حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

جهاني شدن اقتصاد و تغيير سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران

در دوران جهاني شدن اقتصاد و حاكميت ساختار اقتصاد جهاني بر روابط تمامي عناصر نظام جهاني به ويژه دولت‌هاي ملي، تأثيرگذاري و اهميت آن بيش از همه مورد ملاحظه قرار مي‌گيرد، به طوري كه امروزه تقريباً هيچ يك از تصميمات دولت‌ها، چه تصميمات اجتماعي، فرهنگي، حقوقي و سياسي و چه تصميمات اقتصادي در سطح ملي و بين‌المللي خارج از دايره‌ي تأثيرپذيري از اصل وابستگي متقابل در نظام جهاني قابل تصور نيست. بنابراين سياست و رفتار خارجي دولت‌ها از همان اصول و اهدافي پيروي مي‌كنند كه ساختار نظام اقتصاد سياسي جهاني آنها را به وجود آورده‌اند.

در عصر وابستگي متقابل پيچيده اتخاذ سياست درونگرايي اقتصادي موجب مي‌شود كشورها از فرصت‌هاي موجود در روند جهاني شدن بي‌نصيب بمانند و شكاف تكنولوژيك آنها با جهان بيشتر شود و موقعيت كشور تضعيف شود. جهاني شدن واقعيتي است كه بايد آن را پذيرفت و باور كرد و با آن همراه شد. همراه نشدن با اين جريان برابر با عقب‌ماندگي و انزواي بيشتر است.

ساختار اقتصادي ايران با وجود برخورداري از شرايط بالقوه، فاقد پويايي، تحرك و انعطاف‌پذيري لازم است. از اين رو مهم‌ترين عامل رونق اقتصادي يا ارتقاء منزلت ايران در اقتصاد جهاني، نگاهي برون‌گرايانه با هدف پيوند سنجيده و كارآمد با اقتصاد جهاني و جذب سرمايه‌گذاري خارجي است. اين امر مهم علاوه بر تغيير بينش نخبگان سياسي و تصميم‌گيري در سياست خارجي و توجه آنها به اهميت عوامل اقتصادي در عصر حاضر و فراهم ساختن يا اصلاح ساختارهاي قانوني، امنيتي و اعتباري اقتصاد ملي، مستلزم فعال شدن ديپلماسي اقتصادي بود كه شرايط زير را مي‌بايست دارا باشد:(75)

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

سياست‌گذاري خارجي ايران و اقتصاد جهاني

در عصر جهاني شدن اقتصاد، كه حجم عمده‌ي مؤلفه‌هاي قدرت در سطح ملي و بين‌المللي در چارچوب‌هاي اقتصادي ظاهر مي‌شود. عوامل تأثيرگذار بر تعامل دولت و نظام جهاني عمدتاً از ابعاد اقتصادي، تجاري، سرمايه‌گذاري و توليد نشأت مي‌گيرند. در واقع، مطالعه در خصوص جهاني شدن اقتصاد كه در چارچوب رهيافت اقتصاد سياسي مورد بررسي قرار مي‌گيرد، از يك سو عوامل مؤثر ملي و بين‌المللي تأثيرگذار بر تدوين و اجراي سياست خارجي را مدنظر قرار مي‌دهد، عواملي كه با به كار بستن آنها مي‌توان چگونگي فرآيند سياست خارجي را تحليل و بدين ترتيب متغيرهاي مستقل، نيمه‌مستقل و وابسته را ارزيابي كرد و از سوي ديگر راه را براي بررسي تمامي تحولات و تغييرات ساختاري در نظام اقتصاد جهاني كه مي‌توانند فرآيند سياست خارجي را تحت تأثير قرار دهند بازگذارد.(52)

در اين قسمت اين موضوع بررسي مي‌شود كه جهاني شدن اقتصاد با ارزش‌ها و هنجارهايي كه دارد، نوعي از روابط اقتصادي را پديد آورده است كه دولت جمهوري اسلامي ايران را نسبت به فرآيندهاي اقتصادي جهاني متعهد ساخته و اين طرز تلقي دولت از سياست خارجي موجب موضعي مبتني بر همكاري، هم به لحاظ منطقه‌اي و هم به لحاظ بين‌المللي گرديده است. پس از حدود دو دهه نوسان جمهوري اسلامي ميان منطق آرمان‌گرايي راديكال و منطق سازش‌جويانه، منطق سازش‌جويانه نظام بين‌الملل بر منطق انقلابي غلبه و مورد حمايت تصميم‌گيرندگان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران بر اثر فشار نيروهاي جهاني شدن اقتصاد خود را ناگزير مي‌يابد كه به منظور حفظ جايگاه خود در اقتصاد سياسي بين‌الملل و نيز تضمين رونق اقتصادي در سياست خارجي انقلابي خود تعديل كند.

نگاهي به وضعيت كشور در دو دهه اخير نشان مي‌دهد كه ايران نقش ناچيزي در اقتصاد جهاني دارد. اين مهم با توجه به فشارهاي سياسي و اقتصادي داخلي و خارجي نمود بيشتري پيدا مي‌كند. اين وضعيت تصميم‌گيرندگان جمهوري اسلامي ايران را براي دور نماندن و خارج نشدن از دور فرآيند جهاني شدن ناگزير مي‌سازد كه در تصميمات سياست خارجي تجديدنظر و خود را با تحولات جهاني به طور نسبي منطبق كنند.

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

در عصر جهاني شدن اقتصاد، كه حجم عمده‌اي از مؤلفه‌هاي قدرت در سطح ملي و بين‌المللي در چارچوب اقتصادي ظاهر مي‌گردد، عوامل تأثيرگذار بر تعامل دولت و نظام جهاني عمدتاً متأثر از ابعاد اقتصادي، تجاري، سرمايه‌گذاري و توليد در نظام اقتصاد سياسي بين‌الملل هستند.

در عصر جهاني شدن، گسترش وابستگي متقابل پيچيده نشانگر تغيير ماهيت سياست جهاني است، به اين معنا كه جايگاه و قدرت دولت‌ها به عنوان اصلي‌ترين عنصر تحليل در سياست خارجي تغيير كرده است. با ظهور دهكده‌ي جهاني، گسترش تبادلات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي، بازيگران غيردولتي و غيررسمي همچون شركت‌هاي فرامليتي و چندمليتي، جنبش‌هاي اجتماعي فرامليتي و سازمان‌هاي بين‌المللي دولتي و غيردولتي و گسترش نظام اقتصاد سياسي جهاني، دولت به عنوان اصلي‌ترين بازيگر با محدوديت‌هاي بسيار گسترده و جدي روبه‌رو شده و جايگاه و قدرت بلامنازع خود را در اين زمينه با ديگر بازيگران ملي و بين‌المللي تقسيم كرده است.(38)

در دوران جهاني شدن اقتصاد و حاكميت ساختار اقتصاد جهاني بر روابط تمامي عناصر نظام جهاني به ويژه دولت‌هاي ملي، تأثيرگذاري و اهميت آن بيش از هميشه مورد ملاحظه قرار مي‌گيرد، به طوري كه امروزه تقريباً هيچ يك از تصميمات دولت‌ها، چه تصميمات اجتماعي، فرهنگي، حقوقي و سياسي و چه تصميمات اقتصادي در سطح ملي و بين‌المللي خارج از دايره‌ تأثيرپذيري از اصل وابستگي متقابل در نظام اقتصاد جهاني قابل تصور نيست.(39)

اين بحث را با بررسي تأثيرات جهاني شدن اقتصاد بر دولت‌ها به عنوان كارگزار سياست خارجي نظام بين‌الملل و پديدار شدن اقتصاد سياسي بين‌الملل (IPE) و ظهور ديپلماسي اقتصادي در سياست خارجي را بررسي مي‌نماييم.

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

مقدمه

جهاني شدن را مي‌توان رايج‌ترين مفهوم بعد از دهه 1990 قرن بيستم ميلادي نزد انديشمندان در اكثر شاخه‌هاي علوم به ويژه علوم انساني دانست.اين مفهوم در علم اقتصاد كاربرد بيشتري يافته به نحوي كه در سازوكار اقتصاد جهاني به يك روند تبديل شده است. اين مقاله به تأثير بعد اقتصادي فرآيند جهاني شدن بر سياست خارجي ايران به ويژه در دوران رياست جمهوري اخير مي‌پردازد.

جهاني شدن اقتصاد

جهاني شدن يعني گسترش و تعميق پيوندها و وابستگي‌هاي متقابل در سطح جهان. اما در حوزه‌ي اقتصادي جهاني شدن مفهوم خاصي دارد. جهاني شدن اقتصاد يعني اين كه فرآيند توزيع و توليد كالا و خدمات در سطح جهاني و بدون توجه ويژه به مرزهاي جغرافيايي ـ سياسي انجام مي‌گيرد.پژوهشگران اقتصادي، جهاني شدن را به طرق مختلف تعريف كرده‌اند و هر يك از ديدگاه خاصي به اين مسأله نگاه كرده‌اند. كروگمن و رنه بالز جهاني شدن را «ادغام بيشتر بازارهاي جهاني» تعريف كرده‌اند.

پروفسور كول با بهره‌گيري تكامل يابنده‌اي از فعاليت‌هاي فرامرزي بنگاه‌ها و شركت‌ها كه شامل سرمايه‌گذاري بين‌المللي، تجارت و همكاري براي ابداع و نوآوري و توسعه فرآورده‌هاي تازه و نو، توليد، منبع‌شناسي و بازاريابي است، جهاني شدن را تعريف مي‌كند.مك ايوان جهاني شدن را گسترش بين‌المللي مناسبات توليدي و مبادله سرمايه‌سالارانه مي‌داند ساتكليف و گلين با تأكيد بر گسترش سرمايه‌داري، جهاني شدن را با «به هم پيوستگي بيشتر اقتصادها» مشخص مي‌كنند. «لئوارد» بر اين عقيده است كه جهاني شدن وضعيتي است كه «رفاه يك مرد يا يك زن عادي، ديگر فقط به عملكرد دولتشان وابسته نمي‌باشد».(1)

آنتوني مك گرو خاطرنشان مي‌كند، جهاني شدن اقتصاد به معناي تحولي ژرف در اقتصاد جهاني، ايجاد يك بازار مشترك جهاني و نابودي دولت ـ ملت‌ها به عنوان موجوديت‌هاي اقتصادي مي‌باشد. پيتر وليكين جهاني شدن را به مثابه يك فرآيند دگرگوني در نظام جهاني سرمايه‌داري و يك فرايندي كه مجموعه‌اي از گرايش‌هاي ساختاري و ايدئولوژيك را تشديد مي‌كند، تعريف مي‌نمايد.(2)صندوق بين‌المللي پول جهاني شدن را «ادغام وسيع و عميق‌تر» اقتصادها تعريف مي‌كند. به عبارت ديگر جهاني شدن را «رشد وابستگي متقابل اقتصادي كشورها در سراسر جهان از طريق افزايش حجم و تنوع مبادلات كالا و خدمات و جريان سرمايه در ماوري مرزها و همچنين از طريق پخش گسترده‌تر و وسيع‌تر تكنولوژي مي‌داند».(3)

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

بژورن هتنه (2) / ترجمه: سيد احمد موثقى (3)

چكيده:

شكل بنديهاى مشاركت در كشورهاى مختلف بر اساس ساخت فرهنگى و اقتصادى آنان ايجاد مى‏شود . كشورهاى در حال توسعه از دهه 1970 به بعد با بحران بدهى رو به رو بوده‏اند . اين امر سطح ارتباطات و مشاركت‏بين‏المللى آنان را با نهادهاى سرمايه‏دارى كاهش داد . از سوى ديگر زمينه‏هاى محيطى براى ظهور تنشهاى اجتماعى را ايجاد نمود .

اعتراضات سياسى منجر به كاهش سطح مشروعيت دولتها گرديد . گروه‏هاى اجتماعى در صدد نيل به دموكراسيهاى كثرت‏گرا بوده‏اند . اما زير ساختهاى اقتصادى وابسته، بدهيهاى پايان‏ناپذير، و وابستگى ساختارى به سرمايه‏دارى بين‏المللى منجر به عدم تحقق چنين اهدافى گرديد .

كشورهاى افريقايى نيز داراى سرنوشت مشابهى با كشورهاى امريكاى لاتين مى‏باشند . بحرانهاى قومى و نژادى، زمينه را براى ظهور بحران هويت در اين كشورها فراهم مى‏آورد . بر اين اساس در آينده سياسى كشورهاى افريقايى بيش از آن كه زمينه ساختارى براى توسعه و مشاركت‏سياسى در عرصه ملى ايجاد گردد، زمينه محيطى جهت قوميت‏گرائى ايجاد مى‏شود . اين امر به هيچ وجه منجر به افزايش سطح مشاركت نخواهد شد .

عوامل بازدارنده مشاركت‏سياسى در كشورهاى افريقايى را مى‏توان در مؤلفه‏هاى ذيل خلاصه نمود:

1) فقدان كنترل دولت‏بر عرصه‏هاى جغرافيايى

2) محدود بودن ابزارهاى رفاه مادى براى شهروندان

3) عدم گسترش فرهنگ مشاركتى 4) قوى بودن هويت محلى

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

چكيده:

علم اقتصاد امروز كه بهتر است آن را اقتصاد مدرنيستي بناميم، از ايرادات و اشكالات جدي كه سال هاي سال به خاطر وجود خفقان علمي، كسي جرأت دم زدن از اين اشكالات را نداشت. فقر اخلاقي اقتصاد، عدم توجه به واقعيت ها، فردگرايي افراطي، با تكيه بر انتزاعيات و از جمله ي اين مشكلات به شمار مي آيد. آمارتياسن دانشمند بزرگي است كه با استفاده از موقعيت خويش، عملاً خفقان را شكست و تيغ تيز انتقادات خود را متوجه ي جريانات اقتصادي نمود.

آثار او چنان در دنيا با استقبال مواجه گرديد كه اهداي جايزه ي نوبل سال 1999 اقتصاد به او امري طبيعي مي نمود. در اين مقاله، اندكي از اشكالات وارد بر علم اقتصاد را با تكيه بر آراي آمارتياسن مورد بحث و بررسي قرار خواهيم داد.

علم اقتصاد به عنوان يك دانش، هم در بعد آموزش و هم در تحقيقات و سياست گذاري ها، از نظر فاكتور اخلاق بسيار فقير است. براي اثبات اين ادعا، شش دليل مرتبط با هم وجود دارد:

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

نويسنده: م.ع.چپرا (1) / ترجمه: سيد اسحاق علوى

چكيده :

در اين مقاله آموزه‏هاى قرآن و سنت و ديدگاههاى شمارى از دانشمندان متقدم مسلمان، درباره وحدت نوع بشر و پيامدهاى آن، بر مقوله يكپارچگى اقتصادهاى جهان از راه تخصص و تقسيم كار در حال افزايش و برچيدن موانع از سر راه عبور آزادانه كالا، خدمات، نيروى كار و سرمايه مورد بررسى قرار گرفته است. سپس اين مقاله به بحث درباره ميزان همخوانى اين ديدگاهها با معيارهاى «اقتصاد نوين جهانى» مى‏پردازد. نويسنده ادعا مى‏كند كه فلسفه‏اى، كه در تعاليم و تأليفات دانشمندان اسلامى ريشه و رشد يافته ترويج عدالت را براى رسيدن به يكپارچگى مطلوب اقتصادهاى جهان، امرى ضرورى تلقى مى‏كند.

با كمال تأسف، پارادايم اقتصاد نوين جهانى، فاقد چنين تعهدى نسبت به عدالت است. نويسنده بر اين نظر است كه كشورهاى اسلامى بايد، از جهانى شدن حمايت و در عين حال براى گنجاندن عدالت در الگوى جهانى سازى تلاش و كوشش كنند. با اين حال، اين نيز به تنهايى كافى نيست، اين كشورها بايد براى پياده سازى عدالت بيشتر در اقتصادهاى خود تلاش و تدابيرى جهت رويارويى با چالشهاى جهانى شدن اتخاذ نمايند.

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

مقدمه

نظريه هاي روابط بين الملل همواره در پي يافتن پاسخ اين پرسش بوده اند که دولت ها چگونه مي توانند در يک جهان بي نظم همکاري کنند. واحد اصلي تحليل نظريه‌هاي کلاسيک امنيتي، عمدتاً کشورها و بخش‌ هاي سياسي و نظامي آن ها بود. در حالي ‌که الگوي مورد نظر در اين نوشتار، روابط امنيت منطقه‌اي است. در عين حال که تمامي کشورها در يک شبکه وابستگي متقابل امنيت جهاني قرار مي گيرند، اما از آن جايي که تهديدهاي سياسي و نظامي داراي منشأ نزديک، تأثير بيشتري در مقايسه با تهديدهاي دوردست تر دارند، از اين ‌رو حس ناامني اغلب با نزديکي و مجاورت همراه است. بيشتر کشورها از همسايگان خود در مقايسه با قدرت ‌هاي دوردست، هراس بيشتري دارند.

هر يك از اين رويكردها و نظريه هاي روابط بين الملل روي جنبه هاي ويژه اي تأكيد مي كنند. بنابراين، نمي توانيم تمامي تعاملات بين كشورها و سياست هاي منطقه اي و جهاني را در قالب يك الگو يا يك رويكرد توضيح دهيم. در حقيقت، ما بايد مطالعه اي چندرويكردي يا ميان رويكردي داشته باشيم كه هر يك از آن ها، بخشي از موضوع را توضيح دهند.

در خصوص شرايط کنوني خاورميانه، هر چند نظريه هاي مختلفي ارائه شده و مفهوم امنيت از زواياي مختلف مورد توجه قرار گرفته است، اما مبناي کار اين بررسي، بهره گيري از شيوه هاي اقتصادي براي پرداختن به موضوع امنيت سازي است. از اين رو نظريه هايي که براي عوامل اقتصادي نقش پر رنگ تري قائل هستند، بيشتر مورد توجه هستند.

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

محمدرضا جباري

انسان در زندگي مادي از مواهب طبيعي و روزي و اقتصاد و معيشت بي‌نياز نيست و در اين اصل كلي تفاوتي ميان انسان‌هاي عادي و مادي و انسان‌هاي متعالي و معنوي - حتي برترين آنها‌ به چشم نمي‌خورد. اما آنچه منشأ تفاوت در اخلاق اقتصادي، ميان انسان‌ها مي‌شود نوع رفتار آنان در كسب روزي و معيشت و درآمد و نيز چگونگي بهره‌مندي و مصرف است. در اخلاق اقتصادي پيامبر اكرم(ص) اصولي به چشم مي‌خورد كه براي هر مسلمان طالب رفتار درست اقتصادي، درس‌آموز و داراي قابليت پيروي كردن است.

كار و تلاش براي كسب روزي

نگاهي به زندگي پيامبر اكرم(ص) مي‌تواند اين واقعيت را تأييد كند كه سرتاسر زندگي آن حضرت همراه با تلاش براي كسب روزي از راه‌هاي مشروع و در راستاي حفظ عزت و پرهيز از تحميل خود بر ديگران بوده است. ميزان اهتمام حضرت به كار و تلاش اقتصادي به قدري بود كه بنا به نقل ابن‌عباس، هنگامي كه آن حضرت از فردي خوشش مي‌آمد، ابتدا مي‌پرسيد: آيا شغلي دارد؟ اگر مي‌گفتند: بيكار است، مي‌فرمود: «از چشم افتاد» و هنگامي كه سبب را مي‌پرسيدند، مي‌فرمود: «زيرا مؤمن وقتي بيكار باشد دين خود را اسباب معيشت قرار مي‌دهد» و مي‌فرمود: «خداوند بنده مؤمن داراي حرفه و شغل را دوست دارد» اينكه پيامبر اكرم(ص) بيكاري را زمينه ارتزاق از راه دين برشمرده مي‌تواند بدان معنا باشد كه فقدان شغل و حرفه از سويي و نيازمندي مادي از سوي ديگر ممكن است رفته رفته فرد را به سوي مايه گذاشتن از دين براي نيل به مقاصد مادي سوق دهد؛ و اين حالت ممكن است در قالب رفتارهاي گوناگون نمود يابد.

در گزارش‌هاي تاريخي، شواهدي به چشم مي‌خورد كه از اشتغال پيامبر اكرم(ص) به مشاغل متعارف آن زمان، يعني چوپاني، زراعت و تجارت حكايت دارند.

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 

 

نويسنده : نديم مالك

مترجم : سيد اسحاق علوى

رشد و توسعه مباحث اقتصاد اسلامى، ارائه نظريه‏هاى علمى و كاربردى مختلف از ناحيه انديشمندان مسلمان، گرايش محافل علمى بين‏المللى به آموزه‏هاى اقتصادى اسلام و به رسميت‏شناخته شدن برخى از آن‏ها در مجامع رسمى اقتصادى و موفقيت عملى آن‏ها در عرصه‏هاى واقعى، اين عقيده صد ساله را كه نظام سرمايه‏دارى تنها راه رشد اقتصادى است، به چالش جدى فراخواند . فقهايى كه تا چندى پيش از باب اضطرار و ضرورت به جريان برخى از ابزارهاى مالى خلاف شرع تن مى‏دادند، امروزه توجيهى براى اين كار نمى‏بينند .

نوشته حاضر يكى از نمونه‏هاى اين تحول است . فقهاى پاكستان كه تا سال 2000 ميلادى از باب ضرورت و به حكم ثانوى ربا را تجويز مى‏كردند، طى نشستى با استناد به يافته‏هاى علمى اقتصادانان مسلمان و ابزارهاى مالى ارائه شده توسط آنان، ضرورت ربا را منتفى دانسته، حكم به لزوم تغيير نظام مالى داده‏اند و مسئولان اقتصادى را موظف كرده‏اند تا ژوئن 2002، نظام مالى اسلامى را جايگزين نظام ربوى كنند .

نشريه اينترنتى Islami Q. com درباره اين تحول با دكتر عثمانى كارشناس فقه و عضو فعال كميسيون بانك دولتى پاكستان مصاحبه‏اى كرده است كه هم از تصميم جدى مسئولان بر انجام اين تغيير حكايت مى‏كند و هم نشان مى‏دهد دولت پاكستان براى انجام تغييرات، شورايى متشكل از فقها و انديشمندان اسلامى تشكيل داده است كه با طرح‏ها و نظارت‏هاى خود جريان اسلامى كردن اقتصاد را زير نظر دارند . اين دو نكته براى مسئولان كشور جمهورى اسلامى ايران نيز قابل تامل است .

اقتصاد پاكستان بر سر دوراهى است . از يك سو، با بدهى هنگفت داخلى و خارجى، براى تامين كسرى بودجه روبه‏روست و از سوى ديگر، در حال دگرگونى عمده‏اى است كه از طريق آن نظام فعلى، به شيوه منطبق با شريعت تغيير مى‏يابد .

 

بقیه در ادامه مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات