از آنجا که هدف از آفرینش مجموعه بزرگ هستی ، کمال انسان در رسیدن به منبع همه کمالات یعنی خداوند تعالی است ، برای نیل به این اهداف بزرگ ، باید وسایل و ابزار آن فراهم شود ، حکومت جهانی مهدی موعود در پی فراهم آوردن اسباب تقرب به سوی خدا و برداشتن موانع از این مسیر است بنابراین برای رسیدن به کمال در بعد مادی و معنوی لازم است هر دو جهت ، حرکتی حساب شده داشته باشد و «عدالت» که توشه بزرگ حاکمیت الهی است ، ضامن سلامت رشد انسان در سیر مادی و معنوی است بنابراین ، اهداف غایی از حکومت جهانی مهدی موعود (عج) ، در 2 محور رشد معنوی و اجرای عدالت است.

1
- رشد حیات معنوی :
در طول زندگی ، انسان به دور از حاکمیت الهی ، معنویت و ارزشهای الهی جایگاهی نداشته است.بشر گمگشته پیوسته در مسیر انحطاط معنوی گام برداشته و با پیروی از تمایلات شیطانی و نفسانی زیبایی ها و معنوین حیات خود را به فراموشی سپرده است. پاکدامنی ، درستکاری ، تعاون ، گذشت و ایثار، نیکوکاری و خداپرستی ، جای خود را به هواپرستی ، خیانت و جنایت ، دروغ و خودمحوری داده است و دیگر جای معنویت باقی نمانده است.حکومت جهانی امام زمان (عج) در جهت زنده ساختن این بعد معنوی و الهی گام برمی دارد و طعم شیرین حیات واقعی و معنوی را انسان رهرو می چشد و عطر پاکی ها و خوبی ها را با مشام جان ، استشمام می کند.خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ای گروه مومنان ، آن گاه که خداوند و پیامبر ، شما را به سوی آنچه شما را زنده می کند می خوانند ، آنها را اجابت کنید و ندای آنها را لبیک گویید.» پس با حاکمیت ولی الله الاعظم ، در بعد معنوی وجود آدمی سروسامان می گیرد و ارزشهای الهی و انسانی در همه ابعاد زندگی رونق و طراوت می یابد و ایثار، وفا، صفا و صمیمیت همه جا را فرامی گیرد.

2
- شکوفایی عدالت در گستره عالم :
در جامعه بشری در تمامی قرون و اعصار گذشته ، ظلم و ستم بوده است.بشریت همواره برای رسیدن به حقوق مادی و معنوی محروم مانده است. همیشه قدرت ، زور و زر ، جنایت ، بهره کشی و... بوده است.همیشه در کنار انسانهای محروم و گرسنه ، پیوسته کاخها بوده است و در یک کلام ، همیشه حقوق بینوایان و ضعیفان ، پایمال هوسهای زورمندان و تزویرگران شده است و انسان همیشه در آرزوی دست یافتن به عدالت و مساوات و شکوفایی عدالت بوده است. این انتظار در دوران ظهور حکومت امام مهدی (عج) است. امام عصر به عنوان رهبر عادل و امام دادگستر در پی اجرای عدالت در گستره عالم در همه زمینه های مادی و معنوی و حیات بشری خواهد بود.امام حسین (علیه السّلام) فرمود: اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند، پس از آن که از ستم و بیداد آکنده باشد. این چنین از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) شنیدم. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «اذا قام القائم حکم بالعدل...» هنگامی که قائم (عج) قیام کند، حکومتش را براساس عدالت قرار دهد و در عصر او، ظلم و ستم برچیده می شود. جاده ها و راه ها امن می گردد. زمین برکات خود را آشکار می سازد. هر حقی به صاحبش می رسد. هیچ دینداری نمی ماند مگر این که اسلام را می پذیرد و در میان مردم همانند داوود (علیه السّلام) و محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) داوری کند. در این هنگام زمین ، گنجها و برکات خود را آشکار سازد و کسی از شما، موردی برای انفاق و صدقه و کمک مالی خود نمی یابد زیرا همه مومنان غنی و بی نیاز خواهند شد.

 



 نگاشته شده توسط   در جمعه 20 خرداد 1390  ساعت 9:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 بحث مهدویت ازجمله موضوعاتی است که نقش مهمی در زندگی بشر دارد و با ابعاد مختلف حیات انسان ارتباط مهمی دارد بنابراین با وجود تلاشهای انجام شده ، هنوز این موضوع ناگفته های فراوان دارد و باید محققان و نویسندگان و عالمان دینی در این زمینه ، زیاد تلاش کنند.برای ضرورت طرح بحث مهدویت و معارف امام مهدی (عج) فهرست وار مواردی را بیان می کنیم :
1- موضوع امام زمان (عج) به مساله اساسی امامت برمی گردد که از اصول عقاید شیعه است و در قرآن و روایات اسلامی به طور گسترده بحث شده است. پس امام مهدی (عج) و ویژگی های او را باید شناخت. امامت و نقش آن را دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد. در روایات عدم شناخت حضرت مهدی (عج) همپای شرک و جاهلیت و تکذیب او ، هم ردیف کفر و بی ایمانی شمرده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است». آیا غیر از این است که جز با شناخت امام ، راه هدایت را نمی توان شناخت؟ به یقین شناخت امام زمان (عج) کلید همه معارف وحی است.
2- امام زمان (عج) امام حی و حاضر است و در ارتباط با آن حضرت ، پرسشهای زیادی مطرح می شود و با وجود پاسخگویی به سوالات ، باز ابهاماتی باقی مانده که باید جوابهای کامل و جامع داده شود.
3- امام مهدی (عج) ، دوازدهمین نفر از سلسله پاک امامت است. همان امامتی که یکی از 2 یادگار گرانقدر رسول خداست. در روایتی که از شیعه و سنی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل کرده اند ، آمده است : «براستی که من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم ؛ قرآن و اهل بیتم ؛ تا وقتی به این دو چنگ بزنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد» بنابراین پس از قرآن مجید که کلام خداست ، تنها راه هدایت بخش و روشنگر همان راه امامت است زیرا قرآن خدا جز با بیان جانشینان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) قابل تفسیر و تبیین نیست.
4- به جهت اهمیت بحث امامت و نقش کلیدی آن در اندیشه فکری و عملی شیعیان ، دشمنان اسلام همواره تلاش کرده اند که درباره حضرت مهدی (عج) شبهاتی را مطرح کنند و عده ای از شیعیان و معتقدان به آن حضرت را به تردید وادارند. مثل اصل ولادت حضرت ، طول عمر آن حضرت یا غیبت ایشان ، اصول و مبانی حکومت جهانی حضرت ، ساختار حکومت مهدی (عج) ، هدف غایی از حکومت جهانی موعود و دهکده جهانی و صدها شبهه دیگر و نیز گاهی دوستان ناآگاه از معارف اهل بیت (علیهم السلام) مطالبی بی اساس و دروغ درباره فرهنگ مهدویت مطرح کرده اند و از این راه ، عده ای ره به بیراهه برده اند. همه اینها ضرورت بررسی درست فرهنگ مهدویت را ایجاب می کند.بر این اساس ، در این نوشتار درصدد بررسی یکی از موضوعات مهم معارف بلند مهدویت ، در حکومت و جامعه اسلامی در عصر ظهور، یعنی «هدف غایی از حکومت جهانی موعود و دهکده جهانی» به بحث می پردازیم. امید است که در جهت آشنایی عمیق با حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) گامی موثر برداشته شده باشد.


 نگاشته شده توسط   در جمعه 20 خرداد 1390  ساعت 9:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

در بررسي پيرامون نقش يهوديان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدي (ع)، تنها آيه هاي نخستين سوره بني اسرائيل مي تواند براي تعِِِیِين ِِيک استراتژِِي و شناخت خط مشِِي کافِِي باشد، ‌زيرا اين آيات در عين خلاصه بودن،‌ وحي الهي بوده و به گونه اي رسا و گويا، شمه اي از تاريخ و سرگذشت آنها را بيان كرده است و به نحو معجزه آسا و با دقت، آينده آنها را روشن مي سازد. علاوه بر اين آيه ها و آيات ديگر، تعدادي روايات وجود دارد كه پاره اي از آنها مربوط به تفسير آيات، و برخي ديگر پيرامون وضع يهوديان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدي (ع) مي باشد، كه پس از تفسير آيات به بيان آنها مي پردازيم.
 
«منزه و پاك است آن كه يك شب، بنده اش را به سفر شبانه برد از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه مبارك گردانيم (بركت داديم) پيرامونش را تا از نشانه هاي خود به او نشان دهيم بدرستي كه او شنوا و بيناست. و به موسي تورات را داده و او را هدايت گر فرزندان يعقوب (بني اسرائيل) گردانيديم، كه غير از من سرپرستي را نپذيرد. فرزندان كسي را كه با نوح حمل نموديم،‌كه او بنده اي شكرگزار بود.» «ما در تورات حكم در انقراض بني اسرائيل نموديم زيرا شما (بني اسرائيل) در زمين دوبار فساد نموديد و بر ديگران فخر و بزرگي بسيار خواهيد نمود.» (سوره اسراء آِِيات اول تا هشتم)
 
يعني ما در توراتي كه بر آنان فرو فرستاديم حكم قطعي به انقراض آنها كرديم شما بزودي از راه راست منحرف شده و دوباره در جامعه تبهكاري مي كنيد،‌چه اينكه بزودي بر ديگران فخر و برتري جوئي بسيار مي نمائيد.
 
«وقتي كه هنگام كيفر اولين فساد فرا رسد بندگاني را از ناحيه خود كه توانمند و ستبر مي باشند جهت سركوبي شما فرستاديم، در ميان خانه ها به جستجوي خانه به خانه پرداختند و اين وعده اي قطعي بوده.»
 
زمانيكه وقت مجازات شما بر نخستين تبهكاري خودتان رسيد بندگاني را از طرف خود كه داراي صلابت مي باشند بسوي تان فرستاديم تا شما را جزاِِيِِي سخت دهند آنان ميان خانه ها به جسنجوي خانه به خانه پرداختند و اين وعده اي حتمي است.
 
«آنگاه پيروزي را براي شما، ‌بر آنان برگردانديم و شما را با ثروتها و پسران ياري نموديم و تعداد شما را بيش از آنان قرار داديم»
 
«اگر خوبي كرديد، خوبي به خود نموده ايد و اگر بدي كرديد به خود بدي نموده ايد و هنگامي كه وعده بار دوم بيايد چهره هاي شما را ناخوش دارند و وارد مسجد اقصي گردند همانگونه كه نخستين بار داخل شدند و آنچه را كه برتر آمده نابود كنند نابود كردني.» «شايد پروردگار شما بر شما رحم نموده و اگر باز گرديد بازگرديم و ما دوزخ را تنگنائي براي كافران قرار داديم".
 
نخستين نتيجه اي كه از اِِين آيات استفاده مي شود اين است كه تاريخ يهوديان بعد از موسي تا پايان زندگاني آنها بدين صورت خلاصه مي شود كه آنها در جامعه فساد نموده تا آن كه هنگام مجازات شان فرا رسد، و خداوند افرادي را از ناحيه خود بر مي انگيزد كه بر آنان چيره خواهند شد سپس خداوند بنابر مصلحت هايي يهوديان را بر آنان پيروز مي گرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده و طرفدارانشان را در جهان بيش از آن قوم مي گرداند، اما يهود از اين اموال و ياران بهره برداري صحيح نمي نمايند، بلكه سوء‌استفاده نموده و بار دوم در روي زمين فساد به بار مي آورند، البته اين بار علاوه بر فساد، خوي تكبر و برتري طلبي خويش که خود را بسيار بهتر و برتر از ساير مردم مي پندارند. و زماني كه وقت كيفرشان فرا مي رسد خداوند بار ديگر آن قوم را بر آنان چيره ساخته، و مجازات را در سه مرحله و سخت تر از بار اول برآنان وارد مي سازد.
 
نتيجه دوم ‌اين است كه، ‌قومي را كه خداوند بار اول بر ضد آنان بر مي انگيزد، به آساني بر آنها چيره مي گردند،‌و به جستجوي خانه به خانه مي پردازند، آن گاه داخل مسجد اقصي شده و نيروهاي نظامي آنان را متلاشي مي كنند. آنگاه خداوند بار دوم آنها را مي فرستد و بر خلاف غلبه يهوديان بر آنها و زيادي ياران و هوادارانشان، ضربات شديدتري را در سه نوبت بر آنها وارد مي سازند،‌كه در اولين نوبت، چهره هاي پلِِيد آنان را آشكار و آنها را رسوا ساخته و همچون بار اول، فاتحانه وارد مسجد مي گردند. و سپس خوي تكبر و برتري جوئي آنان بر ملتها را، پايمال مي كنند.
 
سوال اساسي كه مفسران مطرح مي كنند اين است كه آيا اين دو نوع فساد كه يكي همراه با برتري طلبي است پايان يافته و يا آن دو كيفر وعده داده شده بر آنان واقع شده است يا خير؟
 
برخي از مفسران بر اين عقيده اند كه هر دو مورد، انجام شده، بدين ترتيب كه كيفر فتنه و فساد نخستين بنوخذنشر (بخت النصر) و مجازات دومين مرحله فساد و تباهي بدست (تيتوس) رومي انجام پذيرفته است و بعضي ديگر معتقدند كه هنوز آن دو كيفر رخ نداده است.
 
اما نظريه درست اين است كه اولين كيفر در برابر نخستين فساد، درصدر اسلام بدست مسلمانان انجام پذيرفته، و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند يهوديان را برآنان چيره ساخت، و در اين مرحله نيز براي دومين بار، يهوديان در زمين ايجاد فساد و طغيان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روي آورند زمان كيفر دوم فرا رسيده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. و براساس همين تفسير از امامان عليهم السلام رواياتي رسيده، از جمله آنكه، آن قومي را كه خداوند در مرحله دوم عليه يهوديان بر مي انگيزد، حضرت مهدي (ع) و ياران وي اند و هم آنان كه خداوند آنها را قبل از ظهور حضرت قائم (ع) بر مي انگيزد، در تفسير عياشي از امام باقر (ع) روايت شده كه حضرت بعد از آن كه آيه شريفه «بعثنا عليكم عباداً‌ لنا اولي باس شديد»‌را قرائت نمود، فرمود: «مراد از اين آيه حضرت قائم (ع) و ياران اوست كه نيرومند و داراي صلابت مي باشند.»
 
و نيز در تفسير نورالتقلين، از كتاب روضه كافي از امام صادق (ع) نقل شده كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه فوق فرمود: «خداوند قبل از خروج حضرت قائم، قومي را برانگيزد كه دشمني از دشمنان آل محمد (ص) را رها ننموده، مگر اينكه او را به هلاكت مي رسانند.»
 
و در كتاب بحارالانوار،‌ از امام صادق (ع) روايت شده كه وقتي اين آيه را قرائت فرمود، عرض كرديم «آنها چه كساني هستند؟ امام سه بار فرمود: آنان بخدا سوگند اهل قم، آنان بخدا سوگند اهل قم، آنان بخدا سوگند اهل قم مي باشند.»
 
اهل قم يعني اهل ايران، همان ياران حضرت مهدي (ع) هستند كه خداوند آنان را براي زمينه سازي ظهور آن بزرگوار بر مي انگيزد و بطوري كه روايات دلالت دارد، به هنگام ظهور تعدادي از اصحاب خاص ايشان در بين آنها وجود دارند. علاوه بر اينكه مقاومت يهوديان در مقابل اين مردم و مسلمان هواداران آنان در چند نوبت انجام مي گيرد، تا آنكه حضرت مهدي (ع) ظهور كند كه نابودي نهائي يهوديان را به رهبري وي و بدست با كفايت او خواهد بود.
 
آن قومي را كه خداوند وعده فرمود، ‌دوبار عليه يهوديان بر مي انگيزد، در حقِِيقت يك امت باِِيد باشد و صفاتي كه براي آنان ياد شده و ويژگيهاي جنگ آنان يا يهوديان جز بر مسلمانان تطبيق نمي كند،‌ زيرا پادشاهان مصر و بابل و يونان و ايران و روم و ديگران كه بر يهوديان تسلط يافتند با صفت «عباداً لنا»‌(بندگان ما) سازگار نيستند و طبق بيان آيات بعد از كيفر اول حادثه اي پيش نيامده كه يهوديان برآنان چيره گردند، در حالي كه پس از مجازات اول يهوديان، بدست ما در صدر اسلام، ‌آنان بر ما غلبه پيدا نمودند، و خداوند آنها را با اموال و فرزندان ياري داد، به گونه اي كه افزايش هواداران آنها در جهان بيش از طرفداران مسلمانان گشته و با پشتيباني ابرقدرتان عليه ما قيام نمودند. و هم آنان هستند كه در زمين فساد نموده، ‌و بر ما و ملتهاي محروم، برتري طلبي و فخر مي فروشند و اين مجاهدان و كفرستيزان اسلام هستند كه ضربات خود را بر پيكر و چهره كريه آنها وارد مي سازند.
 
و نيز آنچه بر اين معني دلالت دارد و با بررسي تاريخ يهوديان بعد از حضرت موسي (ع) روشن مي گردد،‌اين است كه فساد در زمان گذشته، و حال يهود تحقق يافته، اما برتري وعده داده شده آنها تنها در زمان ما بوجود آمده است و همين غلبه آنهاست كه در پي آن دومين كيفر وعده داده شده فرا خواهد رسيد و آنها نابود خواهند شد.
 
بشارت خداوند برای برچیدگی همیشگی یهود:
 
خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد:
 
«پروردگار تو اعلام مي دارد، کساني را بر يهوديان چيره خواهد کرد که تا روز قيامت، آنان را مجازات و شکنجه خواهند نمود، و خداست که زود مجازات نموده و هم اوست بخشنده و عفو کننده، و از جمله مجازات خداوند اين است که آنان را پراکنده و گروه گروه در زمين قرار داده بعضي از آنان نيکوکار و برخي نابکارند و آنان را با خوبي و بدي آزمايش کرديم، شايد توبه نموده و به راه حق و هدايت بازگردند.»
 
معني اين دو آيه شريفه اين است که: خداوند اعلان و مقدر فرموده که بزودي کسي را بر يهوديان مسلط مي گرداند که تا روز رستاخيز آنان را مجازات و شکنجه دهد، او (خداي) بسرعت مجازات نموده و هم اوست آمرزنده ومهربان، از جمله مجازاتهاي خداوند درباره يهوديان اين است که آنها را در زمين پراکنده و دسته دسته مي گرداند، گروهي از آنان نيکوکار و گروهي بدکارند و آنها را بوسيله خوبي و بدي آزمايش مي کند شايد توبه نموده و هدايت گردند.
 
ما اجراي اين وعده الهي را در کيفر يهوديان، در تمام دورانهاي تاريخي آنان به استثناي دوران حکومت پيامبراني چون موسي و يوشع و دادو و سليمان عليهم السلام مشاهده مي کنيم و خداوند اقوام و ملتهاي مختلفي را بر آنها مسلط گردانيد که آنان را شکنجه و مجازاتي دردناک نمودند.
 
اِِين سوال دور از دهن نخواهد بود که، پادشاهان مصر و بابل و يونان و فارس و روم و ديگران بودند که بر يهوديان تسلط يافته و آنان را مجازات سختي دادند اما مسلمانان چنان رفتاري با آنها ننموده، بلکه تنها بر نيروهاي نظامي آنها پيروز گشتند و سپس زندگي در سايه دولت اسلامي را از آنان پذيرفتند، که با برخورداري از آزادي و حقوق خود در قوانين اسلامي، جزيه بپردازند.
 
در جواب اِِين سوال مِِي توان چنِِين گفت که، آنها را بدترين عذاب چشانيدند، به اين معني نيست که پيوسته آنها را کشته و يا آواره و زنداني نمودند، آن چنانکه بيشتر حکومتهايي که پيش از اسلام بر آنان تسلط يافتند، اين گونه عمل کردند، بلکه به اين معني است که آنها از لحاظ نظامي، سياسي، تسليم آن حکومتي گرديدند که خداوند برآنان مسلط ساخت اگرچه مسلمانان در آزار و کيفر يهوديان، از ديگران ملايم تر بودند، اما مصداق تسلط بر يهوديان، و کيفر نمودن آنان مي باشند.
 
بلي تاريخ يهوديان تطبيق اين وعده خدا را بر آنها گواهي مي دهد، در عصر حاضر که يک و يا حداقل نيم قرن بر آنها سپري گشته، کسي که آنان را مجازات و کيفر دهد بر آنان مسلط نشده، بلکه آنان بيش از نيم قرن است يعني از سال 1936م. بدترين شکنجه ها را در فلسطين و ديگر مناطق به مسلمانان روا مي دارند!
 
اين همان دوره بازگشت قدرت آنهاست که خداوند در سوره اسراء به آنان وعده داده است.
 
در اين زمينه روايات زيادي از امامان عليهم السلام رسيده که اين وعده الهي نيز بدست مسلمانان انجام مي پذيرد، در همين خصوص صاحب مجمع البيان، در تفسير آيه ياد شده، اتفاق نظر مفسران را بر اين معني بيان کرده و فرموده مراد از آن نزد تمام مفسرين، امت پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) مي باشد، و همين معني از امام باقر (ع) نقل شده، و علي بن ابراهيم قمي، در تفسير خود آن را از ابي الجارود، از امام باقر (ع) نقل فرموده است.
 
-          ِِيهود در المِِيزان
 
-          تفسِِير برهان
 
-          بحارالانوار ج 52

هوشنگ بختیاری



 نگاشته شده توسط   در سه شنبه 17 خرداد 1390  ساعت 11:28 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایهخجالت من بود

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا میپخت

یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خودبه خونه ببره

خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه؟

به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجادور شدم

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقطیك چشم داره!

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمین دهن وامیكرد و منو ، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد

روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوایمنو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟!!!

اون هیچ جوابینداد....

حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانیبودم.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتینداشت

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشتهباشم

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپوربرم

اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه وزندگی

از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحالبودم

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدنمن

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوههاشو

وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش دادكشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كهبیاد اینجا اونم بیخبر

سرش داد زدم، چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها روبترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا


اون به آرامی جواب داد، اوه خیلیمعذرت میخوام.
مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدیدشد

یك روز، یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه بهیك سفر كاری میرم

بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون البتهفقط از روی كنجكاوی

همسایه ها گفتن كه اونمرده

ولی من حتی یك قطره اشك همنریختم

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به منبدن

ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام.
منو ببخش كه بهخونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم

خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داریمیای اینجا

ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تو روببینم

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلیمتاسفم

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی، تو یه تصادف، یك چشمت رواز دست دادی

به عنوان یك مادر، نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگمیشی با یك چشم

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو


برای من اقتخار بود كه پسرم میتونستبا اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كاملببینه

با همه عشق و علاقه من به تو

مادرت


 نگاشته شده توسط   در سه شنبه 17 خرداد 1390  ساعت 11:19 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



پرسش: حدیث « ثقلین» چگونه دلالت بر وجود امام زمان‏ (علیه‏السلام) دارد ؟
كتاب اللَّه حبل ممدود ما بین السمآء والأرض أوما بین السمآء إلى الأرض، وعترتى أهل بیتى، وإنّهما لن یفترقا حتّى یردا علىّ الحوض»؛ «همانا من دو جانشین را در میان شما مى‏گذارم: كتاب خدا، ریسمان كشیده{پاورقی . مسند احمد، ج 5، ص 181. پاورقی}
شد مابین آسمان وزمین یا مابین آسمان تا زمین، وعترتم اهل بیتم، وهمانا این دو از یكدیگر جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.»
در این حدیث پیامبر اكرم (ص) مى‏فرماید: «كتاب وعترت تا قیامت از یكدیگر جدا نمى‏شوند»، مطابق این گفتار اگر زمانى عدلِ كتاب كه همان عترت است در روى زمین نباشد لازم مى‏آید كه این دو از یكدیگر جدا شده باشند، واین با ظاهر حدیث مخالف است.
ابن حجر مكّى مى‏گوید: «در احادیثى كه سفارش به اهل بیت شده به این نكته اشاره دارد كه تا روز قیامت زمین خالى از اهل بیتى كه اهلیّت هدایت دارند نخواهد بود، همان گونه كه كتاب عزیز چنین است. ولذا اهل بیت اَمان براى اهل زمین معرفى شده‏اند. ونیز در روایات آمده است: «در هر قوم ودسته‏اى عدولى از اهل بیت من است».
حافظ سمهودى مى‏گوید: از این حدیث «ثقلین» استفاده مى‏شود كه هر زمان باید فردى از اهل بیت كه سزاوار تمسك به اوست تا روز قیامت موجود باشد، تا امر به تمسكى كه در روایت به آنها شده معنا پیدا كند، همان گونه كه كتاب عزیز چنین است، ولذا اهل بیت اَمان اهل زمین معرفى شده‏اند كه هر گاه از روى زمین بروند زمین نیز نابود خواهد شد»
همین معنا از علامه مناوى در شرح جامع الصغیر سیوطى رسیده است. نتیجه{پاورقی . فیض القدیر، ج 3، ص 15. پاورقی}.
اینكه از حدیث ثقلین كه مورد اتفاق بین شیعه وسنى بوده واز احادیث متواتر است به خوبى استفاده مى‏شود كه در هر زمان، امام معصومى از عترت پیامبر (ص) واهل بیت معصوم او باید موجود باشد، امامى كه اهلیّت براى اقتدا وتمسك را داشته باشد، كسى كه خود به هدایت مطلق رسیده واز ضلالت به دور است ولذا مى‏تواند دیگران را نیز به هدایت مطلق رسانده واز مطلق ضلالت وگمراهى دور كند. چنین شخصى در این زمان غیر از حضرت مهدى (ع) نیست.


 نگاشته شده توسط   در شنبه 14 خرداد 1390  ساعت 11:18 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET