دکتر داود دانشجعفري/ عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام
رهبر انقلاب اسلامي با نگاه به همه جوانب کشور و با در نظر گرفتن شرايط روز سياسي، اقتصادي، اجتماعي، تاريخي و ... شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» را براي امسال برگزيدهاند. با توجه به استعدادهاي موجود کشور در تمام زمينهها و بهويژه از منظر سرمايه، نيروي انساني و مهارتهاي مختلف، ميتوان اظهار داشت که جمهوري اسلامي ايران براي توسعه در تمامي عرصهها و براي دست يابي به پيشرفتهاي اقتصادي استحقاق افزونتري دارد. طبيعي است که دست يابي به اهداف نظام و تحقق توسعه اقتصادي، با همت و کار مضاعف امکانپذير است.
/ به بيان ديگر، نوعي ظرفيت خالي در اقتصاد ايران وجود دارد که تنها با تلاش بيشتر و يک خواست عمومي براي پيشرفت، امکان تحقق آن وجود دارد. از اين رو رهبر معظم انقلاب با برگزيدن شعار همت مضاعف و کار مضاعف براي نام امسال خواستهاند که اين پيام به آحاد مردم ايران اسلامي منتقل شود تا از اين طريق اقدامهاي چشمگير و مؤثرتري براي تحقق توسعه و پيشرفت اقتصادي ميهنمان انجام شود.آن چه در شعار امسال از سوي رهبر انقلاب اسلامي مورد توجه و تأکيد بوده، تنها مربوط به مردم نيست. مردم تنها يک وجه از اين مجموعه براي تحقق اهداف هستند، بنگاههاي اقتصادي و دولت نيز وجوه ديگر اين مجموعه را تشکيل ميدهند. تحقق شعار همت و کار مضاعف و پيشرفت اقتصادي بيشتر، مثلثي است که يک ضلع آن را خانوارها، يک ضلع آن را دولت و ضلع ديگر آن را بنگاههاي اقتصادي پديد ميآورند. البته مردم در کانون اين خواسته قرار دارند. يعني اگر مردم در کانون اين خواسته قرار بگيرند، اهداف و پيشرفت مورد نظر محقق ميشود، بنگاههاي اقتصادي و دولت هم نقش اساسي دارند.در اين ميان شعار اصلاح الگوي مصرف که از سوي رهبر انقلاب اسلامي براي نام سال گذشته انتخاب شد، با شعار امسال ارتباط نزديکي دارد؛ هر دو شعار، وجوهي از پيشرفت همهجانبهاي هستند که اقتصاد هم بخشي از آن را شامل ميشود. وقتي الگوي مصرف اصلاح ميشود، به تبع آن، تلفات و مصرف بيرويه نيز کاهش مييابد و در نتيجه بهرهوري نيز افزون ميشود. با افزايش بهرهوري، توليد رشد ميکند و رفاه مردم نيز بهبود مييابد. مجموعه اين عوامل سرانجام موجب پيشرفت اقتصادي ميشود.
/ اما اينکه هماکنون کشور در کدامين عرصهها نيازمند همت و کار مضاعف است و اينکه کدام عرصه براي تلاش بيشتر در اولويت بيشتري قرار دارد، اندکي مشکل است. براي تحقق اين شعار نميتوان بهطور مشخص به يک عرصه خاص همچون فرهنگ يا اقتصاد اولويت داد. آن چه مسلم است، بايد نقاط ضعف را شناسايي کرد. براي اين منظور ميتوان از مهندسي معکوس استفاده کرد. يعني بررسي کرد که براي دست يابي به اهداف به چه ابزار و وسايلي نياز است. در مرحله بعد، ابزار مورد نياز مشخص ميکند که اولويتها کدام است.يکي از مقولههاي اساسي در بخش فرهنگ که پيشرفت اقتصادي را محقق ميکند، تغيير باور فرهنگي در مردم است. مثلا اين باور وجود دارد که هر کس بيشتر تلاش کند، در نزد خدا و مردم مقبولتر است و موجب پيشرفت ميشود. از اين رو لازم است که چنين اعتقادهايي را احيا و تبيين کرد. نوعي زهدگرايي بيرويه، عدم تلاش يا به عبارتي پناه بردن به رانتهاي اقتصادي که ويژگي اقتصادهاي نفتي است، موجب ميشود که برخي طبقات به جاي اينکه ياد بگيرند با تلاش بيشتر به رشد، توسعه، توليد، پيشرفت اقتصادي و ثروت دست پيدا کنند، بر چگونگي مصرف تمرکز کنند.
/به لحاظ ماهيت رانتگونه درآمدهاي نفتي، برخي فعالان اقتصادي به جاي اينکه در چرخه توليد قرار بگيرند، در صددند تا در چرخه توزيع رانتهاي نفتي قرار بگيرند تا از اين طريق رشد کنند. با اين نگاه، توليد به يک مقوله دست دوم تبديل ميشود. بر همين اساس است که کشورهاي نفتخيز راه دشوارتري براي پيشرفت پيش رو دارند. براي تغيير اين فرهنگ، مهم است که در اصلاح فرهنگي و تغيير باورهاي فرهنگي جهتي را انتخاب کرد که در مسير پيشرفت اقتصادي سودمند باشد.اگر علمايي که در مسير پژوهشهاي اسلامي فعاليت ميکنند، بتوانند فرهنگ مردم را در اين جهت اصلاح کنند که کار بيشتر و توليد ثروت بيشتر پسنديده و خوب است، اين موضوع ميتواند جامعه را به سوي مراحل بالاتري از پيشرفت هدايت کند. مثلا تربيت نيروي متخصص يکي از اين موارد است. افزايش سرمايهگذاريها از ديگر لوازم پيشرفت اقتصادي است. امروزه کشورهايي ميتوانند بيشتر پيشرفت کنند که نرخ سرمايهگذاري بالاتري داشته باشند. اگر مجموعه توليد و درآمد در يک کشور را 100 واحد فرض کنيم، با اختصاص 25 تا 40 واحد از اين رقم به سرمايهگذاريهاي جديد، بهطور قطع آينده مطلوبتري در انتظار اين کشور خواهد بود، اما کشورهايي که کمتر از 25 درصد از توليد خود را صرف سرمايهگذاري کنند، توسعهاي نخواهند داشت و پاسخگوي رشد جمعيت خود نيستند. از اين رو توانايي فراهم آوردن فرصتهاي شغلي مناسب را نيز ندارند، زيرا ايجاد هر فرصت شغلي نيازمند به سرمايهگذاري جديد است.هر چه فناوري پيشرفتهتر باشد، ميزان سرمايهگذاري که بايد انجام شود نيز بيشتر است. مثلا ايجاد يک فرصت شغلي در صنعت پتروشيمي، ممکن است به صدها ميليون تومان سرمايهگذاري جديد نياز داشته باشد، در حالي که ايجاد اين فرصت در بافندگي فرش، به حدود 4ميليون تومان سرمايهگذاري جديد نيازمند است.
/ براي عملي کردن شعار همت و کار مضاعف در سال جاري بايد بهطور پيوسته آن را در تمام امور و عرصهها جاري کنيم. نبايد به اين شعار فقط از جنبه تبليغاتي توجه کرد، مشاهده ميشود که برخي دستگاههاي دولتي يک روز پس از فرمايش رهبر انقلاب اسلامي در سال نو و برگزيده شدن نام سال از سوي ايشان، پارچهنوشتهها و تابلوهاي تبليغاتي در اين زمينه را در سطح شهر نصب کردند. بايد توجه داشت که با چنين حرکتهايي شعار عملياتي نميشود. عملي کردن شعارها به فعاليتهاي افزون بر اينها نياز دارد.براي تحقق شعار همت و کار مضاعف بايد متقاضيان و مخاطبان آن را شناسايي و شعار را براي آنان تبيين کرد يعني اگر مردم، بنگاههاي اقتصادي و دولت احساس کنند که با پيشرفت اقتصادي، وضعيت بهتري پيدا ميکنند، بهطور طبيعي تلاش ميکنند تا به اين شعار پاسخ مثبت دهند. مثلا اگر کارگر يک کارخانه احساس کند که با کار بيشتر ميتواند موجب افزايش توليد شود و همچنين درک کند که اين کار مقبول است، حتما تلاش بيشتري خواهد کرد. بايد آحاد جامعه در مواهب پيشرفت اقتصادي کشور سهيم شوند و خود را در روند توسعه مؤثر ببينند. اگر کارگر، مهندس و نيروي کار احساس کنند که از افزايش توليد سهمي دارند، در فرآيند تلاش بيشتر براي توسعه کشور سهيم ميشوند. بر اين اساس تحقق همت و کار مضاعف از حالت صوري و شعارزدگي خارج و به يک مسئله واقعي تبديل ميشود و همه خواهان مشارکت در اين فرآيند ميشوند.