0
نظر

كشف 385 كيلوگرم مواد مخدر در خراسان جنوبي

نويسنده : ابوالفضل اقایی

 به نقل از مركز اطلاع‌رساني پليس استان، در پي اخبار رسيده مبني بر جابه‌جايي مواد مخدر در يكي از محورهاي نوار مرزي، ماموران هنگ مرزي گزيك به محل اعزام و در يك عمليات غافلگيرانه موفق به كشف 235 كيلوگرم ترياك شدند.
بر اساس اين گزارش در اين عمليات دو نفر از قاچاقچيان دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
مأموران پاسگاه بيهود فرماندهي انتظامي شهرستان قاين حين انجام وظيفه در محورهاي فرعي روستا به يك دستگاه پژو پارس مشكوك كه خودرو به محض مشاهده مأموران متواري شده و مأموران موفق شدند پس از تلاش فراوان خودرو را متوقف و سه نفر متهم را دستگير كرده كه در بازجويي به عمل آمده و با انجام شگردهاي پليس متهمان به قاچاق و مخفي كردن مقداري 99 كيلوگرم مواد مخدر از نوع ترياك اعتراف كردند.
همچنين در پي اخبار واصله مبني بر جابه‌جايي مواد مخدر توسط قاچاقچيان در يكي از محورهاي حوزه استحفاظي شهرستان نهبندان بلافاصله اكيپ مجهز از ماموران انتظامي نهبندان به محل اعزام و به كنترل محورها پرداختند.
ماموران انتظامي اين شهرستان در نهايت حين كنترل خودروهاي عبوري در يكي از محورهاي فرعي شهرستان به يك دستگاه خودرو پژو مشكوك و با علائم هشداردهنده اقدام به متوقف كردن خودرو كردند.
ماموران انتظامي نهبندان در بازرسي به عمل آمده از خودرو 49 كيلو و 500 گرك ترياك را كشف و ضبط كردند.

0
نظر

برادران قاتل به قصاص محكوم شدند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

 شامگاه 20 مرداد 85، مأموران كلانتري 132 نبرد، از سقوط جواني از طبقه سوم ساختماني در خيابان خاوران باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه، با جسد مرد جواني روبه‌رو شدند كه كنار جوي آبي روي زمين افتاده بود. ساكنان ساختمان مدعي شدند كه مقتول به زور وارد خانه شده بود و بعد از حضور آنها در خانه، خود را به خيابان پرت كرده است. اما مشخص بود كه ضربه به سر مقتول در جاي ديگري وارد شده است و بعد او را به كوچه منتقل كرده‌اند.
با توجه به اظهارات متناقض و مشكوك ساكنان خانه، دو برادر به نام‌هاي اكبر و اصغر دستگير شدند.
اكبر در اظهارات خود گفت: شب حادثه حدود ساعت 2، به خانه برگشتم و متوجه شدم كه از واحدي كه خواهرم به همراه مادربزرگم در آن سكونت دارند صداي عجيبي مي‌آيد. به خانه خودمان رفتم و بعد از عوض كردن لباس، رفتم بالا. از زير در نگاه كردم و پاي مردي را ديدم كه با سرعت و با كفش در خانه راه مي‌رود.
داد و فرياد كردم و از او خواستم در را باز كند اما در را باز نكرد و چون از داخل روي در كليد بود، نتوانستم با كليد خودم در را باز كنم. به شدت عصباني شدم و با چاقوي ميوه‌خوري خودم را زدم و گلداني كه در راهرو بود را به سرم كوبيدم و خون تمام سرم را گرفت. اصغر به كوچه رفت و به من گفت، آن مرد از پنجره آويزان شده است. در همين حين ناگهان صداي عجيبي آمد كه در نهايت متوجه شدم كه وي به كوچه افتاد و فوت كرد.
اصغر نيز تقريباً ادعا و اظهارات برادر خود را تأييد كرد و مدعي شد كه مقتول خودش از پنجره به كوچه سقوط كرده است و آنها تقصيري نداشته‌اند.
خواهر اين دو برادر هم كه زمان حادثه كنار مقتول بود، گفت: مقتول به زور وارد خانه شد و زماني كه برادر من خواست در را باز كنم، به من گفت در را باز نكن. ناگهان متوجه شدم كه روي پنجره قرار گرفته است و ناگهان به پايين سقوط كرد.
اين دختر قبلاً مدعي شده بود كه مقتول از او خواسته بود با هم دوست شوند كه با درخواست منفي دختر روبه‌رو شده بود و مقتول او را تهديد كرده بود كه در غير اين صورت به خانواده‌اش خواهد گفت كه مدت‌ها با او دوست بوده است.
اما در همان زمان يكي از همسايه‌ها مدعي شد كه شاهد حادثه بوده است و ديده است كه 2 برادر مقتول را داخل واحد خود، كشته‌اند و جسد او را به كوچه منتقل كرده‌اند. اما اين شاهد به دلايلي نامعلوم، در جلسه بعد، اظهارات خود را پس گرفت و مدعي شد كه زمان حادثه خواب بوده و تنها با سر و صداي آنها از خواب بيدار شده است.
يكشنبه گذشته، آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي حسن تردست برگزار شد و در ابتداي جلسه، اولياي دم، تقاضاي مجازات متهمان را كردند.
در ادامه نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و گفت: با توجه به شكايت اولياي‌دم، گزارش مرجع انتظامي، نظريه پزشكي قانوني، تقاضاي مجازات متهمان را دارم.
در نظريه پزشكي قانوني آمده است: تنها دو قسمت از سر مقتول دچار شكستگي شده است و اين موضوع نمي‌تواند ناشي از سقوط باشد. غير از سر مقتول هيچ‌ قسمت از بدن او دچار جراحت و كوفتگي نشده است.
همچنين در نظرات كارشناسي در پرونده آمده است: مقابل پنجره‌اي كه متهمان مدعي شدند، مقتول از آن سقوط كرده است، درختي است كه در صورت سقوط فردي از آن، بايد برگهاي درخت ريخته و شاخه‌هاي آن هم بشكند در حالي كه هيچ شاخ و برگي از آن درخت نه شكسته بود و نه ريخته بود.
همچنين بالاي سر جسد طنابي وجود داشت كه اگر مقتول از پنجره سقوط كرده باشد بايد روي آن طناب مي‌افتاد و طناب پاره مي‌شد اما طناب هم سالم بود.
متهمان در دادگاه اظهارات قبلي خود را تكرار كردند و مدعي شدند كه قتل را مرتكب نشده‌اند.
اكبر به اتهام مشاركت در قتل عمدي در جايگاه قرار گرفت و در آخرين دفاع خود گفت: دفاع آخر براي كسي است كه مرتكب قتل شده باشد نه من كه كاري نكرده‌ام.
در جلسه دادگاه، والدين متهمان شروع به داد و فرياد كردند و اعضاي دادگاه و همچنين وكيل اولياي دم را تهديد كردند كه با دستور قاضي تردست و توسط مأموران حفاظت دادگستري بازداشت شدند و به كلانتري 113 بازار منتقل شدند.
در نهايت قاضي تردست و اعضاي دادگاه بعد از مشورت، هر دو متهم را مجرم شناخته و حكم به قصاص هر 2 متهم دادند.

0
نظر

سارق سابقه‌دار توسط مردم حين سرقت دستگير شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

 در ساعت 19:45 دقيقه هفدهم بهمن طي تماس مردمي با مركز فوريت‌هاي پليس 110 مأموران از وقوع يك حادثه با خبر شدند.
بررسي نشان داد در جريان سرقت كيف يك زن جوان در شهرك اكباتان، شهروندان با كمك خواهي و مشاهده درگيري وي با جوان سارق به كمكش رفته و سارق را دستگير كرده‌اند.
به اين ترتيب مأموران گشت كلانتري آزادي سريعاً در محل حاضر و متهم به نام محمد 27ساله را كه توسط شهروندان دستگير شده بود به كلانتري منتقل كردند.
با تشكيل پرونده مقدماتي و اعزام متهم به دادسراي جنايي تهران، به دستور قيصري، بازپرس شعبه ششم دادسرا ناحيه 27 تهران، متهم جهت تحقيقات بيشتر در مورد ساير جرائم احتمالي وي در اختيار كارآگاهان مبارزه با زورگيري پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
متهم در مقابل كارآگاهان پايگاه پنجم اعتراف كرد: چند سال است به مواد مخدر اعتياد دارم. مدتي است كه به خاطر اعتياد از سوي خانواده طرد شده‌ام.
وي ادامه داد: پدرم نگهبان يك مجتمع مسكوني است. وقتي كه هزينه اعتيادم زيادتر شد به سرقت روي آوردم تا هزينه سنگين اعتيادم به مواد مخدر تأمين شود.
وي افزود: سرقتها را به تنهايي و پياده انجام مي‌دادم. با پرسه زدن در مناطق خلوت و از كودكان، افراد مسن يا زنان تنها سرقت مي‌كردم. اگر در مقابل من مقاومت مي‌كردند با تهديد و ضرب و شتم سرقت را به پايان مي‌بردم كه در آخرين سرقت در شهرك اكباتان وقتي ديدم زن كيفش را محكم چسبيده و با داد و فرياد از مردم درخواست كمك كرده براي اينكه سريعاً كيف وي را سرقت و از صحنه فرار كنم، با نانچيكويي كه همراه خودم داشتم ضربه‌اي به سر وي زدم و خواستم كه از صحنه بگريزم كه چند نفر از مردم كه متوجه موضوع شده بودند به كمك اين زن آمدند و مرا دستگير كردند.
متهم تا كنون به 8 فقره كيف‌قاپي و جيب‌بري در محدوده غرب و جنوب غرب تهران اعتراف كرده است. در بررسي سوابق اتهامي وي معلوم شد فردي سابقه‌دار در خصوص شرارت و نزاع و سرقت است كه چند بار دستگير و به زندان و رد مال محكوم شده است.

0
نظر

كشف بيش از 2 هزار كيلوگرم مواد مخدر در آذربايجان غربي

نويسنده : ابوالفضل اقایی

 علي خرم‌نيا ظهر امروز در حاشيه مراسم امحاي مواد مخدر اظهار داشت: از اين ميزان 456 كيوگرم امروز امحا شد.
وي با اشاره به اينكه در اين مدت 177 نفر خرده‌فروش در آذربايجان غربي دستگير شده‌اند، تصريح كرد: در سه ماه اخير يك‌‌هزار و 218 نفر توزيع‌كننده و 266 نفر نگهدارنده مواد مخدر در آذربايجان غربي دستگير شده است.
اين مقام مسئول خاطرنشان كرد: در سه ماه گذشته در يك هزار و 254 فقره عمليات مبارزه با مواد مخدر، 23 فقره باند متلاشي، 11 قبضه اسلحه و 15 خودرو توقيف شده است.
جانشين فرمانده انتظامي آذربايجان غربي افزود: در يك مورد از اين عمليات 10 ميليارد تومان از اموال قاچاقچيان شناسايي و ضبط شده است.
وي با اشاره به افزايش كشفيات نيروي انتظامي در سال جاري، گفت: اين اقدامات مرهون همكاري و پشتيباني مردمي است.
اين مقام مسئول اضافه كرد: اگر امروز قدم‌هايي برداشته‌ايم به پشتوانه و حمايت مردمي و مسئولان كشوري و شهدا است.
خرم‌نيا با بيان اينكه امروزه موضوع مواد مخدر به ابزار استعماري و سلطه استعمار بر ايران تبديل شده است، گفت: استكبار براي تسلط بر اقوام مختلف و براي رسيدن به اهداف پليد خود از مواد مخدر به عنوان ابزاري براي استعمار ملت‌ها استفاده كرده‌اند.
وي با اشاره به اينكه جوانان نيروي مولد كشور هستند، گفت: امروز مواد مخدر فرآيند و طراحي براي سرويس‌هاي غرب است كه با ورود كشورهاي غربي به افغانستان، كشت و عرضه مواد در افغانستان به مراتب نسبت به گذشته افزايش يافته است.
اين مقام مسئول تصريح كرد: اين اقدام فرآيندي است كه دشمن طراحي كرده و به عنوان حلقه امنيتي بر روي كشورهاي مسلمان باز كرده است.

0
نظر

جوان قاتل به قصاص محكوم شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

 شامگاه 7 شهريور 84، مأموران كلانتري 128 تهران‌نو از وقوع يك درگيري جمعي بين جوانان در ميدان تره‌بار پيروزي باخبر شدند.
بعد از دستگيري شركت‌كنندگان در درگيري، مأموران به بيمارستان بعثت مراجعه كردند تا از حال پوريا، مجروح 16 ساله اين درگيري باخبر شوند، اما ساعتي بعد، پوريا بر اثر شدت جراحات وارده فوت كرد.
تحقيقات از شاهدان و شركت‌كنندگان در اين درگيري آغاز شد و روز بعد از حادثه، جواني به نام محمدرضا، به اتهام قتل عمدي پوريا بازداشت شد. شاهدان حادثه عنوان كردند كه محمدرضا با چاقو، پوريا را به قتل رسانده است.
سومين جلسه رسيدگي به اين پرونده، امروز در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد.
در ابتداي جلسه قاضي عزيزمحمدي از اولياي دم خواست، خواسته خود را عنوان كنند كه آنها با اعلام مجدد شكايت از متهم، درخواست خود را قصاص عنوان كردند.
مادر مقتول در پاسخ به سؤال قاضي كه آيا خانواده متهم براي دلجويي و رضايت به شما مراجعه كردند، گفت: آنها فقط يك‌بار در بهشت زهرا و آن هم براي تهديد، سراغ ما آمدند.
در ادامه جلسه، يكي از شركت‌كنندگان در نزاع، در جايگاه قرار گرفت و گفت: علي، كه تمام اين حادثه به خاطر درگيري وي با مقتول آغاز شد، به دنبال من آمد و از من خواست براي دعوا به پيست اسكيت كنار ميدان تره‌بار برويم. قمه را از خانه برداشتم ولي به آنها گفتم ابتدا سعي كنيم با صحبت مشكل را حل كنيم.
در حين درگيري متوجه شدم كه مقتول زخمي است، به او گفتم اجازه بدهد او را به بيمارستان برسانم ولي او با اشاره به محمدرضا گفت، من تنها با او كه من را زخمي كرد كار دارم.
محمدرضا از موتور پياده شد و به سمت مقتول كه به سمت زمين خم شده بود رفت و با چاقو به پهلوي او زد. بعد از آن حدود 10 نفر به سمت من حمله كردند و زماني كه دستگير شدم تقريباً بيهوش بودم.
سال قبل، برادر متهم از من خواست نامه‌اي را امضا كنم كه در آن اظهارات خود را پس گرفته بودم و مدعي شده بودم كه محمدرضا مقتول را نزده است. اما وقتي مخالفت كردم امضاي من را جعل كردند. برادر مقتول مدتي بعد از من خواست براي حفظ آبرو، جلوي شريك تجاري او، از محمدرضا دفاع كنم و او را بي‌تقصير معرفي كنم. من اين پيشنهاد را قبول كردم و در حضور شريك برادر محمدرضا گفتم كه محمدرضا بي‌تقصير است اما مدتي بعد متوجه شدم كه تمام اين كارها نقشه بود و او صداي من را ضبط كرده است تا به دادگاه بدهد.
شهاب، يكي ديگر از شركت‌كنندگان در حادثه گفت: برادر مقتول به من گفت،‌ امضاي تو را در پرونده ديدم كه مدعي شدي كه ديدي محمدرضا مقتول را زده است.
من كه نديده بودم محمدرضا مقتول را بزند، باز هم حرف خود را تكرار كردم، ولي او از من خواست زير برگه سفيدي را امضا كنم تا با امضاي داخل پرونده تطابق بدهد. اما بعداً متوجه شدم كه از امضاي من سوءاستفاده كرده است.
بعد از اظهارات شركت كنندگان در حادثه، متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر پذيرفتن اتهام قتل گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم.
متهم ادامه داد: شهاب بعد از درگيري و در افسريه به رامين گفته بود كه با چاقو مقتول را زده است و رامين اظهارات من را تأييد مي‌كند. من مقتول را نزدم و نمي‌دانم چه كسي او را زد، آنجا خيلي شلوغ بود و من متوجه نشدم.
بعد از اظهارات متهم، وكيل وي در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اظهارات شركت كنندگان در حادثه، متناقض است، آنها را متهم به دروغ‌‌گويي كرد.
وي با نشان دادن تصوير روزنامه‌اي در همان زمان كه مربوط به دستگيري عوامل قتل پوريا بود، مدعي شد كه برخي شاهدان قاتل را فردي با پيراهن سفيد و بي‌مو عنوان كردند كه تنها با مشخصات يكي از شاهدان كه در دادگاه حاضر است مطابقت دارد.
وكيل اضافه كرد: بر اساس اين ادله 3 نفر ديگر مي‌توانند قاتل باشند ولي متهم قاتل نيست.
وي در پايان تبرئه موكل خود را از دادگاه تقاضا كرد.
محمدرضا براي بيان آخرين دفاع در جايگاه قرار گرفت و گفت: من قاتل نيستم و اگر 20 سال ديگر هم در زندان بمانم اعتراف نمي‌كنم.
قاضي عزيزمحمدي و مستشاران دادگاه، بعد از مشورت حكم به قصاص متهم دادند.