0
نظر

مأمور راهور 50 درصد مقصر شناخته شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ساعت 9:50 دقيقه صبح روز گذشته مأموران كلانتري 112 ابوسعيد از وقوع يك حادثه باخبر شدند.
مأموران با حضور در خيابان وليعصر پايين‌تر از ميدان منيريه دريافتند در پي تصادف يك خودروي راهنمايي و رانندگي با يك موتورسيكلت راننده موتورسيكلت فوت كرده است.
بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات آغاز شد تا اينكه مشخص شد عده‌اي از شهروندان معتقدند اين راننده پيك موتوري به نام مهدي 27 ساله قصد داشته تا وارد خط ويژه شود كه با ماشين راهنمايي رانندگي تصادف كرده است.
با دستور بازپرس شعبه هفتم مقرر شد تحقيقات كارشناسي انجام شود تا مشخص شود راننده خودروي راهنمايي رانندگي مقصر است يا متوفي.
وي ادامه داد: تحقيقات سرانجام از سوي كارشناسان اوليه انجام شد و به اين ترتيب مشخص شد راننده خودروي راهور ناجا 50 درصد و راننده موتور سيكلت 50 درصد مقصر بوده‌اند.
وي افزود: راننده خاطي خودروي راهور ناجا بازداشت شده و خودروي وي توقيف شده است.

0
نظر

مردي مدعي شد همسرش در استراليا به قتل رسيده است

نويسنده : ابوالفضل اقایی

صبح امروز بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در پي حضور يك مرد ميانسال از وقوع يك حادثه با خبر شد.
اين مرد مدعي شد 19 سال پيش به همراه همسر خود به نام ايراندخت به شهر ملبورن در كشور استراليا رفته و در آنجا زندگي مشترك خود را آغاز كرده است.
وي ادامه داد: سال 2005 براي كاري اداري كه مدت 6 ماه به طول انجاميد به تهران بازگشتم و زماني كه پس از 6 ماه گذشت از سفرم به استراليا بازگشتم، متوجه مرگ همسرم شدم.
اين فرد افزود: زماني كه از 2 دختر همسرم كه حاصل ازدواج اول او بود علت مرگ همسرم را جويا شدم مدعي شدند به طور ناگهاني مادرشان فوت كرده است.
وي مدعي شد با بررسي اموال همسرم متوجه شدم بيش از 10 هزار دلار پول نقد وي و همچنين مقدار زيادي اسناد و اموال وي به سرقت رفته است كه دخترانش ادعا مي‌كنند از سرقت آنها بي‌خبرند.
اين فرد ادامه داد: در حال حاضر مدعي‌ام به دلايل زيادي، دختران همسرم در مرگ وي مقصرند و قصد دارم تا موضوع را پيگيري كنم تا خون همسر 64 ساله‌ام پايمال نشود.
با دستور بازپرس جنايي تهران مقرر شد تا تحقيقات از طريق وزارت امور خارجه كشورمان انجام شود.

0
نظر

پرونده زندگي متجاوزان به عنف بسته شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از روابط عمومي دادگستري كل استان اصفهان، در ساعت 24 روز 25 مهرماه سال 1386 به پاسگاه عسكران بخش كرون اعلام مي‌شود كه سارقي در روستاي دوست آباد دستگير شده است.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه متهم «سليمان ـ ج» به قصد تجاوز به عنف وارد منزلي شده اما در اثناي كار با ورود برادر شاكيه دستگير شده است با اين وجود متهم اظهار مي‌دارد كه به اجبار دو شخص ناشناس وارد منزل شده و مجبور به ارتكاب اين عمل بوده است.
ماجرا با ورود شاكيه ديگري رنگ ديگري به خود مي‌گيرد، اين بار شاكيه اظهار مي‌كند كه چندي پيش دو نفر شبانه به منزلش وارد شده و به زور به او تجاوز كرده‌اند و اضافه مي‌كند كه در اين ارتباط به متهم موصوف ظن مي‌برد.
متهم اين بار در بازجويي‌ها به كار خود اعتراف مي‌كند و مي‌گويد كه به همراه «احمد ـ خ» شبانه به منزل مذكور وارد شده و شاكيه را به قتل كودكش تهديد كرده و به جبر به او تجاوز مي‌كند.
«احمد ـ خ» نيز پس از اقرارهاي متهم دستگير شده به جرمش اعتراف مي‌كند سپس متهمان توسط شاكيه شناسايي شده و صحنه جرم نيز به وسيله آنان بازسازي شد.
بر همين اساس پرونده مذكور به شعبه 18 دادگاه كيفري استان ارسال شد و دادگاه نيز آنان را به استناد اقارير صريحشان و شناسايي ايشان توسط شاكيه و جريان بازسازي صحنه جرم به اعدام محكوم كرد.
با اعتراض وكلاي متهمان به حكم صادره، پرونده به شعبه 41 ديوان عالي كشور مستقر در مشهد ارسال شد و اين شعبه نيز ضمن رد تقاضاي تجديد نظر متهمان، حكم را ابرام كرد.
صبح يكشنبه 29 فروردين ماه مجرمان با پاداش اعمالشان رويا شدند و طناب دار در گردنشان حلقه شد.

1
نظر

سردسته باند آدم‌ربايي 5 ميلياردي به زندگي خود خاتمه داد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ساعت 3 بامداد روز 17 اسفند امسال 4 مرد نقاب‌دار با بالا رفتن از ديوار منزلي ويلايي در منطقه نياوران، پس از ورود به داخل اتاق خواب، دست و پا و دهان زن و شوهر جواني را بستند و پس از آن، غلامرضا 25 ساله را به داخل يك دستگاه خودروي ماكسيماي سفيد رنگ انتقال دادند.
اين افراد غلامرضا را در كف خودرو گذاشتند در حالي‌كه همسر گروگان با دست و پا و دهاني بسته در داخل خانه رها شده بود به باغي در منطقه شهريار منتقل كردند.
در زمان انتقال فرد ربوده شده به باغ، يكي از آدم‌ربايان از طريق تلفن همراه فرد ربوده شده با خانواده وي تماس گرفت و ضمن مطلع كردن آنها از موضوع ربايش فرزندشان، موضوع پرداخت پول در قبال آزادي غلامرضا را مطرح و تأكيد كرد كه به هيچ عنوان نبايد با پليس تماس گرفته شود.
پدر غلامرضا در اولين اقدام خود از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 موضوع ربايش فرزند خود را به پليس اطلاع داد. بلافاصله موضوع از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي به كلانتري 123 نياوران اعلام شد.
پس از تأييد شدن موضوع آدم‌ربايي، در همان ساعات اوليه بامداد روز آدم‌ربايي، كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ در محل آدم‌ربايي حاضر شدند و ضمن هماهنگي با پيرگزي، بازپرس شعبه نهم دادسراي جنايي تهران، تحقيقات خود را جهت شناسايي و دستگيري آدم‌ربايان و آزادي فرد ربوده شده آغاز كردند.
در تحقيقات ابتدايي مشخص شد كه غلامرضا فرزند يكي از تجار و از كارخانه‌داران موفقي است كه در كارخانه پدرش به عنوان مدير داخلي مشغول به كار است و پس از ازدواج، در خانه‌اي جداگانه از ملك پدري‌اش زندگي مي‌كند.
آدم‌ربايان در ادامه براي طرح مطالبه خود، با پدر فرد ربوده شده تماس گرفتند و درخواست پرداخت 5 ميليارد تومان پول نقد در قالب اسكناس‌هاي 100 دلاري و 500 يورويي را مطرح كردند.
كارآگاهان اداره يازدهم ضمن ارائه آموزش‌هاي لازم به خانواده غلامرضا، تحقيقات فني و پليسي خود را جهت شناسايي و دستگيري آدم‌ربايان آغاز كردند و نهايتاً در كمترين زمان، در روز سه‌شنبه 25 اسفند يكي از آدم‌ربايان به نام رضا 31 ساله را در خيابان رشيد تهرانپارس، همزمان با اذان مغرب، دستگير كردند.
با دستگيري اولين متهم، بلافاصله شناسايي محل اختفاي فرد ربوده شده و شناسايي و دستگيري متهمان در دستور كار كارآگاهان اداره يازدهم قرار گرفت.
با آغاز تحقيقات از متهم دستگير شده، رضا ضمن اعتراف به همدستي با آدم‌ربايان و معرفي آنها، اطلاعاتي را در اختيار كارآگاهان قرار داد كه آنها را به مخفيگاه همدستان و محل نگهداري گروگان در منطقه جنوب شرق تهران رساند.
با گذشت تنها 2 ساعت از زمان دستگيري اولين متهم، كارآگاهان موفق به شناسايي مخفيگاه ديگر متهمان شدند و ضمن ورود به داخل آپارتماني در منطقه مشيريه تهران، گروگان را در حالي‌كه پس از انتقال از باغ در داخل اتاقي محبوس شده بود و در شرايط روحي نامساعدي قرار داشت، آزاد و 2 آدم‌ربا به اسامي محسن 33 ساله و حسين 26 ساله را در حالي‌كه صورت‌هاي خود را با نقاب مشكي پوشانده بودند، دستگير و به اداره يازدهم پليس آگاهي منتقل كردند.
كارآگاهان اداره يازدهم، بلافاصله تحقيقات خود را از هر 3 متهم دستگير شده آغاز و هر كدام از آن‌ها ضمن اعتراف صريح به داشتن نقش و مشاركت در اين آدم‌ربايي عنوان كردند كه پيشنهاد دهنده اصلي آدم‌ربايي، شخص ديگري به نام ابراهيم است كه پدرزنش در نزديكي خانه متعلق به پدر غلامرضا زندگي مي‌كند و وي به واسطه رفت و آمدي كه به خانه پدر زن خود داشته، به مرور زمان از وضعيت مالي گروگان و خانواده‌اش اطلاع پيدا كرده است.
محسن در حالي‌كه هنوز باور نداشت در اين مدت كوتاه توسط پليس دستگير شده، در اعترافات اوليه خود ضمن معرفي ابراهيم به عنوان يكي از دوستان حسين، به كارآگاهان گفت: من و حسين در باشگاه ورزشي‌ با يكديگر دوست شده بوديم.
وي ادامه داد: پس از مدتي از طريق حسين با ابراهيم آشنا شدم كه به واسطه دوستي من با حسين، ارتباط من و ابراهيم نيز افزايش پيدا كرد.
در طول مدت آشنايي با ابراهيم، او دائماً از خانواده‌اي صحبت مي‌كرد كه پدر آنها يكي از تجار مطرح كشور است و از لحاظ وضعيت اقتصادي و مالي در وضعيت بسيار خوبي قرار دارند تا اينكه نهايتاً ابراهيم پيشنهاد داد در صورت ربوده شدن يكي از اعضاي خانواده اين فرد مي‌توانيم پول بسيار زيادي را مطالبه كنيم.
متهم در ادامه اعترافات خود به كارآگاهان گفت: در ابتدا من مخالف آدم‌ربايي بودم و عنوان كردم كه اين كار بسيار خطرناك است و پليس همه ما را دستگير خواهد كرد اما حسين به من گفت شخص سابقه‌داري به نام محمد را مي‌شناسد كه بارها به اتهام ارتكاب جرايم مختلف از جمله آدم‌ربايي دستگير و در حال حاضر نيز با سپردن قرار وثيقه آزاد شده و او مي‌تواند ما را در اين كار كمك كند.
متهم در قسمت ديگري از اعترافاتش به كارآگاهان گفت: پس از ملاقات با محمد و در ميان گذاشتن موضوع آدم‌ربايي با وي، او نيز موافقت كرد تا در آدم‌ربايي حضور داشته باشد و در واقع نقشه آدم‌ربايي توسط او طراحي شد و در شب آدم‌ربايي من به همراه حسين، محمد و ابراهيم به محل حادثه رفتيم و پس از بستن دست و پا و دهانش او را به داخل خودروي ماكسيماي متعلق به پدر حسين انداختيم و به همراه خودمان به باغي در شهريار منتقل كرديم.
متهم در خصوص ميزان پول در نظر گرفته شده براي وي و ديگر اعضاي گروه به كارآگاهان گفت: قرار بود كه به هر كدام از اعضاي گروه، يك ميليارد تومان پول برسد و محمد نيز به ما اطمينان داده بود كه اگر كارها را همان طور كه او به ما مي‌گويد انجام بدهيم، به هيچ عنوان دستگير نخواهيم شد و ما هم اطمينان پيدا كرده بوديم كه پس از مدتي همگي پولدار خواهيم شد و اصلاً تصور نمي‌كرديم كه توسط پليس دستگير شويم.
متهم ديگر پرونده به نام رضا 31 ساله هم در اعترافات خود در خصوص نقش خود در اين آدم‌ربايي به كارآگاهان گفت: يك روز محمد با من تماس گرفت و به من گفت كه حاضر است به ازاي انجام كاري پول بسيار خوبي را به من پرداخت كند.
وي ادامه داد: پس از آن در ملاقاتي كه با هم داشتيم، محمد به من گفت كه به همراه تعدادي از دوستانش، جواني را كه به گفته او پدرش بسيار پولدار است ربوده‌اند و حاضر است تا به ازاي همكاري با او و ديگر دوستانش، پول خوبي را به من بدهد و من هم كه گويا پس از شنيدن مبلغ پول، چشم و گوشم بسته شده بود حاضر شدم تا با آن‌ها همكاري كرده و مسئول تماس با خانواده فرد ربوده شده شدم و اين در حالي بود كه تا قبل از آن هيچ‌كدام از اعضاي گروه را نمي‌شناختم.
تحقيقات براي دستگيري ابراهيم آغاز شد تا اينكه مشخص شد اين فرد در يك اقدام جنون آميز خود را حلق آويز كرده و به زندگي خود پايان داده است.

خبرگزاري فارس

0
نظر

سوختگيري غيرمجاز پمپ بنزين را در كنارك به آتش كشيد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني پليس، خواجه علي اظهار داشت: روز گذشته ماموران كلانتري 11 اين شهرستان به دنبال اطلاع از يك فقره آتش‌سوزي در محله مومان كنارك، بلافاصله براي بررسي موضوع به محل مورد نظر اعزام شدند.
وي افزود: در بررسي ماموران مشخص شد آتش‌سوزي در پمپ بنزين اتفاق افتاده و بر اثر اين حادثه دو نفر مجروح و به بيمارستان منتقل شدند.
فرمانده انتظامي كنارك بيان كرد: با تحقيقات بيشتر ماموران و اظهارات شاهدان عيني اين ماجرا، علت حادثه سوختگيري غيرمجاز يك دستگاه خودروي تويوتا در گالن‌هاي 20 ليتري تشخيص داده شد.
وي با بيان اينكه متاسفانه قاچاق سوخت و حمل غيرمجاز موادسوختي در شهرستان كنارك سبب بروز برخي حوادث ناگوار شده كه خسارات جاني و مالي براي شهروندان نيز در پي داشته اضافه كرد: مي‌طلبد كه مردم اين شهرستان مشاركت بيشتري با ماموران انتظامي در اين زمينه داشته باشند.
فرمانده انتظامي خاش نيز در خبري از حريق يك دستگاه خودروي پژوه 504 حامل مواد سوختي در شهرستان خاش خبر داد.
سلطان سهرابي افزود: در شهرستان خاش خودروي حامل مواد سوختي بر اثر سرعت غيرمجاز از جاده منحرف و پس از واژگوني دچار حريق شد.
وي گفت: در اين حادثه متاسفانه راننده و سرنشين خودرو در شعله‌هاي آتش گرفتار و جان خود را از دست دادند به طوري كه به سبب سوختگي شديد هويت هيچكدام از متوفيان قابل شناسايي نبوده و شماره پلاك خودرو نيز قابل خواندن نيست.
فرمانده انتظامي خاش در ادامه به قاچاقچيان مواد سوختي كه با حمل سوخت غيرمجاز جان خود و ديگر همشهريان را به مخاطره مي‌اندازند، هشدار داد و از مردم خواست براي مبارزه جدي و ريشه‌كني اين معضل از چهره شهرستان خاش با اطلاع هرگونه خبر يا اخباري به مركز فوريت‌هاي پليسي 110، در برقراري امنيت مشاركت بيشتري داشته باشند.