« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

همت وكار مضاعف در سال 89





























حضرت محمد(ص).........پیامبر بزرگ اسلام.....شبانی/ تجارت

حضرت عیسی (ع)........پیامبر بزرگ مسیحیت........ .نجار

حضرت موسی (ع).........پیامبر بزرگوار یهود.............چوپان

آدولف هیتلر.............دیكتاتور آلمان..............نقاش پوستر

آلبرت انیشتن..............فیزیكدان................منشی اداره ثبت

الویس پریسلی...........خواننده....................راننده كامیون

امیركبیر....................صدراعظم ناصرالدین شاه........آشپز

او هنری....................نویسنده............................گاوچران

جرالدفورد .........رئیس جمهور آمریكا.........مانكن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی..........انقلابی ایتالیایی..................ملوان

جیمی كارتر...............رئیس جمهور آمریكا..............بادام كار

رونالد ریگان.........رئیس جمهور آمریكا..............هنرپیشه سینما

شون كانری...... هنرپیشه سینما.........بنا و راننده كامیون

كلارك گیبل...............هنرپیشه سینما..................چوب بر

ویلیام فالكنر.........نویسنده................نقاش ساختمان

گاندی.............رهبر فقید هند.....................وكیل دادگستری

جرج واشنگتن.......اولین رئیس جمهور آمریكا........كشاورز

نادرشاه افشار.....موسس سلسله افشاریه.......پوستین دوز

یعقوب لیث...............سرسلسله صفاریان.............رویگر

امیر اسماعیل سامانی...سرسلسله امرای سامانی...ساربان

آلپتكین..........سرسلسله غزنویان..........غلام زر خرید

فرخی سیستانی.......شاعر مشهور ایران.......كارگر كشاورز


پاندیت نهرو.........نخست وزیر هند...............وكیل دادگستری

موسولینی......دیكتاتور ایتالیا...................روزنامه نویس

ساموئل مورس.............مخترع آمریكایی.................نقاش

جك لندن........نویسنده آمریكایی..............كارگر كشتی

آلبر كامو............نویسنده فرانسوی.............معلم

ریچارد نیكسون....رئیس جمهور آمریكا.............وكیل دادگستری

آبراهام لینكلن......رئیس جمهور آمریكا.............هیزم شكن

گی دو موپاسان.....نویسنده فرانسوی.......كارمند دریا داری

چارلز دیكنز..................نویسنده انگلیسی.............منشی

آناتول فرانس...............نویسنده فرانسوی..............كتابفروش

مولیر..........نویسنده بزرگ فرانسوی........هنرپیشه

هربرت جرج ولز ...........نویسنده بزرگ انگلیسی.......شاگرد بزاز

ارنست همینگوی.........نویسنده بزرگ آمریكایی........خبرنگار

ویلیام شكسپیر.....نویسنده بزرگ انگلیسی.......هنرپیشه سیار

فیدل كاسترو.....رئیس جمهوری كوبا........دانشجوی حقوق

كاردینال ریشیلیو.....صدر اعظم معروف فرانسه.... كشیش

ناپلئون بناپارت.....امپراتور فرانسه.................افسر توپخانه

كریم خان زند....موسس سلسله زندیه..........تیر انداز سپاه نادر شاه

ژاندارك......شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی.......چوپان

هانری فورد.................كارخانه دار آمریكایی..........ساعت ساز

توماس ادیسون............مخترع بزرگ آمریكایی.........تلگرافچی

آلفرد نوبل.......... بنیانگذار جایزه نوبل............ كارگر كارخانه

والت دیزنی...........مخترع سینمای انیمشن......پادوی مغازه

میكل انژ........نقاش مجسمه ساز ایتالیایی..........سنگ تراش
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 7:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



هماهنگی تواناییهای فردی با ویژگیهای کار
زمانی که بین تواناییهای فرد و ویژگیهای کار مورد نظر هماهنگی و همخوانی وجود داشته باشد تاثیر مثبتی بر شیوه عمل خواهد گذاشت. برخی از فعالیتها به تواناییها و خصوصیات ویژه‌ای نیاز دارند که بدون آنها انجام کار به صورت مفید و ثمر بخشی انجام نخواهد گرفت. فرض کنید فردی را که بنیه جسمی قوی ندارد و قصد دارد کار سنگینی مثل جابجا کردن قطعات سنگین را انجام دهد. این یک مثال واضح از ضرورت همخوانی تواناییهای فردی با ویژگیهای مورد نیاز برای انجام کار است. چنین تطابقی در برخی کارهای فکری ، ظرافت و پیچیدگی بیشتری دارد.
عوامل انگیزشی در کار کردن
در بحث انگیزش گفته می‌شود که طی جریان انگیزش نیروی لازم برای انجام کار فراهم می‌شود. در واقع انگیزش به منزله موتور رفتاری انسان بشمار می‌رود. از این جهت سطح انگیزشی فرد تاثیر بسیار زیادی در اقدام او به انجام کار و تداوم به انجام کار دارد. افرادی که از انگیزش کافی برخوردار نیستند یا در شروع به انجام کار مشکل دارند یا در شیوه انجام کار ضعیف و کند عمل می‌کنند. نتیجه کار این افراد معمولا به اندازه نتیجه کار افراد با انگیزه مفید و سودمند نیست. افراد دارای انگیزش بالا توان بهتری در انجام کار دارند، سرعتشان بالاتر است، زودتر اقدام و شروع بکار می‌کنند. نواقص کمتری دارند و در صورت بروز مشکل تلاش بیشتری جهت رفع نواقص می‌کنند.

ماهیت کار به عنوان یک عامل موثر
اینکه نوع کار مورد نظر چیست؟ چه اندازه دشوار است؟ در چه مدت زمانی باید انجام گیرد و تمام شود؟ نتایج مورد نظر کدامها هستند و ... ماهیت کار را مشخص می‌سازند. اصولا کارهایی که از درجه دشواری بالاتری برخوردار هستند، و به عبارتی کارهای سخت تفاوتهایی از لحاظ مدت زمان مورد نیاز برای اتمام کار ، نتایج مورد نظر و ... با کارهای ساده‌تر دارند. از این لحاظ ماهیت کار ، سخت و آسان بودن آن نیز می‌تواند شیوه کار را تحت تاثیر قرار دهد. کارهای آسان راحت‌تر و سهل‌تر و در مدت زمان کمتری انجام داده می‌شوند و توجه و دقت مورد نیاز برای آنها کمتر است.
شرایط محیطی به عنوان عامل موثر در کار کردن
شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه می‌تواند نتایج متفاوتی به بار می‌آورد. عموما شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار روند انجام کار را سرعت می‌بخشد. از عمومی‌ترین شرایط محیطی ، نور ، فضا ، سروصدا و ... است. هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصی‌تری نیاز هست. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان می‌دهد انجام کار در محیطهای دارای نور مناسب ، تهویه هوای مناسب و فضای کافی تاثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد.
گروههای کاری به عنوان عامل موثر در کار کردن
برخی از کارها بطور انفرادی انجام می‌گیرند ولی برخی کارهای دیگر مستلزم انجام همکاری بین دو یا چندین نفر هستند. نوع روابطی که بین افرادی که بطور مشترک در انجام کار فعالیت می‌کنند حائز اهمیت است. تحقیقات نشان می‌دهد، نوع ویژه‌ای از روابط ، پویایی گروهی را بالا برده و بازده کاری را افزایش می‌دهد. از اینرو ترکیب مناسب گروهها می‌تواند نقش سازنده‌ای در بهبود و عملکرد افراد داشته باشد. این نکته برای مدیران سازمانها و محیطهای کاری از لحاظ تشکیل گروههای کاری قابل توجه است.
بازده کار به عنوان عامل موثر در کار کردن
روشن است کارهایی که دارای بازده مفید و بالایی هستند با تحت تاثیر قرار دادن سطح انگیزش افراد نحوه عمل و کار را تحت تاثیر قرار می‌دهند. البته چنین بازدهی زمانی بیشترین تاثیر را خواهد داشت که فرد از وجود چنین بازدهی آگاهی داشته باشد. زمانی که فرد از نتایج کار خود به صورت پاداش مالی و ... اطلاع داشته باشد شیوه عمل او متفاوت از زمانی خواهد بود که هیچگونه آگاهی از چنین مزایایی ندارد. این مساله قابل توجه مدیران کاری است که با آگاه ساختن افراد خود از نوع تشویقها و پاداشهای مورد نظر راندمان کار را بالا ببرند. قابل توجه است فقدان آگاهی افراد از نوع تشویق مورد انتظار و میزان آن بیشترین تاثیر مخرب را در عملکرد آنها خواهد داشت نسبت به زمانی که از بازده پایین کار اطلاع داشته باشند. روانشناسان اجتماعی این مساله را با پدیده توجیه توضیح داده‌اند.
پرتال نور


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 7:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند.

در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند. تضمین و تداوم حیات و بقای سازمان‌ها، نیازمند یافتن راه‌حل‌ها و روش‌های جدید مقابله با مشکلات می‌باشد که به نوآوری و ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روش‌های جدید بستگی دارد.




● ضرورت و اهمیت فرهنگ کارآفرینی

کارآفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه‌ی اقتصادی می‌دانند. مهم‌ترین نقش‌های کارآفرینی از این قرارند:

- موجب گردآوری پس‌اندازهای عمومی بی‌هدف و سرگردان می‌شود و تشکیل سرمایه‌ها را بهبود می‌بخشد.

- منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می‌شود، بنابراین کارآفرینی، مشکلات بی‌کاری را که ریشه‌ی بسیاری از مشکلات اقتصادی- اجتماعی است، کاهش می‌دهد.

- منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به‌صورت عادلانه در جامعه می‌شود.



● زمینه‌سازی فرهنگی

قسمت اعظم فرهنگ کارآفرینی در جوامع کنونی، متأثر از نهادینه‌شدن فرهنگ علم در جامعه است. فرهنگ کارآفرینی در محیطی امکان‌پذیر است که هنجارهای غالب بر آن محیط، ارزش‌ها و باورهای فرهنگ کار و علم را تقویت می‌کند. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است که به شناخت بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه وابسته است. در این بین، دولت در بستر‌سازی برای کارآفرینی، نقش بسیار مهمی دارد چراکه همیشه بزرگ‌ترین مانع بر سر راه کارآفرینان، مسائل فرهنگی بوده و دولت می‌تواند فرهنگ ارزشی کشور را تغییر دهد.



● تأثیرات کارآفرینی بر فرهنگ

کارآفرینی، یکی از عوامل اصلی فرهنگ‌سازی محسوب می‌شود. نظر به این‌که کارآفرینی درواقع نوعی فرآیند و پدیده‌ی خلاقیت و نوآوری است، بنابراین مطالعات خلاقیت‌شناسی تاریخی و خلاقیت‌شناسی جامعه‌شناختی، بیان‌گر آن است که پدیده‌های کارآفرینی، با انبوه‌سازی ابداعات و اختراعات و همگانی‌سازی استفاده از آن‌ها، نقش بسیار مهمی در ایجاد رفتارهای جدید و شکل‌گیری الگوهای نوین زندگی و به‌طور کلی به‌وجود آمدن فرهنگ جدید داشته‌اند.



● ضرورت تدریس درس کارآفرینی

امروزه شواهد موجود نشان‌می‌دهد که کارآفرینی می‌تواند درنتیجه‌ی برنامه‌های آموزشی، پرورش یابد. نظریه‌پردازان علم مدیریت که بُعد فنی کارآفرینی را بررسی می‌کنند، بر این اعتقادند که کارآفرینان می‌توانند در کلاس درس، آموزش ببینند و بالنده شوند. آموزش کار‌آفرینی، مهم‌ترین تلاشی است که بستر لازم برای فراگیری دانش و مهارت‌های ضروری را برای افراد علاقه‌مند به‌خصوص دانشجویان، فراهم می‌کند. آموزش عالی باید بتواند با ارائه‌ی برنامه‌های آموزشی مناسب، در بروز ویژگی‌هایی مانند استقلال‌طلبی، ریسک‌پذیری، خلاقیت، خودباوری و آینده‌نگری در آموختگان مؤثر باشد طوری‌که به‌جای جست‌وجوی کار، خودشان به‌عنوان نیروی مولد علاوه‌بر ایجاد کسب‌وکار، برای دیگران نیز کار ایجاد کنند. «بارتون کلارک» معتقد است که دانشگاه‌های پویا در قرن بیست‌ویکم، دانشگاه‌هایی هستند که کارآفرین بوده و بتوانند ارزش تخصصی و مدیریتی را تلفیق نمایند.



● نهادینه کردن کارآفرینی در فرزندان

مطالعات مربوط به گذشته‌ی کارآفرینان، نشان‌می‌دهد آنان در دوران کودکی دارای ارزش‌های خاص اتکاء و استقلال بوده‌اند و خانواده‌ها‌ی‌ آنان در این ‌راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند. کارآفرینان به‌طور معمول دارای روحیه‌ای هستند که از رضایت و سود آنی خود صرف‌نظر می‌کنند تا به پاداش‌های بزرگ آینده دست‌یابند. دانش‌آموزانی که دارای روحیه و توان کارآفرینی هستند، حمایت‌های مادی و معنوی می‌شوند. آموزش کودکان برای اتکاء به خود و استقلال اولیای فعال در تجارت و مشاغلی شبیه آن، کمک بزرگی در پرورش روحیه‌ی کارآفرینی در کودکان است.



● رشد فرهنگ خودباوری

افرادی که خودپنداری مثبت دارند، بدون کم‌ترین شک و تردیدی، دارای شایستگی و توانایی برای کارآفرینی و مستحق موفقیت در تلاش‌های خود هستند. افراد موفق در کارآفرینی، حتی در شرایطی که در ابتدای راه بوده و هیچ‌گونه امکانات و موقعیتی هم نداشته‌اند نیز به‌طور جدی به توانایی‌ها و شایستگی‌های خود اعتقاد راسخ و باور کامل داشته‌اند و با خودباوری قاطع و اعتمادبه‌نفس فوق‌العاده، در مسیر فعالیت‌های کارآفرینی گام نهاده‌اند و به موفقیت و تحقق اهداف خود امیدوار بوده‌اند.



● نتیجه‌گیری

به مهارت‌ها و استعدادهای خود ایمان بیاوریم و بسترسازی برای ظهور آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم. جذب افراد ژرف‌اندیش و قابل و ترویج نظام شایسته‌سالاری، برای ارتقای روحیه‌ی کارآفرینان لازم است. با توجه به اهمیت و نقش بالای کارآفرینی در ایجاد توان رقابتی و توسعه‌ی اقتصادی، توجه هرچه بیش‌تر به تقویت زمینه‌های فعالیت کارآفرینان و ترویج فرهنگ کارآفرینی در کشور، از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوانیم با توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی، زیرساخت‌های جامعه را برای زندگی سعادتمندانه دگرگون نماییم.


منبع : سایت آفتاب


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:19 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



● مقدمه:

ساختار اقتصادی دنیای امروز با گذشته به طور اساسی تفاوت دارد. شاخص های سخت افزاری و دارایی های مشهود که دیروز در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت جای خود را به نوآوری ، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی های نرم افزاری داده است. اگر دیروز ثروتمندترین افراد دنیا آن هایی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند، امروز ثروتمندترین مردم دنیا افرادی دانش مدار و کارآفرین هستند . لذا توسعه اقتصادی دنیای امروز بر پایه نوآوری و خلاقیت و استفاده از دانش استوار است. این اقتصاد را اقتصاد دانش محور می گویند.

تولید علم و دانش، بهره گیری از دانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینه های اجتماعی توانمندی و قدرت ایجاد می نمایند. کشورهایی که بخش قابل ملاحظه ای از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند ، از نظر صنعتی توسعه یافته و از توازن اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردارند.




● بدیهی است تولید علم و دانش جز از راه تحقیق حاصل نمی شود.

رابطه سرمایه گذاری در امر تحقیقات و تولید علم و رابطه تولید علم با توان اقتصادی و سیاسی کشورها رابطه ای مستقیم است. به کارگیری دانش و مدیریت در هر جامعه زیربنای نوآوری و خلاقیت هاست. بنابراین لازمه رشد اقتصادی در دنیای امروز ، توسعه مراکز تولید دانش، فناوری و مهارت های فنی است که مهمترین آن ها دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی هستند. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان رکن اساسی در توسعه همه جانبه کشور باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند تا قادر باشند نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر ، متخصص و خلاق پرورش دهند. در دنیای امروز بزرگترین سرمایه های یک بنگاه اقتصادی منابع انسانی یا نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آن ها هستند و این نیروها کسانی جز کارآفرینان نمی باشند.



● مفهوم کارآفرینی

با تحولات سریع و شتابان جامعه بین المللی و گذر از جامعه صنعتی به جامعه فن آوری اطلاعات و مواجهه اقتصاد های ملی با اقتصاد جهانی و مطرح شدن پدیده هایی همانند «جهانی شدن اقتصاد» و «فن آوری اطلاعات» ، مباحث اساسی درخصوص راهکارهای مختلف برای تسریع فرآیند رشد و توسعه پایدار و رفاه اقتصادی مطرح می شود. یکی از این مباحث جدید، نقش کارآفرینان در این فرایند است. کارآفرینی از مفاهیم جدیدی است که حداقل در محدودة علم مدیریت، اقتصاد، جامعه شناسی و روان شناسی و سایر مقوله های مرتبط با این موضوع قدمتی بسیار کوتاه داشته و از مفاهیم رو به گسترش می باشد. به دلیل آنکه معنای تحت اللفظی «کارآفرینی» نمی تواند عمق محتوی و مفهوم این واژه را مشخص نماید و نیز برای جلوگیری از برداشت نادرست این موضوع یا واژه با سایر واژه ها و برای رسیدن به فهم و فرهنگ مشترک از آن ، معرفی و شناساندن این واژه بسیار مهم است.

برای رسیدن به فهم مشترک ا زکارآفرینی، باید به سوالاتی نظیر: "کارآفرینی چیست؟ کارآفرین کیست؟ فرآیند کارفرینی چگونه است؟ نقش و تأثیر کارآفرینی و کارآفرینان در ابعاد توسعه و رشد اقتصادی و متغیرهای کلان اقتصادی همانند اشتغال چیست؟ نقش آموزش و تجربه در رشد کارآفرینی چه میزان است؟" پاسخی واضح و مبسوط داده شود.

«کارآفرینی» از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات و پیشرفتهای بشری بوده است. لیکن تعاریف متنوعی از آن در سیر تاریخی وروند تکامل موضوع بیان شده است، که برخی از این تعاریف ارائه می شود:



● کارآفرینی یعنی:

ـ متعهد شدن و مسئولیت پذیری در تولیدکارهای جدید

ـ یک علم که همچون علوم دیگر می توان آن را فرا گرفت

ـ راه اندازی و سازماندهی کسب و کار و شرکتهای نوپا از طریق نوآوری و خطرپذیری که این کسب و کار مداماً در حال رشد و ترقی باشد

ـ مدیریت فرصت یا کشف و شناخت فرصتهای سودآور و کشف نشده موجود در جامعه و استفاده از آنها

ـ حل مشکلات جامعه، دولت و بنگاه ها و بهبود زندگی فردی و خانوادگی

ـ فرآیند شناسایی ، توسعه و گسترش دیدگاه دیگری از زندگی که این دیدگاه ممکن است یک فرد خلاق و یا یک فرصت و راه بهتری برای انجام بعضی از کارها باشد

ـ فرآیند پویای ایجاد و دستیابی به فرصتها و دنبال کردن آنها بدون توجه به منابعی که در حال حاضر موجود است.

ـ جستجوی دائمی برای تغییر و واکنش در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت

ـ فرایند پویای ارزش آفرینی و ایجاد و خلق ثروت بیشتر در جنبه های مختلف از زندگی اجتماعی

ـ تشکیل تیمی از افراد با مهارتها و استعدادهای مکمل و مشاهده فرصتها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج ، تناقض ، تضاد و ابهام را متوجه می شوند

ـ یک استراتژی نوین در شرکتهای بزرگ برای دستیابی به نوآوری ، موفقیت و رشد و بقا

ـ پیش زمینه ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه با ایجاد فرصت های شغلی و تولید ثروت و توزیع درآمد در جامعه و بهبود شرایط اقتصادی

ـ یکی از موارد توانایی ها و شایستگی های مدیران

ـ توان خلاق و تلفیق قوانین برای ایجاد کسب و کار جدید

ـ یک نوع تصمیم گیری اجتماعی که توسط نوآوران اقتصادی انجام می شود .

ـ یک نوع کنش انسانی که در عرصه کار و فعالیت اقتصادی متبلور می شود، ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در عملیات بازار

ـ شوق خلقت، یا خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیج

ـ فرآیند خلق چیزی نو، با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای به دست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال

ـ فرایند پویای به وجود آوردن چیزهای نو همراه با ارزش های جدید با استفاد از زمان، منابع و ریسک خلاقیت و نوآوری

ـ یک نوع تصمیم گیری اجتماعی است که توسط نوآوران اقتصادی انجام میش ود.

ـ موتور توسعه اقتصادی و جرقه رشد و توسعه اقتصادی



●کارآفرینی موجب تحقق این موارد می شود:

ـ بارور شدن خلاقیت ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن ، افزایش اعتماد به نفس ، ایجاد و توسعه تکنولوژی ، ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی

ـ افزایش سود و سرمایه ، سرمایه گذاران و تأمین رفاه اجتماعی

ـ پرشدن خلاء ها و شکافهای بازار کار، یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصتهای تازه، امکانات جدیدی خلق می شود.

ـ گذار از رکورد اقتصادی، جبران عقب ماندگی های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه کشور

ـ جلوگیری از پس روی اقتصادی به هنگام بحران و ناتوانی بخش های اقتصادی در ایجاد اشتغال

ـ رقابت صنایع به ویژه صنایع مشابه داخلی با یکدیگر ، موجب بهبود و بالا رفتن کیفیت کالاها

ـ تقویت و تکامل صنایع داخلی و فراهم آوردن زمینه رقابت صنایع داخلی و خارجی و سرانجام افزایش صادرات و دریافت ارز برای کشور

ـ بوجود آمدن محصولات ، خدمات، روشها ، سیاستها، افکار و راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه

ـ فراهم ساختن عوامل و شرایط لازم را برای تولید کالاها، محصولات و بازاریابی آنها

کارآفرینی به معنای «عهده دار شدن» کاری است و به معنی مسئولیت پذیری است و تعریف آن وابسته به شرایط و حوزه ای که در آن قرار دارد مانند اقتصاد، جامعه شناسی و ... بسیار گسترده و چند وجهی است.

در تعریف اقتصادی کارآفرینی ، ریچارد کانتلیون (۱۷۳۰، contilon) می گوید: «کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار عرصه به بازار خریداری می کند . کارآفرین در زمان خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاعی ندارد».

شومیتر (۱۹۸۲وSchumpeter) از دیگر اقتصاددانانی است که نوآوری را به طور بسیار برجسته در اقتصاد وارد کرده و معتقد است: «کارآفرینی نیروی محرک اصلی در توسعه اقتصادی و موتور توسعه است». وی مشخصه کارآفرینی را نوآوری می داند و فرایند کارآفرینی را تخریب خلاق می نامد، یعنی ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید با ابداع روش های نوین در انجام کارهای جاری است.

وی در کتاب «نظریه اقتصاد پویا» اشاره می کند که تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی ایجاد می گردد و اینها مشخصه یک اقتصاد سالمند.در واقع هنوز هم تعریف جامع و کاملی و مورد وفاق صاحبنظران حول این مطلب ارائه نگردیده است.

تعریف دیگری از اصطلاح کارآفرینی که تقریباً شامل همه تعریفهای ارائه شده از آن می باشد ، عبارت است از :

«کارآفرینی فرآیندی است پویا که که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و با بسیج منابع، به ایجاد کسب و کار و شرکتی نو، راه اندازی سازمانی جدید با ویژگی نوآور و رشد یابنده که توأم با پذیرش مخاطره و ریسک باشد و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه مبادرت کند.»


منبع : سایت آفتاب

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:19 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در قرن حاضر که اقتصاد جهان و سرعت رشد اقتصادی بر پایه نوآوری است باید بستر لازم را برای رشد کسانی که ایده را به محصول، علم و دانش را به صنعت تبدیل می نمایند، یعنی کارآفرینان (ارتباط دهندگان دانش و علوم با صنعت و بازار) فراهم ساخت.

تعاریف زیادی از واژه کارآفرینی ارایه شده که هر یک از ابعادی از ویژگی های کارآفرینی را ارائه می دهد. اما شاخصه های کارآفرین به قدری زیاد است که نمی توان تمام آن را در یک جمله یا عبارت خلاصه نمود. اما با تمام تفاوت ها در تعاریف تقریباً همگی بر نوآور بودن، تصمیم گیر بودن، متعهد بودن و مخاطره پذیر بودن کارآفرین اتفاق نظر دارند.


کارآفرین، نوآور و خلاق ، مخاطره پذیر و مسئولیت پذیر است. او هدف گرا، واقع گرا و رشد گراست. کارآفرین دارای عزم و اراده ، اعتماد به نفس و استقلال طلب است . قدرت تخیل دوراندیشی، خودجوشی ، بصرت ، تفکر مثبت ،توانمندی در ایجاد ارتباط ار دیگر ویژگی های کارآفرینان است. کار آفرین به چالش ها پاسخ مثبت می دهد با مشکلات و موانع برخوردی مثبت دارد و از دانش به خوبی بهره می گیرد. او تلاش می کند تا دانش تولید شده در مراکز تحقیقاتی را به دانش تولید محصول تبدیل نماید و محصولی قابل رقابت به بازار ارائه دهد.

در یک نگاه کلی می توان کارآفرینی را به دو گروه اساسی تقسیم نمود. کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد آن را کارآفرینی سازمانی می نامند.

جاذبه اصلی کارآفرینی چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی آن بی حد بودن نوآوری است. کارآفرینان با ویژگی خلاقیت، براساس فرصت ها در زمان های مناسب قادرند محصولی جدید یا خدماتی نو به بازار ارائه نمایند نوآوری فرایندی است پایان ناپذیر، زیر نمی توان برای تولید علم حد و نرزی قائل شد. در اقتصاد مبتنی بر دانش، نوآوران و صاحبان فکر سرمایه های اصلی شرکت های تولیدی و کارآفرین هستند. امروزه ۷۰ تا ۷۵ درصد سود در شرکت های نرم افزاری و دارویی از طریق سرمایه های فکری کارکنان حاصل می شود.

بسیاری از کارآفرینان فعالیت خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط ۲(SME)

شروع می نمایند. این شرکت ها سهم به سزایی در توسعه صنایع (پیشرفته) و ایجاد اشتغال

داشته و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند.

لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحد های کوچک و متوسط در قالب مراکز رشد و پارک های علم و فناوری فراهم سازند و آن ها را تا مدت زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند حمایت کنند.

در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنگاه های اقتصادی و صنعتی کشور ها را (SME ها) تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال کشورها تأثیر گذارند.

در کشور ما مراکز حمایت از کارآفرینان بسیار محدود و کارآفرین با تمام مشکلات ضمن تلاش جهت تبدیل ایده به محصول باید تمام خطر سرمایه گذاری را خود عهده دار باشد. مراکز حمایت از کارآفرینان به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عدم حمایت جدی از طرف نهادهای ذیربط قادر نیستند پاسخگوی نیازهای مالی کارآفرینان باشند . کارآفرینان با ایجاد (SMEها ) با سرمایه محدود خود و گاهی با دریافت مقداری وام وارد یک حرکت اقتصادی و صنعتی می شوند و در بسیاری از مواقع زندگی و امکانات خود را در راه توسعه صنعتی از دست می دهند. با تولید دانش فنی یک محصول ، توسط کارآفرین ، شرکت های تولیدی خارجی توسط عوامل خود در کشور از این توانایی ها اطلاع یافته و قیمت محوصل خود را چنان پایین می آورند که کارآفرین توان رقابت را از دست داده و در مدت کوتاهی هستی خود را از دست بدهد. در این مواقع اگر کارآفرین حمایت نشود چگونه می توان انتظار داشت کارآفرینی و ایجاد (SME ها) در کشور توسعه یابد.

چه باید کرد؟ چه نظام کنترلی برای واردات باید داشت تا ضمن حفظ انگیزه در کارآفرین محصول او نیز چه از نظر قیمت و چه از نظر کیفیت قابل رقابت در بازار شد؟

مهمترین آثار توسعه کارآفرینی، افزایش نوآوری ، ارتقای سطح فناوری ، افزایش تعداد ثبت اختراعات و ابداعات، تولید دانش فنی، ایجاد اشتغال و (SME ها) تولید و توزیع درآمد در سطح جامعه است که در نتیجه می تواند افزایش ثروت ملی را در بر داشته باشد. کدام سرمایه گذاری می تواند در این حد آثار مثبت اجتماعی و اقتصادی از خود باقی گذارد . آیا براستی می توان مسیری بهتر از مسیر توسعه کارآفرینی جهت توسعه اقتصادی و صنعتی در کشور یافت. باید از این تجربه ارزنده دنیا با توجه به نیروهای مساعد فراوان در کشور بخوبی استفاده و با جدیت برای توسعه کارآفرینی برنامه ریزی کرد.

مهمترین آثار توسعه کارآفرینی ، افزایش نوآوری، ارتقای سطح فناوری ، افزایش تعداد ثبت اختراعات و ابداعات ، تولید دانش فنی ، ایجاد اشتغال و SME ها ، تولید و توزیع درآمد در سطح جامعه است که در نتیجه می تواند افزایش ثروت ملی را در برداشته باشد.



● سابقه کارآفرینی در دنیا

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأمویت نظامی بودند کارآفرین می خوانند. پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفته . از حدود سال ۱۷۰۰ میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است.

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح کرده اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال ۱۹۳۴ که همزمان با دوران رکورد بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او درخصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر نظریه کارآفرینی» لقب داده اند. ازنظر وی «کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است» و نقش کارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد»

کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق درخصصو آنان نیز مورد توجه قرار گرفته است. جامعه شناسان، کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته اند. دانشمندان مدیریت هم به تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخته اند.



● سر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می توان به پنج دوره تقسیم نمود:

دوره اول قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی: در این دوره به صاحبان پروژه های بزرگ که مسئولیت اجرایی این پروژه ها همانند ساخت کلیسا، قلعه ها، تأسیسات نظامی و غیره ، از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید ،کارآفرین اطلاق می شد، در تعاریف این دوره ، پذیرش مخاطره لحاظ نشده است.

دوره دوم (قرن ۱۷ میلادی) این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد کارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی است.

دوره سوم (قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی) در این دوره کارآفرین فردی است که مخاطره می کند و سرمایه مورد نیاز خود ار از طریق وام تأمین می کند. بین کارآفرین و تأمین کننده سرمایه (سرمایه گذار) و مدیر کسب و کار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.

دوره چهارم (دهه های میانی قرن بیستم میلادی): در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است.

دوره پنجم (دوران معاصر از اواخر دهه ۱۹۷۰ تاکنون) : در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و کار و روند کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار، توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارآفرینی و کارآفرینان توجه نموده اند.



● سه موج وسیع در جلو راندن موضوع کارآفرینی

تا دهه ۱۹۸۰ سه موج وسیع، موضوع کارآفرینی را به پیش برده است:

موج اول : انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه های سریع پولدار شدن می باشد. این موج از اواسط دهه ۱۹۵۰ شروع می شود.

موج دوم : این موج که شروع آن از دهه ۱۹۶۰ بوده شامل ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است که در حال حاضر این حوزه ها به سایر رشته ها نیز تسری یافته است.

موج سوم : این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و بنگاههای کوچک، تشویق رشد شرکت های کوچک و انجام تحقیقات درخصوص نوآوری های صنعتی می شود که از اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز شده است.



● توسعه کارآفرینی در جهان

در اقتصاد رقابتی جهان امروز که با تغییر و تحولات پرشتاب محیط بین المللی، گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و دگرگونی اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی همراه است، کارآفرینی را به مثابه «موتور توسعه اقتصادی» به کار گرفته اند، زیرا می تواند در رشد و توسعه اقتصادی کشورها که سبب افزایش بهره وری، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی خواهد شد، نقش مهمی داشته باشد. برخی اجزای کارآفرینی را می توان نوآوری، خطرپذیری معتدل، جستجوی فرصتها و تجهیز منابع برای بهره برداری از آنها از راه ایجاد کسب و کارهای جدید یا دگرگونی سازمانها دانست. در واقع، فرآیند کارآفرینی دستاورد کسانی است که میل شدید به کامیابی دارند و سخت کوشی، پافشاری، ریسک پذیری، دورنماسازی شگفت انگیز از جمله ویژگیهای روحی – روانی آنهاست. با این باور، کارآفرین کسی است که با ایده و اندیشه نو و با ایجاد یک کسب و کار، محصول جدید را به جامعه معرفی می کند. اصولاً این گونه اشخاص در همه جوامع حضور دارند و یک بستر و زمینه مناسب می تواند این حضور را پررنگتر سازد.

کشورهای پیشرفته از دهه های قبل و برخی کشورهای در حال توسعه در دهه های اخیر، با توجه به نقش مؤثر و مثبت کارآفرینان اقتصادی در توسعه جامعه، از این پتانسیل برای رویارویی با مشکلاتی چون رکود، تورم و بیکاری و نبود امکان اشتغال بهره برداری کرده اند. تدوین استراتژی ها، سیاست ها و برنامه های لازم برای گسترش روحیه و رفتار کارآفرینانه، آموزش و مشاوره، ایجاد فضای مناسبتر برای فعالیت کارآفرینان در زمینه های گوناگون اقتصادی – اجتماعی، رفع موانع و ایجاد ارتباط و همکاری بین آنها و تسهیل دستیابی آنها با بازارهای جهانی از جمله کارهایی است که در این زمینه صورت گرفته و دستاوردهای چشمگیر نیز داشته است.

از سال ۱۹۹۷، با همکاری مراکز معتبر دانشگاهی در برخی کشورها، مدل «جی. ای. ام»

Global Entrepreneurship Monitor) ( برای ارتباط بین کارآفرینی و رشد اقتصادی طراحی شد و مطالعات لازم در این زمینه براساس سه سئوال محوری به شرح زیر صورت گرفت. در سال ۱۹۹۹ این الگو در ده کشور آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، کانادا، فنلاند، دانمارک و رژیم اشغالگر قدس بررسی شد و در سال ۲۰۰۰ کشورهای آرژانتین، استرالیا، بلژیک، برزیل، هند، ایرلند، کره جنوبی، نروژ، سنگاپور، اسپانیا و سوئیس هم به آنها پیوستند.

ـ فعالیت های کارآفرینی بر رشد اقتصاد ملی و رفاه جامعه چگونه اثر می گذارد ؟

ـ فعالیت های آغاز کسب و کار میان جوامع گوناگون تا چه اندازه با هم تفاوت دارند؟

ـ با کدام معیارها می توان یک کشور را کارآفرین معرفی کرد و چگونه فعالیت های آغاز یک کسب و کار را می توان گسترش داد یا محدود کرد ؟

که دستاوردهای این پژوهش را به این شرح می توان بیان کرد :

ـ فعالیت های کارآفرینانه در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است.

ـ سیاستهای مناسب و افزایش توان کارآفرینی یک جامعه (از جمله مهارتها و انگیزه ها)، بیشترین تأثیر را در گسترش کارآفرینی دارد.

ـ شرکت زنان در کارآفرینی ضرورتی دراز مدت برای اقتصاد است.

ـ برای رسیدن به دستاوردهای پایدار و بلندمدت، سیاست ها باید جوانان زیر ۲۵ سال و افراد بالای ۴۴ سال را به کارآفرینی فرا خواند و تشویق کند.

ـ هر دولتی که متعهد به پیشرفت اقتصادی است، باید زمینه حمایتهای لازم را از همه جنبه های سیستم اقتصادی که هادی و حامی افزایش بسترهای کارآفرینی هستند، از جمله به کمترین رساندن مالیات ها، دسترسی به نیروی کار، کاهش هزینه های نیروی انسانی (غیرحقوق بگیر)، کاهش مقررات و آسان سازی کسب و کار توسط دولت را فراهم سازد.

ـ سیاستها باید راهگشای گسترش سرمایه گذاریهای مخاطره آمیز و برانگیختن انگیزه های افراد خصوصی برای سرمایه گذاری بهینه در مراحل نخست هر گونه کسب و کار باشد


منبع : سایت آفتاب


 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:18 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
بیایید صادق باشیم: نوشتن برنامه کسب و کار اصلاً خوشایند نیست. ذهنیت بسیاری از کارآفرینان از نوشتن برنامه کسب و کار مشابه ذهنیت آنها از جراحی روت کانال است. این چیزی نیست که شما مشتاق آن باشید. کاری است طولانی همراه با بخش‌های مکررکه شدیداً جسم و روان را آزار می دهد. دندانپزشک سعی می‌کند درد را به وسیله بی‌حس‌کننده‌های موضعی التیام بخشد. اما خوشبختانه کاری که یک برنامه کسب و کار انجام می‌دهد چیزی بیشتر از کار دندانپزشک است. بعد از عملیات دندانپزشکی، نفس راحتی می‌کشید چون همه چیز به حالت قبلی خود برگشته، حداقل تا دفعه‌ی بعد. ولی وقتی برنامه کسب و کار خود را کامل کنید، در حقیقت تازه احساس رضایت شروع می‌شود. فواید روانی این کار، داشتن حس اعتماد و در دست داشتن سرنوشت خود، به تنهایی ارزش تلاش را دارند. حال که متوجه اصل داستان شدید بیایید زودتر به اصل مطلب بپردازیم.

کلمات کلیدی: طرح تجاری برنامه کسب و کار .در این بخش سه هدف را دنبال می‌کنیم.

۱) ایجاد انگیزه مناسب برای نوشتن برنامه کسب و کار

۲) معرفی فرآیندی که ناخوشایند بودن نوشتن را کاهش دهد

۳) ارائه خلاصه‌ای از اطّلاعات مورد نیاز یک برنامه کسب و کار موفق

▪ برنامه کسب و کار به عنوان سند فروش:

روند نوشتن برنامه کسب و کار تحت تأثیر تعریف شما از برنامه کسب و کار است. اگر آن را به عنوان کاری خسته کننده و بسیار پیچیده ببینید، طرح شما نیز به همان ترتیب باعث سرنگونی تجارتتان می‌شود. برنامه کسب و کار را عموماً به عنوان نقشه مسیر، بیانی از راهبرد، یا عناوین نظری دیگری بیان می‌کنند. در نتیجه بسیاری از طرح‌های تجاری مبهم، خشک، و فنی هستند؛ چون کارآفرینان آنها را به عنوان یک سری تمرینات نظری و رسمی می‌بینند.

اما برنامه کسب و کار را می‌توان یک سند فروش دانست که توسط آن تمام شرکت را به صورت کامل می‌فروشیم. اگر شرکت، واقعا شما را هیجان‌زده می‌کند این هیجان باید در برنامه کسب و کار نیز وجود داشته باشد. با چنین تفکری از برنامه کسب و کار خشک و پیچیده‌ای که اکثر کارآفرینان می‌نویسند، دوری می‌کنید. البته این به معنای تبلیغات پر سروصدا و اغراق در برنامه کسب و کار نیست. باید از مدارکی که مطالب شما را حمایت می‌کنند، مثل تحقیقات مستند و تجربیات مختلف استفاده کنید.



● برنامه کسب و کار

یک تعریف خوب: برنامه کسب و کار سندی است که توانایی تجارت شما را در فروش محصولات و خدمات خود برای ایجاد یک سود رضایت‌بخش، و جذابیت آن را برای تأمین کنندگان مالی به شیوه‌ی متقاعد کننده‌ای نشان می‌دهد.

یک تعریف بهتر: برنامه کسب و کار یک سند فروش است که هیجان و تعهد شما نسبت به تجارتتان را به حمایت کنندگان مالی و یا سهام‌داران احتمالی منتقل می‌کند.



● هشت دلیل برای نوشتن یک برنامه کسب و کار

۱) برای فروش خود به تجارت (خود را تمام و کمال در اختیار تجارت قرار دهیم)

۲) برای بدست آوردن وام بانکی

۳) برای کسب پول سرمایه‌گذاری

۴) برای تشکیل اتحادهای راهبردی

۵) برای کسب قراردادهای بزرگ

۶) برای جذب کارمندان کلیدی

۷) برای فروش یا خرید شرکت و تلفیق شرکت

۸) برای ایجاد انگیزش و متمرکز ساختن گروه مدیریتی

▪ شروع نوشتن: یک رهیافت کوتاه

سخت‌ترین بخش نوشتن یک برنامه کسب و کار شروع کردن آن است. برای تسهیل این بخش به دو حقیقت باید توجه کرد: ۱. ارائه پرسش‌ها یا موضوعات درست و مناسب. ۲.تهیه جواب‌های خلاصه و کوتاه به این سؤالات.

معمولاً پاسخ به سؤالات در چند پاراگراف یا حتی چند صفحه، بسیار آسان‌تر از خلاصه‌نویسی است. باید توجه کرد که لازم نیست سؤالات بلافاصله به طور کامل پاسخ داده شوند. تنها هر آنچه که در یک لحظه به ذهنتان خطور می‌کند به صورت اشاره بنویسید و درباره‌ی مسائل دیگری که پرسش ارائه می‌دهد بیشتر فکر کنید. با توجه به این مطلب به برخی پرسش‌ها و موضوعاتی که باید در نوشتن برنامه کسب و کار مورد توجه قرار گیرند اشاره می‌کنیم.

▪ برنامه کسب و کار باید چند صفحه باشد؟

معمولاً داشتن حسی از شمای کار در هنگام شروع، از لحاظ روانی مفید خواهد بود. از لحاظ سازماندهی نیز یک تخمین از زمان مورد نیاز برای انجام کار، به دست می‌دهد. همچنین باعث ایجاد نظم از همان ابتدا می‌شود. نوشتن یک برنامه کسب و کار مختصر و مفید از نوشتن یک برنامه کسب و کار طولانی بسیار سخت‌تر است. طرح‌های تجاری را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: برنامه کسب و کار خلاصه، برنامه کسب و کار کامل، برنامه کسب و کار عملیاتی

▪ برنامه کسب و کار خلاصه: ۱۰ صفحه

حدود ۱۰ صفحه یا بیشتر هستند و از برنامه کسب و کار‌های سنتی و ۶۰ صفحه ای کمترند. به اطّلاعات و تحقیقات کمتری نیاز دارند و در نتیجه بسیار سریع‌تر نوشته می‌شوند. این نوع طرح‌ها برای تجارت‌های نو پا بسیار مناسب هستند این نوع برنامه کسب و کار در مواردی نظیر دریافت وام بانکی، تجارت‌های کوچک ملی که به دنبال سرمایه‌گذاری خارجی نیستند، و سنجش میزان علاقة سرمایه‌گذار مفید هستند .

برنامه کسب و کار کامل

تمام موضوعات مهم را در بر می‌گیرد تا حدی که موارد اساسی به صورت کامل کندوکاو شوند ولی هنوز نباید خیلی از ۴۰ صفحه بیشتر شود. این محدودیت ۴۰ صفحه‌ای برای تجارت‌های توسعه یافته می‌تواند بسیار مشکل باشد. این نوع برنامه کسب و کار در مواردی نظیر جستجو برای دریافت مقدار هنگفتی سرمایه و جستجو برای شریک راهبردی مفید است.

برنامه کسب و کار عملیاتی

می‌توانند حتی از ۱۰۰ صفحه تجاوز کنند. دو دلیل اصلی برای تهیه این نوع طرح‌های تجاری می‌تواند وجود داشته باشد:

۱) شرکت‌هایی که به سرعت رشد می‌کنند. برای شرکت‌هایی که در حال حاضر پیچیده هستند و به سرعت پیشرفت می‌کنند، برنامه کسب و کار باید تعدادی از موضوعات را به طور کامل بپوشاند.

۲) بخشی از فرآیند سالانه: بسیار مهم است که تیم مدیریت روی موضوعات یکسانی متمرکز باشند. یک برنامه کسب و کار برای اینکه بتواند همه‌ی افراد را در مسیر مشخص شده نگه دارد، باید سطحی از جزئیات را در برگیرد که در طرح‌های خلاصه و کامل ضروری نیستند. طرح عملیاتی باید وارد جزئیات توزیع، تولید، و حوزه‌های مهم دیگری شود که برای حصول اطمینان از درک همه‌ی افراد از موارد مورد انتظار، لازم هستند.


برنامه کسب و کار چه چیزهایی را باید در برگیرد؟

بعد از اینکه تصمیم گرفتیم که چه نوع طرحی را می‌خواهیم بنویسیم باید آن را سازماندهی کنیم. روش درست یا غلطی برای این کار وجود ندارد ولی به طور کلی یک برنامه کسب و کار این ویژگی ها را در بر می‌گیرد:

۱) صفحه رو: می‌تواند شامل مواردی مانند: نام شرکت، نشانی، نام و شماره تلفن رابط اصلی (معمولاً رئیس) و هشدار حق نشر و شماره‌ی نشر باشد. برای جزئیات با یک وکیل مشورت کنید.

۲) جدول محتوی: باید تا حد امکان به تفصیل و همراه شماره صفحات باشد. برخی بانک‌داران یا سرمایه‌گذاران روش‌های خاص خود را در خواندن بخش‌های مختلف (از لحاظ ترتیب) دارند.

۳) خلاصه اجرایی:

مهمترین بخش برنامه کسب و کار است زیرا بیشتر خوانندگان ابتدا به سراغ این بخش می‌روند تا حسی از کل طرح پیدا کنند. قلب برنامه کسب و کار است. اگر به دنبال کسب سرمایه هستید، این بخش باید سرمایه‌گذاران و بانک‌داران احتمالی را به سر میل آورد.

یک برنامه کسب و کار کوچک است. در واقع به خودی خود "یک برنامه کسب و کار داخل برنامه کسب و کار" است .

باید ماهیت، و شور هیجان تجارت را در برگیرد، کسی که آن را می‌خواند باید بتواند بگوید، "خب! پس این کاری است که این افراد به دنبال آن هستند".

نوشتن خلاصه اجرایی به شکل نهایی خود کار بسیار بزرگی است زیرا حداکثر باید ۲ صفحه باشد.

می‌توان یک خلاصه اجرایی اولیه نوشت با توجه به این نکته که نباید بیشتر از ۲ صفحه باشد و این پیش‌نویس بعداً، پس از تکمیل بخش‌های دیگر برنامه کسب و کار، بازنویسی و تدوین می شود.

با نوشتن خلاصه اولیه به یک اکتشاف مهم دست خواهید یافت. خلاء‌هایی را در دانش، آگاهی و ایده‌های خود حس می‌کنید. این اکتشاف مسیر را برای تحقیقات و نوشتن بخش های دیگر طرح مشخص می کند.

۴) شرکت: هویت شما چیست؟

این بخش دو موضوع اساسی را بیان می‌کند: راهبرد تجارت شما و تیم مدیریتی.

شرح راهبرد تجارت خود: راهبرد یک کلمه سازمانی است برای رویکرد کلی شرکت نسبت به تولید و فروش خدمات/ تولیدات خود و اهداف آن برای به حداکثر رساندن میزان موفقیت. در شرح راهبرد باید یک تناسب منطقی بین آنچه ادعا می‌کنید برای انجام آن برنامه‌ریزی کردید و آنچه نتایج برنامه‌ریزی تأیید می‌کنند وجود داشته باشد. بنابراین کارآفرینان باید در شرح راهبرد به سه حوزه‌ی اصلی اشاره کنند: گذشته، حال و آینده شرکت.

شرح تیم مدیریتی: موضوع اساسی این است که آیا کسانی که شرکت را اداره می‌کنند توانایی لازم را برای ارضای راهبرد شرکت دارند یا خیر. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند در شرکت هایی با محصول متوسط و افراد متبحر سرمایه‌گذاری کنند تا برعکس.

سوابق دست‌آوردهای هر عضو را، ترجیحاً دستاوردهایی که در شرکت شما رخ داده، ذکر کنید.

از تله‌های تیم مدیریتی مصطلح مثل ۱ـ سپردن مسئولیت‌های بسیار زیاد به یک نفر ۲ـ انتخاب مدیرانی با سوابق یکسان اجتناب کنید.

هر عضو را تنها در یک پاراگراف تشریح کنید ولی سعی کنید با توضیح کامل توانایی‌ها و تجربیات همه‌افراد، تمام منابع خود را معرفی کنید. این مطلب شامل معرفی مشاوران و کارمندان نیمه وقت که نقش اساسی دارند نیز می‌شود.

۵. بازار: خریداران چه کسانی هستند؟

گاهی بازاریابی با فروش اشتباه گرفته می‌شود. در حالی که بازاریابی، تعیین مشتریان احتمالی و تعیین بهترین راه دسترسی به آنها است. و فروش، متقاعد ساختن آن مشتریان احتمالی به خرید از شما. یکی از راه‌های بازاریابی جمعیت شناسی است. در ادامه به موضوعات مختلفی که در این بخش از برنامه کسب و کار لحاظ می شوند می پردازیم.

- فروش فواید محصول یا خدمت خود:

بخش مهمی از تعیین مشتریان احتمالی، این است که مشخص کنیم شرکت شما واقعاً چه چیزی را می‌فروشد. در نوشتن این بخش باید به شرکت در قالب فوایدی که به مشتریان می‌فروشد نگاه کنید. بهترین فواید، آنهایی هستند که به مشتریان در پول درآوردن، پس‌انداز کردن، یا احساس آرامش کردن، کمک کنند. تا حد امکان سعی کنید فواید را ارزیابی کنیدـ مقدار پولی که درآورده می‌شود یا پس‌انداز می‌شود، و علاوه بر آن مدت زمانی که طول می‌کشد تا کالای خریداری شده پول خود را درآورد. این اطّلاعات ۱ـ به ایجاد تبلیغات برای فروش محصولات کمک می‌کند ۲ـ در تعیین مشتریان احتمالی کمک می‌کند.

جای تعجب ندارد، هرچه محصول یا خدمت شما بتواند با پولی که درآورده می‌شود یا پس‌انداز می‌شود، زودتر هزینه خرید خود را درآورد، برای خریداران جذاب‌تر خواهد بود. نتایج بدست آمده باید به طور مشخص و واضح در برنامه کسب و کار بیان شوند. اگر فایده‌ی مالی روشنی وجود ندارد، باید فواید جذاب دیگری وجود داشته باشند.

ـ ساده‌سازی تحقیق بازار:

تحقیق بازار آنقدرها که تصور می‌شود سخت نیست. مسئله مشخص کردن این مطلب است که ۱ـ آیا مشتریان بالقوه کافی برای رسیدن به رشد مورد نظر شما وجود دارد یا نه و ۲ـ آیا این تعداد رو به افزایش هستند یا رو به کاهش.

بازار دقیقاً چیست؟ معمولاً هر چه دقیق‌تر و مشخص‌تر بازار را تعیین کنید، موفق‌تر خواهید بود.

بازار در حال پیشرفت است یا در حال غرق شدن؟ معمولاً هرچه بازار زودتر پیشرفت کند شما موفق‌تر خواهید بود. البته بارزهای کاهش یابنده نیز می‌توانند جذاب باشند، در صورتی که شما آنقدر قوی باشید که بتوانید تا وقتی رقبایتان زمین بخورند با انرژی به کارتان ادامه دهید.

آیا ارزش وقت گذاشتن را دارد؟ برخی بازارها پیشرفت می‌کنند، ولی این پیشرفت آنقدر نیست که ارزش صرف وقت و انرژی را داشته باشد.

ـ تحلیل رقبا:

یک برنامه کسب و کار برای آنکه قابل قبول باشد، باید رقبای خود را به طور عینی تحلیل کند.

طرح‌های تجاری اثربخش، نشانی از تمایل به یادگیری از رقبا نشان می‌دهند.

یک تحلیل عینی از رقبا در برنامه کسب و کار کمک می‌کند تا صاحبان منافع متقاعد شوند که در تحلیل عمومی خود جدی هستید.

ـ رویارویی با معمای غیر قابل حل قیمت‌گذاری:

قیمت‌گذاری یکی از سخت‌ترین موضوعاتی است که یک تجارت با آن مواجه می‌شود. معمولاً تصمیمات قیمت‌گذاری، نتایج تحقیق بازار و سنجش میزان تمایل بازار هدف به پرداخت هزینه برای کالا یا خدمات شما هستند. قیمت‌گذاری همچنین تقریباً تابعی از هزینه‌ای که رقابت مطالبه می‌کند و همچنین میزان هزینه‌ها و بودجه‌های احتیاطی شما می‌باشد.

ساختارهای قیمت‌گذاری وحی منزل نیستند و شما در قیمت‌گذاری آزاد هستید و می‌توانید ساختارهای مختلف را امتحان کنید. فقط سعی کنید قابلیت مشاهده نتایج تغییرات و آزمایش‌های خود را از دست ندهید.

برنامه کسب و کار باید شامل یک مبنای واضح و منطقی برای راهبرد کلی قیمت‌گذاری شرکت باشد.

بخش بازاریابی برنامه کسب و کار باید طولانی‌ترین بخش باشد. معمولاً باید دو برابر بخش محصول/ خدمت باشد.

۶) محصول/ خدمت: چه چیزی می‌فروشید؟

تمام جنبه‌های مهم محصولات یا خدمات شرکت باید در این بخش آورده شوند. به برخی از آنها در ادامه اشاره می‌شود.

زرق و برق تا چه حد؟ برخی خصوصیت‌ها برای محصول/ خدمت بسیار مهمتر از برخی دیگر هستند. در حالی که کارآفرینان اغلب سعی بر ایجاد خصوصیات و ویژگی‌های هر چه بیشتر در محصولات خود هستند، ممکن است برخی ویژگی‌ها در اولویت‌های خریداران نباشند، ولی جزو گران قیمت‌ترین خواص باشند.

لیستی از ویژگیهایی که می خواهید محصول/خدمت شما داشته باشد تهیه کنید

لیست را با در نظر داشتن نسبت هزینه و فایده هر ویژگی مرور کنید. شاید یک ویژگی بسیار ارزان، منفعت زیادی برای مشتریان داشته باشد.

این بخش از طرح باید ویژگی‌های اساسی محصول یا خدمت شما را ارزیابی کند و وجود آنها را نیز توجیه کند.

آیا می‌توانید تحویل دهید؟

یکی از بدترین چیزها برای یک شرکت این است که محصول جدیدی را معرفی کند و بعد نتواند در زمانی که تعهد کرده آن محصول را فراهم کند. همان‌قدر بد خواهد بود اگر محصولی را قبل از آنکه تمام اشکالاتش برطرف شده باشد وارد بازار کند.

این مشکلات تحویل، بعدها موجب بروز مشکلات بازاریابی می‌شود.

برنامه کسب و کار نه تنها باید یک برنامه‌ی زمانی برای وقایع مختلف داشته باشد بلکه باید توضیحاتی درباره‌ی مراحلی که اجرا می‌شوند داشته باشد تا رعایت زمان پایانی تعیین شده را تضمین کند.

۷) فروش و ترویج:

هر چقدر هم که بازاریابی و راهبرد‌های محصول/خدمت شما خوب باشند، اگر نتوانید مشتریان احتمالی را متقاعد به خرید از خود کنید، هیچ ارزشی نخواهند داشت. در ادامه به چند موضوع اساسی درباره‌ی فروش و ترویج اشاره می‌شود.

▪ رویکرد فروش شما چیست؟

راههای مختلفی برای فروش محصولات و خدمات وجود داردـ از طریق واحدهای فروش داخلی، نمایندگی‌های فروش، executives، یا فروش الکترونیکی.

اگر یک رویکرد چند مرحله ای دارید، محصولات را به عمده‌فروشان می‌فروشید و آنها محصول را به خرده‌فروش‌ها می‌دهند، نه تنها باید مرحله‌ی اول را کنترل کنید بلکه باید به دنبال روش‌هایی برای تأثیرگذاری در مرحله‌ی دوم باشید.

در این بخش از برنامه کسب و کار باید روند یا روندهای فروش را توضیح داده، توجیه کنید.

روندهای جایگزین و مختلف به دو دلیل در حال افزایش هستند: اول، چون هزینه فروش اکثر خدمات و محصولات به طرز هیجان‌انگیزی رو به افزایش است، دوم فشارهای رقابتی اتکا به تنها یک روند فروش را مشکل ساخته.

بخش فروش برنامه کسب و کار شما باید: روندهای مشخص فروش را توجیه کند، یک تخمینی از هزینه فراهم کند، و هر روند فروش جایگزینی را که ممکن است برای کاهش هزینه و فشار رقابتی، به آن فکر کنید را ارزیابی ‌کند.

▪ چگونه فروشندگان خود را تحریک می‌کنید؟

از آنجا که کار فروش بسیار سخت است، فروشندگان نیاز به تربیت، حمایت و فراتر از آن نیاز به انگیزه دارند. وقتی می‌خواهید روندهای جدید فروش را امتحان کنید ایجاد انگیزش بسیار مهمتر و پیچیده‌تر می‌شود چرا که تعیین بهترین شیوه‌ی ایجاد انگیزش در مراحل ابتدایی مشکل است.

یک قانون خوب این است که هرگاه روشی را پیدا کردید که خوب کار می‌کرد آن را ادامه دهید، حتی اگر به قیمت صرف هزینه‌های خارج از استاندارد تمام شود.

چگونه محصول یا خدمت خود را ترویج می‌کنید: موضوع اصلی در اینجا این است که مشتریان اصلی خود را چگونه مشخص می‌کنید؟ ممکن است برای ترویج محصولات/ خدمات خود از تبلیغات و / یا روابط عمومی استفاده کنید. معمولاً تبلیغات برای شرکت‌ها قابلیت کنترل بیشتری را روی پیامی که بازار هدف می‌رسد فراهم می‌کنند اما گران‌تر از روابط عمومی هستند. روابط عمومی شامل متقاعد ساختن رسانه‌ها برای پوشش شرکت‌ها و یا مدیران شما می‌باشد. ارائه مقالات در روزنامه و مصاحبه‌های رادیویی اعتبار بیشتری از تبلیغات دارند پس نسبت به تبلیغات، در متقاعد ساختن مشتریان احتمالی برای خرید، مؤثرتر اند. این روش برای شرکت‌های خدماتی که بخش مهمی از فروششان را "ایجاد یک تصور خوب" تشکیل می‌دهد. جذاب‌تر خواهند بود. ظاهر شدن در رسانه‌ها مشتری را جذب خواهد کرد. جهت حداکثر اثربخشی، شرکت‌ها باید در هر رسانه‌ای نفوذ کنند. می‌توان از این مطالب در برنامه کسب و کار استفاده کرد (گرچه معمولاً بهترین جا برای نوشته‌های اصلی قسمت پیوست می‌باشد).

هر شیوه‌ای را برگزینید، به بودجه نیاز دارید. در این بخش از برنامه کسب و کار باید توضیح دهید که چه مقدار هزینه برای تبلیغات و روابط عمومی در نظر گرفتید.

▪ "نامه‌های عاشقانه" و شواهد دیگری از موفقیت:

استفاده از نامه‌های تشکر و ابراز علاقه‌ای که مشتریان مشهور شما نوشته‌اند.

ایجاد فهرستی از نام مشتریان برای ایجاد اعتبار برای خود. (البته بعضی مشتریان دوست ندارند اسمشان به صورت عمومی منتشر شود).

در حالی که در این بخش می‌توان از دو مورد فوق استفاده کرد ولی متن کامل آنها باید در پیوست باشد.

۸) دارایی‌ها: موضوعات مالی

این بخش از برنامه کسب و کار تاریخچه مالی و برآوردهای مالی شما برای آینده را پوشش می‌دهد. در واقع به پشت سر و روبروی خود در طی سه یا پنج سال نگاه می‌کنید. این کار را با سه نوع تحلیل متفاوت انجام می‌دهید: بیان جریان نقدینگی، بیان سود/ زیان و ترازنامه. اعدادی که در این بخش ارائه می‌شوند باید همراه با توضیحات و تحلیل باشند. اگر ضررهایی وجود دارند، واقعاً چه چیزی را مشخص می‌کنند؟ اگر بدهی زیادی وجود دارد، چگونه باید با آن کنار آمد یا چه برخوردی باید با آن انجام داد؟ نباید حجم زیادی از اعداد و ارقام را بدون تحلیل جدی و مناسب ارائه داد. این بخش باید مشابه اصول حسابداری و مالی که توسط عموم پذیرفته شدند، باشد. جایی برای خلاقیت نیست!

ـ جریان نقدینگی: طناب نجات تجارت.

نقدینگی برای تجارت مانند ماده‌ی مغذی است که در سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌های انسان جریان دارد.

جریان نقدینگی با سود متفاوت است، برای شرکت‌های کوچک بسیار مهمتر است. امکان دارد نقدینگی شما تمام شود و ورشکسته شوید در حالی که فروش بزرگی در دست دارید که سود زیادی برای تجارت خواهد داشت.

جریان نقدینگی در کنار اهمیت حیاتی خود، می‌تواند به عنوان یک ابزار برنامه‌ریزی استفاده شود. خصوصاً هنگامی که قصد توسعه یا دنبال کردن بازارهای جدید را دارید با نظارت جریان نقدینگی به شیوه‌ای منظم، می‌توانید به درستی تأثیر کار را بر جریان نقدینگی محاسبه کرده مشخص کنید نیاز به پیگیری برای کسب وام بانکی یا وام‌های دیگر دارید یا خیر.

از لحاظ فنی جریان نقدینگی یک مدرک از نقدینگی موجود در زمان‌های مختلف می‌باشد.

برآورد جریان نقدینگی: به مقدار نقدینگی موجود در ابتدای ماه، رسیدهایی که در طول ماه از مشتریان و منابع دیگر قابل وصول هستند را اضافه می‌کنیم. از این مقدار خرج‌های واقعی را، نقدینگی‌ای که در هر ماه از طریق مخارج ثابت و متغیر خارج می‌شود، کم می‌کنیم. جواب، مقدار نقدینگی موجود در انتهای ماه خواهد بود.

جریان نقدینگی عبارت است از اختلاف آنچه تجارت با آن شروع به کار کرده و آنچه با آن تمام کرده.

ـ حساب عایدی: خط زیرین (نکته اساسی)

حساب عایدی، حداقل برای سازمان‌های ملی، تمام توجه را به نشان دادن سود یا زیان شرکت معطوف می‌کند و در حقیقت مشابه جریان نقدینگی است.

محاسبه عایدی: با تمام درآمدهای نقدی و غیرنقدی شرکت منهای هرگونه کارمزد (کمیسیون) شروع می‌کنیم که از آن هزینه مربوط به مواد و حقوق نیروی مستقیم کار را کم می‌کنیم. نتیجه سود ناخالص یا زیان خواهد بود.

در حاشیه: نسبت درآمد ناخاصل به درآمد نقدی و غیرنقدی شرکت یک عدد بسیار کاربردی است که حد درآمد ناخالص نامیده می‌شود و می‌تواند به شما کمک کند تا خود را با دیگران در صنعت خود مقایسه کنید، زیرا به سرعت به شما می‌گوید که آیا هزینه‌های کار شما مناسب هستند یا خیر. سپس از درآمد ناخاصل دستمزدهای غیرمستقیم دستمزدهای مدیریتی، مخارج عمومی و مدیریتی، و استهلاک را کم می‌کنیم. حاصل، سود یا زیان قبل از مالیات شبکه است. پس از کسر مالیات از حاصل به دست آمده تا این مرحله، بالاخره عایدی شبکه یا افزایش (یا کاهش) شبکه در سود نگه‌داری شده بدست می‌آید.

تفاوت اساسی بین جریان نقدینگی و حساب عایدی در مسئله تنظیم قوت است. جریان نقدینگی به منزله‌ی فشارسنج دقیق‌تری است که میزان پول نقدی که در هر زمان مشخص در دست داریم را می‌سنجد.

ترازنامه: یک حساب مالی است که بانک‌‌داران به آن توجه زیادی می‌کنند. زیرا باورد دارند واضح‌ترین مدرک‌ها برای سلامت بنیانی تجارت هستند زیرا بر وضعیت دارایی‌ها و بدهی‌ها در یک نقطه‌ی مشخص زمانی، تأکیددارند.

در یک سوی ترازنامه دارایی‌های شرکت، اعم از دارایی‌های شناور مثل نقدینگی و حساب‌های قابل دریافت و دارایی‌های ثابت مثل، اسباب و وسایل و رایانه‌ها قرار دارند. در سوی دیگر بدهی‌ها قرار دارندـ بدهی‌های حاضر به صورت حساب‌های قابل پرداخت، و اسناد پرداختی، و بدهی‌های بلندمدت در قالب دارایی خالصی که در دست سرمایه‌گذاران است. حاصل جمع دارایی‌ها با حاصل جمع بدهی‌ها عدد یکسانی را نشان می‌دهد.

ترازنامه برای شرکت‌های خدماتی می‌تواند گمراه کننده باشد، چرا که سرمایه اولیه این نوع شرکت‌ها انسان‌های آن می‌باشند، که اندازه‌گیری آن در قالب ترازنامه کار دشواری است. متأسفانه بانکداران برای تعیین میزان اعتبار شرکت‌ها بیش از حد به ترازنامه تکیه می‌کنند، گرچه با افزایش گرایش جامعه به امر خدمات، این رفتار آرام ‌آرام در حال تغییر است.

۹) پیوست:

در این بخش به مطالبی که بیان آنها در بخش‌های مشخص طرح چندان مناسب نیست می‌پردازیم. مواردی مانند خلاصه تجربیات اجرایی، تاریخچه محصول، و نامه‌های رسمی و قراردادها.



● هدف‌گیری و نوشتن طرح

در این لحظه شما باید مقدار زیادی مطلب نوشته شده داشته باشید. باید حداقل یک پیش‌نویس از خلاصه اجرایی داشته باشید. یادداشت‌هایی در جواب سؤالات و پرسش‌هایی درباره‌ی شرکت خود، بازاریابی، محصول و روندهای فروش داشته باشید. حال باید این اطّلاعات را به صورت یک سند فروش اثربخش و قابل ارائه تبدیل کنید. برای این کار دو موضوع را باید در نظر بگیرید: هدف‌گیری، نوشتن.

▪ خوانندگان طرح چه کسانی هستند؟

همانطور که گفتیم برنامه کسب و کار وسیله‌ای است برای تحت تأثیر قرار دادن صاحبان منافع مختلفی که تجارت شما را حمایت می‌کنند. پس برنامه کسب و کار شما باید، صاحبان منافع مشخصی را مورد هدف قرار دهد که برای تجارت شما مهمترین هستند. صاحبان منافع مختلف، اولویت‌های مختلف برای تجارت‌ها دارند. بنابراین این اولویت‌ها باید در طرح لحاظ شوند. ولی بعضی اوقات این اولویت‌ها با هم در تضاد هستند. مثلاً بانک‌داران از رشد سریع وحشت دارند، در حالی که سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیز، عاشق آن هستند. برای حال این مشکل می‌توان چند برنامه کسب و کار تهیه کرد که هر یک گروهی از صاحبان منافع را هدف بگیرد. در این طرح‌ها حقایق اساسی فرقی نمی‌کنند بلکه تنها در نحوه‌ی ارائه نیازهای سازمان تفاوت دارند.

▪ چگونه می‌توانید یک طرح مؤثر بنویسید؟

ادعا و اهداف خود را حمایت کنید. با ارائه مدارکی شامل آمار، تحقیقات و مثال و یا حتی حکایت و قصه‌ی کوتاه (تا حد معمول) می‌توانید گفته‌های خود را تأیید کنید.

یک نفر را مسئول قرار دهید. تا جایی که می‌توانید از شرکا و زیردستان، نوشته به عنوان ورودی جمع‌آوری کنید. سپس یک نفر را مسئول نوشتن کل برنامه کسب و کار یا چند نفر را مسئول نوشتن طرح کنید که هر کدام، یک بخش را بنویسند. ولی به هر حال یک نفر را مسئول سرپرستی فرآیند قرار دهید: زمان نهایی انجام کار را تعیین کند، پیش‌نویس‌ها را بخواند، و طرح را بازنویسی کند. تأکید کنید که این زمان نهایی از بالاترین اولویت برخوردار است. شخص مسئول باید زمان‌های نهایی نیز برای گرفتن اطّلاعات نوشته شده و خوانا از افراد تعیین کند تا آنها را بخواند.

یک خواننده/ ویراستار خارجی معین کنید. معمولاً هنگامی که مدیران شرکت در فرآیند نوشتن طرح خیلی دخیل می‌شوند، آنقدر از اصطلاحات استاندارد و سازمانی استفاده می‌کنند که طرح هستی و جنبه فکری خود را از دست می‌دهد. برای رفع این مشکل یک فرد خارجی با مهارت ویرایش مثل استاد دانشگاه، یک صاحب تجارت دیگر، حسابدار یا وکیل، را انتخاب کنید تا طرح را به دقت مطالعه کند. اگر لازم باشد ممکن است این فرد مهارت‌های لازم برای فهمیدن و بازبینی طرح را داشته باشد.


منبع : سایت آفتاب


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:18 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



مروزه کارآفرینی بعنوان عنصرحیات آفرین ودگرگونی بخش ونیزعامل تغییردرتجدیدساختارجوامع میرودتادرسازگاری وتعامل باتحولات عمیق وشتابان عصرشگفت آوراطلاعات وارتباطات ودرراه ارتقاء ورشدجهشی شاخص های توسعه ای ملت هادرجایگاه یک عامل رقابتی نقش بارز وارزنده ای راایفانماید.

کارآفرینان درمقام انسانهای متعالی،جوامع راازرکودوایستایی،خمودگی وسستی رهانیده وبسوی پویایی،حرکت،انسجام وتوسعه ی متوازن رهنمون می سازند.

آنان همچنین برای سازمانها،بنگاهها،اجتماعات وکشورها مزیت آفرین بوده ودراعتلاوترقی انسانهای دیگرودرجهت تامین آسایش ورفاه،خوشبختی ورفع نیازهای اساسی جوامع خودازهرگونه کوشش وتلاشی فروگذارنمی باشند.

بامطالعه درویژگی ها وخصایص روانی ورفتاری آنان به بسیاری ازعناصرتعالی آفرین همچون:توفیق طلبی،سخت کوشی،همت والا،اراده قوی،مسئولیت پذیری وتعهددرقبال جامعه،آینده نگری،برخورداری ازروح متعالی ،شیفتگی نسبت به کاروتلاش،ایثاروفداکاری وبسیاری ازشایستگی های دیگرمی رسیم که لازمه بقا ودوام اجتماعات بشری بوده وتوسط آنان تقدیم جامعه می گردددرحالی که آنان چشمداشت هیچگونه پاداشی رااز جامعه ندارند.آنان همچنین ازطریق خلاقیت ونوآوری وشناسایی فرصت های ارزشمندمحیطی وازراه خلق ارزش،فواید بی شماری راعایدوواصل انسانهای نیازمند وجوامع بشری می نمایند.

اینک که جامعه ترقی وپیشرفت،آسایش ورفاه وامنیت وخوشبختی ابناء وآیندگان خودرامدیون ومرهون تلاش بی وقفه آنان میداند،این پرسش مطرح است که آیا سایرین وآحاد وگروه هاونهادهای جامعه درقبال عظمت وافتخار آفرینی های بیشمارکارآفرین چه مسئولیتی را بعهده خواهندداشت ودرقبال حجم عظیم کارهای آنان چه واکنشی رابایدبروز دهدتا به اندازه ای هرچند اندک دین خودرابه آنان ادا نماید؟ قطعابدیهی ترین پاسخ به این سئوال این خواهدبود که جامعه به معنای کلی خودونهادها وسازمانها بطور اخص وظایف ومسئولیتهای بس خطیری دربرابرانبوه خدمات کارآفرینان بردوش دارند.ابتدااینکه آنان باید به این پنداشت دست یابند که کارآفرینان تافته های جدابافته ازجامعه نبوده بلکه افرادیند ازآن جامعه وبرخواسته ازمتن آن.آنان کسانی هستندکه نیازدارند تاتوسط دیگران درک شوند،وبایدامکان رشدوشکوفایی آنان توسط جامعه فراهم گردیده تاآنها بتوانندازپس مسئولیتهای خطیروحساس که همانا فعالیتهای کارآفرینانه است به نحو مطلوب وایده آل برآیند.جامعه باید این قبیل افرادرابمانندسربازان شجاع خط مقدم عرصه نبردبا جهل وفقر وذلت پنداشته ودرراه حمایت ازآنان ازهیچگونه کوششی فروگذارننمایند.کمترین کاری که جامعه میتوانددربرابرآنان انجام دهد پذیرش آنان بعنوان عوامل شکوفاساز ونوآفرین میباشد.

اما بامروری به عظمت کار کارآفرینان وزحمات زیادی که آنان درراه توسعه جامعه متحمل میگردند وتعهدبالایی که نسبت به درخشش جامعه درآینده دارندافراد وگروههای موجود درجامعه درکلیه سطوح منجمله خانواده گرفته که بنیادی ترین نهاداجتماعی وموسس وهسته اصلی جامعه تلقی میگرددتانهادهای آموزشی،پژوهشی وپرورشی وسازمانهاییکه به هرنحوی ازانحای ممکن میتوانندزمینه ساز حرکت وجوشش وخیزش فعالیتهای کارآفرینانه باشندودراین راه پاپیش نهندوآنان رادرراه تحقق آرمانها واهداف عالیه شان یاری نمایندچراکه آنان نیازمند آنند تاازسوی جامعه وهمکیشان وهمنوعان خود مورد پذیرش وقبول واقع گردند.

جامعه امکانات ومنابع لازم رادراختیارشان قراردهد،موانع ومحدودیتهای احتمالی راازپیش روی آنان برداردوازنظرروحی وروانی مشوق آنان باشدتاحاصل این تعامل وهمفکری وهم افزایی بصورت دستاوردهای بی بدیل کارآفرینانه سرانجام به خودجامعه برگردد.

بنابراین مسئولیت جامعه درقبال زحمات وتلاشهای کارآفرینانه بشرح ذیل میباشد:

۱) پذیرش آنان بعنوان عاملان تغییر وتعالی جامعه ودرک این مفهوم که کارآفرینان عامل پیشرفت ،توسعه وتحول جامعه هستند وجزسعادت وشکوفایی همنوعان خودسودایی درسر نمی پرورانند که این خود باعث می گردد تاآنان خودرامنفردازاجتماع ندانسته وبرای خودپایگاه وجایگاهی رادربین آحادجامعه متصور گردیده ودل به کاردهند.

۲) قدردانی وسپاسگزاری جامعه ونهادهای مدنی اززحمات وتلاشهای خلاقانه کارآفرینان برهمگان فرض بوده وجامعه باید آنان رابه مانند افراد موثر،تلاشگر،ارزشی ارج نهاده وبه خدمات آنان پاداش درخور وفاخر دهد این امرباعث خواهد شد تا آنان ازکارکردهای خود احساس رضایت نموده وسعی درگسترش دامنه ی فعالیت هایشان داشته باشند.

۳) حمایت های روحی،معنوی وفکری ازافراد کارآفرین:کارآفرینان به جهت اینکه درفعالیتهای نوآورانه ومخاطره آمیز وارد میشوند به همان اندازه که درمعرض ریسکهای مالی هستندازجهت روحی وروانی نیز بشدت آسیب پذیربوده وممکن است متحمل صدمات وضربات جبران ناپذیر گردند بنابراین لازم است افراد وگروه های موجوددر جامعه همواره مواظب روح لطیف وروان ظریف آنان بوده ودرلحظات سخت کار وتلاش وبه گاه حادثه از هرطریق ممکن حمایت های روحی ومعنوی لازم راازآنان بعمل آورند.درهمین راستا جامعه باید اجازه اشتباه کردن ولغزش وخطا وشکست راجزیی از فرایند کارآفرینی دانسته واز هرگونه شماتت وارزیابی وقضاوت دراین مورد حذرنماید تاآنان جرات ادامه مسیر راپیدانمایند.

۴) حمایتهای گسترده مادی ازکارآفرینان:اکثر آنان منابع مادی لازم برای عملیاتی نمودن ایده ها ونوآوریهای خودراندارند واگر نباشد کمکها ومساعدتهای جامعه همه ی آن افکار وبرنامه های مترقی آنان درنطفه عقیم خواهدماند پس لازم است ایده ها وفرصتهای نوآورانه ی آنها توسط جامعه درک گردیده وحمایتهای مالی درراستای تامین منابع سرمایه ای از طرحه ای آنان بعمل آید.

۵) حمایتهای نهادی وسازمانی:حمایت نهادی بالاخص درسه زمینه مهم آموزشی وپژوهشی ومشاوره ای برای کارآفرینان نظیر تدارک واختصاص مراکز رشد وانکوباتورهای تجاری،ترویج ونهادینه سازی فرهنگ کاروکارآفرینی برای آنان وحمایتهای قانونی ونیز رفع موانع نهادی درپیشبرد اهداف آنها بالاخص بایدازجانب نظام حکومتی وحاکمیتی وهمچنین نهادهای غیردولتی اعمال گردد بنابراین وجوددولت کارآفرین وحضور حامیان پروپاقرص برای آنان اصولا جزو چرخه ی فعالیت کارآفرینی بوده واین موضوع بقدری حایز اهمیت وحساس است که بدون وجود آن چرخه ی فعالیت کارآفرینی ناتمام وناکامل بوده وعملا ممکن است دربسیاری از زمینه ها آن فعالیتها قابل نضج گرفتن وبه ثمرنشستن نباشد.

۶) ترجیح جامعه در انتخاب نهاده ها وفرآورده های کارآفرینان درتامین نیازهای خوددر مقابل وجود سایرفرآورده ها،تولیدات،محصولات،کالاها وخدمات میتواند عامل مهمی درارتقا وتوسعه کسب وکارهای کارآفرینانه بشمارآید.

۷) نقش بسیارراهبردی وحیاتی مجامع علمی وآکادمیک بعنوان مغز متفکر وچشم بینای جامعه وبعنوان پیوندگاه علم وصنعت میتواند نقش بی بدیلی درراستای ایجاد موج عظیم کارآفرینی واستقرار "نهضت ملی کارآفرینی "درجامعه ایرانی تلقی گردیده ودراین بین نقش بسیارارزنده دانشگاه جامع علمی –کاربردی بعنوان "دانشگاه کارآفرین "میتواندبسی راهگشا ومهم پنداشته شود.

درخاتمه این مقال یادآوری میگردد،اساس فرایندکارآفرینانه حول محور جامعه ی کارآفرین،دولت کارآفرین،نهادهای مدنی کارآفرین وبویژه دانشگاهها ومراکز پژوهشی کارآفرین میباشد وتنها درکنار حمایتهای آنها وتعامل با کارآفرینان فعالیتهای کارآفرینانه قابل پیگیری وانجام میباشد.


منبع : سایت آفتاب
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:16 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اه انداختن کسب و کار آرزوی بسیاری از جوانان چینی است اما برای تحقق این آرزو آن ها با موانع گوناگونی روبه رو هستند. تحقیقات انجام شده در زمینه سهولت کارآفرینی در کشورهای اسپانیا، چین و ایالات متحده نشان می دهد در اقتصادهای رقابتی، میزان سهولت کارآفرینی بسیار بالاتر است.

با آن که چین از حدود دو دهه پیش سیاست های باز اقتصادی را در پیش گرفته اما هنوز هم هزاران شرکت و نهاد دولتی در این کشور نسبت به بخش خصوصی و کارآفرین های جوان از هر جهت مزیت دارند. این در حالی است که در چین نسبت به آمریکا و اسپانیا، جوانان دانشجو تمایل بسیار بیش تری به کارآفرینی دارند. تقریبا نیمی از دانشجویان چینی مایلند به طریقی رییس خود باشند و به طور مستقل به رشد اقتصاد کشورشان کمک کنند. طی سال‌های گذشته رشد نفوذ اینترنت در جامعه چین با سرعتی بسیار بالا ادامه پیدا کرده است. تحقیقات نشان می‌دهد طی سال‌های آتی تاثیر تجارت الکترونیک در تمام سطوح از خرد و کلان بر اقتصاد چین بسیار بیشتر از تاثیری است که این نوع تجارت بر اقتصادهای غربی بر جا می‌گذارد.

در حدود سال ۱۹۹۵ برای چینی‌ها تصور خرید یک کالا (اغلب از یک غریبه) با کلیک کردن یا فشار یک دکمه در صفحه کلید تصوری غیرممکن بود. همچنین اگر آنقدر خوش‌شانس بودید که خط تلفن داشته باشید، سرعت اینترنت آنقدر پایین و گران بود که امکان انجام این امور یا استفاده از این ابزار برای کسب و کار غیرممکن می‌شد. بانک‌ها با این روش‌ها آشنا نبودند و انجام معاملات بسیار وقت‌گیر بود. به این ترتیب در آن سال‌ها اینترنت یک روش مناسب برای انجام معاملات تجاری و مالی شرکت‌ها محسوب نمی‌شد. اما روند رو به رشد مبادلات در شکل الکترونیک در جهان به تدریج شرکت‌های تجاری چین را وادار کرد این شیوه را امتحان کنند. در سال‌های اولیه شرکت‌ها برای یافتن خریدار کالای خود یا فروشنده مواد اولیه از اینترنت استفاده کردند.

تحول کارآفرینی چین در ۲۰۰۸با ورود چین به سازمان تجارت جهانی، زمینه برای استفاده شرکت‌های متوسط و کوچک این کشور از تکنولوژی اطلاعات فراهم‌تر شد. طی سال‌های اولیه یعنی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ دو روند باعث شد تمام اقشار جامعه چین اعم از شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان به استفاده از اینترنت بپردازند: نخستین نسل استفاده‌کنندگان از اینترنت از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شدند و به جای پرداختن به بازی‌های کامپیوتری به خرید کالا از طریق‌ این شبکه پرداختند. با رشد سرانه درآمد و متنوع شدن کالاها، رفتار مصرف‌کنندگان‌ تغییر کرد و زیرساخت‌های لازم برای خرده‌فروشی اینترنتی فراهم شد. بدیهی است که با پدید آمدن این تحولات بسیاری از افراد جویای ابزارهای جدید کارآفرینی، از این شیوه‌ استفاده کردند.

روند دوم آغاز سرمایه‌گذاری عظیم شرکت‌های فعال در حوزه تجارت الکترونیک در چین بود. در نتیجه این تحول رقابتی شدید بین شرکت‌های چینی و این شرکت‌ها پدید آمد که به افزایش استفاده شرکت‌های چینی از این ابزار منجر شد. شرکت‌های چینی برای تامین نیازهای مصرف‌کنندگان وادار شدند خدمات متنوعی ارائه دهند. در سال ۲۰۰۷ ، ۵۰ میلیون چینی از طریق اینترنت به خرید کالا پرداختند و برای نخستین بار ارزش مبادلات تجاری از این طریق بیشتر از ارزش فروش کالا توسط فروشگاه‌های بزرگ خرده‌فروشی نظیر وال مارت شد. همچنین سال پیش تعداد خریداران کالا از اینترنت بیشتر از استفاده‌کنندگان از کارت‌های اعتباری بود.

آمارها نشان می‌دهد یک میلیون کارآفرین در چین از تکنولوژی‌ اطلاعات جهت انجام کارهای مختلف خود استفاده می‌کنند. این افراد غیر از کسانی‌اند که کسب و کارشان مبتنی بر اینترنت است. حرکت فعالان اقتصادی چین به سوی تجارت الکترونیک فرصت‌های بی‌شماری را هم برای چینی‌ها و هم در سطح جهان به وجود آورده‌ است. این حرکت همچنین ساختار تجاری چین را بیش از پیش با ساختار جهانی تجارت تلفیق‌ کرده است. نسل جدید کارآفرین‌های چینی کسانی‌اند که با هزینه پایین و با استفاده‌ از ابزارهای جدید و پیشرفته در اقتصاد خود نقشی بزرگ ایفا می‌کنند.

● استراتژی توسعه روستایی چین

سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ چین به‌حساب آورد. در این سال‌ها پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب کشاورزی، مقامات کشور متوجه سیاست‌های اشتباه خود در توسعه سیاسی و اقتصادی چین شدند و اقدامات اصلاحی جدیدی را جهت رفع مشکلات و چالش‌ها به اجرا در‌آورند. اصلاحات سیاسی چین در این سال‌ها، تحولات عمده‌ای در اقتصاد ملی چین پدید آورد و مهمترین بخشی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت، بخش کشاورزی بود. در آن زمان دولت چین سیاست‌های خود را دگرگون کرد. به‌جای تأکید بر صنایع سنگین‌‌، بر صنایع سبک و فعالیت‌های کشاورزی تمرکز کرد؛ برنامه‌هایی را جهت کنترل جمعیت به مرحله اجرا گذاشت؛ و از میزان دخالت‌های خود در امور کشاورزی کاست. این سیاست‌ها تأثیر مثبتی در بخش کشاورزی داشت.

● توسعه کارآفرینی و اشتغال در چین

تا قبل از انجام اصلاحات اغلب روستانشینان در بخش کشاورزی مشغول به کار بودند. در سال ۱۹۹۱ حدود ۳۵۰ میلیون کشاورز به کار اشتغال داشتند که این تعداد تا سال ۱۹۹۷ به ۱۹۰ میلیون نفر کاهش یافت. نسبت افراد شاغل در بخش کشاورزی به کل شاغلان این کشو روزبه‌روز کاهش می‌یابد و در حال حاضر به نزدیک ۵۰ درصد رسیده است .

روستاهای چین، تا قبل از انجام اصلاحات نقش " انبار نیروی کار" را برای شهرها ایفا می‌کردند. در مواقعی که شهرها نیاز به نیروی کار به‌ویژه نیروی کار ارزان قیمت داشتند، روستاییان برای کار جذب شهرها می‌شدند و در مواقعی که به دلیل رکورد اقتصادی در شهرها، نیازی به نیروی کار جدید نبود، روستاییان مهاجر دوباره به روستاهای خود باز می‌گشتند . برای بسیاری از مهاجران نه در شهرها شغل مناسبی یافت می‌شد و نه می‌توانستند دوباره در روستا به شغل کشاورزی بپردازند. برای حل این معضل دولت چین اقدام به تأسیس و راه اندازی شرکت‌های کوچک تولیدی و صنعتی در روستاها و شهرک‌ها نمود. این شرکت‌ها، شرکت‌هایی نیمه دولتی محسوب می‌شوند که با پشتیبانی دولت و توسط جمعی از روستانشینان تأسیس شده و تحت قوانین محلی و منطقه‌ای اداره می‌شوند. دولت مرکزی چین دخالت چندانی در اداره این شرکت‌ها ندارد.

با توسعه کشاورزی و افزایش درآمد روستاییان، تعداد زیادی از کشاورزان که با اجرای سیاست‌های جدید صاحب سرمایه و امکاناتی شده بودند، در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کردند. این شرکت‌ها در تمام دوران اصلاحات به‌جز سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ پیشرفت چشمگیری داشتند. در دوره زمانی بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۴ تولیدات این شرکت‌ها سالیانه ۳۰ درصد رشد داشته است. در سال ۱۹۷۸ حدود ۲۵ میلیون نفر در این شرکت‌ها مشغول به کار بودند، که این تعداد تا سال ۱۹۹۰ به ۹۰ میلیون نفر رسید.حدود ۶۰ درصد کارکنان این شرکت‌ها به فعالیت‌های صنعتی مشغولند. شرکت‌های صنعتی در روستاها و شهرک‌ها محصولات گوناگونی را از کالاهای سرمایه‌ای عمده گرفته تا کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت تولید می‌کنند.

شرکت‌های روستایی از نظر ابعاد، نوع فعالیت و تعداد کارکنان طیف گسترده‌ای دارند. تعداد کارکنان این شرکت‌ها بین ۹۰ تا ۴۱۰۰ نفر است. اغلب این کارکنان در همان شهرک یا روستای محل کار خود زندگی می‌کنند.

ارزش تولیدات این شرکت‌ها در سال ۱۹۸۶ بالغ بر ۳۵۴ میلیارد یو‌آن بوده که حدود ۷/۳۱ درصد ارزش کل تولیدات صنعتی این کشور است. با تأسیس این شرکت‌ها متوسط درآمد روستاییان افزایش یافت؛ فرصت‌های شغل جدید و متنوعی فراهم آمد و زمینه برای مهاجرت از روستا به روستا فراهم شد. در حال حاضر این شهرک‌ها حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و برای نزدیک به ۱۳۰ میلیون نفر اشتغال ایجاد کرده‌اند.

مؤسسات مالی و اعتباری روستایی نقش مهمی در راه‌اندازی و پیشرفت این شرکت‌ها ایفا می‌کنند. این مؤسسات ابعاد متفاوتی دارند و هر یک نقش منحصر به فردی در ارائه خدمات مالی به روستاییان و در نتیجه اقتصاد ملی کشور دارند بانک کشاورزی چین، بانک توسعه کشاورزی چین، شرکت‌های سرمایه‌گذار روستایی و شرکت‌های تأمین اعتبار از جمله این مؤسسات هستند. این مؤسسات با اعطای وام و تسهیلات به کارآفرینان روستایی آنان را تشویق به راه‌اندازی شرکت‌های صنعتی و تولیدی می‌کنند.


منبع : سایت آفتاب
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:16 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اقتصاددانان،روان شناسان،جامعه شناسان وسایرمحققین علوم اجتماعی دیدگاه های متفاوتی ازکارآفرینی ارائه داده اند.هرکدام بااستفاده ازفرهنگ،منطق ومتدولوژی خاص سعی درتعریف آن ازمنظررشته خودداشته اند.بعنوان مثال فیلون گفته است: که هیچ تعریف واحدومشخصی برای کارآفرینی وجودنداردوبسیاری ازتعاریف درتضادبایکدیگرند.

درسال۱۹۹۸ادعاکردندکه تعاریف شفاف ومشخص ازکارآفرینی Low and Macmillan کاررابرای محققان تسهیل میسازد.

باشروع بکاربیش از۵۰۰۰۰۰کسب وکارجدیدکه هرماهه درآمریکا بوجود میایندورشد۶۰الی۸۰درصدی اقتصادملی راازراه مشاغل کوچک وزودبازده رابه ارمغان میاوردتعریف کارآفرینی ازلحاظ ماهیت وساختارروشن ترشده وبه افزایش رشداقتصادی کمک میکند.



● دیدگاه اقتصادی:

اقتصاددانان بهبررسی اینکه چگونه جامعه منابع کمیاب مانندزمین،نیروی انسانی،موادخام وماشینهارابرای تولیدکالاهاوخدمات تقسیم میکندمی پردازند.

ریچاردکانتیلون(۱۶۸۰-۱۷۳۴)اولین فردی بودکه واژه کارآفرینی راباالهام ازلغت فرانسوی که به بمعنی متعهدشدن می باشدرابه ادبیات entreprendre

علوم اقتصادی عرضه داشت. اوکارآفرین رابعنوان شخصی معرفی میکندکه باقیمت ثابت میخردوباقیمت نامعین می فروشد.ازاین روبجای سودبالقوه به ریسک دست میزند.کارآفرین بیشترازلحاظ فعالیت اقتصادی شناخته می شودتاازلحاظ نوع شخصیت.

به پیروی ازوی"ژان باپتیست سی"(۱۷۶۷-۱۸۳۲)کارآفرین به عنوان فردی تعریف میکندکه ازدانش،قضاوت،مهارتهای مدیریتی،رهبری وتوانایی فنی برای حرکت ومبدل کردن منابع اقتصادی کم بازده به منابع پربازده باعوایدی بیشتراستفاده کند.برخلاف کانتیلون سی درتعریف خودروی حرکت باعدم قطعیت تاکیدندارد.

نئوکلاسیک ها بطورجدی برروی بوجودآوردن مدل ریاضی درراستای پیش بینی رفتارسیستمهای اقتصادی،تمرکزکردند

فرانک نایت(۱۹۲۱)توجه خودرابرروی کارآفرینی ازدیدگاه اقتصادی باتمایزقائل شدن بین مفهوم ریسک قابل پیش بینی وریسک غیرقابل پیش بینی،معطوف کرد.اوکارآفرین رابعنوان فردی تعریف کردکه خواهان ارائه پول وشهرت درانتظارنامعلوم برای دریافت سودنامعلوم واعتبارورضایت شغلی ازفرایندهای تولیدوتوزیع است.

"ژوزف شومپیتر"(۱۸۸۳-۱۹۵۰)که بعنوان پیشرودرزمینه کارآفرینی نام گرفت ادعا مکند"مفهوم کارآفرینی توانایی شکست خط مشی جاری،نابودی ساختارهای موجودوحرکت دادن سیستم بخارج ازدایره تعادل است." برطبق نظراو،مفهوم کارآفرینی دردرک واستفاده بموقع ازفرصتها درقلمروموسسات ظهور پیدامیکند.این ترکیب جدید واقعیتهای موجوداقتصادی رابه چالش میطلبد،موسسات ومحصولات قدیمی راباانواع بهترجایگزین می کند ودرنتیجه سیستم اقتصادی رابه مراحل بالاتری ازتعادل می رساند.

اوکارآفرین رابانوآوری شناسایی میکند وآن رابعنوان یک حرکت موقت توصیف میکند نه یک وضعیت ثابت.

ازنظراوکارآفرینان ۵نوع نوآوری راعهده دارهستند:

۱) معرفی نوع تازه یاکیفیت بهتری ازکالا

۲) ابداع روش نوینی ازتولید

۳) گشایش بازارجدید

۴) استفاده عملی ازمنابع برای تامین موادخام یاکالاهای واسطه ای

۵) به انجام رساندن تعدادجدیدی ساختارسازمانی ازصنعت

برخلاف نظر اوازجریان بازاربعنوان تخریب خلاق،کریزنر فرض میکندکه کارآفرینان افرادی هستندکه عدم تعادل رادرشکل فرصتهای جدیدبرطرف می کنند.



● رویکرد روان شناختی:

روانشناسی شامل مطالعه رفتار وپدیده های ذهنی است.این رویکردبه دنبال شناسایی رفتارها وویژگیهای شخصیتی که منحصربه کارآفرینان موفق است میباشد.جائیکه ویژگیها بعنوان خصوصیات خلقی افرادی که زیاده استوارهستندتعریف می شوند.

تحقیق "مک کله لند"(۱۹۶۱)ارتباط "توفیق طلبی"باکارآفرینی وبسط معنی آن باتوسعه اقتصادی بود.

"هنسمارک"(۲۰۰۳)مطالعات روانشناسی زیادی رابرای شناسایی ویژگیهای شخصیتی انجام داد.این ویژگیها شامل:درجه سازکاری وتکانش گری،استقلال طلبی،نیازبه پیشرفت ووسعت این باورکه شخص تاچه حدی نتایج واتفاقات رانتیجه کنترل فعال خود میداندتانتیجه سرنوشت.



● رویکرد جامعه شناختی:

جامعه شناسی‌مطالعه زندگی اجتماعی دگرگونی اجتماعی و علل و دستاوردهای اجتماعی رفتار انسانی است.

امیل دور کیم (۱۸۵۸-۱۹۱۷)،ماکس وبر(۱۸۶۴)ورینلدز(۱۹۹۱) هرکدام عدسی جامعه شناسی رابرروی فعالیتهای انسانی متمرکز کردند.دراین رویکرد،گروه وساختارهای اجتماعی مورد آزمایش قرارگرفتند نه ویژگیهای فردی،تا فعالیتهای گروهی نظیرکارآفرینی را پیش بینی کنند

توسعه دادن کارآفرینی پویا بیشتر بعنوان کارکرد نیروی اجتماعی وساختارها درنظرگرفته می شود تااینکه نیازها وویژگیهای شخصیتی افراد.

وبر علاقه مند به تاثیرات تقسیم نابرابر قدرت بود.کارآفرینی میتواند ازطریق تجربه ولمس فشارهایی که بوسیله نیروهای تعریف شده اجتماعی از قبیل:انتظارات نقش افراد،پایگاه های طبقه ای،گرایشهای کلی درباره نوآوری تعریف وپیش بینی شود.

میزان توسعه یانوسازی اجتماع شاخصه ی حیاتی است که وابسته به بنیان سازمانها بویژه سازمانهای اقتصادی بااهداف محدود است



● نتیجه گیری:

ویژگیهای پیچیده وچندوجهی نیروهای پویای همراه باکارآفرینی راآشکار میکند.حتی بااین برداشت کلی ومختصر،واضح است که هیچ تعریف جامعی ازکارآفرینی وجودندارددرپایان به پاره ای ازتعاریف اخیراشاره میگردد:

۱) توانایی متراکم کردن منابع برای تبدیل به سرمایه درفرصتهای کاری ورشدسریع کسب وکارهای مبتکرانه وجدید(مرکز کافمان برای رهبری کارآفرینانه۱۹۹۹)

۲) ایجادومدیریت سازمانی جدید برای پیگیری یک فرصت منحصر بفردوخلاقانه ودستیابی به رشدسریع وپرسود(هایدل وراشورس۲۰۰۰)

۳) یک فرایند پویا بوسیله افرادی که بطورمداوم فرصتهای اقتصادی راشناسایی وباتوسعه تولید وفروش کالاها وخدمات به آنها عمل می کنند این فرایندنیازمند تعاریفی ازقبیل اعتمادبنفس،ظرفیت ریسک پذیری واحساس تعهدشخصی است(کمیسیون اروپایی۱۹۹۸)

۴) ایجادکسب وکارجدید(لو ومک میلان۱۹۸۸)

۵) هرتلاشی برای کسب وکارجدیدوآزاد یاتوسعه آن بوسیله افراد


منبع : سایت آفتاب
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:15 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



گر شما هم شبیه اکثر کارآفرین ها باشید احتمالاً ثروت عظیمی برای آغاز فعالیت ندارید بنابراین مجبور هستید با هر چه دارید یعنی سرمایه نسبتاً اندک کار را آغاز کنید. برای موفقیت در این راه جذب منابع مالی بیرونی و صرفه جویی معقول بهترین روش ها هستند. در مقاله حاضر به هشت روش برای شروع موفق و کم هزینه کسب و کار اشاره می شود.

۱) ارزان زندگی کنید:

مطالعه خاطرات کارآفرین های موفق که تقریباً از صفر آغاز کردند نشان می دهد امکان صرفه جویی هم در هزینه های زندگی و هم شرکت کاملاً وجود دارد. خرید هوشمندانه، ثبت موارد هزینه های زندگی و کار، شناسایی اولویت ها برای هزینه کردن پول و برنامه ریزی هزینه از مهم ترین عوامل ارزان زندگی کردن هستند. اجازه ندهید تجهیزات یا اسباب لوکس و گران قیمت شما را وسوسه کند . مطمئن باشید پس از به سود رسیدن کسب و کار به تدریج توان خرید این اسباب و تجهیزات را پیدا خواهید کرد .

۲) از روش های خلاق تامین مالی بهره ببرید:

امکان یافتن سرمایه گذار یا گرفتن وام ها با بهره بالا وجود دارد اما هر چه کمتر از این نوع منابع مالی استفاده کنید، بهتر است. از سرمایه ای که خود جمع کرده اید یا کمک مالی اعضای خانواده یا دوستان استفاده کنید. در این حالت مجبور نیستید بهره بپردازید یا در مهلت مشخص پول را بازگردانید و نیز از جاه طلبی های شما کاسته خواهد شد .

۳) کوچک آغاز کنید:

هر چه اولین خط تولید شما بزرگ تر باشد پولی که برای راه اندازی آن باید هزینه کنید، بیشتر است. هرگز تصور نکنید در آغاز کار باید با گستردگی تولید خود بازار را متعجب کنید. در آغاز کار بر تعداد قابل مدیریت کالاها و خدمات تمرکز کنید. منظور تعداد کالاها و خدماتی است که شما با پولی که نقداًً در اختیار دارید، می توانید برای مدتی منطقی تولید کنید. آهسته بروید تا بتوانید همیشه به فعالیت خود ادامه دهید .

۴) منابع مالی را صرف عناصر درآمدزا کنید:

استفاده صحیح از منابع مالی محدود کلید راه انداختن کسب و کار با بودجه محدود است برای مثال صرف هزینه برای کارکنان با ارزش و سودآور و خرید تجهیزات حیاتی جزء این موارد هستند .

۵) از روش های ارزان اما موثر بازاریابی استفاده کنید.

ترتیبی دهید که دیگران برای شما تبلیغ کنند. کار را با دادن آگهی در نشریات و بولتن های محلی آغاز کنید. اولویت نخست تبلیغ در جایی است که مخاطبان اصلی شما حضور دارند. باید آن ابزارهای رسانه ای را که هواداران زیادی بین مخاطبان اصلی شما دارند، بیابید. بسیاری از کارشناسان معتقدند شرکت ها باید بخش بزرگی از سود خود را صرف تبلیغ کنند،این به معنای ولخرجی در تبلیغات یا تبلیغ در رسانه های کم طرفدار نیست .

۶) هوشمندانه استخدام کنید:

با توجه به ساختار فعالیت شرکت، اگر امکان دارد از نیروی کار نیمه وقت استفاده کنید . در این حالت نیروهای متخصص و ارزشمند مجبور نمی شوند تمام وقت خود را صرف حضور در محیط کار شما کنند. در بسیاری از موارد این اجبار آنها را از همکاری با شما بازمی دارد. همچنین به یاد داشته باشید که در آغاز کار در حوزه هایی که توانایی دارید برای انجام آنها از نیروی کار خارج شرکت استفاده نکنید. در حال حاضر بسیاری از شرکت ها در ایالات متحده دارای کارکنانی هستند که در خانه مسوولیت های شغلی خود را انجام می دهند. این روند رو به افزایش است و باعث کاهش هزینه زیرساخت برای کسب و کارها می شود .

۷) بهترین قراردادها را منعقد کنید:

آنچه بسیاری از کارآفرین ها نمی دانند این است که درباره هر چیز می توان مذاکره کرد. از هزینه تجهیزات تکنولوژیک گرفته تا صورتحساب هایی که طراح سایت شما فرستاده است. صرفاً به این دلیل که روی صورتحساب نوشته شده قیمت مقطوع به این معنا نیست که نمی توان چانه زد و مذاکره کرد. بدترین حالتی که در پایان مذاکره ممکن است رخ دهد پاسخ منفی فروشنده است اما در بسیاری موارد مذاکره جواب می دهد. هرگز تصور نکنید چانه زدن ارزش اش را ندارد. رقم تخفیف چند خرید را جمع کنید،آنگاه متوجه خواهید شد با مذاکره چه میزان در هزینه ها صرفه جویی کرده اید به ویژه هنگامی که قصد دارید به طور نقد پول کالا را بدهید،در چانه زدن در موقعیت بسیار بهتری قرار دارید .

۸) تجهیزات ارزان بخرید :

از نرم افزار گرفته تا دستگاه فکس یا مرکز تلفن سانترال، بسیاری از تجهیزات فنی موردنیاز کسب و کارهای جدید در بازار وجود دارد فقط باید برای یافتن آنها تلاش کنید. برای آنکه این ابزارها نقص نداشته باشند، هنگام خرید آنها را آزمایش کنید و از فروشنده ضمانت بخواهید. قیمت دستگاه های الکترونیک دست دوم گاه تا ۵۰ درصد پایین تر از دستگاه های نو است. تصور نکنید فقط شرکت های کوچک از این روش برای خرید استفاده می کنند. همه شرکت ها با اندازه های مختلف طبق نیازی که دارند به خرید چنین دستگاه هایی می پردازند .


منبع : سایت آفتاب


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 11:05 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
در مورد انتخاب شغل و كار نظرهاى گوناگونى مطرح شده است . برخى از صاحب‏نظران معتقدند كه افراد در انتخاب شغل آزادند و برخى انتخاب شغل را با ساختار اقتصادى و اجتماعى جامعه مرتبط مى‏دانند . حال سئوالات ذيل مطرح مى‏شود: آيا انتخاب شغل با آگاهى همراه است‏يا نه؟
آيا انتخاب شغل و كار بر اساس جبر است‏يا اختيار؟
آيا انتخاب شغل تصادفى است‏يا نه؟
آيا انتخاب شغل آگانه‏است‏يا ناآگاهانه؟
آيا انتخاب شغل عقلانى است‏يا بر اساس عواطف و احساسات؟
از ديدگاه برخى از محققان انتخاب شغل امرى تصادفى است و افراد به‏صورت شانسى شغلى را انتخاب مى‏كنند; در مقابل عده‏اى عامل اراده را در اين امر مهم مى‏دانند .
بعضى از صاحب‏نظران از جمله آدامس (13) 1957م اظهار مى‏دارد:
انتخاب شغل افراد بر اساس آگاهى و تامل صورت مى‏گيرد; در حالى كه به نظر فرويد (14) كار و فعاليت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مى‏شود به‏عبارت ديگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مى‏شود تا افراد هركدام كارى را انتخاب كنند . (15)
يكى از ملاك‏ها و معيارهاى حضرت على عليه السلام پيرامون كار و انتخاب شغل آگاهى داشتن و شناخت لازم به كار است; زيرا كار توام با آگاهى در مسير زندگى و ترقى افراد نقش مؤثر دارد; چنان كه ايشان مى‏فرمايد:
فان العامل بغير علم كالسائر على غير طريق فلايزيده بعده عن الطريق الواضح الا بعدا من حاجته و العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح; (16) عمل كننده بدون آگاهى چون رونده‏اى است كه بيراهه مى‏رود . پس هرچه شتاب كند، از هدفش دورتر مى‏شود و عمل كننده از روى آگاهى، چون رونده‏اى بر راه راست است .
هم چنين على عليه السلام مى‏فرمايد: اذا ارتايت فافعل; (17) هر گاه نظر و تامل كردى، عمل كن (يعنى در هر كارى نخست‏بايد فكر كرد; آنگاه انجام داد).
از نظر على عليه السلام اخلاص از ملاك‏ها و معيارهاى ديگر در كارها و فعاليت‏ها است . على عليه السلام فرمود:
خير العمل ما صحبه الاخلاص; (18) بهترين عمل آن است كه با اخلاص همراه باشد .
باز مى‏فرمايد: صلاح العمل بصلاح النية; (19) صلاح و درستى عمل به خالص بودن نيت است .
از اين سخنان چنين استنباط مى‏شود كه اخلاص در عمل يكى از شرايط مهم در زندگى انسان‏ها به‏ويژه در زمينه‏ى كار و فعاليت است; زيرا عمل خالص علاوه بر نفع شخصى و مادى براى افراد، داراى منافع اخروى است; هم چنين در اصلاح و گرايش مردم و جامعه به سوى كمال و سعادت دنيوى و اخروى نقش ارزنده دارد .
منبع:گنجینه معرفت


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 10:51 PM
نظرات 1 | لینک مطلب



 
 
نويسنده:عبد الکریم پاک نیا
 

اشاره:

«اشتغال» امروزه در جامعه ما، یکی از مسائل اساسی و موضوعات مورد بحث می‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصی و اندیشه‏های خود، در مورد چگونگی اشتغال جوانان و آداب و شیوه‏های کار، علل و انگیزه‏های بیکاری، انواع مشاغل، اولویت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث می‏کند.
اشتغال به کارهای مفید و مورد نیاز جامعه، دارای اثرات و نتائج قابل توجه برای همه افراد جامعه اسلامی است که از جمله آن‏ها می‏توان به فوائد زیر اشاره نمود:

1.زمینه رستگاری

اساساً کار و اشتغال در بینش توحیدی اسلام، یک ارزش محسوب می‏شود و تلاش بیشتر در کارهای دنیوی و اخروی، زمینه سعادت و رستگاری افراد را در دنیا و آخرت فراهم می‏نماید و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا می‏برد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرماید: «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سبیل اللّه1؛ کسی که برای تأمین معاش خانواده‏اش تلاش می‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

2.تأمین مخارج زندگی

یک مسلمان با پیش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگی خود را تأمین نموده و تا حدودی از فقرِ اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی خود و جامعه می‏کاهد.

3.وسیله ارتباط سالم

 
 
اشتغال به کار، افراد را در زندگی تحت یک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعی و معاشرت با دیگران یاری می‏نماید.
 

4.آرامش روح و وجدان

 
تمام کسانی که به کارهای مفید اقتصادی اشتغال دارند و بر اساس احساس وظیفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود می‏پردازند؛ علاوه بر این که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم می‏کنند، به نوعی تفریح نیز می‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بیکار معمولاً به اضطراب و افسردگی و عذاب وجدان دچار هستند.
 

5.بیدار نمودن روحیه خلاّقیت

 
اشتغال به کسب‏های مورد علاقه، روحیه ابتکار و خلاقیت را در افراد زنده کرده و استعدادهای درونی آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نیروهای نهفته در اندرون خود می‏سازد. و به این ترتیب، مفید و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقویت می‏شود. چنین فردی با روحیه سرشار از عشق به کار، از زندگی خود لذّت برده و برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می‏کند.
 

6.تثبیت موقعیت اجتماعی

 
اشتغال به کار مفید و مورد نیاز جامعه، راه رسیدن به موقعیت اجتماعی یک فرد مسلمان می‏باشد و شغل او هر قدر از نیازهای جامعه بکاهد و موجب تقویت و استقلال و آزادی و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعیت اجتماعی صاحب شغل در میان افراد جامعه اسلامی، بیشتر و بالاتر خواهد بود.
خداوند می‏فرماید: «وَ اَنْ لَیْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعی»(2)؛ و این که برای انسان بهره‏ای جز سعی و تلاش او نیست.
 

7.جلوگیری از مفاسد

 
بیکاری افراد، موجب ضررهای جبران‏ناپذیر و دارای مفاسد بی‏شمار برای اجتماع مسلمانان است؛ به این معنا که یک فرد با انتخاب یکی از مشاغل مورد نیاز جامعه و اشتغال به آن، باری از دوش مردم و مسئولین برمی‏دارد و در مقابل، فرد بیکار نه تنها مشکلی را در جامعه حل نمی‏کند بلکه خود، مشکل آفرین و سربار جامعه اسلامی نیز می‏شود و علاوه بر این که نیرویی هدر رفته، نیروهای دیگری را به خود مشغول خواهد کرد.
با توجه به نکات فوق در این نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سیره و سخن حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.
 

اهمیّت کار

 
در سیره پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فعالیت‏های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد. آن حضرت کارگران و تولیدکنندگان در عرصه اقتصادی را چنان تشویق می‏کند که در طول تاریخ جوامع بشری، هیچ فرقه و مذهبی چنین جایگاهی برای اساسی‏ترین رکن جامعه، یعنی تأمین کنندگان حیاتی‏ترین کالای اقتصادی، قائل نشده‏اند.
انس‏بن مالک می‏گوید: هنگامی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمی‏گشت، سعد انصاری ـ یکی از کارگران مدینه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی که رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏های زِبْر و خشنِ مرد انصاری، حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثیر قرار داد. برای همین، از او پرسید: چرا دست‏های تو این چنین کوفته و خشن می‏باشد؟ آیا ناراحتی خاصّی به دستان تو رسیده است؟
عرضه داشت: یا رسول اللّه! این خشونت و زبری دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله‏ی آن‏ها زحمت می‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمین می‏نمایم.
«فَقَبَّلَ یَدَهُ رسولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسیده و فرمود: این دستی است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3
 

نکوهش افراد سست عنصر

 
رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم گاهی با جوانان سالم و نیرومندی مواجه می‏شد. بازوهای ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسی نموده و از وضعیت زندگی و شغلشان سؤال می‏نمود، اگر در جواب گفته می‏شد که: وی فردی بیکار است و هیچ گونه شغلی ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت می‏شد و می‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنی؛ از چشمم افتاد.» (فرد بیکار در نظر من ارزشی ندارد.) اطرافیان می‏پرسیدند: یا رسول اللّه! چرا این افراد را دوست نمی‏دارید؟ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرمود: برای این که اگر مؤمن شغلی نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، برای امرار معاش، از دین خود خرج خواهد نمود.4
آن حضرت در گفتاری حکیمانه، افراد تنبل و بی‏حال را که تن به کار نمی‏دهند و می‏کوشند که از دست رنج دیگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، می‏فرماید: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسی که بار زندگی خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است، ملعون است کسی که اعضای خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»5
البته سیره و سخن پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بیکار ـ که با بهانه‏های واهی فرصت‏های شغلی را از دست می‏دهند ـ حاوی نکته مهمی است و آن، این که بیکاری ریشه بسیاری از مشکلات و گرفتاری‏ها در زندگی یک جوان فعال و پر انرژی است. زیرا اگر یک فرد مسلمان مخارج زندگی خود را با فعالیت‏های اقتصادی سالم و اشتغال به یک کسب پاکیزه و حلال، تأمین نکند به ناچار برای تأمین زندگی‏اش ارزش‏های دینی را زیر پا گذاشته و به راه‏های فریبنده که به ظاهر سود سرسام آوری هم دارند، کشیده خواهد شد. و این، مصداقی از همان امرار معاش از راه دین و ایمان است که در کلام پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بود.
گذشته از این، بیکاری یک فرد نه تنها موجب از میان رفتن استعدادهای درونی وی می‏شود و او را به فردی تن پرور و بی‏خاصیت مبدل می‏سازد، بلکه به عنوان یک معضل و بیماری اجتماعی، یک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی و بیماری‏های روحی خواهد ساخت.
در حقیقت یک عضو فعال و پر انرژی که از سرمایه‏ها و ذخایر خدادادی جامعه اسلامی است و باید به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همین دلیل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیکاری را برای یک جوان خطرناک می‏داند
.منبع: ماهنامه کوثر


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 10:50 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET