0
نظر

يك پليس افغان 5 همكار خود را به گلوله بست

نويسنده : ابوالفضل اقایی

خيال باز شيرزوي " در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در جنوب افغانستان اعلام كرد: پليس مهاجمي كه تيراندازي وي در يك پاسگاه منجر به كشته شدن پنج پليس شد، فرزند يكي از مقامات دولتي است.
وي افزود: اين حادثه شب گذشته و در منطقه "گنج " ولايت غزني رخ داده است.
پليس غزني نيز با تأييد اين حادثه اعلام كرد كه جان باختگان توسط يكي از افراد پليس در داخل يك پاسگاه كشته شده‌اند و فرد مهاجم پسر فرماندار "اجرستان " اين ولايت است.
به گفته مقامات پليس غزني، فرد مهاجم با نيروهاي طالبان همكاري داشته و بعد از اين حمله در حالي كه زخمي شده بود، توسط نيروهاي دولتي بازداشت شده است.
طالبان نيز دخالت خود را در اين حمله تأييد و اعلام كرده‌اند كه بعد از اتمام اين حمله تمامي وسايل و تجهيزات اين پاسگاه پليس به تصرف اين گروه در آمده است.
روز گذشته نيز در منطقه "آب بند " همين ولايت بر اثر انفجاري، پنج محافظ يك شركت امنيتي كشته شدند.

0
نظر

مقتول، عشق به خواهرم را با ديوارنويسي نشان مي‌داد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

صبح 4 تير سال 87، مأموران كلانتري 106 نامجو از وقوع يك فقره درگيري و نزاع منجر به ضرب و جرح با خبر شدند.

مأموران با حضور در محل حادثه كه در حوالي ميدان امام حسين بود، متوجه شدند مرد 48 ساله‌اي به نام حمزه بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو قرباني كينه‌توزي 4 مرد ديگر شده و به قتل رسيده است.

بررسي از شاهدان پرونده نشان داد 4 مرد با مقتول درگير شده و پس از درگيري 2 نفر از آنها وي را با ضربات چاقو از پاي در آورده‌ و سپس متواري شده‌اند.

تحقيقات براي شناسايي متهمان آغاز شد تا اينكه ساعاتي بعد هر 4 متهم خود را به كلانتري نامجو معرفي كرده و مدعي شدند براي دفاع از ناموس خود دست به اين اقدام زده‌اند.

با مرگ فرد مجروح و اعتراف متهمان به ارتكاب درگيري، قرار مجرميت آنها از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داده شد. يكي از متهمان به نام مهدي مدعي شد كه به تنهايي ضربات مرگبار را به بدن مقتول وارد كرده است.

صبح امروز جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد و سيدرضايي، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده مانند گزارش مرجع انتظامي، نظريه پزشكي قانوني، اظهارات شهود، شكايت اولياي‌دم و اعتراف متهم، بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد.

در ادامه جلسه، اولياي‌دم در جايگاه قرار گرفتند و خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند.

خواهر مقتول با قرار گرفتن در جايگاه گفت: برادرم به خواهر متهم علاقه داشت ولي اين موضوع را به من نگفته بود تا اينكه متوجه درگيري‌هاي بين او و برادران آن دختر شدم. برادرم مي‌گفت آنها دختر مرد علاقه‌اش را به من ندادند و به سرعت به عقد مرد ديگري درآوردند و مرا متهم به ايجاد مزاحمت براي او مي‌كنند.

بعد از اظهارات خواهر مقتول، متهم در جايگاه قرار گرفت و با قبول اتهام قتل گفت: روز حادثه مقتول با برادرم تماس گرفت و از او خواست براي رفع اختلافات باهم حرف بزنند. من هم با آنها رفتم و به دليل درگيري‌هاي قبلي، با خودم چاقو بردم.

وي ادامه داد: او قبلا براي خانواده من مزاحمت ايجاد مي‌كرد و وقتي مقابل خانه ما مي‌آمد، شروع به فحاشي مي‌كرد. خواهرم به او جواب منفي داده بود ولي او دست‌بردار نبود و به مزاحمت‌هاي خود ادامه مي‌داد. او روي ديوار اقدام به نوشتن جملات محبت‌آميز درباره خواهرم كرده بود.

متهم درباره لحظه وقوع قتل گفت: من، برادرم، شوهر خواهرم و برادرش به سمت خانه مقتول رفتيم. برادرم و شوهرخواهرم به سمت خانه مقتول رفتند، ما هم از مسيري ديگر به سمت خانه مقتول رفتيم.

وي ادامه داد: به محض اينكه مقابل خانه مقتول رسيديم، متوجه شدم كه او، برادر و شوهرخواهرم را با قمه زده است. به سمت او رفتيم و مجبور شدم با چاقو او را بزنم. بعد از اينكه او را زديم، همگي فرار كرديم و بعد از اينكه لباس‌هاي خوني خود را عوض كرديم به كلانتري رفته و خود را معرفي كرديم.

متهم در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه چه دليلي براي اثبات ادعاي خود درباره اقدام به ديوارنويسي از سوي مقتول داري، گفت: فقط حدس مي‌زدم كه كار او باشد.

با وجود اينكه متهم مدعي بود تمام ضربات را او به مقتول زده است، در مقابل سؤالات متعدد قضات دادگاه ادعاي خود را پس گرفت و مدعي شد كه برادر دامادشان هم ضربه‌اي به مقتول زده است.

بعد از اظهارات متهم، 2 شاهد حادثه در جايگاه قرار گرفتند و مدعي شدند كه مقتول به هيچ‌وجه فردي نبود كه اقدام به آزار و اذيت ديگران بكند.

يكي از شاهدان گفت: موضوع ديوارنويسي كه از سوي متهم عنوان شده است را تا قبل از قتل نديدم و بعد از مرگ حمزه آنها را ديدم. فكر نمي‌كنم كه حمزه كسي را با قمه زده باشد چون فقط فرياد مي‌زد كه مرا نزنيد. متهم و همراهانش بعد از درگيري، قمه را داخل خانه يكي از همسايه‌ها انداختند.

متهم براي بيان آخرين دفاع خود در جايگاه قرار گرفت و مدعي شد كه از قبل انگيزه‌اي براي قتل نداشته است و ناخواسته حمزه را به قتل رسانده است.

در انتهاي جلسه، قاضي عزيزمحمدي و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت به اتفاق آرا متهم را به قصاص محكوم كردند.
فارس

0
نظر

زنم فرزند يك ساله‌ام را به خاطر راه‌ نرفتن كتك مي‌زند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين مرد 34 ساله در حضور قاضي شعبه 238 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش فرزند يك ساله‌اش را به شدت كتك مي‌زند تا او حرف بزند و راه برود.
وي ادامه داد: همسرم از روي نگراني به حرف نيامدن فرزندم او را كتك مي‌زند و دلشوره دارد و به كتك متوسل شده و من ديگر نمي‌توانم جلوي آن را بگيرم.
اين مرد بيان كرد: تمام بدن فرزند يك ساله‌ام كبود است من بسيار نگران هستم و مي‌خواهم حضانت فرزندم را به عهده بگيرم. من هيچ اشتباهي نكردم و دائم زنم را به آرامش دعوت مي‌كنم ولي او همچنان پر از استرس است و فرزندم را كتك مي‌زند.
زن 30 ساله در دادگاه حضور داشت و تصريح كرد: من فرزندم را نمي‌زنم و فقط نگرانم كه او نتواند در زمان مناسب راه برود يا حرف بزند. من هم از نصيحت شوهرم خسته شدم؛ شوهرم دائم به من مي‌گويد كه حتي بلند نيز با فرزندم صحبت نكنم.
اين زن بيان كرد: من دليل احضار خودم توسط شوهرم را درك نمي‌كنم و از او مي‌خواهم عاقلانه فكر كند و به منزل بازگرديم.
مرد در حضور قاضي اظهار داشت: من حضانت فرزندم و امنيت او را مي‌خواهم؛ فرزندم خيلي استرس دارد و من از اين وضع نگرانم.
قاضي، رسيدگي به اين پرونده را به آينده موكول كرد.
فارس

0
نظر

دستگيري متهمان سرقت مسلحانه از داروخانه‌اي در شرق تهران

نويسنده : ابوالفضل اقایی

با تلاش مأموران پليس آگاهي تهران بزرگ 2 متهم پرونده سرقت مسلحانه از داروخانه‌اي در شرق تهران دستگير شدند.


‌ ساعت 10 شب 7 ارديبهشت امسال مأموران كلانتري 132نبرد از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان وقوع سرقتي مسلحانه از داروخانه‌اي در بلوار ابوذر واقع در شرق تهران قرار گرفتند كه با حضور مأموران در محل و تأييد صحت خبر مراتب به اداره يكم مبارزه با سرقت‌هاي مسلحانه پليس آگاهي تهران بزرگ اعلام شد.

بلافاصله با وصول پرونده به اداره يكم پليس آگاهي، تحقيقات در خصوص شناسايي و دستگيري سارقان مسلح در دستور كار كارآگاهان اين اداره قرار گرفت.

بررسي‌ها نشان داد سارقان مسلح در سرقت خود يكي از كاركنان داروخانه را مجروح كردند كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي ضمن انجام هماهنگي‌هاي قضايي لازم با شعبه 11 بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران، در محل وقوع سرقت حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.

همچنين مشخص شد اين 2 سارق مسلح به يك قبضه سلاح خودكار كلاشينكف بوده كه ضمن ورود به داروخانه، در ابتدا با هدف ايجاد رعب و وحشت ابتدا به تيراندازي هوايي در داخل داروخانه كرده و در ادامه با شليك گلوله به سمت يكي از كاركنان داروخانه وي را از ناحيه پا مجروح و پس از سرقت مبلغ 3 ميليون تومان پول نقد داخل صندوق با يك دستگاه خودروي پرايد نقره‌اي رنگ به سرعت از محل متواري شده‌اند.

بررسي‌ها نشان داد داروخانه فاقد هرگونه وسايل اعلام هشدار و يا دوربين‌هاي مداربسته بود كارآگاهان اداره يكم در ادامه تحقيقات خود ضمن انجام تحقيقات فني و تخصصي از محل وقوع سرقت و اطلاع پيدا كردن از عدم استفاده از هرگونه تجهيزات اعلام خطر و يا دوربين مداربسته در داخل داروخانه، با جمع بندي اطلاعات بدست آمده اطمينان پيدا كردند كه سارقان قبل از ارتكاب سرقت با دقت و برنامه ريزي قبلي اين محل را براي سرقت خود انتخاب كرده‌اند.

با توجه به اطلاعات بدست آمده از سارقان، كارآگاهان اين احتمال را در نظر گرفتند كه سارقان از مجرمان سابقه‌داري هستند كه ضمن مراجعات متعدد به اين داروخانه، اين محل را براي سرقت انتخاب كرده‌اند، لذا با بهره‌گيري از بانك اطلاعات مجرمان سابقه دار پليس و بهره گيري از اطلاعات بدست آمده از كاركنان داروخانه نهايتاً كارآگاهان موفق به شناسايي يكي از مجرمان سابقه‌دار پليس به نام مهدي 36 ساله شدند كه پيش از اين و در سال 81 به اتهام ارتكاب ده‌ها فقره سرقت خودرو دستگير و روانه زندان شده بود.

با شناسايي هويت مهدي، شناسايي ديگر متهم پرونده و مخفيگاه هر 2 متهم در دستور كار قرار گرفت. با انجام اقدامات اطلاعاتي و فني، مخفيگاه مهدي در ملارد كرج محدوده سرآسياب مورد شناسايي قرار گرفت.

با شناسايي مخفيگاه مهدي، اين محل تحت مراقبت‌هاي شبانه‌روزي قرار گرفت؛ در ادامه اين مراقبت‌هاي شبانه‌روزي مشخص شد كه علاوه بر مهدي جوان حدوداً 35 ساله ديگري نيز به مخفيگاه مهدي رفت و آمد دارد كه پس از شناسايي هويت اين فرد به نام شهرام 36 ساله، بررسي سوابق مجرمانه احتمالي وي انجام و مشخص شد كه شهرام و مهدي در سال 81 با يكديگر در زندان بوده و از آن زمان با يكديگر آشنا شده و پس از آزادي از زندان نيز ارتباط خود را حفظ كرده‌اند.

با شناسايي شهرام به عنوان دومين سارق داروخانه و اطمينان از اين موضوع، دستگيري هر 2 متهم در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت.

عصر 3 خرداد كارآگاهان با محاصره مخفيگاه متهمان، با توجه به مسلح بودن متهمان به سلاح گرم خودكار و همچنين احتمال بكارگيري سلاح از سوي آنها، دستگيري غافلگيرانه آنها در دستور كار قرار گرفت؛ زمانيكه هر 2 متهم با سوار شدن به خودرو پرايد نقره‌اي رنگ خود قصد خروج از مخفيگاه‌شان را داشتند، خود را در محاصره كارآگاهان پليس آگاهي مشاهده كردند.

هر 2 متهم با مشاهده اين صحنه تصميم به فرار از محل را گرفتند و براي اين منظور با ماشين به سمت مأموران حركت كردند كه با هوشياري مأموران و استفاده از قانون بكارگيري سلاح، مأموران ضمن تيراندازي به خودروي متهمان، موفق به متوقف كردن و در ادامه دستگيري آنها شدند.

سرهنگ كارآگاه سعيد ليراوي، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: در بازرسي از مخفيگاه متهمان، تعداد يك قبضه سلاح جنگي كلاشينكف استفاده شده در سرقت، 2 تيغه خشاب و بيش از 50 فشنگ جنگي از متهمان كشف شد.

وي ادامه داد: هر 2 متهم اين پرونده اعتياد شديدي به مصرف موادمخدر از نوع كراك دارند كه پس از آزادي از زندان و ادامه ارتباط خود، با تهيه غيرمجاز سلاح از مرزهاي غربي كشور تصميم به سرقت مسلحانه از داروخانه گرفته كه در زمان سرقت نيز يكي از كاركنان داروخانه را با شليك مستقيم گلوله مجروح و اقدام به سرقت از داروخانه كرده‌اند.

سرهنگ سعيد ليراوي، افزود: هر 2 متهم پس از دستگيري به ارتكاب سرقت مسلحانه از داروخانه و مجروح كردن يكي از كاركنان آن اعتراف صريح كرده‌اند ضمن آنكه تحقيقات تكميلي در خصوص شناسايي ديگر جرايم احتمالي، در دستور كار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفته است.

0
نظر

قصاص مردي كه به خاطر فرزندش آدم كشت

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي كه پسر همسايه‌اش را به خاطر درگيري با فرزندش به قتل رسانده بود، با حكم دادگاه به قصاص محكوم شد.


 ظهر 6 آذر سال گذشته، مأموران كلانتري 17 مهرويلاي كرج، از وقوع يك فقره درگيري منجر به قتل در يكي از خيابان‌هاي اين منطقه باخبر شدند.

مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند مرد جواني به نام يزدان مقابل منزلش و بر اثر اصابت چاقو به قلبش به قتل رسيده است.

شاهدان حادثه با معرفي مردي معتاد كه احتمالاً همسايه مقتول بوده، به عنوان قاتل، مدعي شدند بيوك مقابل منزل يزدان رفته و به محض اينكه يزدان مقابل در آمده است، چاقويش را وارد قلب مقتول كرده است.

مأموران براي دستگيري متهم به خانه وي رفتند اما متوجه شدند كه وي از خانه خود متواري شده است. تحقيقات براي دستگيري وي ادامه داشت تا اينكه متهم مدتي بعد در كرج شناسايي و دستگير شد.

با اعتراف متهم به قتل، قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داده شد كه شنبه گذشته، در اين شعبه و به رياست قاضي محمدسلطان همت‌يار برگزار شد.

ذبيح‌‌زاده، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده مانند، نظريه پزشكي قانوني، گزارش مرجع انتظامي، شكايت اولياي‌دم، اظهارات شاهدان حادثه و اعترافات متهم، بزه اتسابي به وي را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد.

در ادامه جلسه، اولياي‌دم در جايگاه قرار گرفتند و با اعلام شكايت مجدد از متهم، خواسته خود را قصاص وي عنوان كردند.

بعد از اظهارات اولياي‌دم، متهم در جايگاه قرار گرفت و با پذيرفتن اتهام قتل، در تشريح حادثه گفت: ظهر روز حادثه در منزل خواب بودم كه با صداي گريه همسر و فرزندم از خواب پريدم. همسرم گفت پسر يكي از همسايه‌ها پسرم را كتك زده است.

وي ادامه داد: يك چاقو برداشتم و به كوچه رفتم؛ هيچ شناختي از آن شخص نداشتم به همين خاطر از همسايه‌ها كه داخل كوچه بودند جوياي خانه وي شدم. به سمت خانه رفتم و وقتي در زدم مقتول مقابل در آمد.

متهم افزود: به خاطر برخورد بدي كه او با همسر و فرزندم داشت، يك سيلي به او زدم كه او هم چاقويي را از جيب عقب شلوارش درآورد و به سمت من پرتاب كرد. دست او را گرفتم و با چاقوي خود خواستم ضربه‌اي به كتفش بزنم كه با تغيير موقعيتش،‌ چاقو وارد قلبش شد.

پدر مقتول به اظهارات متهم اعتراض كرد و گفت: پسر من به هيچ‌وجه چاقو نداشت و همسايه‌ها شاهد اين ادعاي من هستند. متهم زنگ خانه ما را زد ولي خودش را معرفي نكرد؛ پسرم مقابل در رفت و متهم بدون اينكه به او اجازه حرف زدن بدهد، چاقو را به او زد.

وي ادامه داد: پسر متهم، هميشه روي پشت‌بام منزل ما مي‌آمد و براي ما ايجاد مزاحمت مي‌كرد كه روز حادثه نيز به همين دليل پسرم با همسر متهم مشاجره كرده بود.

متهم بار ديگر در جايگاه قرار گرفت و در بيان آخرين دفاعيات گفت: من هيچ شناختي نسبت به مقتول نداشتم و اين قتل يك اتفاق بود.

صبح امروز، قاضي همت‌يار بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص محكوم كرد.