***در آن زمان که نمی‌گذاشتند حادثه نقل شود و حقایق روشن شود، برای انتقال این معارف چه راهی پیش روی شیعه وجود داشت؟

به نظر من سه‌راه بیشتر پیش روی ما نیست:

۱.سکوت کنیم؛ به شیوه‌ای که امروز در جهان معروف است در هر حادثۀ غم‌انگیزی سکوت کنیم که بعد از آن تمام می‌شود. به قول دکتر سیدحسن حسینی اگر به‌جای یک دقیقه سکوت یک دقیقه فریاد می‌زدیم چه‌ها که تغییر نمی‌کرد!

۲.بخندیم و جشن بگیریم. تعجب نکنید! سید بن طاووس در لهوف می‌گوید که اگر نبود فرمایش اهل‌بیت که گفته‌اند اشک بریزید من می‌گفتم که جشن بگیرید. مولوی در دفتر ششم خودش اشاره می‌کند که در حلب زمانی که خبر به بزرگی رسید، ایشان فرمود دیدار با حق نیازمند جشن و سرور است. اما جشن باحال و هوای این واقعه یکی نمی‌شود. جشن شخص را به سطح می‌آورد و روح این موضوع سخت و سنگین است و هم‌خوانی با جشن ندارد.

۳. گریه کنیم. سومین راه که باقی می‌ماند اشک و سوگ و مرثیه است که توانست این حادثه را از حصار روزگاران و زمان‌ها آزاد کند و به ما برساند.

اشک تحریک عاطفه است. وقتی شما بر کسی اشک می‌ریزید او محبوب شما است، برای کسی که دوستش نداریم اشک نمی‌ریزیم. وقتی اشک ریختید محبوبتان می‌شود. وقتی محبوبتان شد الگویتان می‌شود. یعنی اشک هم پلی بین شناخت و معرفت است، هم ابزار و وسیله است و هم هدف.

 

*** برای اینکه واقعه عاشورا را امروز بررسی کنیم نیازمند در اختیار داشتن منابع و سند‌های صحیحی هستیم. از منابع موجود، توصیۀ شما کدام کتاب است؟

خوشبختانه در روزگار ما کارهای بسیار خوبی انجام‌شده است. در هیچ دوره‌ای این‌قدر آثار ارزنده و مفید و مبتنی بر تحلیل، تحقیق و پژوهش موجود نبوده است. بعضی از این کتاب‌ها که می‌شود استفاده کرد تا این فرهنگ حسینی را شناخت عبارتند از «حکمت نامه» از آقای ری‌شهری که در آن سخنان اباعبدالله را جمع کرده‌اند؛ یا کتاب دیگر ایشان به نام «دانش‌نامۀ  امام حسین (ع)» که کل حادثه را از اول تا آخر تحلیل کرده و بررسی کرده‌اند که برای طرح آموزه‌های کربلا مناسب است. کتاب دو جلدی «حماسه و عرفان» آقای جوادی آملی مجموعه ارزشمندی است. از مقاتل هم «مقتل امام حسین (ع)» از آقای پیشوایی و از پیشینیان کتاب «نفس المهموم» مرحوم شیخ عباس قمی را می‌توان نام برد. بنده هم دو کتاب کار کرده‌ام یکی با عنوان «آینه‌داران آفتاب» که ویژگی‌های اصحاب امام حسین (ع) را بررسی کرده‌ و دیگری «آینه در کربلا» که حاصل یازده سال زندگی من است و بیشتر با نگاه عبرت، مسائل را تحلیل و بررسی کرده‌ و درس‌ها و پیام‌های هر واقعه و رخداد را در آن بیان کرده‌ است.

 

***تحقیق و پژوهش در این باب چه تفاوتی با سایر زمینه‌ها دارد؟

مسئلۀ مهم این است که یک دورۀ  آموزشی برای محققان برگزار شود. زیرا با توجه به متفاوت بودن این حادثه با سایر اتفاقات، روش تحقیق و تعریف متفاوتی نیز طلب می‌کند. یعنی با توجه به اینکه  تمام معیارهای پژوهشی باید رعایت شود، اما نگاه خود شخص هم باید متفاوت باشد و این را من به‌عنوان یک تئوری و نظریه بیان کرده‌ام.

 

***موسسۀ شما در زمینۀ تحقیق و پژوهش چه کارهایی انجام داده است؟

ما در «موسسه عاشورا» به مسائل پیرامون عاشورا از جمله غدیر و ظهور نیز می‌پردازیم. همان‌طور که می‌دانید سر امام حسین (ع) در روز عاشورا از رجعت و ظهور صحبت می‌کند و می‌گوید که من و یارانم باز خواهیم گشت و توصیفی از آن روز و اتفاقات ظهور را مطرح می‌کنند. پس نمی‌شود مسئله  عاشورا را جدای از مسائلی مانند امامت، ولایت یا بعثت دانست؛ زیرا این مسائل کاملا یکپارچه و درهم‌تنیده هستند. از جمله فعالیت‌های انجام‌شده می‌توان به کتاب «عاشورا نگاران» که مجموعه‌ای از مباحث و مسائل مأخذ شناسی و منابع شناسی عاشورا و همچنین «پرسش تشنگی» در پاسخ به شبهات و پرسش‌ها اشاره کرد.

 

***زمانی که ما مستقل از موضوع، روش‌های پژوهشی را جست‌وجو می‌کنیم، پس روح و جان حاکم در پژوهش چه می‌شود؟

در باب عاشورا این محتوا باید از خود اهل‌بیت گرفته شود. باید ببینیم آن‌ها از ما چه خواسته‌اند و یا بزرگان به عاشورا چگونه نگاه کرده‌اند؟ ممکن است که ما بدون این محتوا هم کار انجام بدهیم؛ اما در آخر یکسری مسائل استخراج می‌شود که سطحی و ظاهری است و تام و تمام نیست.

یعنی اینکه  کربلا یک حادثۀ تاریخی نبوده و قابل سفارش برای تحقیق و پژوهش نیست. باید از درون بجوشد. چون هدف از کربلا انسان‌سازی است پس باید حاوی روح باشد. این روح است که باعث جهان‌شمول شدن کربلا  می‌شود.