ایـــــمـــــا
 
نويسندگان
لينک دوستان

امر به معروف و نهی از منکر چه مراحلی دارد؟

امر به معروف و نهی از منکر، حساسیت عمومی در برابر گناه است که نمی گذارد، فرد و جامعه به سوی بی بند و باری و سقوط پیش برود، و یکی از سنت های مهم است که در هر شرایط قابل اجرا است و شباهت فراوان به نماز دارد؛ زیرا، نماز را در هیچ حالی نباید ترک کرد. امر به معروف و نهی از منکر نیز در هیچ شرایطی نباید ترک شود؛ بلکه به مراتب پایین تر باید اکتفا نمود. چنان که نماز نیز مراتب دارد، اگر در حال ایستاده نشد، باید نشسته انجام شود. اگر آن هم امکان پذیر نبود، با اشاره، اگر با اشاره نشد، در دل باید خواند، امر به معروف و نهی از منکر نیز دارای مراتبی است که اگر با زبان و عمل امکان نداشت، با انکار قبلی از منکرات و زشتی ها باید اعلام انزجار کرد و همان گونه که نماز از کارهای زشت باز می دارد، امر به معروف و نهی از منکر نیز چنین است، خداوند درباره نماز می فرماید: «و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز می دارد، و قطعاً یاد خدا بالاتر است و خدا می داند، چه می کنید».

حدیثی است که از امام باقر و امام صادق - علیه السلام - درباره امر به معروف و نهی از منکر روایت شده است: امر به معروف و نهی از منکر دو آفریده از آفریدگان خداوندند. کسی که آن دو را یاری نماید، خداوند به او عزت می بخشد و کسی که آن دو را خوار نماید، خداوند تعالی خوارش می کند.

امر به معروف و نهی از منکر و نماز تأثیرات اجتماعی یکسان دارند و هر دو از زشتی ها جلوگیری می کنند، مراحل آن عبارتند از:

1. مرتبه اعراض و روی گرداندن: اگر کسی با در هم کشیدن چهره، اصلاح می شود، برخورد تندتر جایز نیست.

2. مرتبه زبان: اگر با روی گرداندن اصلاح نشود، باید، با زبان خوش، نه با تندی و خشونت تذکر داد.

3. مرتبه عمل: اگر مراتب بالا کارگر نیفتاد، انسان، می تواند، دست به عمل بزند، اما اگر به ضرب و جرح منتهی شود، باید با اجازه حاکم شرع صورت گیرد، نه این که هرکس به نام امر به معروف و نهی از منکر، دست به هر جنایتی بزند و آن را امر مقدس و وظیفه شرعی جلوه دهد.

4. مرتبه قلبی: اگر انسان، نتواند، هیچ کاری انجام دهد، واجب است، از این که معروف ترک و منکر انجام شود، در دل، ناراضی شود. تا گناه در نظرش آسان جلوه نکند. این کم ترین کاری است که برای همگان و در هر حال میسر است. البته، این مراحل به نوع منکر و معروف بسته است، اگر اصول اسلام در خطر باشد، در این صورت، انکار قلبی کافی نیست؛ در چنین شرایطی، وظیفه حاکم اسلامی و دیگر مسلمانان، حرکت و ایستادن در مقابل طغیان گری است؛ همان گونه که امام حسین - علیه السلام - هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر بیان می کند.

فلسفه مراتب امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ 

یکی از فلسفه های مراتب و شرایط امر به معروف و نهی از منکر آثار تربیتی آن است؛ از این رو، اسلام، برای امر به معروف و نهی از منکر، افزون بر مراتب، شرایطی قرار داده است که از آن جمله این است که خود موجب فساد نگردد؛ در صورت دارا نبودن شرایط، نباید کسی به این کار اقدام کند؛ زیرا، بدون داشتن شرایط گاهی نتیجه معکوس به دست می آید و نه تنها کارکرد تربیتی ندارد، بلکه مانع آن می گردد. و از شرایط دیگر این است که فرمان دهنده و بازدارنده باید معروف و منکر را بشناسد، اگر نمی شناسد، تحصیل شرایط و شناختن معروف و منکر را نیز برخی واجب کرده اند، و همچنین، در شرایطی که شخص پشیمان است و اصرار بر ادامه دادن ترک معروف و انجام منکر ندارد، نباید به او تذکر داد و امر و نهی کرد؛ زیرا، عزت نفسش آسیب می بیند و گرفتار خود پنداره منفی می شود. برای خویش ارزشی قائل نمی شود و در نتیجه: افرادی که دچار خود کم بینی اند و برای خود ارزشی قائل نیستند، به راحتی در دام اعمال غیر اخلاقی گرفتار می شوند و حتی از آسیب رساندن به دیگران هیچ ابایی ندارند.

همة شرایط امر به معروف و نهی از منکر، نوعی بار تربیتی دارد که می خواهد، به گونه ای افراد را از منکر باز دارد و به سوی خوبی و معروف بکشاند. و در نهایت او را تربیت کند. در بسیاری از سیره پیامبر که به امر خداوند اجرا می شد، شرایط تدریجی رعایت گردیده است؛ از جمله، می توان حرمت تدریجی شراب را نام برد که خداوند یکباره این کار را نکرد، بلکه روحیات و پذیرش متربیان را نیز در نظر داشت، و روشن است که اگر اسلام می خواست، بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ عمومی، به مبارزه برخیزد، ممکن نبود؛ و از این رو، از روش تحریم تدریجی و آماده ساختن افکار و اذهان برای ریشه کن کردن میگساری که به صورت یک عادت ثانوی در رگ و پوست آن ها نفوذ کرده بود، استفاده کرد.

منبع: سایت حوزه

 


----
[ پنج شنبه 6 آذر 1393  ] [ 5:56 PM ] [ ابوالفضل عباسی ]
نظرات 0

علامه امینی نجفی (رضوان الله تعالی علیه) صاحب کتاب گران قدر الغدیر و از مفاخر معظم شیعه در سال ۱۳۹۰ هجری قمری چشم از جهان فرو بستند.

«حجةالاسلام دکتر هادی امینی» با ذکر خاطره ای از پدر بزرگوارشان می‌نویسد: «پس از فوت پدرم آرزو داشتم یک‌بار ایشان را در خواب ببینم و از حالشان باخبر شوم. تا اینکه بعد از چهار سال بالاخره شب جمعه ای قبل از اذان صبح ایشان را در خواب دیدم، در حالی که بسیار شاداب و خوشحال بودند.
جلو رفتم و پس از سلام و دست بوسی پرسیدم: پدر جان! چه علمی باعث سعادت و نجات شما شده است؟
پدرم گفتند: چه می‌گویی؟
مجدداً عرض کردم: آقا جان! در آنجا که اقامت دارید، کدام عمل موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر، تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یا سایر تألیفات؟
مرحوم علامه امینی درنگ و تأملی نمودند و سپس فرمودند: فقط زیارت امام حسین (علیه‌السلام).
عرض کردم: شما می‌دانید اکنون راه کربلا بسته است، چه کنم؟
پدر فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین (علیه‌السلام) برپا می‌شود شرکت کن. پسرم هر گوشه ای، هر جایی چراغی به نام حسین (علیه‌السلام) روشن شد؛ همان جا حرم امام حسین(علیه‌السلام) است و ثواب زیارت ایشان را به تو می‌دهند.
سپس فرمودند: «پسر جان! در گذشته بارها یادآور شدم و اکنون باز هم به تو توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن.
مرتباً زیارت عاشورا را بخوان و خودت را موظف به خواندن آن بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می‌باشد و امید دعا دارم.»

فرزند مرحوم آیت الله امینی می‌نویسد: علامه امینی، علیرغم مشاغل و تألیف و مطالعه و رسیدگی به ساختمان کتابخانه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نجف اشرف هیچ گاه خواندن زیارت عاشورا را ترک نکردند. به همین دلیل من هم حدود ۳۰ سال است به قرائت زیارت عاشورا مداومت دارم.

منبع: سبک زندگی اسلامی

منبع دیگر: شبکه جوانان رضوی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 6 آذر 1393  ] [ 5:44 PM ] [ ابوالفضل عباسی ]
نظرات 0

اصل وجود دختري چهار ساله براي امام حسين (عليه السلام) در منابع شيعي آمده است، اما در بعضي منابع در اين باره اختلاف وجود دارد. در كتاب كامل بهايي نوشته علاءالدين طبري (قرن ششم هجري) قصه دختري چهار ساله كه در ماجراي اسارت در خرابه شام در كنار سر بريده پدر به شهادت رسيده، آمده است، اما در مورد نام او كه آيا رقيه بوده يا فاطمه صغري و ... اختلاف است. همچنين سيد بن طاووس در كتاب «لهوف» خود مي‌نويسد: «شب عاشورا كه حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي‌وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (س) سخنان ايشان را شنيد و گريست. امام (عليه‏ السلام) او را به صبر دعوت كرد و فرمود: «خواهرم ام كلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي كه من كشته شدم، براي من گريبان چاك نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد و خويشتن‌دار باشيد.»


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 6 آذر 1393  ] [ 5:36 PM ] [ ابوالفضل عباسی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ


آرشيو مطالب
آمار سايت
كل بازديدها : 12731 نفر
كل مطالب : 60 عدد
آخرين بروز رساني : یک شنبه 16 آذر 1393 
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون