شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 12:32 PM

مشکلات عرصه های مختلف سینما می تواند زمینه ساز توجه بیشتر به مفاهیم موجود در رویکرد سال جاری یعنی "همت مضاعف، کار مضاعف" در این حوزه باشد.
 

در واقع برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر سینما به عنوان یکی از ابزارهای مهم  توسعه باید ضمن برنامه ریزی و به عبارتی دیگر آینده نگری در این حوزه ، زمینه کار برای اجرای عملی برنامه ها فراهم شود.
گسترش تولید متناسب با نیازها و شان مخاطب از جمله این راهکارها می تواند باشد. البته در این توسعه باید به جنبه های کیفی نیز توجه داشت و طیف های مختلف مخاطب را در نظر گرفت. به نوعی سینما نباید به شهر تهران و به بخشی از این شهر معطوف شود بلکه باید موضوعات و دغدغه های طبقات مختلف اجتماعی و همچنین مخاطبان سراسر ایران اسلامی را در بر گیرد.
 

تنوع مضامین و موضوعات، همچنین توجه به ژانرهای مختلف می تواند از جمله مصادیق این رویکرد باشد. همچنین باید توجه داشت که در این مسیر موظفیم به تعریفی از سینمای استاندارد و ارزشی برسیم که بتواند مخاطب را نیز در بر داشته باشد به همین دلیل تجربیات شخصی(که معمولا در لوای هنری ارایه می شوند) در واقع جایی دیگر به جز پرده سینما برای ارایه داشته باشند و به صورت محدود (با توجه به مخاطبان معدود) اکران شوند.
البته یکی از مشکلات سینمای ایران روشنفکر زدگی و به نوعی هنری جلوه دادن برخی آثار است اما این آثار حتی در صورت اکران از سوی مخاطب پس زده شده و در ارتباط با منتقدان و نخبگان نیز، بازخورد مناسبی نمی یابند و جشنواره های خارجی نیز پذیرای آن ها نیستند.
پس این بخش که شامل هیچ تعریفی اعم از تجاری و یا هنری نمی شوند معمولا سینما را دچار بحران می کند.
بنابر این با تلاش مدیریت سینما در سال جاری می توان مانع تولید چنین آثار شخصی شد. مدیریت سینما می تواند در وهله اول حتی سوژه های ارزشمندی را اجازه ساخت دهد و یا حمایت کند که حداقل در گیشه بتوانند سرمایه خود را بازگردانند و بخشی از مواد خام و تجهیزات سینمای کشور را هدر ندهند.
از سوی دیگر در سال همت مضاعف و کار مضاعف باید به توسعه همه جانبه ابعاد مختلف سینما توجه کنیم. در واقع تولید انبوه باید با پشتوانه صورت گیرد و شرایط اکران تولیدات نیز در نظر گرفته شود. بستر سازی برای توسعه فضای نمایش می تواند یکی از دیگر راهکارهایی باشد که به نوعی در پیام کار مضاعف و همت مضاعف موجود است البته این فضای نمایش فقط شامل سالن های سینما نمی شود بلکه باید ظرفیت هایی چون نمایش خانگی، نمایش از طریق شبکه های تلویزیونی و یا رایت های دیگر شناسایی و به کار گرفته شوند تا هر محصول تولید شده در سینمای کشور با توجه به مختصات خود در یکی از این کانال ها و یا در همگی عرضه شود.
این توسعه هماهنگ در وجه داخلی، تلاش برای افزایش کیفیت عرضه را نیز در بر می گیرد در واقع سینمای ایران در حوزه اطلاع رسانی و تبلیغات نیز با مشکلاتی رو به رو است که در این حوزه نیز نیازمند برنامه ریزی و بهره گیری از روش های استاندارد تبلیغاتی هستیم تا محصول ارایه شده به خوبی مخاطب خود را بیابد


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 3:55 PM
همت و کار مضاعف به دلايلي بايد براي فعالان فرهنگي بيش از ديگر بخش ها اهميت و ضرورت داشته باشد. اين مسئله از آن روست که در اين عرصه اغلب به دليل ماهيت بطئي و کند جريان فرهنگ، فعالان و متوليان امر هم دچار کندي و ضرباهنگ آهسته در فعاليت ها و تلاش هايشان مي شوند. در حالي که مي توان بسترهاي سخت افزاري و امکانات مورد نياز را فارغ از فرايندهاي زمان بر به انجام رساند و زمينه را براي توليد محتوا و اجراي برنامه هاي محتوايي فراهم کرد. بخش قابل توجهي از اين نوع فعاليت ها سال هاست که به دلايل نامعلومي معطل مانده است که به برکت سال همت و کار مضاعف بايد هرچه سريع تر به انجام برسد و موجب تحولي اساسي در عرصه فرهنگ شود، به ويژه آن که مقام معظم رهبري در ديدارهاي متعدد سال گذشته به مواردي نظير جنگ نرم فرهنگي، ديپلماسي فرهنگي، فرهنگ در روابط خارجي تمامي دست اندرکاران را به عطف توجه جدي به فرهنگ فراخواندند.
اگرچه کارهاي برزمين مانده فرهنگ فهرستي طولاني است، ليکن به نظر مي رسد با رفع برخي از خلاءهاي قانوني و سياستي بتوان بسترهاي لازم را براي تحول در عرصه فرهنگ فراهم کرد.

۱ - قانون اداره سازمان صدا و سيما
پس از بازنگري قانون اساسي در سال ۱۳۶۸، قوانين اساسنامه و اداره سازمان صدا و سيما به صورت متروک و غيرقابل اجرا درآمد و بنابر اصل ۱۷۵ قانون اساسي مسئولان امر مکلف بودند اين قوانين را تهيه و براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي تقديم کنند. ذيل حکم مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست آقاي محمد هاشمي در صدا و سيما نيز صريحا به اين وظيفه اشاره شد. اما باوجود گذشت ۲۰ سال تاکنون هيچ اقدام عملي در اين زمينه انجام نشده است.
اين خلاء البته آسيب ها و ضعف هاي متعددي را در پي داشته است از آن جمله عدم امکان نظارت کيفي بر برنامه ها، غيررقابتي بودن فعاليت هاي رسانه اي، عدم خلاقيت و نوآوري براساس نشانه شناسي بومي و ملي و پيروي ناخواسته از قالب هاي رسانه اي غير ايراني و غربي (دکور و حتي موسيقي برنامه هاي خبري از اين جمله اند)
به اين مسئله بايد مديريت بر رسانه هاي بين المللي را افزود که از روش هاي داخلي به طور ناخواسته متاثر شده است در حالي که اين رسانه ها نيازمند روش ها، محتويات و قالب هاي خاصي براي مخاطب غير ايراني و مخاطبان ايراني خارج کشور مي باشد.

۲ - تمرکز و انسجام در فعاليت هاي فرهنگي خارج کشور
قريب به ۳۰ سازمان به طور مستقيم و غير مستقيم در امور فرهنگي خارج کشور دخالت دارند. هر يک از اين سازمان ها براساس برنامه ها و سياست هاي مجزا داراي نمايندگي ها و يا ماموراني هستند که مجموعه اي از برنامه ها را انجام مي دهند. بنابراين به نظر مي رسد مجموعه دست اندرکاران و تعداد فعالان در اين عرصه حد قابل قبولي را دارا باشند.
اما عدم مرکز هماهنگ کننده و محوري براي تقسيم کار در خارج کشور مي تواند به خودي خود تهديدزا و حتي تضعيف کننده باشد.
اهميت مرکز هماهنگي براي «سفراي فرهنگي» کشور که در بيان رهبري نيز بر آن تاکيد شده است پيش از هر چيز مستلزم قانوني فراگير و الزام آور براي تمامي دستگاه ها و نهادهاي فعال در اين عرصه است.
اگرچه ظاهرا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي بدين منظور طراحي و تاسيس شد ليکن نبود مباني قانوني و فقدان نظارت هاي کيفي و محتوايي موجب کاستي ها و ضعف هايي در برنامه هاي فرهنگي شده است که عمدتا ناشي از عدم هماهنگي و تقسيم کار بوده است. اکنون تهيه قانوني با هدف تعيين نحوه اداره فعاليت هاي فرهنگي در خارج کشور و مرکز هماهنگ کننده از جمله نيازهاي ضروري است که در سال جاري مي تواند زمينه هاي رفع اين خلاء فراهم شود.

۳ - نظام جامع رسانه اي
اگرچه قانون برنامه چهارم دولت را موظف کرد لايحه نظام جامع رسانه ها را تهيه کند، دستگاه هاي ذيربط توجه در خوري را به اين وظيفه نشان ندادند. نظام جامع در واقع تعيين کننده حقوق و تکاليف فعالان رسانه اي و حدود اين فعاليت ها مي باشد. به عبارت ديگر سامان مندي و نظم بخشي به اين حوزه در گرو قانوني است که بتواند نظريه رسانه اي جمهوري اسلامي ايران را به منصه عمل نزديک کند.

۴ - پيوست فرهنگي
از مهم ترين مطالبات مقام معظم رهبري که در واقع نقش موثري در گسترش فرهنگ ملي اسلامي خواهد داشت، تهيه پيوست فرهنگي در پروژه ها و برنامه هاي کلان ملي است، اين مطالبه در دو سال گذشته هر چند مورد اقبال و توجه محافل تصميم ساز و سياست گذار قرار گرفت ليکن بايد در فرايند سياست گذاري و برنامه ريزي به عمل نزديک تر شود.
اينک در سال همت و کار مضاعف، که تصويب لايحه برنامه پنجم پيش روي مجلس شوراي اسلامي قرار دارد و دولت اجراي قانون هدفمندي يارانه ها را در دستور کار دارد توجه به پيوست فرهنگي و آثار و تبعات آ ن از اهميت زيادي برخوردار است.
البته به موارد فوق امور ديگري از جمله توجه به مظلوميت فرهنگ در برنامه ريزي ها، گسترش علوم انساني براساس نظريات بومي، حمايت از هنرمندان و مولفان، حمايت از نهاد خانواده در برنامه هاي فرهنگي، حمايت و ترويج از ادبيات و فرهنگ دفاع مقدس و هم چنين رفع کاستي هاي قانوني عرصه گردشگري و جهانگردي را مي توان اضافه کرد.



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389  ساعت 10:45 PM

داغ بلندان طلب ای هوشمند

تا شوی از داغ بلندان بلند


(نظامی گنجه ای)

بلندهمتی و سودای همپایی با بزرگان، زمینه ساز بلند بالایی مقام انسان است. بدون بلندهمتی، رویش و جوشش درونی رخ نخواهد داد، و انسان به تحفه های نوبه نو و روحی شکوفا دست نخواهد یافت.

از بایزید بسطامی نقل است که گفت: «اگر صفوت آدم و قدس ـ جبرئیل و خُلّت ابراهیم و شوق موسی و طهارت عیسی و محبت محمد صل الله علیه و آله و سلم به تو دهند زینهار راضی نشوی و ماورای آن طلب کنی. صاحب همت باش و به هیچ فرو میا که به هر چه فرو آیی بدان محجوب شوی. کسانی که پیش از ما بوده اند هر کسی به چیزی فرو آمده اند، ما به هیچ فرو نیامدیم».

صائب تبریزی درباره بلندهمتی چنین سروده است:

قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه

از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست


چون مور اگرچه نیست مرا اعتبار خاک

مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست


دربانی بهشت به رضوان حلال باد

آینه¬داری رخ جانانم آرزوست

عطار نیشابوری در داستانی نمادین، از پشه¬ای سخن می¬گوید که بر لب دریایی نشسته بود و در سر سودای تصاحب همه دریا را داشت؛ چرا که همتی بلند داشت و بر اساس آن، خواسته¬هایی بزرگ:

گویند پشّه بر لب دریا نشسته بود

در فکر سرفکنده به صد عجز و صد عنا


گفتند: چیست حاجتت ای پشه ضعیف

گفت آنکه آب این همه دریا بود مرا


گفتند: حوصله چو نداری مگوی این

گفتا به ناامیدی از او چون دهم رضا


منگر به ناتوانی شخص ضعیف من

بنگر که این طلب ز کجا خاست و این هوا


عین القضاة نیز گفته است:

«ای دوست! هرگز این کلمه نشنیده¬ای که «قیمةُ الْمَرْءِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ.» پس بدانی که همت تو تا کجاست؛ آنجا که همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببین که چون قیمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد.»

«حق¬تعالی گفت: شما دانید که من چرا سه تن را از میان بندگان برگزیدم؟ ابراهیم خلیل را به خُلّت [دوستی] از بهر آن مزیّن کردم که در میان ارواح، هیچ روح، چنان با سخا و بخشش ندیدم که روح ابراهیم را بود. پس به موسی نگاه کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح متواضع¬تر و گردن نهاده¬تر از روح موسی علیه السلام ندیدم؛ پس او را به کلام خود مخصوص کردیم. پس به روح مصطفی نظر کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح مشتاق¬تر از روح او ندیدیم، پس او را به رؤیت خود برگزیدیم، و اختیار کردیم.

این همه، بیان همت می¬کند. همت، بالا گرفته است بر همه چیز. آن است که هر که عالی همت¬تر، کار او رفیع¬تر».

همچنین از عطار نیشابوری است که:

گفت مغناطیس عشاق اَلَست

همت عالی است کشف هر چه هست


هر که را شد همت عالی پدید

هر چه جست آن چیز حالی شد پدید


هر که را یک ذره همت داد است

کرد او خورشید را زان ذرّه پست


همت آمد همچو مرغی تیز پر

هر زمان در سیر خود سرتیزتر


سیر او ز آفاق گیتی برتر است

کو ز هشیاری و مستی برتر است


نقطه ملک جهان¬ها همت است

بال و پرّ مرغ جان¬ها همت است


هر دلی کو همت عالی بیافت

مُلکت بی¬منتها حالی بیافت


چشم همت چون شود خورشیدبین

کی شود با ذرّه هرگز همنشین


همت حقیقی در راه پیشرفت و شکوفایی چنان باید باشد که تمام وجود فرد را فرا گیرد و جز رسیدن به هدف چیز دیگری به ذهن او نیاید چنان که گفته¬اند:

«و همت آن بوَد که اندیشه به یافت چیزی مرهمگی دل را بگیرد و چون همگی دل را بگیرد بیش .... او را اندیشه یافتِ آنچه ضد آن چیز بود، نبود یعنی آرام نگیرد و اگر وقتی پدید آمد باز زود برود».

***

تفسیر همت خویشتن¬داری بود و پردلی. همت بزرگ آن بُوَد که خویشتن را بشناسند و عزیز دارند و هرگز مردم به نزدیک مردم عزیز نشود تا خویشتن را عزیز ندارد و کس او را مقدار ندارد تا وی قدر خویشتن ندارد.

***

این ملکه فاضله، صفتی نیست که هر کسی به آن تواند رسید، و سراپرده¬ای نیست که هر شخصی گرد آن تواند گردید بلکه میدانی است که به جز یکه¬سواران معرکه مردانگی در آن جولان نکنند و راهی است که به جز نامداران وادی شیردلی قدم در آن ننهند. و علامت آن، آن است که آدمی تحمل کند آنچه را که بر او وارد می¬شود، و مانند گیاه ضعیف، با هر بادی متزلزل نگردد، بلکه چون کوه پا بر جای که چون بادهای مخالف بر او وزد، التفات نکند، و چون شیر قوی¬پنجه از حمله دلاوران رو نگرداند.

معنای عزت نفس (نکته)
عزیز داشتنِ خویش آن بود که با ناکسان نیامیزد و کاری که کند چون اندر خور وی نَبُوَد نکند، و چیزی نگوید که کردم او را بدان عیب کنند.

عُلّو همت و طلب¬کارهای بزرگ (نکته)
علوّ همت عبارت است از «سعی نمودن در مراتب عالیه و مناصب متعالیه، و طلب کردن کارهای بزرگ. کسی که همت او عالی باشد به امور جزئیه سر فرود نیاورد. صاحب این صفت، چون قدم در راه طلب نهاد و درصدد تحصیل مقصود برآمد نه او را بیم جان است و نه پروای سر، دامن طلب بر میان می¬زند و کمر همت می¬بندد تا خود را به مراتب بلند رساند و خداوند عالم در جوهر انسان و جبلت آن، چنین قرار داده است که به هر کاری کمر بندد، و به هر امری که پیشنهاد خود سازد و در آن سعی و اجتهاد کند از پیش بر می¬دارد و به مطلوب خود می¬رسد، «من طلب شیئاً وَجَدَّ وَجَدَ؛ هر که در طلب چیزی برآمد و کمر اجتهاد در آن بر میان بست البته آن را می¬یابد».

همت؛ قیمت مرد (نکته)
همت بلند در راه پیشرفت ستوده شده و توصیه به آن راهی برای حرکت دادن فرد فرض شده است تا در یک مرحله نماند و دچار آفات رکود نشود.

«ای دوست هرگز این کلمه نشنیده¬ای که «قِیمَةُ المَرء علی قَدرِ هِمَّتِهِ»؟ پس بدانی که همت تو تا کجاست؛ آنجا که همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببین که چون قیمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد! ...».

***

هر کسی زیر همت خویش پنهان است، و قیمت هر کسی همت اوست، و مقدار همت او در مقدار دوستان اوست.

فضیلت بلندهمتی (حکمت)
از حضرت امام باقر علیه السلام مروی است که «خدا به مؤمن سه خصلت کرامت فرموده است: عزت در دنیا و آخرت، ظفر (پیروزی) در رستگاری دنیا و آخرت و مهابت در دل ظالمان و اهل معصیت.» که سرآمد بیشتر صفات و افضل اکثر ملکات [نیک] است.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند که «اگر همه عالم، شمشیرها کشند و پشت به پشت یکدیگر داده رو به من آیند، سر مویی تفاوت در حال من هم نمی¬رسد».

زمان خود گویای روشنی و حق¬نمایی کلام معصومین علیه السلام است که می¬بینیم مهابت و عزت روزافزون ایرانیان در عرصه¬های جهانی در سایه عزت¬خواهی آنان رخ¬نمایی می¬کند و قلب¬های حق¬طلبان را به سوی خود جلب می¬نماید.

نشان همت بلند (نکته)
«نشان همت آن است که هرگز در حاصل و حاضر نگاه نکند، بل همه نظر او مقصور بود بر آنچه ندارد».

ارتباط آرزو و همت بلند (نکته)
«همت و نهمت هر دو هم شکلند و هر کسی را از این دو بهره است: یکی را به سخاوت و نان دادن، و یکی را به شجاعت، و یکی را به علم و عبادت، و یکی را به زهد و به ترک دنیا گفتن. و یکی را به طلب افزونی دنیا».

خسیس¬همتی (پند و اندرز)
بنگر تا خسیس¬همت نباشی که من چیزی ندیدم مرد را از پای افکنده¬تر از دون همتی.

همراهی همت و بخت عالی (نکته)
باید دانست که همت عالی یکی از عوامل موفقیت است. در راه موفقیت نباید غافل از عواملی بود که تحت سلطه ما نیست.

«همت بی¬آلت از سبکساری بود و همت با بخت زیبنده بود؛ زیرا که مردی که او را همت بود و از بخت یاری نبُوَد به جز نگوساری نبود. که همت باید و بخت عالی».

***

«گفته¬اند که همت¬تازان باید و بخت¬گزاران، و چنان باید که همت تا بغداد بود و نفقه تا دو فرسنگی».

ثمره بلندهمتی (حکایت)
«احمد بن عبدالله الخجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به باد غیس در خجستان روزی دیوان حنظله باد غیسی همی خواندم، بدین دو بیت رسیدم:

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی


یا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه

یا چو مردانتْ مرگ رویاروی


داعیه¬ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود. خران را بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت کردم و به خدمت علی بن اللّیث شدم برادر یعقوب بن اللّیث و عمرو بن اللّث، و بازِ دولت صفاریان در ذروة اوج علّیّین پرواز همی کرد، و علی برادر کهین و یعقوب و عمرو را بر او اقبالی تمام بود، و چون یعقوب از خراسان به غزنین شد از راه جبال، علی بن اللّیث مرا از رباط سنگین باز گردانید و به خراسان به شحنگی اقطاعات فرمود، و من از آن لشکر سواری صد بر راه کرده بودم و سواری بیست از خود داشتم و از اقطاعات علی بن اللّیث یکی کروخ هری بود و دوم خواف نشابور. چون به کروخ رسیدم فرمان عرضه کردم، آنچه به من رسید تفرقه لشکر کردم و به لشکر دادم. سوار من سیصد شد. چون به خواف رسیدم و فرمان عرضه کردم، خواجگان خواف تمکین نکردند و گفتند: ما را شحنه¬ای باید با ده تن. رای من بر آن جمله قرار گرفت که دست از طاعت صفاریان باز داشتم و خواف را غارت کردم و به روستای بُشت بیرون شدم و به بیهق درآمدم، دو هزار سوار بر من جمع شد. بیامدم و نشابور بگرفتم، و کار من بالا گرفت و ترقی همی کرد تا جمله خراسان خویشتن را مستخلص گردانیدم. اصل و سبب این دو بیت شعر بود. و سلّامی اندر تاریخ خویش همی آرد که کار احمد بن عبدالله به درجه¬ای رسید که به نشابور یک شب سیصد هزار دینار و پانصد سر اسب و هزار تا جامه ببخشید. و امروز در تاریخ از ملوک قاهره یکی اوست.

علوِّ همت (نکته)
«و هر که را همت او طعمه است در زمره بهایم معدود گردد، چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره¬ای نان خشنود گردد، و شیر باز اگر در میان شکار خرگوش، گوری بیند دست از خرگوش بدارد و روی به گور آرد».

با همت باز باش و با رای پلنگ

زیبا به گه شکار، پیروز به جنگ

 

عزت¬نفس و خوداتکایی (حکمت)

از بزرگ¬ترین زمینه¬سازهای شکوفایی خوداتکایی و خودبسندگی است. خوداتکایی را می¬توان شاخه¬ای از عزت¬نفس به حساب آورد:

«از جعفر صادق علیه السلام پرسیدند که کار خویش را بر چه بنا کردی؟ گفتا ... بدانستم که کار من جز من کسی نکند، به کار خود مشغول شدم ...».

خودباوری

تاریخ به خاطر ندارد که انسان خود کم¬بین و کسی که توانایی¬های خود را باور ندارد، شگفتی، نوآوری و کاری قابل توجه به ثبت رسیده باشد. خودباوری به منزله فعال نمودن چشمه¬های درونی است، تا بدین¬گونه نخستین و مهم¬ترین گام در راه شکوفایی برداشته شود.

عزیزالدین نسفی در این باره می¬نویسد:

«علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور و انوار، جمله در ذات آدمی موجودند، صحبت دانا و تربیت و پرورش می¬باید که تا تمام، ظاهر شوند. ای درویش! علم اولین و آخرین در ذات تو مکنون است، هرچه می¬خواهی در خود طلب کن!

ای درویش! آدمی مراتب دارد و صفات و اخلاق آدمی که در ذات آدمی مکنون¬اند؛ و در هر مرتبه چیزی ظاهر می¬¬گردند. چون مراتب آدمی، تمام ظاهر شوند، صفات و اخلاق آدمی هم تمام ظاهر گردند و عالم صغیر تمام شود. و این روند که عالم صغیر را تمام کرد، در عالم کبیر نائب وظیفه خدا شد؛ گفتِ وی گفتِ خدا باشد، و کردِ وی کرد خدای بود، و این تجلّی اعظم است، از جهت آن که ظهور اخلاق اینجاست، و ظهور علم اینجاست».

شیخ محمود شبستری نیز با اعتراض به انسان¬های خود کم¬بین و کسانی که از توانایی¬های درونی خویش بی¬خبرند، این گونه روح خودباوری را در آنان می¬دمد:

چه می¬گویم حدیث عالم دل

تو را ای سر به شیب و پای در گِل


جهان، آن تو و تو مانده عاجز

ز تو محروم¬تر کس دید هرگز


تو مغز عالمی زان در میانی

بدان خود را که تو جان جهانی


جهان عقل و جان سرمایه توست

زمین و آسمان پیرایه توست


تویی تو نسخه نقش الهی

بجو از خویش هر چیزی که خواهی


ظهور قدرت و علم و ارادت

به توست ای بنده صاحب سعادت


طبیعی قوّت تو ده هزار است

ارادی برتر از حصر و شمار است


همچنین مولانا می¬گوید:

خویشتن نشناخت مسکین آدمی

از فزونی آمد و شد در کمی


خویشتن را آدمی ارزان فروخت

بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت


صد هزاران مار و کُه حیران اوست

او چرا حیران شُده¬ست و مار دوست

 

خودباوری و درک توانایی¬های خود

خویشتن¬یابی (نکته)
«مرد خویشتن را آنجا یابد که نهد. یعنی اگر خود را عزیز دارد بلند شود، و اگر خوار دارد خوار شود».

پرداختن به انجام کاری که تضادی با ویژگی¬های شخصیتی فرد ندارد (حکمت)

هر کس بخواهد در مسیر زندگی خود موفق شود باید آن فعالیت¬هایی را انتخاب نماید که با ویژگی¬های شخصیتی¬اش منافات نداشته باشد:

«یکی از صحانه گفت: یا رسول الله، چه بینی این کاری که همی کنیم بر چیزی است که از وی فارغ گشته¬اند یا از خویشتن همی آغاز کنیم. پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم گفت: بر کاری که از آن کار فارغ گشته¬اند، و گفت بر آن تکیه نکنیم و کار به جای مانیم؟ گفت: کار کنید که بر هر کسی آن آسان کنند که ورا از بهر وی آفریده باشند».

درک قابلیت¬های اصلی خود (نکته)
«چون شرف و عزّ و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گوهر عزیز را به تو داده¬اند، و آن¬گاه وی را بر تو پوشیده¬اند: چون طلب وی نکنی و وی را ضایع نکنی و از وی غافل باشی، غبنی و خسرانی عظیم بود. جهد آن کن که دل خود را بازجویی ... و وی را به کمال خویش برسانی».

هدر ندادن زمان (حکایت)
بازرگانی جواهر بسیار داشت و مردی را به صد دینار در روزی مزدور گرفت برای سفته کردن آن.

مزدور چندان¬ که در خانه بازرگان بنشست چنگی دید، بهتر سوی آن نگریست. بازرگان پرسید که: دانی زد؟

گفت: دانم؛ و در آن مهارتی داشت.

فرمود که بسرای.

برگرفت و سماعِ خوش آغاز کرد. بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سَفَطِ جواهر گشاده بگذاشت. چون روز به آخِر رسید اجرت بخواست. هر چند بازرگان گفت که: جواهر برقرار است، کار ناکرده مزد نیاید، مفید نبود. در لجاج آمد و گفت: مزدورِ تو بودم و تا آخِر روز آنچه فرمودی بکردم.

بازرگان از عهده بیرون آمد و متحیر بماند: روزگار ضایع و مال هدر و جواهر پریشان و مئونت باقی.


پشتکار و مداومت در انجام امور

محبوب¬ترین عمل؛ عمل مداوم (نکته)
یکی از مهم¬ترین عوامل موفقیت در مسیر پیشرفت و شکوفایی مداومت داشتن در مسیر انتخاب شد و پشتکار نشان دادن در انجام اعمال است:

«از آثار و علامت عقل، خصلت و فضیلت و مداومت نمودن بر خیر است که ناشی و منشعب از خصلت رزانت می¬گردد. و آن عبارت است از ملکه استمرار یافتن نفس بر امری از امور خیر به نحوی که عادت و طبیعت مکتسبه ثانیه او گردد، خواه آن که مداومت بر تمام خیرات یا بر بعضی از آنها باشد؛ چون که مراد نه احاطه نمودن است بر تمام خیرات و نه استکثار نمودن از آنها است، بلکه مراد، مداومت فرمودن است هر چند که با قلّت عمل باشد، چنان که فرموده جناب امام محمد باقر است که «اَحَبُّ الاَعمالِ اِلی الله عزّوجلّ ما داوَمَ عَلیْه العَبْدُ و اِنْ قَل؛ محبوب¬ترین اعمال به سوی خداوند عزّوجلّ، عملی است که بنده مداومت بر آن بنماید، هر چند که آن عمل قلیل باشد.» و ایضاً فرمودند که «ما مِنْ شیءٍ اَحَبُّ اِلی الله عَزَّوَجَلّ مِنْ عَمَلٍ یُد اوِمُ عَلیه وَ اِنْ قلّ؛ نیست هیچ چیز محبوب¬تر به سوی خداوند عزّوجلّ از عملی که مداومت نموده شود بر آن، هر چند که قلیل باشد».

پشتکار و جدیّت (اشعار و جملات نغز)
گرم رو باش اندرین ره کاهلی از سر بنه

تا نمانی ناگهان انگشت حیرت در دهن


***

آنها که به صبر پیش بردند

مقصود ز جمله بیش بردند


***

«طلب جستن و کوشیدن است».


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 8:34 PM
توجه بيشتر به مهدويت از مهم‌ترين دغدغه‌هاي فكري فعالان حوزه فرهنگ و دين است كه با استفاده از رهنمود مراجع، روند رو به رشد خود را در سال‌هاي اخير پيدا كرده است. منتها اين فعاليت‌ها در سال جديد بايد رنگ ديگري به خود بگيرد. به گزارش خبرگزاري فارس، هنگامي كه مقام معظم رهبري سال 1389 شمسي را سال همت و كار مضاعف نام نهادند، تمام ارگان‌هاي دولتي، حكومتي و مردمي موظف به تلاش چند برابر در امور كاري خود شدند. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در سخنراني روز اول فروردين در حرم امن رضوي، همچنين فرمودند كه تلاش 10 برابري نبايد ما را راضي كند و در عين حال تلاش 1.5 برابري نيز نبايد ما را در اجراي برنامه‌هاي خود مأيوس كند. با توجه به اين سخنان، ميزان و مقدار تلاش نبايد دغدغه ذهني فعالان در عرصه‌هاي مختلف كشور باشد؛ بلكه مهم تلاش و كار مضاعف در عرصه‌اي است كه در آن فعال هستيم. فعالان عرصه فرهنگي نيز جدا از اين مهم نيستند و البته عملكرد برخي از اين فعالان به دليل اهميتي كه حوزه آنها دارد به نظر مهم‌تر مي‌آيد. فعالان عرصه مهدويت جزو اين دسته هستند. موضوع مهدويت در كشور ما كه داراي اعتقادات شيعي برگرفته از آراي امام صادق (ع) به عنوان بنيانگذار مذهب برحق شيعه اثني عشري است از جايگاه مستحكمي برخوردار است و چون اين اعتقاد در ايمان مردم رسوخ پيدا كرده به نوعي تمام آنها يك مبلغ مهدويت محسوب مي‌شوند. با اين حال، هرگاه موضوعي عموميت و گستردگي بيشتري داشته باشد به همان اندازه هم آسيب‌پذيرتر است. به عنوان مثال هرگاه در اجتماع‌هاي كوچك مردمي سئوالي درباره مهدويت مطرح مي‌شود، هريك از اعضاي حاضر به دنبال پاسخگويي به استفاده از فهم، درك و آگاهي خود هستند كه برخي اوقات چون پاسخ‌دهندگان، كارشناس امور مهدويت نيستند، شبهه و يا ايرادي را در ذهن ديگران ايجاد مي‌كند. به همين دليل است كه لزوم تربيت بيشتر كارشناسان مهدويت و نفوذ آن در جمع‌هاي كوچك و بزرگ مذهبي نمايان مي‌شود. در حال حاضر برخي مؤسسات وابسته به مراكز آموزش ديني و حوزه‌هاي علميه به تربيت و پرورش دانش‌آموختگان و كارشناسان مهدويت هستند. كه البته به نظر ناكافي مي‌آيد. همچنين بايد عنوان كرد كه پيش از اين مراجع عظام و مدرسان حوزه‌هاي علميه نسبت به گسترش كتاب‌هاي وهابي و ضدمهدويت حتي در بازارهاي كتاب ايران و به صورت عمده‌تر در تمام نقاط جهان هشدار داده‌اند و برخي از دلسوزان امر نيز علت را در كم كاري افراد حاضر در اين حوزه مي‌دانند. هر چند در اين نوشتار قصد ناديده گرفتن زحمات و تلاش‌هاي فعالان عرصه مهدويت را ندارم، اما بايد گوشزد كنيم كه اين عزيزان بايد نسبت به چگونگي فعاليت‌هاي خود تجديدنظر كنند و اينكه بايد تلاش و كار مضاعفي داشته باشند. از جمله تلاش‌هاي مضاعف كارشناسان در عرصه مهدويت، رصد كردن، يافتن و انتخاب كتب مهدويت و ترجمه آن به زبان‌هاي مختلف است تا پيروان ديگر اديان و فرهنگ‌ها ـ كه احتمالاً به دليل تبليغات گسترده وهابيت دچار بدفهمي نسبت به فرهنگ مهدويت شده‌اند ـ با موضوع انتظار، طبق آن چيزي كه در مكتب تشيع است، آشنا شوند. جديت و اهتمام بيشتر در اين زمينه مي‌تواند، بسترسازي مناسبي براي رفع شبهات مهدويت از ذهن جوانان كشورمان نيز باشد. جامعه جوان ايراني، امروزه از سوي ابزارهاي رسانه‌اي و تهاجم فرهنگي و جنگ نرمي كه دشمن آغاز كرده است، تهديد جدي مي‌شوند. نمي‌توان انكار كرد كه جوان ايراني نسبت به ايمان و اعتقادات خود راسخ و پايدار است، اما نبايد فراموش كرد كه در جنگ تبليغاتي حاضر در دنيا و صدور فرهنگ بدون ريشه غرب به تمام نقاط دنيا از طريق امكانات و تكنولوژي‌هاي پيشرفته جوانان در سيبل آسيب‌پذيري قرار دارند و بيشترين توجه بايد به آنها شود. جوان با تمام سئوال‌هاي ذهن خود نبايد با سخنان نسنجيده محكوم به طرد شدن شود؛ بلكه با تلاش و همتي مضاعف بايد راهكارهايي را براي سمت و سو دادن ذهن جوان ايراني در راستاي فرهنگ مهدويت قرار داد. در حال حاضر مركز پاسخگويي به شبهات ديني شوراي عالي انقلاب فرهنگي و همچنين مركز تخصصي مهدويت و امامت حوزه علميه قم گام هايي را براي رفع اين شبهات و پاسخ به اذهان عمومي بر مي‌دارند، اما تنها اقدامات اين دو نهاد كافي نيست. از آنجا كه ايران شيعي‌ترين كشور در ميان ملل اسلامي است و برنامه‌هاي خود را بر اساس انديشه‌هاي امامان معصوم (ع) بنا گذاشته است، زمينه‌سازي براي ظهور منجي عالم بشريت و گسترش فرهنگ انتظار بايد در رأس امور آن باشد. بر همين اساس است كه دستگاه‌هاي دولتي و حكومتي بايد توجه بيشتري به بحث مهدويت و بسط و گسترش فرهنگ انتظار داشته باشند و اين مهم ميسر نمي‌شود؛ مگر با همت و كار مضاعف كه مقام معظم رهبري سال جاري را به آن ناميده‌اند.

 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 9:44 PM
ضرورت همت مضاعف و كار مضاعف در نظام آموزشي

حميدرضا تركمندي:آثار پرخير و بركت نام‌گذاري سال‌هاي پيش توسط رهبر معظم انقلاب، ازجمله جهش قابل توجه و ارتقاي رتبه ايران در زمينه توليد دانش در سطح جهاني، توجه آحاد مردم و مسوولان به پرهيز از اسراف و حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف و استفاده بهينه از منابع و امكانات، اكنون در سطح جامعه آشكار شده و نتايج آن مشهود است. اين توجهات و تلاش‌هاي مردم و مسوولان در راستاي نوآوري و شكوفايي، توليد و كار و اصلاح الگوي مصرف، قابل تقدير است اما كافي نيست. رهبر معظم انقلاب با نام‌گذاري سال 1389 به نام سال همت مضاعف و كار مضاعف، تاكيد فرمودند: «اين تلاش‌ها در حد خود، تلاش‌هاى با ارزشى است؛ موجب تقدير است.»

 «آنچه از ملاحظه‏ وضعيت موجود كشور و ظرفيت‌هاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، مي‌شود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‏ايم، آنچه مسوولان و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاش‌ها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‏ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.» با استماع كلمه «كار» مضاعف، نبايد صرفا توليد و امور اقتصادي در اذهان تداعي شود و همت مضاعف فقط در راستاي كار توليدي، فني و اقتصادي به كار برده نمي‌شود بلكه به فرموده معظم‌له، در همه عرصه‌هاي صنعتي و در فعاليت‌هاي اجتماعي و سياست خارجي و در بخش‌هاي مختلف بايد كار مضاعف صورت گيرد. بنابراين بايد اين نگرش ابتدا در بين تمامي مسوولان نظام در تمامي سطوح، تقويت شود كه امروزه مردم كشور اسلامي ايران نيازمند همت بلندتر با كار بيشتر و متراكم‌تر هستند تا راه‌هاي نرفته را بپيمايند و به هدف‌هاي بزرگ خود نزديك‌تر شوند.
 يكي از موضوعات مهم در بيانات رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي سال 89، تاكيد بر نظارت و بازخوردگيري مسوولان در فعاليت‌ها و تلاش‌ها براي عمران و آباداني و پيشرفت كشور و تقدير از آن است: «بر همه‏ ناظران منصف فرض است كه از اين تلاش‌ها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند.» تمامي مديران موظفند با نگاه سيستماتيك به سازمان خود، از خروجي‌هاي سازمان، فيدبك گرفته و در جهت اثربخشي فعاليت‌ها، ضمن تشويق كاركنان كارا، نقاط ضعف احتمالي را شناسايي كرده و اقدامات مضاعف براي رفع كاستي‌ها را در نظر بگيرند. تشويق و قدرداني از منابع انساني متعهد، يكي از رموز موفقيت تمامي مديران در راستاي اثربخشي مضاعف فعاليت‌هاي سازماني است و از روزمرگي‌ها در اثر حجم بالاي كارها و به فراموشي سپردن يا بي‌توجهي به كار مضاعف زيرمجموعه، جلوگيري خواهد كرد و موجب برانگيختگي كاركنان و به حداقل رساندن خستگي آنان خواهد شد.
 نام‌گذاري سال 89 با دقت و ظرافت خاصي صورت‌گرفته و محدود به يك بعد از ابعاد توسعه نيست و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تمامي آحاد مردم و مسوولان را در هر پست و رده سازماني، مورد خطاب قرار داده و همه را موظف به حركت براي رسيدن به بهترين روزها، بهترين حالات و بهترين وضعيت‌ها كرده‌اند. بي‌شك جامعه بزرگ فرهنگيان، يكي از تاثيرگذارترين اقشار در هر كشور محسوب مي‌شود كه جايگاه ويژه آنان از هزاره‌هاي گذشته تاكنون مورد تاكيد فلاسفه و انديشمندان مشهور بوده و هست و به نوعي آموزش و پرورش و معلمان را زيربناي اصلي توسعه و سرمايه‌گذاري مطمئن براي آينده هر كشوري، معرفي كرده‌اند. توسعه اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي و... در هر مملكتي در گرو بهره‌گيري از منابع انساني متعهد و كارا است و اين منابع انساني كارا (دانش‌آموزان) ابتدا بايد در نظام آموزشي حاكم، در فرآيند تربيت و آموزش شركت داده شوند و با همراهي خانواده‌ها، جريان جامعه‌پذيري آنان تداوم يابد تا در سايه تربيت و آموزش نيروهاي متعهد، فعال و با همت مضاعف، شاهد سرمايه‌گذاري مطمئن براي آينده باشيم. موفقيت نظام آموزشي كشور در گرو تقويت مضاعف علم و ايمان دانش‌آموزان به‌عنوان والدين و جمعيت مولد و فعال آينده است و اين ميسر نيست مگر با همت و كار مضاعف معلمان و كاركنان مدارس به‌عنوان فعالان خط‌مقدم تعليم و تربيت و اين هم مقدور نخواهد بود جز با توجه و پشتيباني كافي مسوولان نظام آموزشي براي شناسايي و معرفي فرهنگيان، معلمان و مديران فعال با همت و كار مضاعف و تقويت انگيزه فعاليت بيش‌ازپيش آنان.
از نقطه‌نظر اجتماعي، كار بيش از آنكه از جهت افزايش ثروت آناني كه به انجام دادن آن فرمان مي‌دهند، مطمح‌نظر قرار گيرد، از ديدگاه ارتباطش با انسان كه بدان‌دست مي‌زند، مورد توجه است. شرايط اجتماعي كار به نظام اقتصادي، ميزان توسعه نيروهاي مولد، ميزان تشكل و سازمان‌يافتگي كارگران و قوانين و مقررات وابسته است. بايد توجه داشت كه در تمدن صنعتي و فني، جدايي بين كار يدي و فكري (عقلاني) كاهش مي‌يابد، چه، بسياري از كارهاي واسط بين اين دو موجودند، ازجمله كنترل وسايل و شيوه‌هاي مبتني‌بر خودكاري، وجود كاركنان ماهر، ناظران در كارهاي اداري، كاركنان مشاغل علمي و...
 توجه به تعريف «كار اجتماعي (Social Action)
  كه از آن، به‌عنوان  كار يك عده از مردم كه به‌صورت گروهي انجام مي‌شود يا كوشش منظم براي تغيير نهادها، آداب و رسوم يا روابط گروهي»، يادشده، مي‌تواند مكمل تعريف كار باشد. بنابر تعاريف فوق، مجددا متذكر مي‌شود كه استفاده از كلمه كار در اين نوشته صرفا به معناي كار درآمدزا نيست و گاهي از آن به‌عنوان كاركرد و حتي تكليف نقش هم استفاده مي‌شود.
 از سوي ديگر، براي اينكه نظام آموزشي در انجام وظايف محوله خود بيش‌ازپيش موفق باشد، نيازمند توجه و همت مضاعف مسوولان در دولت و ساير قوا براي ياري رساندن خود است و مهم‌تر از همه اينكه حذف نگاه «مصرفي بودن نظام آموزشي» نيازمند كار مضاعف است و زماني كه به نظام آموزشي به‌عنوان يك «نظام سرمايه‌گذاري مطمئن» نگريسته شود، مي‌توان به آينده كشور، صد چندان اميدوار بود.
 اينكه چه بخش‌ها و زيرمجموعه‌هاي آن، بيش از ساير بخش‌ها به كار مضاعف نياز دارند، موضوع مهم ديگري است. طبيعي است كه در اثر فشار كاري مديران، حجم زياد امور، روزمرگي‌ها، توطئه‌هاي بيگانگان، كمبود منابع، توجه ويژه به برخي موضوعات روز و...، ناخودآگاه ممكن است اشكالات موجود در يك بخش، موقتا از توجهات، پنهان شود يا اقدامات جدي براي رفع آن صورت نگيرد در اين حال لازم است ضمن مطالعه دقيق كاستي‌ها توسط كارشناسان خبره داخل و خارج سيستم، ابتدا نقاط ضعف شناسايي شوند و سپس براي بر طرف كردن نقاط ضعف، راهكارهايي ارائه شود و اين ميسر نخواهد بود مگر اينكه تمامي مسوولان و مديران در بخش‌هاي مختلف «نقدپذيري» خود را تقويت كرده و ميزان پذيرش انتقادهاي سازنده از خود يا سازمان خود را افزايش دهند و ضمن عدم كتمان حقايق و كاستي‌هاي موجود، خود و زيرمجموعه را براي كار مضاعف آماده كنند و از همه مهم‌تر اينكه شناسايي نقاط ضعف سازمان خود را صرفا منسوب به شخص مدير نكنند، بلكه با احساس مسووليت نسبت به اهداف سازماني، اين دسته از مطالعات و تلاش‌ها را در جهت اثربخشي سازمان، مفيد و لازم تلقي كنند.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net