0
نظر

خرج اعتياد شوهرم با گلدوزي من تأمين مي‌شود

نويسنده : ابوالفضل اقایی

زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن 37 ساله در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع مدعي شد كه شوهرش به او نفقه نمي‌دهد و او از اين وضع خسته شده است.

وي ادامه داد: شوهرم روزي 100تومان به عنوان خرجي به من مي‌دهد. او معتاد به شيشه است و من از اين موضوع رنج مي‌برم.

اين زن بار ديگر در مقابل قاضي بيان كرد: من از اين موضوع اعتياد شوهرم خسته شدم؛ شوهرم تمام پول‌هاي خود و مرا خرج مواد مخدر مي‌كند.

وي گفت: من خرجي ندارم و گلدوزي مي‌كنم و پولي كه تهيه مي‌كنم به شوهرم مي‌دهم و او خرج مواد مخدر مي‌كند.

مرد 33 ساله‌ در دادگاه حضور داشت و تصريح كرد: من عاشق فرزندم هستم و حاضرم به خاطر او هر كاري انجام دهم. من معتاد به شيشه هستم و به صورت تفريحي مواد مصرف مي‌كنم.

زن در حضور قاضي گفت: من نفقه و خرجي مي‌خواهم و ديگر نمي‌توانم گلدوزي كنم.

مرد بيان كرد: من پولي ندارم و فقط مي‌توانم خرج خوراك و پوشاك فرزند و زنم را بدهم و نمي‌توانم پولي به عنوان روزانه به او بدهم و همسرم بايد گلدوزي كند تا با فروش آن مقداري از خرجمان در بيايد.

وي اضافه كرد: همسرم زياده‌خواه است و مرا درك نمي‌كند.

قاضي رسيدگي‌كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت نفقه به زن و فرزند به صورت ماهانه 250 هزار تومان كرد.

0
نظر

كلاهبردار فراري از امارات بازگردانده شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

محمدرضا كريمي با اعلام اين خبر افزود: اين متهم به ارتكاب جرايمي از قبيل: كلاهبرداري، خيانت در امانت و فروش اموال غير، تحت تعقيب مراجع قضايي كشورمان بود.
وي اظهار داشت: متهم ياد شده پس از گرفتن مرخصي از زندان در تهران، به صورت مخفيانه به خارج از كشور متواري شده بود كه بنا به درخواست مرجع قضايي از سوي اينترپل نيروي انتظامي تحت پيگرد قرار گرفت.
كريمي افزود: پس از رديابي اين متهم در كشور امارات شناسايي و بازداشت شده و پس از انجام مراحل مقدماتي استرداد، به كشور مسترد و در اختيار مرجع قضايي قرار گرفت.
مدير كل پليس بين الملل نيروي انتظامي (اينترپل) هم چنين از بازداشت متهم فراري تحت تعقيب به اتهام كلاهبرداري در كشور اوكراين خبر داد.
وي اظهار داشت: با اقدامات اداره كل پليس بين الملل نيروي انتظامي متهم به كلاهبرداري كه پس از ارتكاب جرم تحت تعقيب مراجع قضايي كشورمان قرار گرفته بود، در كشور اوكراين شناسايي و بازداشت شد و قبل از استرداد رضايت شاكي را جلب كرد.متهم مورد نظر كه پس از ارتكاب جرم به خارج از كشور متواري شده بود، بنا به درخواست مرجع قضايي مربوط از سوي اينترپل نيروي انتظامي تحت پيگرد قرار گرفت كه پس از پيگيري هاي لازم در كشور اوكراين رديابي، شناسايي و بازداشت شد.
مدير كل اينترپل گفت: پس از آغاز مراحل مقدماتي استرداد، متهم رضايت شاكي پرونده را جلب، و مرجع قضايي مربوط اقدام به صدور قرار منع تعقيب وي كرد.

0
نظر

نفس مرد به شماره افتاد، پيرزن از طلاق منصرف شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

نگاه‌هاي زيادي در راهرو به ديوارها خيره مانده بود، كودكاني كه هنوز راه رفتن را نياموخته‌اند، دختراني كه هنوز به دنبال دستان گرم مادر مي‌گردند، در ميان اين همه تلخي و نگاه‌هاي جوان‌، جاي تعجب و حيرت است، نگاهي مسن و جذاب مرا به سوي خود كشاند، زني كه گرد سپيدي برف بر موهايش نشسته بود، چين و چروك صورتش از سال‌ها زندگي و عشق مي‌گفت.

زن ميانسال در ميان نگاه‌هاي جوان غريبه بود، بعد از سال‌ها زندگي تازه فهميده بود كه با شوهرش غريبه است؛ جواناني دور آنها را گرفته بودند، آنها با گريه و زاري از نافرجامي‌ زندگي مي‌گفتند، پيرزن شرمنده بود، نمي‌دانست نصيحت كند يا گوش فرا دهد زيرا خودش نيز به دنبال جدايي آمده بود، كمي آن طرف‌تر پشت در راهرو دختري جوان ايستاده بود، غمگين و پر از استرس بود نمي‌دانست به مادربزرگش چه بگو‌يد، آينده را در مقابلش تلخ نظاره‌ مي‌كرد.

در مقابل سوال‌هاي ما دخترك گفت كه «50 سال از زندگي مشترك مادر‌بزرگش مي‌گذرد اما تازه به اين نتيجه رسيده است كه پدر بزرگش را دوست ندارد»، اشك بر روي گونه‌هاي دخترك خودنمايي مي‌كرد، از آينده مي‌ترسيد، نمي‌دانست كه بايد چه كند، باور كردني نيست دخترك دستانش مي‌لرزيد و از شرم و حيا چهره‌اش به سفيدي مي‌زد.

نگاه‌هاي دخترك ما را از نگاه‌هاي مادربزرگش دور نكرد، هرچقدر به زن ميانسال نزديكتر مي‌شدم، قدم‌هايم سنگين‌تر مي‌شد، پيرزن بهانه‌هايي مي‌گرفت، از مهريه مي‌گفت از نفقه مي‌گفت از برخوردهاي پر از خشم شوهرش صحبت مي‌كرد؛ علي‌رغم اينها چهره‌ و دستان همسرش مي‌لرزيد، پينه‌هاي روي دستانش از زحمت‌هاي بسيار مي‌گفت، سكوت اختيار كرده بود، سكوتش آنقدر سنگين بود كه هيچ صدايي يا فريادي را نمي‌شنيد، نمي‌دانست كه سرنوشتش بعد از اين همه سال چه خواهد شد اما زن همچنان استوار با صداي بلند از شوهرش درخواست جدايي مي‌كرد.

چين و چروك روي صورت زن و داد و فريادهايش با هم همخواني نداشت اگر شوهر بد بود چرا بعد از 50 سال...
جوان‌هايي كه آنجا بودند از نگاه‌هاي آن مرد در حيرت بودند بعضي از آنها شرمنده شدند و در تصميم خود تعلل كردند، مسير را تغيير دادند و از در راهرو بيرون رفتند، زيرا نگاه‌هاي مرد چيزي به نام خشم را نمي‌پذيرفت.

قاضي زن ميانسال را صدا كرد و گفت: « نوبت شما است»، پيرزن از جاي خود پريد. اما عرق شرم پيشاني‌ مرد را پوشانده بود.
نگاهش را به زمين دوخته بود به دنبال همسرش داخل اتاق رفت، قاضي حيرت كرده بود، زوج ميانسال كه سال‌ها از زندگي‌شان گذشته، در مقابل او ايستاده‌اند، آنها را به نشستن دعوت كرد، پيرمرد نشست اما زن به سمت قاضي رفت و گفت: «زياد كشش نده مي‌خواهم جدا شوم»؛ قاضي جوان در حالي كه لبخندي بر لب داشت زن را به آرامش دعوت كرد.

دليل جدايي آن‌ها را پرسيد، زن گفت: سال‌هابا او زندگي كردم در غم و شادي و در تمام سختي‌هايش با او بودم ولي هيچ وقت آن چه را كه مي‌خواستم برايم نخريد، هميشه به دنبال حساب و كتاب بود، پول‌هايش را بيشتر از من دوست داشت.

قاضي دادگاه بعد از مشاهده پرونده و صحبت‌هاي دو طرف، جلسه دادگاه را به روزي ديگر موكول كرد.

پيرزن با خشم از روي صندلي برخاست و به سمت قاضي رفت و با فرياد گفت: مرا بازي نده، جوان نيستم كه بعد از 6 ماه ديگر بيايم، هر روز به مرگ نزديك‌تر مي‌شوم حكم را بده و تمامش كن.

قاضي نگاهش را به نگاه زن دوخت و گفت: خوب است مي‌داني جوان نيستي و براي كساني كه پشت اين در براي طلاق آمده‌اند الگو هستي و خود مي‌داني كه ديگر براي شما وقت تنگ است پس چرا به دنبال پول و دلايل بي‌منطق مي‌گردي، جايز نيست من شما را نصيحت كنم.

پيرزن سرش را پايين انداخت و سريع از اتاق بيرون رفت؛ نگاه‌هايي كه به او خيره مانده بودند و پچ‌پچ‌هاي اطرافيان در راهرو او را شرمنده‌تر كرد؛ شوهرش نيز آهسته همچنان به دنبال او مي‌رفت و در حالي كه قدم‌هايش را با قدم‌هاي همسرش هم تراز مي‌كرد به جوان‌هايي كه در كنارش بودند و براي طلاق صف كشيده بودند مي‌گفت: هنوز زود است، از دادگاه برويد.

پيرزن از در راهرو خارج شد، هنوز پايش را از پله پايين نگذاشته بود كه نگاه فرزندانش و نوه‌هاي نوجوانش را ديد به خود آمد و قدم‌هايش را سنگين‌تر برداشت، هنوز پله‌ها را به اتمام نرسانده بود كه شوهرش به او رسيد در حالي كه دستش را به روي قلبش گذاشته بود به ديوار تكيه داد و آرام نشست، نگاه‌هاي فرزندانش كه به سوي پدرشان بود، زن را به خود آورد، زن برگشت پشت سرش را نگاه كرد وقتي شوهرش را آن گونه ديد شتابان به سويش دويد؛ دستش را به شانه مرد گذاشت صورتش را نوازش كرد و با فرياد به فرزندانش ‌گفت كمي آب بياوريد.

جالب و ديدني بود، هنوز 2 دقيقه از فرياد‌هاي زن نمي‌گذشت كه مي‌خواست جدا شود اما با ديدن عرق بر روي پيشاني شوهرش و تكيه‌ او به ديوار چنان به سوي او دويد كه تمام صحنه‌هاي تلخ دادگاه و اتاقك تاريك را با گرماي عشق سوزانش مي‌سوزاند، تازه فهميد كه بدون شوهرش نمي‌تواند زندگي كند، با نفس او نفس مي‌كشد و با قدم‌هاي او قدم بر مي‌دارد.

پشيماني و ندامت بر چهره‌ زن، شرم و حيا خودنمايي مي‌كرد و عشق و محبت تمام لحظه‌هاي تاريك راهرو را مي‌پوشاند. زن به نگاه‌هاي شوهرش چشم دوخته بود و نفس‌هاي او را مي‌شمارد و مي‌گفت: خدايا مرا ببخش

گاهي لحظه‌هاي سخت لحظه‌هاي شيرين را تداعي مي‌كند، قدم‌هاي باران با قدم‌هاي ابر برابر است در حالي كه ابرها سريعتر حركت مي‌كنند اما باران با آرامش.

يادداشت: انسيه آبشاري

0
نظر

كلاهبرداري 550 ميليون توماني در گيلان

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از مركز اطلاع‌رساني پليس گيلان، زوج كلاهبرداري كه با اخذ بيش از 500 ميليون تومان فردي را براي مشاركت ساخت در زمين غير دعوت كرده بودند، توسط كارآگاهان آگاهي گيلان دستگير شدند.
كارآگاهان در بررسي‌هاي خود متوجه شدند كه شاكي اين زوج در تهران با آنها آشنا شده و براي ساخت يك آپارتمان 12 واحدي در لاهيجان مبلغ 525 ميليون تومان را به حساب زوج مذكور واريز كرده است.
اين زوج زمين ديگري را به صورت وكالت بلاعزل به شاكي انتقال داده و پس از آن متواري شدند.
پليس با اطلاعات جمع‌آوري شده و پس از چند هفته تفحص مخفي‌گاه اين زوج را حوالي شهرستان رشت شناسايي كرد و در عملياتي موفق به دستگيري آنها شد.
زوج كلاهبردار در تحقيقات پليس به بزه انتسابي خود اعتراف كرده و با قرار 550 ميليون توماني مقام قضايي، روانه زندان شدند.

*كشف 230 بطري و قوطي مشروبات الكي در رشت
بهرام يكي از عوامل تهيه و توزيع مشروبات الكلي در گيلان توسط پليس شهرستان رشت شناسايي و دستگير و از او 230 بطري و قوطي انواع مشروبات الكلي كشف و ضبط شد.
بهرام به همراه پرونده متشكله براي سير مراحل قانوني به مقام قضايي استان تحويل داده شد.

*كشف يك قبضه كلت كمري در املش
پليس با اطلاع از درگيري دو نفر در املش در محل حضور يافت و در اين نزاع موفق به كشف يك قبضه كلت كمري و يك سلاح شكاري شد.
طرفين دعوا كه نسبتي نيز با هم داشتند از اسلحه‌هاي غيرمجاز برخوردار بودند.
پرونده اين دو نفر در نيروي انتظامي املش در حال رسيدگي است.

*دستگيري يكي از عوامل تهيه و توزيع مشروبات الكلي در آستارا
فردي به نام مهدي 38 ساله كه به كار تهيه و توزيع مشروبات الكلي در آستارا مشغول بود مورد شناسايي و تعقيب پليس قرار گرفت.
پليس با كسب مجوز قضايي و رعايت موازين شرعي و قانوني پس از بازرسي از منزل مهدي 170 قوطي و بطري انواع مشروبات الكلي را كشف و ضبط كرد.
متهم تحويل مراجع قضايي شد.

0
نظر

پدر و پسر كلاهبردار در كرج دستگير شدند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از ستاد اطلاع رساني فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، اسماعيل هادئي اظهار داشت: مدتي پيش زني با در دست داشتن يك برگ مرجوعه قضايي به پليس آگاهي مراجعه و شكايتي عليه فردي به نام بهرام - ع ارائه داد، مبني بر اينكه وي با معرفي خود به عنوان كارمند سازمان بيمه تأمين اجتماعي از او و همسرش مبلغ 20 ميليون ريال گرفته و وعده داده تا براي هر دو آنان دفترچه بيمه تهيه و سوابق بيمه نيز برقرار كند.
هادئي اظهار داشت: براساس اظهارات شاكي، متهم با دريافت مبلغ مورد نظر دو فقره دفترچه بيمه براي او و همسرش تهيه و تحويل داده بود ولي آنها پس از مدتي متوجه شدند دفترچه‌ها جعلي است و اعتبار ندارند.
رئيس پليس آگاهي استان تهران افزود: پرونده در دستور كار مأموران مبارزه با جعل و كلاهبرداري قرارگرفت و آنان به تنها نشاني كه از وي در كرج به دست آمده بود مراجعه كردند اما مشخص شد وي به محل نامعلومي نقل مكان كرده است.
وي ادامه داد: با انجام تحقيقات اطلاعاتي نشاني‌هاي مختلفي از متهم به دست آمد اما تمام آنها جعلي بود و مشخص شد متهم پس از كلاهبرداري متواري شده است.
هادئي گفت: پيگيري‌ها براي شناسايي و دستگيري كلاهبردار فراري ادامه داشت تا اينكه شكايت ديگري با موضوع جعل و كلاهبرداري عليه فردي به نام بهمن ع فرزند بهرام دريافت شد، بنابراين با توجه به اينكه اسم پدر اين متهم، بهرام بود ماموران احتمال دادند پدر وي همان متهم فراري باشد.
رئيس پليس آگاهي استان تهران اضافه كرد: بلافاصله نشاني بهمن در خيابان اردلان كرج شناسايي و او در يك عمليات غافلگيرانه دستگير شد و با تحقيق از متهم مشخص شد متهم تحت تعقيب، پدر او بوده و هر دو در جعل و كلاهبرداري فعاليت دارند.
هادئي يادآور شد: با دستگيري بهمن، پدرش نيز با شگردهاي خاص پليسي شناسايي و در يك عمليات غافلگيرانه دستگير شد، بهرام در تحقيقات اوليه به بزه ارتكابي اعتراف و بيان داشت حاضر است رضايت شاكي را جلب كند.
رييس پليس آگاهي استان تهران خاطرنشان كرد: در ادامه تحقيقات مشخص شد پسر نيز به جرم جعل و كلاهبرداري از سوي شعبه 9 اجراي احكام به تحمل حبس محكوم شده كه به دليل بيماري از زندان مرخصي گرفته اما پس از اتمام مرخصي، ديگر مراجعه نكرده و متواري است.
پدر و پسر كلاهبردار براي سير مراحل قانوني به شعبه هاي مربوط قضائي معرفي شدند.