دولت اسلامی و وصول به استقلال فرهنگی
از آنجا که جامعهی اسلامی عبارت است از جامعهای که از جهت فرهنگی، تنها و تنها، بر «ایدئولوژی اسلامی» تکیه دارد و مناسبات و شئون خویش را بر اساس تعالیم و آموزههای آن طراحی میکند، وصول به استقلال فرهنگی نیز از طریق استقلال ایدئولوژیک میسّر خواهد شد.
گروه فرهنگی- اجتماعی برهان/ مهدی جمشیدی؛ یکی دیگر از خصوصیات سیاست فرهنگی دینگرایانه آن است که دولت اسلامی میباید، علاوه بر اینکه جامعهی اسلامی را در حوزههای سیاسی و اقتصادی از وابستگی و ریزهخواری برهاند و عزت و خودبنیادی را برای آن فراهم سازد، در حوزهی فرهنگی نیز باید وصول به «استقلال فرهنگی» را دنبال نماید؛ البته چنین نیست که «استقلال فرهنگی» در عرض «استقلال سیاسی» یا «استقلال اقتصادی» قرار داشته باشد، بلکه این نوع از استقلال، از اهمیت و تعیینکنندگی بیشتری برخوردار است؛ زیرا جامعهای که در حوزهی فرهنگی به جوامع دیگر وابسته باشد، خواهناخواه، در حوزههای سیاسی و اقتصادی نیز از آن تبعیت خواهد کرد. به این ترتیب، هویت و اساس آن جامعه فرو خواهد پاشید و شأنی به جز «دنبالهروی» و «تقلید» نخواهد داشت. قرآن کریم به صورت کلی میفرماید که خداوند متعال به هیچ رو نمیخواهد جامعهی غیرمسلمان بر جامعهی اسلامی «سیطره» و «غلبه» یابد:
|
نويسنده : وحید کریمی درقیلان
>تاريخ : شنبه 18 خرداد 1392
|
|







براي دانلود نرم افزار جارچي كليك كنيد
