0
نظر

سرطان عامل جدايي زن و مرد جوان شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي 36 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين مرد در حضور قاضي شعبه 238 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش مبتلا به سرطان است و زيبايي ظاهري‌اش بعد از جراحي، از بين رفته است و به همين دليل او را نمي‌خواهد.
وي ادامه داد: خواهان طلاق هستم و حاضرم تمام نفقه و مهريه او را به صورت نقد بدهم ولي در كنارش نمي‌مانم.
زن در دادگاه حضور داشت و گفت: حالا كه او مرا نمي‌خواهد من هم قبول مي‌كنم و حاضرم از او جدا شوم.
وي ادامه داد: مهريه 114 سكه بهار آزادي و نفقه خود را به او مي‌بخشم و با عشق و دوست داشتن و به خاطر او از زندگي‌اش بيرون مي‌روم.
اين زن در حضور قاضي گفت: من و شوهرم با هم همسايه بوديم و با معرفي همسايه‌ها، با هم آشنا شديم و در نتيجه ازدواج كرديم و حدود 5 سال است با هم زندگي مي‌كنيم اما فرزندي نداريم.
قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، حكم طلاق توافقي را صادر كرد. همچنين مرد موظف به پرداخت مهريه و نفقه به دليل بخشيدن زن، نشد.

0
نظر

همسرم خانه به دوش است

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مرد ميانسال به قاضي حسن عموزادي، رئيس شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده گفت: حدود 10 سال قبل و بعد از اينكه از همسر اولم جدا شدم، با وجود داشتن 2 فرزند، دوباره ازدواج كردم.
وي در ادامه اظهاراتش گفت: زندگي تقريباً خوبي در اين سال‌ها پشت سر گذاشتيم ولي از مدتي قبل همسرم شروع به خريد و فروش كاميون كرده است.
مرد ميانسال گفت: من با اين شغل همسرم به شدت مخالف بودم و با وجود مخالفت‌هاي زياد من، او همچنان به كار خود ادامه مي‌دهد و توجهي به مخالفت‌هاي من ندارد.
وي ادامه داد: با خانواده او هم درباره اين موضوع مشورت كردم و در كمال تعجب ديدم كه پدر همسرم هم با اين كار او موافقت كرد و از من خواست با شغل او مخالفت نكنم.
مرد ميانسال با بيان اينكه اين كار همسرش زندگي او را مختل كرده است، افزود: بعضي وقت‌ها، نيمه‌هاي شب از شهرستان با همسرم تماس مي‌گيرند و با او درباره معامله كاميون صحبت مي‌كنند. رفتار او هم به شدت تغيير كرده است.
وي ادامه داد: او زماني كه مخالفت‌هاي من را ديد، به دادگاه خانواده آمد و 500 سكه مهريه خود را به اجرا گذاشت. من در بازار كار مي‌كردم ولي به خاطر مشكلات مالي دچار ورشكستگي شدم و تا مدتي قبل بيكار بودم.
مرد ميانسال گفت: سرانجام شغلي در يكي از استان‌هاي مجاور تهران پيدا كردم و بيشتر روزها را در آنجا هستم و هرچه به همسرم مي‌گويم به آنجا بيايد قبول نمي‌كند.
همسر مرد كه به دليل عدم ابلاغ احضار با تماس قاضي از جلسه دادگاه با خبر شد و با تأخير به دادگاه آمده بود، به قاضي عموزادي گفت: من در حالي با اين مرد ازدواج كردم كه همسر قبلي او، فرزند 40 روزه‌اش را رها كرد و بار تربيت و بزرگ كردن او، به دوش من افتاد.
وي ادامه داد: شوهر من خانه به دوش است و هرچند وقت يك بار شغلش را تغيير مي‌دهد و از شهري به شهر ديگر مي‌رود. من به خاطر محصل بودن فرزندانم نمي‌توانم به دنبال شوهرم بروم.
مرد ميانسال به قاضي گفت: قبلا به همسرم گفتم مي‌تواند بعد از اتمام زمان تحصيل به شهر محل كار من بيايد، ولي او موافقت نكرد.
زن جوان در اعتراض به اين ادعاي شوهرش گفت: شوهرم اين موضوع را در حضور قاضي مطرح كرده است و تاكنون مطلبي در اين باره به من نگفته است.
زن جوان با بيان اينكه تمام مهريه‌ام را مي‌خواهم، گفت: شوهرم بيش از يك ميليارد تومان هزينه خريد ماشين‌آلات راه‌سازي كرده است و ادعايش مبني بر عدم توانايي در پرداخت مهريه دروغ است.
شاهداني هم كه مرد ميانسال به دادگاه آورده بود تا ادعاي وي را در مورد ناتواني پرداخت مهريه تأييد كنند، نتوانستند در مقابل قرآن قسم دروغ بخورند و مدعي شدند از وضعيت وي خبر ندارند.
قاضي عموزادي نيز اعلام نظر درباره اين پرونده را به آينده موكول كرد.

0
نظر

رهايي قاتل ساطور به دست از طناب دار

نويسنده : ابوالفضل اقایی

عصر روز 7 تير سال 71 مأموران پليس آگاهي تهران بزرگ از وقوع يك حادثه مرگبار در يك خانه مسكوني با خبر شدند.
مأموران پليس به همراه اكيپ بررسي صحنه جرم در آن زمان در صحنه قتل حاضر شدند تا اينكه مشخص شد كبري 48 ساله به علت اصابت ضربات متعدد جسم تيز به قتل رسيده است.
با ادامه بررسي‌ها مشخص شد كبري به دست علي 52 ساله كه شوهر وي بوده است به وسيله يك ساطور به قتل رسيده است و جسدش در اين محل رها شده است.
علي در بازجويي‌ها مدعي شد پس از 30 سال زندگي مشترك كه حاصل آن 5 فرزند بوده است از كبري خواسته تا با وي موافقت كرده و از يكديگر طلاق بگيرند.
وي ادامه داد: كبري حاضر به پذيرش اين موضوع نبود به همين دليل روز حادثه با وي درگيري لفظي داشتيم تا اينكه وي به صورت من آب دهان پرت كرد و همين امر باعث شد تا او را با ساطور به قتل رساندم.
با تكميل شدن تحقيقات اين فرد از سوي قاضي شعبه 1601 به قصاص محكوم شد اما اين حكم اجرا نشد تا اينكه امروز اين فرد موفق شد از 5 فرزند خود و مادر همسرش به عنوان اولياي دم اين پرونده رضايت بگيرد.
به اين ترتيب علي در سن 70 سالگي از زندان آزاد شد و حكم قصاص وي اجرا نشد.

0
نظر

دستگيري يك گروگانگير در زاهدان

نويسنده : ابوالفضل اقایی

محسن عطار اظهار داشت: ماموران پليس آگاهي سيستان و بلوچستان در اجراي نيابت قضايي از دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان بم موفق شدند يك گروگانگير فراري را در زاهدان دستگير كنند.
وي افزود: ماموران به دنبال دريافت نيابت قضايي از شهرستان بم مبني بر شناسايي و دستگيري يك گروگانگير به نام "عبدالمالك.ن "در شهرستان زاهدان اقدامات پليسي خود را آغاز كردند.
وي گفت: ماموران پليس آگاهي با استفاده از امكانات فني و پليسي موفق شدند اين گروگانگير فراري را در يكي از خيابان‌هاي شهر زاهدان دستگير و براي محاكمه و سير مراحل قانوني به مقامات قضايي تحويل دهند.
عطار اضافه كرد: اين متهم به جرم آدم ربايي فردي به نام "مهدي.ع " تحت تعقيب مراجع قضايي شهرستان بم قرار داشت.
وي در ادامه از دستگيري يك گروگانير ديگر در زاهدان خبر داد و گفت: 26اسفندماه سال گذشته ماموران انتظامي به دنبال ارجاع شكايت فردي از كلانتري15 زاهدان مبني بر ربايش فرزندش توسط سه نفر به نام‌هاي "رحيم، ياسر و ياسين.ش " اقدام‌هاي پليسي خود را براي شناسايي و دستگيري آدم ربايان آغاز كردند.
وي افزود: با تلاش گسترده و اقدامات تخصصي ماموران پليس آگاهي سيستان و بلوچستان مخفيگاه آدم ربايان در يكي از خيابان‌هاي شهر زاهدان شناسايي شد.
رئيس پليس اداره آگاهي سيستان و بلوچستان تصريح كرد: ماموران پس از هماهنگي با مراجع قانوني طي يك عمليات غافلگيرانه موفق شدند يكي از آدم ربايان را دستگير و پسربچه ربوده شده را از چنگ گروگانگيران آزاد كنند و به آغوش خانوده‌اش برگردانند.
عطار گفت: در تحقيقات و بررسي‌هاي ماموران مشخص شد اين متهم به جرم آدم ربايي فرد ديگري به نام "تيره.ع " در سال گذشته تحت تعقيب مراجع قانوني قرار داشت كه با دستگيري وي پرونده اين آدم ربايي نيز بسته شد.

0
نظر

زن جوان مهريه نيم ميلياردي خود را بخشيد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مدتي قبل زن جواني با حضور در شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ونك، مهريه خود را كه 2هزار سكه طلا بود به اجرا گذاشت.
اين زن جوان كه 25 ساله بود، به قاضي حسن عموزادي، رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: مدتي قبل، يكي از همكارانم كه 18 سال از من بزرگتر بود، به من ابراز علاقه كرد و از من خواست با او ازدواج كنم.
وي ادامه داد: مي‌دانستم كه همكارم متأهل است و داراي 3 فرزند است، اما به قدري به من فشار آورد كه من هم در نهايت به اين ازدواج تن دادم.
زن جوان در ادامه اظهاراتش گفت: ابتدا قرار بود به صورت موقت با هم عقد كنيم تا شوهرم، همسر اولش را طلاق بدهد و بعد از آن من را به عقد دائم خود درآورد.
وي با بيان اينكه با مهريه 2هزار سكه به عقد موقت 30 ساله همسرم درآمدم،‌ افزود: مدتي از اين موضوع گذشت و هر بار كه اين موضوع را با او در ميان مي‌گذاشتم، به بهانه‌اي از موضوع طفره مي‌رفت.
زن جوان گفت: وقتي فهميدم كه شوهرم قصد ندارد من را به عقد دائم خود درآورد، تصميم گرفتم تا مهريه 2 هزار سكه‌اي خود را به اجرا بگذارم.
قاضي عموزادي نيز بعد از شنيدن اظهارات اين زن، با تعيين وقت مجدد براي رسيدگي به اين پرونده، دستور داد شوهر اين زن براي بيان توضيحات به دادگاه احضار شود.
صبح امروز شوهر اين زن نيز در دادگاه حاضر شد و مدعي شد كه من هم ديگر نمي‌توانم با اين زن زندگي كنم و بايد از او جدا شوم.
زن جوان گفت: او بايد هم مهريه من را پرداخت كند و هم ضمن فسخ مدت باقيمانده از عقد موقت، تعهد دهد كه ديگر براي من و خانواده‌ام مزاحمتي ايجاد نكند.
مرد ميانسال كه توسط مأمور پليس همراهي مي‌شد، گفت: من توانايي پرداخت اين ميزان مهريه را ندارم و اگر همسرم آن را نبخشد مجبورم به زندان بروم.
قاضي عموزادي تلاش خود براي ايجاد توافق بين 2 طرف را آغاز كرد و در نهايت مرد ميانسال پذيرفت كه مدت باقيمانده از زمان عقد موقت را بذل كرده و تعهد دهد كه ديگر مزاحمتي براي همسر موقتش ايجاد نكند.
زن جوان هم با قبول دريافت مبلغ 15ميليون تومان از شوهرش تا پايان وقت اداري امروز،‌ باقيمانده مهريه خود را بخشيد.