0
نظر

دستگيري سارق 73 هزار دلاري در كرمان

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از روابط عمومي فرماندهي انتظامي استان كرمان، هوشنگ پوررضاقلي اظهار داشت: با شناسايي و دستگيري يك سارق مبلغ 73 هزار دلار از وي كشف شد.
وي گفت: در پي شكايت يك تاجر افغاني مبني بر سرقت 800 ميليون ريال طي يك فقره چك از حساب بانكي وي، تحقيقات پليس در اين مورد آغاز شد.
پوررضاقلي افزود: در بررسي‌هاي اوليه مشخص شد، سارق پس از سرقت چك و درج مبلغ و وصول، آن را به حساب يك صرافي واريز كرده است.
رئيس پليس آگاهي كرمان خاطرنشان كرد: پس از شناسايي و دستگيري صاحب صرافي مشخص شد، سارق در قبال اين 800 ميليون ريال معادل 73 هزار دلار وجه نقد از وي دريافت كرده است.
اين مسئول بيان داشت: با تمركز تحقيقات بر روي هويت آورنده چك مشخص شد، نام سارق با فاميل همسر يكي از مشتريان مالباخته كه در امر تجارت پسته فعاليت دارد، مطابقت داشته است.
وي يادآور شد: پليس در تحقيقات تكميلي خود و با استفاده از اسناد و مدارك به دست آمده فردي به نام «مصطفي» را شناسايي و در يك عمليات غافلگيرانه در يكي از روستاهاي حوالي شهر كرمان دستگير كرد و در بازرسي از منزل اين متهم مبلغ 73 هزار دلار وجه نقد كشف شد.
رئيس پليس آگاهي كرمان بيان داشت: در تحقيقات به عمل آمده سارق اعتراف كرد، در مراجعات مكرر به دفتر كار شاكي متوجه امكان دسترسي به اوراق بهادار موجود در دفتر شده و با توجه به سرمايه مطلوب شاكي مبادرت به سرقت چك و ته چك آن كرده و با درج مبلغ و جعل امضا با ارائه اوراق هويتي برادر همسرش كه فوت كرده وجه آن را دريافت و با تبديل به دلار قصد فرار داشته است.
پوررضاقلي تصريح كرد: با دستور قاضي وجه كشف شده به شاكي اعاده و متهم به اتهام سرقت چك، جعل متن و امضا و جعل هويت با قرار سنگين تحويل زندان شد.

0
نظر

ديپلم گرفتن زن بلاي جان مرد شده بود

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي 31 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين مرد در مقابل قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه حدود 7 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد و ما فرزندي نداريم، گفت: همسرم دائم به فكر ادامه تحصيل است و من نمي‌توانم جلودار او باشم.

وي ادامه داد: همسرم صبح تا شب مشغول درس خواندن است و هرگاه از او خواستم تا با يكديگر راجع به زندگي و فرزنددار شدن صحبت كنيم، به من مي‌گويد وقتي ديپلم خود را گرفتم در موردش مفصل با هم صحبت مي‌كنيم؛ از اين وضع خسته شدم چرا كه همسرم اصلاً مرا درك نمي‌كند.

اين مرد بار ديگر در برابر قاضي اين پرونده ايستاد و با بيان اينكه جدايي راه ‌حل خوبي براي رسيدن همسرم به تحصيلاتش است، افزود: همسرم 27 سال دارد و بعد از گرفتن مدرك سيكل، درس خود را رها كرده است و حالا مي‌خواهد آن را ادامه داده و ديپلم خود را بگيرد.

زن جوان در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و با اشاره به اينكه اگر ديپلم بگيرم، مي‌توانم سر كار رفته و برخي از خواسته‌هايم را برآورده كنم، گفت: شوهرم بايد مرا بيشتر درك كند؛ من با گذراندن چند درس ديگر مي‌توانم ديپلم خود را بگيرم و بعد از آن، او تازه متوجه مي‌شود كه چه كار خوبي انجام داده‌ام.

قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات طرفين زن و مرد را به مصالحه دعوت كرد و جلسه را پايان داد.

0
نظر

سارق به عنف رانندگان تاكسي در بوكان دستگير شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

علي جديدي در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اروميه اظهار داشت: در پي وقوع دو فقره سرقت به عنف از رانندگان تاكسي در شهرستان بوكان مراتب با حساسيت ويژه و لزوم برخورد با جرائم خشن در اولويت كاري مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
وي ادامه داد: در تحقيقات به عمل آمده از مظنون و پس از مواجهه حضوري وي با مالباختگان در نهايت متهم به هر دو سرقت اعتراف كرد كه در پرونده‌اي به منظور طي مراحل قانوني به مرجع قضايي تحويل شد.
جديدي به رانندگان تاكسي تأكيد كرد از انتقال مسافران مشكوك به خارج از مسيرهاي اصلي و اماكن متروكه خودداري شود و به هنگام سوار شدن مسافران مقصد آنها را جويا شده و از انتقال آنها كه آشنايي كافي ندارند اجتناب كنند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود از كشف چهار هزار و 30 داروي غيرمجاز و غير بهداشتي در پيرانشهر خبر داد و يادآور شد: به دنبال وصول خبر و گزارش شبكه بهداشت و درمان در ارتباط با عرضه داروهاي غيرمجاز در سطح فروشگاه‌هاي اين شهرستان و با توجه به اهميت اين امر در بهداشت و سلامتي شهروندان مراتب بلافاصله در دستور كار فرماندهي انتظامي اين شهرستان قرار گرفت.
اين مقام مسئول گفت: اكيپي از عوامل دايره نظارت بر اماكن عمومي و امنيت اخلاقي به همراه نماينده شبكه بهداشت و درمان از واحدهاي صنفي مرتبط در سطح شهر بازديد به عمل آوردند.
جديدي خاطرنشان كرد: در بازرسي از اين واحدهاي صنفي 4 هزار و 30 عدد انواع دارو و لوازم آرايشي و بهداشتي غيرمجاز كه به طور مستقيم سلامتي افراد را تهديد مي‌كردند كشف و ضبط و در اين زمينه چهار واحد صنفي پلمپ و متهمان به مرجع قضايي معرفي شدند.

0
نظر

دعواي عشقي خواستگارها به اسيدپاشي ختم شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ساعت 8 بامداد 17 شهريور مأموران كلانتري 106 نامجو از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان خبر اسيدپاشي به صورت يك پسر جوان در سه راه طالقاني قرار گرفتند.

مأموران كلانتري پس از حضور در محل وقوع حادثه اطلاع يافتند كه جوان مصدوم بلافاصله توسط شهروندان به بيمارستان انتقال پيدا كرده است؛ با حضور مأموران در محل و بررسي‌هاي مقدماتي مشخص شد كه مصدوم توسط سرنشين يك دستگاه موتورسيكلت طرح هوندا 125 قرمز رنگ مورد اسيدپاشي قرار گرفته است.

با تشكيل پرونده مقدماتي و به دستور عموزاد، بازپرس شعبه يازدهم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز تحقيقات كارآگاهان اداره شانزدهم از مسعود قرباني اسيدپاشي وي درباره زمان وقوع اين حادثه به كارآگاهان گفت: صبح روز حادثه به قصد عزيمت به محل كار، از منزل خارج شدم؛ ناگهان فردي از پشت سر مرا صدا زد و به محض برگشتن اقدام به پاشيدن اسيد روي صورتم كرد و به سرعت از محل متواري شد.

وي در ادامه اظهارات خود با اشاره به آشنايي خود با خانم جواني به نام اكرم به كارآگاهان گفت: از فرودين امسال با زن جواني به نام اكرم آشنا شدم؛ در ابتدا آشنايي ما بسيار محدود بود اما پس از مدتي اطلاع پيدا كردم كه اكرم ضمن ارتباط با مادرم، او را راضي كرده تا به خواستگاري‌اش برود و مادرم نيز اصرار داشت كه اين دختر همان دختري است كه مي‌تواند مرا خوشبخت كند.

مسعود مدعي شد تمامي اين موضوعات در شرايطي پيش آمده بود كه من به هيچ عنوان قصد نداشتم تا اكرم را به عنوان همسر آينده انتخاب كنم اما عليرغم ميل باطني به خواستگاري رفته و در آنجا بود كه متوجه تفاوت سطح فرهنگي و اجتماعي خود با خانواده اكرم شدم و اطمينان پيدا كردم كه اين ازدواج يك اشتباه است و به همين علت بود كه تصميم گرفتم تا حرف آخر را به اكرم زده و به او گفتم: هيچ علاقه‌اي براي ازدواج با تو ندارم.

پس از به هم خوردن موضوع ازدواج و براي باز پس دادن وسايل اهدايي و گرفتن برخي مدارك هويتي‌ام كه در اختيار اكرم قرار داشت با او تماس گرفتم و در شهرري با او قرار ملاقات گذاشتم اما ناگهان در داخل پارك محل ملاقات با اكرم چند جوان قوي هيكل به سراغم آمده و مرا به زير مشت و لگد گرفتند؛ پس از اين حادثه از اين سه جوان شكايت كردم و حتي در اين‌باره پرونده‌اي نيز تشكيل شد اما با گذشت مدتي تصميم گرفتم تا شكايت خود را باز پس گرفته و به همين علت ديگر پيگير شكايت خود درباره اين سه جوان نشدم.

وي افزود: با اين وجود پس از مدتي تماس‌هاي تهديد آميز از سوي افراد ناشناس آغاز شد تا اينكه در روز حادثه سرنشين يك دستگاه موتورسيكلت اقدام به پاشيدن اسيد به صورتم كرد.

با توجه به اظهارات شاكي پرونده كه نشان از وجود انگيزه انتقام‌گيري داشت، اكرم 23 ساله در تاريخ 3 مهر به پليس آگاهي احضار شد؛ در اظهارات اوليه، اكرم منكر هرگونه قصد و نيت خود جهت انتقام‌گيري از مسعود شد و خود را از موضوع اسيدپاشي به صورت مسعود بي‌اطلاع نشان داد با اين وجود كارآگاهان اداره شانزدهم كه اطمينان داشتند اين زن جوان در اين حادثه نقش اصلي دارد تحقيقات خود را همچنان ادامه داده و در طول تحقيقات اطلاع پيدا كردند كه جوان 27 ساله‌اي به نام محمد قصد ازدواج با اكرم را دارد.

كارآگاهان در ادامه تحقيقات فني اقدام به چهره‌نگاري چهره جوان اسيدپاش كردند؛ با توجه به چهره اوليه بدست آمده از متهم تحت تعقيب و مطابقت داشتن چهره متهم با مشخصات ظاهري محمد، كارآگاهان با شناسايي محل سكونت محمد در جاده ساوه وي را عصر 11 دي دستگير و به اداره شانزدهم پليس آگاهي منتقل كردند.

محمد پس از دستگيري منكر هرگونه نقش خود در اسيدپاشي شد اما پس از مواجهه حضوري با شاكي پرونده، به طور كامل مورد شناسايي قرار گرفت و به ناچار لب به اعتراف گشود.

متهم در اعتراف خود، علاوه بر معرفي اكرم به عنوان ديگر متهم اين پرونده، درباره زمان حادثه نيز گفت: به درخواست اكرم مقداري اسيد تهيه كردم و با مراقبت از محل سكونت مسعود، در فرصت بدست آمده اقدام به پاشيدن اسيد به صورت مسعود كردم.

اكرم هم پس از دستگيري مجدد با توجه به شواهد و مستندات ارائه شده از سوي كارآگاهان، به ناچار لب به اعتراف گشود و به كارآگاهان گفت: چندي قبل با محمد آشنا شدم و او نيز به شدت خواستار ازدواج با من بود؛ من نيز مشكلات پيش آمده با مسعود را با او در ميان گذاشتم و سرانجام با تحريك من، محمد قبول كرد تا اقدام به پاشيدن اسيد به صورت مسعود كند.

سرهنگ عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: در حال حاضر با توجه به اعترافات صريح متهمان، هر 2 متهم با صدور قرارهاي صادره به ندامتگاه معرفي شده‌اند.

0
نظر

مرواريد‌بافي جاي مرد پولدار را براي زنش پُر كرد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يك از شعب ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه همسرم اصلاً اهل تفريح نيست و مرا با رفتارهاي خود خسته كرده است، گفت: همسرم فقط مشغول مرواريد‌دوزي و بافندگي است؛ ما وضع مالي خوبي داريم ولي او اين كار را دوست دارد و براي اينكه آبرويم را ببرد وسايلي را كه با دستان خود درست مي‌كند، به همسايگان مي‌فروشد.

وي با اشاره به اينكه همسرم با اين كارهايش خود را عينكي كرده است، ادامه داد: هر وقت از او مي‌خواهم كه با من به گردش بيايد، با مخالفت او روبه‌رو مي‌شوم؛ همسرم از دوران نوجواني مشغول به اين كار بوده است و به آن علاقه بسيار دارد ولي من شوهر او هستم و وقتي با انجام اين كار مخالفت مي‌كنم او بايد قبول كند؛ حاضرم هر چقدر پول كه بخواهد به او بدهم ولي او از اين كار دست بكشد.

مرد در مقابل قاضي اين پرونده ايستاد و با بيان اينكه همسرم به هيچ وجه و در هيچ شرايطي حاضر نيست از كار خود منصرف شود، افزود: من ديگر مجبور به جدايي هستم؛ همسرم وقتي از من جدا شود قدر من و كارهايي كه مي‌خواستم برايش انجام دهم را مي‌فهمد.

وي ادامه داد: اهميت و ارزش بافندگي و مرواريد‌دوزي براي همسرم از من بيشتر است؛ وقتي كه من مي‌بينم او مي‌تواند بدون من و با كارش به زندگي ادامه دهد، بنابراين مي‌خواهم از او جدا شوم.

قاضي اين شعبه حكمي صادر نكرد و مرد را به مصالحه با زن دعوت كرد.