0
نظر

مدير كمپ ترك اعتياد به پرداخت ديه محكوم شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

صبح 28 آذر سال گذشته،‌ عوامل اورژانس شهر ري، مأموران پليس اين شهرستان را از وخامت حال يك معتاد در كمپ غيرمجازي در اين شهر باخبر كردند.

مأموران با حضور در بيمارستان، متوجه شدند مردي به نام سعيد كه براي ترك اعتياد در كمپ غيرمجاز نگهداري مي‌شده است، بر اثر ضربات متعدد به بدنش، دچار ضربه مغزي شده و به كما رفته است.

تلاش پزشكان براي زنده نگه داشتن سعيد نتيجه نداد و بعد از يك هفته دست ‌و پنجه نرم كردن با مرگ، سرانجام به علت شدت جراحات وارده فوت كرد.

تلاش پليس براي دستگيري مدير اين كمپ كه به گفته شاهدان قبل از بيهوش شدن سعيد، به همراه دو نفر ديگر او را با زنجير بسته و مورد ضرب‌وشتم قرار داده بودند، آغاز شد تا اينكه رضا، معروف به «رضا دژبان» 2 ماه بعد دستگير شد.

بعد از انجام تحقيقات لازم، قرار مجرميت رضا از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري ارجاع شد كه دوشنبه هفته گذشته به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي به آن رسيدگي شد.

در ادامه جلسه، «رضا دژبان» در جايگاه قرار گرفت و گفت: به خاطر اينكه در اوايل تأسيس، مسئول نگهباني از كمپ بودم، به «دژبان» معروف شدم. اتهام قتل را اصلا قبول ندارم.

متهم در ادامه اظهاراتش با بيان اينكه قصد آسيب زدن به او را نداشته است، گفت: روز حادثه من داخل كمپ نبودم و دو نفر از مسئولان كمپ به دليل پرخاشگري سعيد، او را با زنجير بسته و كتك زده بودند. شب هم وقتي من آمدم او شروع به فحاشي و همچنين ضرب‌وشتم ديگر معتادان كرده بود كه مجبور شديم دوباره دست ‌و پايش را ببنديم و كتكش بزنيم تا آرام شود. تا ساعت 3 صبح به فرياد زدن ادامه داد اما بعد از آن صدايش را نشنيدم تا اينكه صبح به سراغ او رفتم و به دليل كف كردن دهانش اورژانس را خبر كردم.

يك هفته بعد از جلسه محاكمه و مشورت قضات دادگاه، متهم از اتهام قتل عمد تبرئه شد و با تشخيص شبه‌عمد بودن قتل از سوي قضات دادگاه،‌ به 3 سال حبس و پرداخت ديه محكوم شد.

0
نظر

نمي‌خواهم كه همسرم منشي شركت باشد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مردي 34 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي شعبه 235 اين مجتمع قضايي ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي اين شعبه گفت: همسرم سر كار مي‌رود و من اصلاً راضي به اين امر نيستم و او بايد اين كارش را ترك كند.

وي با بيان اينكه 5 سال با هم زندگي كرديم، افزود: با اينكه او مي‌داند كه من مخالف كار كردن هستم ولي كار خود را كرده و من نمي‌توانم جلودار او بشوم.

مرد بيان كرد: نمي‌خواهم كه همسرم منشي شركت باشد ولي او حساسيت مرا درك نمي‌كند و مي‌گويد كه من جلوي پيشرفتش را گرفتم.

وي در حضور قاضي دادگاه خانواده اضافه كرد: من از زندگي با همسرم عاصي شدم و مي‌خواهم هرچه زودتر از او جدا شوم.

مرد گفت: من تمام حق و حقوق زنم را مي‌دهم با اينكه مي‌دانم او احتياج ندارد ولي مي‌دهم تا راحت و بدون دغدغه از هم جدا شويم.

وي ادامه داد: همسرم به دادگاه نيامده و حتي در حال حاضر نيز سركار است و كارش را به من ترجيح مي‌دهد.

مرد در حضور قاضي اين شعبه بيان كرد: او زندگي بلد نيست و نمي‌داند اگر من دوستش نداشته باشم، حاضر بودم سر هر كاري برود ولي من مي‌خواهم او در كنارم باشد ولي حالا كه قبول نمي‌كند بايد از او جدا شوم.

قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده به دليل عدم حضور زن رسيدگي به جلسه را به آينده موكول كرد.

0
نظر

جيب‌هاي مرد معتاد براي پرداخت نفقه خالي شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست نفقه خود را به قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي ارائه كرد.

اين زن در حضور قاضي اين شعبه گفت: من از اعتياد شوهرم خسته شدم و فقط نفقه‌ام را مي‌خواهم تا او كمتر مواد مصرف كند.

وي با بيان اينكه ما فرزندي نداريم، اظهار داشت: من از اين وضع اعتياد شوهرم خسته شدم چرا كه او تمام حقوق و اموالش را خرج موادش مي‌كند و اصلاً به من خرجي نمي‌دهد.

زن در حضور قاضي دادگاه خانواده تصريح كرد: بايد نفقه‌ام را بگيرم تا كمي او مرا ببيند و شايد اعتيادش را ترك كند.

مرد در دادگاه حاضر شد و گفت: من نمي‌توانم اعتيادم را ترك كنم؛ در اين 7 سال زندگي 2 بار ترك كردم ولي فايده نداشت.

وي ادامه داد: من نمي‌توانم نفقه زنم را بدهم چرا كه بايد خرج مواد و زندگي‌ام را بدهم.

زن بار ديگر گفت: من ماهيانه 100 هزار تومان به عنوان نفقه از شوهرم مي‌خواهم.

قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت ماهيانه 150 هزار تومان به عنوان نفقه زن كرد.

0
نظر

كينه جوان افغاني او را قاتل كرد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از ستاد اطلاع‌رساني فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، به دنبال دريافت گزارش مردمي از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر وقوع درگيري منجر به قتل در 20 متري كهنز شهريار، بلافاصله به محل مورد نظر اعزام و در بررسي‌هاي اوليه پي بردند درگيري بين فردي به هويت «سعيد-ش» و چند تبعه افغاني رخ داده و در نهايت با قتل «سعيد» به پايان رسيده است.
با توجه به اينكه متهمان بعد از قتل، متواري شده بود، موضوع در دستور كار مأموران پليس آگاهي شهريار قرار گرفت و گروهي از مأموران اداره مبارزه با جرائم جنايي مأموريت پيدا كردند كه قاتل يا قاتلان را شناسايي و دستگير كنند.
كارآگاهان با انجام اقدامات اطلاعاتي، هويت افراد شركت كننده در درگيري را شناسايي و محل اختفاي دو تن از آنان را شناسايي و هر دو را در يك عمليات ضربتي دستگير كردند.
متهمان دستگيرشده در بازجويي‌هاي اوليه منكر هرگونه قتل شدند ولي در ادامه تحقيقات‌، يكي از آنها به نام «علي-ب» لب به اعتراف گشود و اظهار داشت كه يك ماه قبل توسط افرادي ناشناس مورد خفت‌گيري قرار گرفته و بعد از آن ماجرا، درصدد يافتن آن افراد بوده است تا اينكه دو تن از هموطنانش با مقتول به عنوان مظنون به خفت‌گيري، درگير شدند
متهم افزوده است كه پس از درگيري دوستانش با مضنون وي نيز خود را به محل قرار رسانده و با استفاده از چوب چند ضربه به سر و ديگر قسمت‌هاي بدن مقتول وارده كرده كه اين ضربات سبب مرگ او شده است.
قاتل 20 ساله در ادامه اعترافاتش، انگيزه قتل را انتقام‌جويي ذكر كرد و گفت: از زماني كه مورد زورگيري قرار گرفته بودم، نسبت به اين موضوع كينه پيدا كردم و باوجود اينكه مقتول، آن فردي نبود كه از من زورگيري كرده بود، به قصد انتقام از اين ماجرا، او را به قتل رساندم.پرونده متشكله به همراه متهم براي سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شد.

0
نظر

متهمان قتل افسر پليس تبرئه شدند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

20 آبان سال 85، مرد ميانسالي با حضور در دادسراي شهريار مدعي شد يكي از دوستانش به او گفته، خودروي وي كه در اختيار پسرش بوده است را در اختيار مرد جواني ديده است.

تحقيقات براي يافتن پسر اين مرد به نام محمد مهدي كه افسر نيروي انتظامي بود، آغاز شد تا اينكه روز بعد خودروي پدرش در كرج و در حالي كه رها شده بود شناسايي شد.

با توجه به اظهارات پدر محمدمهدي مبني بر اينكه قرار بود محمدمهدي به همراه دوستانش به مسافرتي يك روزه برود، تحقيقات از دوستان او شروع شد. يكي از دوستان او گفت شبي كه با مهدي بوديم، به همراه مردي معتاد به قم رفتيم و برگشتيم و ديگر او را نديديم.

مرد معتاد به نام مهران شناسايي شد و در اولين تحقيقات مدعي شد كه به همراه محمد مهدي در مسير رفت‌ و برگشت به قم و همچنين در خانه‌اش موادمخدر مصرف كرده كه محمد مهدي به همين دليل فوت كرده است.

مهران گفت: از ترس پدر محمد مهدي، جسدش را به همراه دوستم كه براي دريافت مواد مخدر به خانه من آمده بود، به كوه‌هاي اطراف اشتهارد برديم و در همان‌جا دفن كرديم.

مأموران پليس به محل مورد نظر متهمان پرونده رفتند و جسد را در حالي كه به علت گذشت زمان از بين رفته بود، پيدا كردند. پزشكي قانوني اعلام كرد كه بيش از يك هفته از زمان فوت گذشته است.

ابتدا، بعد از بررسي پرونده قرار منع تعقيب متهمان پرونده صادر شد اما با شكايت اولياي‌دم، پرونده در دادگاه عمومي مورد رسيدگي قرار گرفت و در نتيجه حكم بازداشت هر دو متهم پرونده صادر شد.

قرار مجرميت پرونده از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داده شد كه صبح امروز در شعبه 71، به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي و مستشاران دادگاه(آروين، بردبار، قاسمي و سري) برگزار شد.

ذبيح‌زاده، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده، اتهام مشاركت در قتل عمد و اختفاي جسد از سوي متهمان پرونده،‌ مهران و مجيد محرز دانست و خواستار مجازات آنها شد. اولياي‌دم، خواسته خود را قصاص آنها عنوان كردند.

در ادامه مهران در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه فقط اتهام مخفي كردن جسد را قبول دارد، گفت: شبي كه محمد مهدي به همراه دوستانش به خانه من آمد،‌ از من خواست مقداري حشيش با خود ببرم تا در مسير مصرف كنند.

وي ادامه داد: در مسير رفت ‌و برگشت، مقتول و دوستانش مواد مخدر مصرف كردند تا اينكه بعد از پياده كردن دوستان او در تهران، از من خواست به خانه من بيايد تا دوباره كراك مصرف كنيم.

مهران گفت: حدود يك ساعت كراك مصرف كرديم تا اينكه حالش بد شد؛ هركاري كردم نتوانستم او را مداوا كنم، تا اينكه مجيد آمد و به همراه او به ملارد رفتيم تا دكتري را به خانه بياوريم. به خاطر موقعيت محمدمهدي،‌ نمي‌خواستم او را به بيمارستان ببريم.

وي افزود: دكتر از آمدن به خانه ممانعت كرد ولي با اصرار ما، نسخه‌اي تجويز كرد و ما سرم را به خانه برديم و بعد از اينكه به او وصل كرديم، حالش بدتر شد.

مهران گفت: با بدتر شدن حالش تصميم گرفتيم او را به بيمارستان برسانيم، اما قبل از رسيدن به بيمارستان فوت كرد. از ترس، ‌او را به كوه‌هاي اشتهارد برديم و دفن كرديم.

بعد از اظهارات مهران، مجيد، ديگر متهم پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت: صبح روز حادثه براي خريد مواد مخدر از مهران به خانه او رفتم كه او موضوع را گفت. وقتي وارد خانه شدم، محمد مهدي را در وضعيت بدي ديدم؛ از مهران خواستم او را به بيمارستان ببريم كه گفت اين كار باعث آبروريزي مي‌شود.

وي ادامه داد: مهران، خودش سرم را به محمد مهدي تزريق كرد ولي هنوز 3 قطره از سرم وارد بدن او نشده بود كه حالش بدتر شد. به سمت بيمارستان شهريار در حركت بوديم كه مقابل دادسراي شهريار، مهران به من گفت، محمد مهدي تمام كرد.

مجيد افزود: با كوه‌هاي اشتهارد آشنا بودم و به خاطر ترسي كه تمام وجودم را فرا گرفته بود، تصميم گرفتم جسد را به آنجا ببريم. به كوه‌هاي اشتهارد رفتيم و جسد را به كمك مهران دفن كرديم.

بعد از اظهارات متهم در بيان آخرين دفاع مبني بر اينكه هيچ نقشي در مرگ محمد مهدي نداشته‌اند، قاضي عزيز محمدي و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت هر دو متهم را از اتهام مشاركت در قتل تبرئه كردند.

بر اساس حكم قضات، مهران به پرداخت ديه محكوم شد. همچنين هر دو متهم به علت اختفاي جسد، به تحمل يك سال حبس محكوم شدند.