0
نظر

كشف 12 كيلوگرم ترياك و حشيش در چالوس

نويسنده : ابوالفضل اقایی

علي فقيه امروز در حاشيه بازديد فرماندار چالوس از فرماندهي انتظامي اين شهرستان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در چالوس افزود: بر اساس گزارش مردمي فردي كه به توزيع مواد در شهرستان اقدام مي‌كرد مورد تعقيب پليس قرار گرفت و از وي علاوه بر 12 كيلو ترياك و حشيش دو كيلو شيره ترياك نيز كشف شد.
وي ادامه داد: همچنين در ماموريتي ديگر توانستيم 450 گرم كراك از فرد ديگري در شهر چالوس كشف و ضبط كنيم.
فرمانده انتظامي شهرستان چالوس اظهار داشت: اين دو نفر بعد از تشكيل پرونده به مراجع قضايي شهرستان چالوس تحويل داده شدند.
فرمانده انتظامي شهرستان چالوس همچنين از كشف 70 قوطي مشروبات الكلي در اين شهرستان خبر داد و گفت: از دو باندي كه در قالب خانوادگي نسبت به توزيع مشروبات الكلي در چالوس اقدام مي‌كردند 70 قوطي مشروبات الكلي كشف و ضبط شده است.
وي تصريح كرد: اين دو باند از استان كرمانشاه اين مشروبات را وارد چالوس مي‌كردند كه دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
فرمانده انتظامي شهرستان چالوس همچينين اظهار داشت: از دو باند نصاب تجهيزات ماهواره‌اي در شهرستان چالوس نيز بيش از 70 دستگاه ريسيور و ادوات مربوط به ماهواره كشف شده است.
فرماندار چالوس نيز در بازديد از عملكرد نيروي انتظامي گفت: امروز خانواده‌ها بايد مواظب جوانان خود باشند تا در دام افرادي كه به دنبال به انحراف كشيدن آنها هستند گرفتار نشوند.
سيد‌قدير رضايي بيان داشت: شهر گردشگري چالوس با وجود نيروي انتظامي مقتدر و توانمند اين اجازه را به افرادي كه قصد دارند تا جوانان ما را به انحراف بكشند نخواهد داد و با آنها به مبارزه مي‌پردازد.
وي گفت: فرمانده انتظامي شهرستان چالوس با مديريت و توانمندي خود توانسته سد بزرگي بر راه فعاليت افراد سودجو و توزيع كنندگان مواد‌مخدر قرار دهد تا نتوانند به راحتي به فعاليت بپردازند.

0
نظر

زن 29 ساله كراكي از مسافران BRT جيب‌بري مي‌كرد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

عصر 5 خرداد زن جواني با حضور در كلانتري 127 نارمك به مأموران گفت: در ميدان نبوت در حال سوار شدن به اتوبوس BRT بودم كه متوجه شدم تلفن همراه داخل كيف‌دستي‌ام به همراه وجه نقد و ديگر مدارك شناسايي داخل آن سرقت شده و اطمينان دارم كه كيفم را در داخل ايستگاه سرقت كرده‌اند.

با تشكيل پرونده مقدماتي و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسراي ناحيه 4 تهران رسالت، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان پايگاه چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز تحقيقات كارآگاهان پايگاه چهارم و شناسايي تعدادي ديگر از مالباختگاني كه بدين شيوه در ايستگاه‌هاي اتوبوس BRT و مترو مورد سرقت و جيب‌بري قرار گرفته بودند مشخص شد كه تمامي مالباختگان از ميان زناني بوده‌اند كه قصد سوار شدن به اتوبوس و مترو را داشته‌اند لذا براي كارآگاهان قطعي شد كه سارق يا سارقان از ميان سارقان زن انجام شده است.

با توجه به شيوه و شگرد استفاده شده در سرقت‌ها كه نشان از مهارت سارق در ارتكاب سرقت داشت، كارآگاهان پايگاه چهارم اطمينان پيدا كردند كه متهم تحت تعقيب آنها از ميان زنان سابقه‌داري است كه احتمالاً در زمينه جيب‌بري داراي سابقه است.

كارآگاهان پايگاه چهارم با بهره‌گيري از بانك اطلاعات مجرمان سابقه‌دار تعدادي از مجرمان سابقه‌دار در زمينه جيب‌بري را مورد شناسايي قرار داده و تصاوير اين متهمان را در مقابل تعدادي از مالباختگان قرار دادند.

با مشاهده تصاوير متهمان، تعدادي از مالباختگان كه موفق به شناسايي سارق شده بودند با اطمينان يكي از مجرمان سابقه‌دار زن به هويت فاطمه 29 ساله را مورد شناسايي قرار دادند.

با شناسايي فاطمه به عنوان متهم پرونده، كارآگاهان با بهره‌گيري از اطلاعات موجود در سوابق وي به مخفيگاه وي در شرق تهران مراجعه كردند اما در ادامه تحقيقات خود اطلاع پيدا كردند كه اين متهم سابقه‌دار به علت اعتياد شديد به مصرف موادمخدر از نوع كراك بلامكان شده است.

با توجه به افزايش تعداد مالباختگاني كه موفق به شناسايي متهم شده بودند، كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود موفق به شناسايي محل تردد متهم در منطقه خاك سفيد شدند و سرانجام او را در تاريخ 14 دي دستگير و به پايگاه چهارم منتقل كردند.

متهم پس از انتقال به پايگاه چهارم، به ده‌ها فقره جيب‌بري از ميان مسافران خانم مترو و اتوبوس‌هاي BRT در منطقه شرق تهران بويژه ايستگاه ميدان نبوت اعتراف و در ادامه اعترافات خود خريدار اموال مسروقه را نيز معرفي و علت و انگيزه خود را تأمين هزينه موادمخدر عنوان كرد و در اعترافات خود گفت: تمام چيزهايي را كه از سرقت‌ها بدست مي‌آوردم براي خريد مواد به پيمان مي‌دادم و او نيز مواد مورد نيازم را تأمين مي‌كرد.

سرهنگ كارآگاه رضا مؤذن، رئيس پايگاه چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: از كليه مالباختگاني كه بدين شيوه در ايستگاه‌ها مترو و BRT شرق تهران مورد سرقت و جيب‌بري قرار گرفته‌اند دعوت مي‌شود جهت طرح شكايت و شناسايي متهم به ايگاه چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ مراجعه كنند.

0
نظر

زن شاغل بين دو راهي خانه‌دار شدن يا جدايي از شوهر

نويسنده : ابوالفضل اقایی

زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن 26 ساله در حضور قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه خواهان جدايي از شوهرم هستم كه اصلاً مرا درك نمي‌كند و فقط عاشق بچه است،‌ گفت: از زماني كه من به سر كار رفته‌ام، شوهرم دوست داشت كه بچه‌دار شويم تا من در خانه بمانم؛ اين موضوع به جايي رسيد كه من به دليل نگهداري از فرزندم كه در حال حاضر 2 سال دارد، كارهايم را از اداره به منزل مي‌آورم.

وي با اشاره به اينكه اين كار شوهرم باعث شد تا رسيدگي‌ من به او كمتر شده و فقط به فكر كار‌هاي اداري و امور فرزندم باشم، ادامه داد: شوهرم بسيار خودخواه است و در حال حاضر طوري با من رفتار مي‌كند تا من از كار كردن منصرف شوم ولي من اين كار را نكرده و مي‌خواهم از او كه فقط به فكر خودش است، جدا شوم.

زن در مقابل قاضي اين پرونده با بيان اينكه شوهرم به اعتقادات من اهميتي نداده و نمي‌گذارد تا در كارم پيشرفت كنم، افزود: حرف اصلي شوهرم، كار نكردن من است و در حقيقت او مي‌خواهد مانند يك زن سنتي فقط در خانه باشم و كاري جز رسيدگي به او و فرزندم انجام ندهم.

وي با اشاره به اينكه اين كار فقط مرا خسته مي‌كند و نمي‌توانم به كار‌هاي اداري و رسيدگي به فرزندم به طور كامل بپردازم، گفت: بايد از شوهرم جدا شوم و حضانت فرزندم را بر عهده گيرم؛ در حقيقت با جدايي مي‌توانم سر كار بروم و فرزندم را نيز به پرستاري مطمئن بسپارم و كسي هم نيست كه از من و كارهايم ايرادي بگيرد.

زن با بيان اينكه شوهرم به هيچ ‌وجه حاضر به جدايي نيست ولي من بايد از او جدا شوم، افزود: با جدايي به شوهرم فرصت مي‌دهم تا زندگي جديدي داشته باشد و من نيز مي‌توانم با آرامش به كارهايم برسم؛ او بايد با اين موضوع موافقت كند.

قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات زن، حكمي صادر نكرد و رسيدگي به اين پرونده را با حضور مرد به آينده موكول كرد.

0
نظر

قاتل كودك 5 ساله لب به اعتراف گشود

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مرد جوان 17 ساله كه كودكي را به قتل رسانده بود پس از دستگيري به ارتكاب قتل اعتراف كرد.


عصر 7 دي امسال مأموران كلانتري 115 رازي از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان خبر فقدان كودك 5 ساله‌اي به نام مازيار در محل سكونت خانواده‌اش در خيابان وحدت اسلامي قرار گرفتند.

با حضور مأموران كلانتري در محل و بررسي‌هاي مقدماتي، مأموران با بازرسي پاركينگ و انباري مجتمع مسكوني جسد اين كودك 5 ساله را در حاليكه آثار لكه‌هاي روغن بر روي لباس‌هايش وجود داشت پيدا و مراتب به بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران اعلام شد.

با تشكيل پرونده مقدماتي و به دستور بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با حضور كارآگاهان اداره دهم و عوامل تشخيص هويت در محل كشف جسد كودك 5 ساله و انجام تحقيقات فني و پليسي مشخص شد كه جسد پس از مرگ، به محل كشف آن در انباري آپارتمان انتقال پيدا كرده و به اين ترتيب بررسي تحقيقات كارآگاهان در جهت شناسايي ابعاد اين جنايت آغاز شد.

در تحقيقات كارآگاهان از خانواده مازيار مشخص شد كه در روز وقوع حادثه پدر و مادر مازيار در خانه حضور نداشته و او به همراه خواهر بزرگترش در خانه بوده است.

خواهر مازيار در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: فاصله ميان محل زندگي ما و سوپرماركت داخل كوچه كمتر از چند ده متر است و هميشه مازيار براي خريد خوراكي به آنجا مراجعه مي‌كرد.

در روز حادثه به همراه مازيار در داخل خانه نشسته بوديم كه متوجه تمام شدن شارژ تلفن همراهم شدم، براي همين از او خواستم تا براي خريد شارژ به سوپرماركت مراجعه كند؛ زمانيكه با گذشت حدوداً 15 دقيقه از مازيار خبري نشد نگران او شدم و براي پيدا كردنش به سوپرماركت رفتم.

در حاليكه بسيار ترسيده بودم بلافاصله با پليس 110 تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم؛ با حضور مأموران در محل موضوع ناپديد شدن برادرم را به طور كامل براي آنها توضيح داده و مأموران نيز شروع به بازرسي قسمت‌هاي مختلف محوطه مجتمع كردند و در آن لحظه بود كه متوجه شدم كه جنازه برادر كوچكم در داخل انباري است.

كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود، با مراجعه به كليه اهالي مجتمع مسكوني به تحقيق از آنها پرداختند تا شايد اطلاعات جديدي از آنها بدست آورند اما هيچكدام از آنها چيزي در خصوص كشته شدن مازيار نديده و يا نشنيده بودند.

در ادامه تحقيقات، كارآگاهان با بررسي لكه‌هاي روغن موجود بر روي لباس مازيار اطمينان پيدا كردند كه اين لكه‌هاي روغن متعلق به روغن موتوري است كه از آن به عنوان روغن موتور موتورسيكلت استفاده مي‌شود.

بلافاصله تمامي اعضاي مجتمع كه داراي موتورسيكلت بودند شناسايي شده و تحقيقات از آنها آغاز شد. در ادامه تحقيقات كارآگاهان، جوان 17 ساله‌اي به نام محمد به عنوان جوان موتورسواري كه در داخل مجتمع مسكوني به همراه خانواده‌اش زندگي مي‌كرد را شناسايي و مشخص شد كه وي از فرداي روز حادثه ديگر مراجعه‌اي به محل كارش در يك ساندويچ فروشي كه در آنجا به عنوان پيك موتوري مشغول به كار بود، نداشته است.

در تحقيقات انجام شده مشخص شد كه محمدرضا در ساعت 21 همان روز از محل كارش خارج شده، اما فرداي آنروز با حالتي بسيار مضطرب و نگران به محل كارش مراجعه و درخواست تصفيه حساب كرده است.

با توجه به دلايل و اطلاعات بدست آمده، مظنونيت به محمدرضا درباره نقش و مشاركت وي در قتل مازيار در دستور كار قرار گرفت. كارآگاهان اداره دهم در 18 دي محمد را دستگير و جهت انجام تحقيقات به اداره دهم منتقل كردند.

با وجود آنكه محمد در اظهارات اوليه خود تلاش داشت تا خود را از موضوع قتل مازيار بي‌اطلاع نشان دهد، اما سرانجام لب به اعتراف گشود و در اظهارات اوليه خود به كارآگاهان گفت: نمي‌خواستم او را به قتل برسانم؛ همه چيز از يك هل دادن كوچك آغاز شد.

متهم در ادامه اعترافات خود به كارآگاهان گفت: در شب حادثه زمانيكه قصد مراجعه به منزل را داشتم، در راه پله آپارتمان مازيار را مشاهده كردم. ناگهان او از من درخواست مبلغي پول كرد و من نيز با توجه به سن كم مازيار تصور مي‌كردم خواسته او صرفاً درخواستي بچه گانه است.

به او گفتم در حال حاضر پول ندارم، اما ناگهان او به من چسبيد و درخواست خود را تكرار كرد و من نيز صرفاً براي آنكه او را از خود جدا كنم او را به عقب هل دادم كه ناگهان مازيار از ناحيه سر به ديوار راه پله برخورد كرد و پس از آن شروع به غلطيدن بر روي راه پله‌ها كرد.

متهم درباره انتقال جنازه مازيار به داخل انبار نيز به كارآگاهان گفت: در حاليكه بسيار ترسيده بودم به سرعت بر سر بالين مازيار حاضر شدم؛ چندين بار او را صدا كردم اما از او پاسخي نشنيدم؛ دستم را جلوي بيني او گرفته و زمانيكه متوجه نفس نكشيدن او شدم اطمينان پيدا كردم كه او مرده است.

در شرايطي كه بسيار وحشت كرده بودم، تصميم گرفتم تا جسد او را به مكان ديگري برده و رها كنم؛ براي همين ابتدا جسد مازيار را به داخل انباري برده و مخفي كردم تا در زمان مناسب او را به خارج از مجتمع منتقل كنم اما با حضور مأموران در محل و پيدا شدن جسد مازيار ديگر موفق به انجام اين كار نشدم.

سرهنگ عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: در حال حاضر با توجه به اعترافات صريح متهم در خصوص ارتكاب اين جنايت، متهم با صدور قرار بازداشت موقت در اختيار كارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته و در حال نيز تحقيقات تكميلي در مراحل مقدماتي قرار دارد.

0
نظر

فوت پدر و مادر ملي‌پوش در سانحه تصادف

نويسنده : ابوالفضل اقایی

در سانحه تصادفي كه در جاده اصفهان - اليگودرز رخ داد، پدر و مادر ملي‌پوش تيراندازي ايران فوت كردند.

در اين حادثه بي‌دقتي راننده نيسان و انحراف به چپ وي موجب تصادف شد كه در اين تصادف پدر و مادر شيدا دبير، جوان ملي‌پوش تيراندازي ايران جان خود را از دست دادند.



دبير كه ساكن اصفهان است از تيراندازان تيم‌هاي ملي جوانان و بزرگسالان در رشته تپانچه بادي محسوب مي‌شود.



وي در مسابقات تيراندازي قهرماني دانشجويان جهان كه چندي پيش در لهستان برگزار شد، در ماده تپانچه 10 متر بادي انفرادي و تيمي زنان در رده سوم جهان قرار گفت؛ دبير همچنين در رقابت‌هاي تيراندازي قهرماني جهان در مونيخ نيز حضور داشت.