حضرت محمدص با استفاده از فرصتهای مناسب برای شکوفایی نیروهای
درونی و استعدادهای نهفته افراد، زمینه سازی مینمود و از این طریق، در
آنان انگیزه تولید و کسب درآمد را تقویت میکرد. روایت زیر، نشانگر این
روش رسول گرامی میباشد:
مردی از اصحاب در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج میبرد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میرفتی و از او درخواست کمک مینمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری میکنیم ولی اگر بینیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بینیاز میکند.»
او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
مردی از اصحاب در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج میبرد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میرفتی و از او درخواست کمک مینمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری میکنیم ولی اگر بینیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بینیاز میکند.»
او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
رد
ناچار برای بار دوم به حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت اما قبل
از این که حرفی بزند، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم همان سخن قبلی را
تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی
اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را
همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان میدید، برای سومین بار با
همان نیّت به مجلس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت. باز هم لبهای
رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که
به دل، قوّت و به روح، اطمینان میبخشیدـ همان جمله را تکرار کرد. این بار
اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در
همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدمهای مطمئنتری راه میرفت.
با خود فکر میکرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به
خدا تکیه میکنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده
است، بهره میگیرم و از او میخواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از
دیگران بینیاز سازد. با این نیّت، تیشهای عاریه گرفت و به جانب صحرا
رفت. آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را
چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد
خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب
سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانهروزی، یکی از
افراد ثروتمند گردید. روزی به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده
و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به
محضر حضرت آمده و چگونه سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وی را به
تحرک و کار واداشت. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: من که به تو
گفتم؛ هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک میکنیم ولی اگر بینیازی
بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.9
ب) روشهای رفتاری
گرچه رهنمودهای گفتاری، در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملی،
به مراتب بیشتر از شیوههای گفتاری مؤثر است. برای همین پیامبراکرم
صلیاللهعلیهوآلهوسلم نه تنها با راهنماییها و زمینه سازیهای خود
موجب هدایت افراد به سوی میدانهای کاری شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده
و همدوش با دیگران کار میکرد.
رفتار رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم را میتوان تبلور اصول و ارزشهای اسلامی قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنهی سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والای انسانی اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار میآید، رفتار اقتصادی آن حضرت نیز میتواند شیوهای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد.
نمونه هایی از سیره عملی حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم :
رفتار رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم را میتوان تبلور اصول و ارزشهای اسلامی قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنهی سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والای انسانی اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار میآید، رفتار اقتصادی آن حضرت نیز میتواند شیوهای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد.
نمونه هایی از سیره عملی حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم :
خانه سازی
امام صادق علیهالسلام به فردی که در اثر جهل و غرور، تن به کار
نمیداد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در
بالای سرت بار حمل کن. (و هرچه میتوانی تلاش کن.) و از مردم بینیاز باش.
سپس به وی فرمود: همانا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سنگها را به دوش خود حمل میکرد و دیوار خانهاش را میساخت.10
سپس به وی فرمود: همانا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سنگها را به دوش خود حمل میکرد و دیوار خانهاش را میساخت.10
باغداری
علی علیهالسلام روزی به سلمان فرمود: ای [ابا [عبداللّه! باغی را که
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با دستان خویش آن را ساخته و درختهایش
را کاشته است، برای فروش بهمشتریان عرضه کن. سلمان باغ پیامبر
صلیاللهعلیهوآلهوسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم
فروخت.11
دامداری
روزی حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: ما بَعَثَ
اللّهُ نَبیّاً اِلاّ راعی غَنَمٍ؛ تمام پیامبران الهی پیش از آن که به
مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کردهاند. قالُوا: وَ اَنتَ یا رَسُولَ
اللّه؟؛ از پیامبر سؤال شد: آیا شما نیز چوپانی کردهاید؟ قال: وَ اَنَا
رَعَیْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِیط؛ فرمود: بله، من مدتی گوسفندان
اهل مکه را در سرزمین «قراریط» به چراگاه بردهام.»12
بازرگانی
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قبل از ازدواج، با خدیجه یک قرارداد
تجارتی بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربهای، پیامبر
صلیاللهعلیهوآلهوسلم متعهد شده بود که با سرمایه خدیجه به یک سفر
تجارتی برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهای بازرگانی خدیجه شریک
باشد. بعد از توافق طرفین، خدیجه شتری راهوار و مقداری کالاهای ارزشمند در
اختیار حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش
کرد که در این سفر تجارتی به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت
نمایند. این سفر تجارتی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به شام، تا حدودی
وضعیت اقتصادی و مالی آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پایان سفر،
کاردانی و شایستگی این جوان قرشی مورد تقدیر و ستایش خدیجه ـ ثروتمندترین
و سرشناسترین زن مکه ـ قرار گرفت و بدین منظور، مبلغی را علاوه بر قرار
داد، به او پرداخت. اما نبیّ اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فقط مبلغ
معیّن در قرارداد را دریافت کرده و از اخذ وجوه اضافی خودداری نمود. سپس
وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب علیهالسلام برد و همه را در
اختیار عموی گرامیاش گذاشت تا این که مقداری وضع زندگی حضرت ابوطالب
علیهالسلام سر و سامان یابد.13
امام صادق علیهالسلام در مورد کارهای تجارتی پیامبر علیهالسلام سخنان ارزندهای دارد. اسباط بن سالم میگوید:
روزی به حضور امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه میکند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمیکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانی است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با کاروانی که از شام میآمد معامله میکرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرضهای خود را ادا نموده و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم مینمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا میفرماید: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمیکند.»(15)
امام صادق علیهالسلام در مورد کارهای تجارتی پیامبر علیهالسلام سخنان ارزندهای دارد. اسباط بن سالم میگوید:
روزی به حضور امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه میکند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمیکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانی است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با کاروانی که از شام میآمد معامله میکرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرضهای خود را ادا نموده و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم مینمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا میفرماید: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمیکند.»(15)
منبع: ماهنامه کوثر
