدون تعجّب [و بىجا ]خنده نكن و بى هدف ، راه نرو و از چيزى كه به تو مربوط نيست ، نپرس ».
[اَلْمُؤْمِنُ] يُحْسِنُ وَيَبْكي كَما أَنَّ الْمُنافِقُ يُسيىءُ وَ يَضْحَكُ؛
مؤمن خوبى مىكند و مىگريد، ولى منافق بدى مىكند و مىخندد.
(مكارم الأخلاق، ص389)