زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 54956 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

برو در خانه ی ابا عبدالله الحسین، منتشو بکش، دور ضریحش بگرد، دور حرمش بگرد، دور خرابه ی سه ساله اش بگرد

 

بگو حسین من با تو آغاز کرده ام ولم نکن دیگه نمی کشم متوقف شدم. حسین بازم دستتو میگیره، بخواه ازش

یه کلمه بگم داد بزنی؟

رقیه ثابت کرد از حسین صمیمانه تمنا کنی حسین به خرابه هم می یاد

حسین به خرابه ی وجود منم سر بزن پادشاه عالم

به خرابات هم می یاد 

رقیه ثابت کرد اگر تمنا کنی حسین به خرابه هم می یاد

اگر بگم قدردانی می کنی

رقیه ثابت کرد اگر خوب تمنا کنی حسین با سر می یاد

دانلود فایل صوتی: رقیه ثابت کرد

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0

 

دانلود نوحه «لیش تأخر عباس؟» با صدای باسم کربلائی به همراه متن عربی و ترجمه فارسی که از سایت شیعه نیوز اینجا می گذارم

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس 
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد. 

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟ 
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی 
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

أنا یاحسین العزیزة ... سکنة یا صیوان داری 
ای حسین! ای سرپناه من! من سکینه، دردانه تو هستم. 

اعتذر منک یابوی ... وادری مقبول اعتذاری 
ای پدر! از تو مغذرت می خواهم و می دانم عذزخوای من قبول می شود. 

بسبب لن حشمت عمی ... من العطش وبقلبی ناری 
چرا که من بودم که از عطش از عمویم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد. 

وراح عمی وانتظرته ... حتی ملّیت انتظاری 
و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم. 

ملیت .. ظلیت .. انطر واحسب لحظات 
از انتظار خسته شدم پیوسته؛ لحظه ها رو شمردم. 

وتنوح .. هالروح .. تقدر تصبر هیهات 
و این جان به لب رسیده فریاد می کرد. 

دمعی یهمی ... جفنی مدمی ... وینه عمی 
شاکم جاری است؛ چشمان خونین است. 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس 
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد. 

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟ 
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی 
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

انتظر والقلب یـخفق ... مثل جنحان الیمامه 
انتظار می کشم در حالی که قلبم مانند بال پرندگان در حال پر پر زدن است. 

قلت لیش طلبت منه ... المای واخذتنی الندامه 
به خودم گفتم چرا از عمویم آب طلب کردم. خود را سرزنش کردم و به شدت پشیمان شدم. 

هم صدق یرجع لی عمی ... برایته وجوده وحسامه 
آیا عمویم باز خواهد گشت؟ آیا علم و مشک آب و شمشیر او را خواهم دید؟ 

ریت لا یروی دلیلی ... بس یرد لی بالسلامه 
من سیراب شدن را نمی خواهم؛ فقط می خواهم به سلامتی پیش من برگردد. 

یاریت .. لا جیت .. لا منه طلبت المای 
کاش به کربلا نمی آمدم؛ کاش از او آب طلب نمی کردم. 

ونیت .. اتـمنیت .. لا تبرد نار حشای 
هرگز آتش دل سرد نمی شود. 

هذا هضمی .. موتی حتمی .. وینه عمی 
این بلای عظیمی است که به من وارد شده؛ مرگم حتمی است. عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس 
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد. 

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟ 
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی 
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

هاک خذ مرسال منی ... وللقمر روح وتعنه 
ای پدر! این پیغام را از من بگیر و پیش ماه شب چهارده (قمر بنی هاشم) برو. 

انشد علیه الشریعه ... بلکی تسمع خبر عنه 
از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شاید خبری از او بگیری. 

ولو ان یا بوی لقیته ... عن لسانی اعتذر منه 
و اگر ای پدر او را یافتی، از زبان من از او عذرخواهی کن. 

قله یاعباس ارجع ... ما ترید المای سکنه 
به او بگو ای عباس! بررگد. سکینه دیگر از تو آب نمی خواهد. 

ترجیت .. وادعیت .. یاریتک حی تلقاه 
آرزو می کنم و دعا می کنم که او را زنده بیابی. 

موجود .. وردود .. ترجع للخیمه ویاه 
صحیح و سالم؛ سرزنده؛ با او به خیمه گاه برگردی. 

هو حلمی .. هو عزمی .. وینه عمی 
او رویای من است؛ او امید من است؛ عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟ 

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس 
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد. 

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟ 
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی 
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 

لیش تأخر عباس؟ 
چرا عباس دیر کرد؟

از اینجا دانلود کنید (با حجم 460Kb)

نویسنده مجنون الحسین(ع) در شنبه 1 آذر 1393  | نظرات 0

بی اغراق این شعر یکی از زیباترین شعرهایی ست در وصف حضرت زینب شنیده ام

التماس دعا:

 

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب که از نسیم حضوری لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی که روشنایی روز است امشب است
امشب شب ملیکه دادار زینب است

نویسنده مجنون الحسین(ع) در جمعه 30 آبان 1393  | نظرات 0
1 2 3 4 5 6 7
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...