متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «ولايت» خداوند است؟
متن پاسخ:
«وليّ» از اسماي فعلي خداوند است؛ چنان كه قرآن ميفرمايد «و هو الذي ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا و ينشر رحمته و هو الوليّ الحميد» شورا/28؛ [خداي سبحان، پس از يأس همگان، باران را نازل ميكند و رحمت خويش را ميگستراند و تنها او سرپرست و ولي است.]
همچنين در جاي ديگر ميفرمايد «انّ ولّيي الله الذي نزّل الكتاب و هو يتولّي الصّالحين» اعراف/196؛ [سرپرست من، خدائي است كه قرآن را نازل كرد و او دوستدار شايستگان است.]
مابقی در ادامه مطلب
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:53 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «حق» (از اوصاف فعلي خداوند) است؟
متن پاسخ:
حقّ، از اوصاف فعلي خداوند است و اميرالمؤمنين (ع) مظهر اتمّ اين وصف الاهي است؛ چنان كه عالمان شيعه و سنّي، روايات فراواني را در اينباره از رسول اكرم(ص) نقل كردهاند؛ از جمله
1 ـ سلمان، اباذر و مقداد نقل ميكنند از رسول اكرم شنيدم كه مي فرمود «انّ علياً مع الحقّ و الحقّ معه، يدرو كيفما دار به» (بحار 38/30)؛ يعني علي (ع) با حق است و حق نيز با علي(ع)؛ امّا اينكه در محور كمال وجودي علي (ع) دور ميزند يا علي (ع) در مدار حق ميگردد؟ پرسشي است كه پاسخ آن، در حديث ديگر، بيان شده است؛ زيرا رسول اكرم(ص) ميفرمايد «اللهم أدر الحق معه حيث دار» (بحار، 38/35)؛ خداوندا! حق را علي مدار قرار ده و او را محور دَوَران حق كن تا ديگران حق را در مسير و مأواي علي (ع) جست و جو كنند؛ نه آنكه علي (ع) را مدار حق قرار دهي تا علي محتاج تشخيص حق باشد و پس از آگاهي به آن، در مدار آن حركت نمايد.
از بيان نوراني حضرت علي(ع) نيز به خوبي استظهار ميشود كه انسانهاي كامل، زمامداران حق و سخن گويان صدقند. پس، زمام حق به دست علي(ع) است؛ نه آنكه زمام علي (ع) به دست حق باشد؛ زيرا نخستين حق فعلي خداي سبحان، وجود انسان كامل است و حقوق ديگر، متأخر از اويند؛ به بيان ديگر، حقوق ياد شده، جزء شؤون نازل همان صادر اول و برين است.
گفتني است به اين مضمون، روايات فراوان ديگري نيز وارد شده است.
2 ـ امّ سلمه از پيامبر اكرم(ص) نقل ميكند كه بارها آن حضرت ميفرمود «علي مع الحقّ و الحقّ مع عليّ ولن يفترقا حتي يردا علي الحوض يوم القيامة» (بحار،38/29)؛ يعني باهم بودن علي و حق، هرگز جدايي ندارد و در هر حركت و سكون، آن حضرت(ع) مظهر حق است و هر كس طالب حق است، بايد تسليم اين انسان كامل باشد.
3 ـ رسول خدا(ص) به علي بن ابي طالب(ع) فرمود «انّ الحق معك و الحق علي لسانك و في قلبك و بين عينيك والايمان مخالط لحمك و دمك كما خالط لحمي و دمي» (الغدير، 3/179)؛ يعني حق با علي(ع) است و حق بر زبان، قلب و بين دو چشم آن حضرت است. ايمان با خون و گوشت علي (ع) عجين شده است؛ همانطور كه با خون و گوشت من عجين است.
بنابراين، چون حضرتش مظهر حق است، ميزان و معيار تشخيص حق از باطل خواهد بود و هر كس با آن حضرت(ع) باشد، با حق است و هر كس در مقابل او قرار گيرد، در گروه باطل خواهد بود.
از اينرو، رسول اكرم(ص) آن حضرت را ميزان تشخيص حق و باطل، به هنگام فتنه معرفي كرده است «سيكون من بعدي فتنة فإذا كان ذلك فألزموا عليّ بن أبي طالب (ع)، فإنّه الفاروق بين الحقّ و الباطل» (بحار، 38/32)؛ [پس از من، فتنههايي در جامعه رخ خواهد داد. در چنين موقعيتي همراه علي(ع) باشيد و از او جدا نشويد؛ زيرا او فاروق ميان حق و باطل است.]
همراهي با علي(ع) سبب حقانيت شخص ميشود؛ چنانكه پيامبر اكرم(ص) به عمّار ياسر كه ملتزم علي(ع) بود، فرمود «تقتلك الفئة الباغية و أنت مع الحقّ و الحقّ معك يا عمّار إذا رأيت عليّاً سلك وادياً و سلك النّاس وادياً غيره فاسْلك مع عليّ و دع النّاس إنّه لن يدليك في ردي و لن يخرجك من الهدي» (بحار، 38/32)؛ [يعني تو را گروه ستمگر خواهند كشت و تو با حق هستي و حق نيز با تو است. اي عمّار! هنگامي كه ديدي حضرت علي(ع) راهي را ميپيمايد و ديگران در جهت مخالف او حركت ميكنند، تو با علي(ع) باش؛ زيرا او تو را در ضلالت قرار نميدهد و از هدايت خارج نميكند.]
از ذيل اين روايت روشن ميشود كه حقانيت عمار(ره) به دليل همراهي او با جضرت علي(ع) است؛ نه اين كه عمار در قبال اميرالمؤمنين(ع) معيار مستقلي در حق باشد. در مظلوميت مظهر حق، مولي علي(ع) همين بس كه در جنگ صفّين، حقانيت حضرتش را خواستند با كشته شدن عمار به دست سپاهان معاويه ثابت كنند.
وقتي عمار ياسر در ميدان جنگ صفّين كشته شد، غوغاي عجيبي در سپاه شاميان افتاد و آنها كه با تبليغات سوء معاويه و عمروعاص، در حقانيت اميرالمؤمنين (ع) شك كرده بودند، به اشتباه خود پي بردند و عدهاي دست از جنگ كشيدند. به همين دليل، عمروعاص در ابتدا وجود عمار را در سپاه حضرت علي(ع) منكر شد و سپس كشته شدن او را رد كرد و در پي اثبات شهادت آن بزرگوار، در صحنه جنگ، به توجيه و تأويل باطل روي آورد و گفت عمار را علي(ع) و يارانش كشتند كه او را به همراه خود به صحنه كارزار آوردند.
آري، آنگاه كه حقانيت «مظهر حق» مورد ترديد قرار گيرد، حقانيت شاگردان مكتب آن حضرت، آسانتر مخدوش يا دست خوش تأويل و تفسير ناحق ميشود.
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:26 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «علم» الاهي است؟
متن پاسخ:
علم از اسماي حسناي مشترك است يعني هم از اوصاف ذاتي خداي سبحان است و هم از اوصاف فعلي او.
اميرالمؤمنين(ع) مظهر علم فعلي خداي سبحان است؛ چنان كه خود ميفرمايد من علم خدايم «إنّ أمير المؤمنين (ع) قال أنا علم الله» (توحيد صدوق/164).
از امام باقر(ع) پرسيدند چرا به علي(ع) اميرالمؤمنين گفته ميشود؛ در حالي كه قبل از او كسي بدين نام خوانده نشد و بعد از او نيز ناميده نميشود؟
مابقی در ادامه مطلب
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:24 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «قدرت» الاهي است؟
متن پاسخ:
گرچه قدرت از صفات ذاتي خداوند است؛ ليكن بسياري از صفات فعلي حق تعالي به اين وصف برميگردد؛ مانند رازقيت و خالقيت. به اعتبار همين اوصاف فعلي، حضرت علي(ع) مظهر قدرت اِلاهي است؛ چنانكه خود فرموده «أنا يدالله» [من دست خدايم.] (توحيد صدوق/164).
مراد از «يد»، قدرت است؛ زيرا «يد» كنايه از قدرت به كار ميرود. حضرت علي(ع) هرگز احساس ترس و اظهار ضعف و عجز نكرد و هيچ حادثهاي او را به هراس نينداخت؛ چنانكه فرمود «والله لو تظاهرت العرب علي قتالي لَمَا ولّيت عنها» (نهج البلاغه، نامه45، بند19)؛ [اگر همه رزمندگان عرب بر ضد من صف بندي كنند، من از آنها روي بر نميگردانم].
مابقی در ادامه مطلب
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:23 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «منعميّت» الاهي است؟
متن پاسخ:
«مُنعم» از اوصاف فعلي خداوند است و شكّي نيست كه تنها خداي سبحان منشأ هر نعمتي است «و ما بكم من نعمة فمن الله ...» نحل/53، خواه نعمت مادي باشد يا معنوي.
براساس اين آيه، اعطاي نعمت تنها به دست خداست و اين مسأله هيچ استثنايي بر نميدارد و هيچ كسي چيزي به ديگري نميدهد؛ ليكن انسان كامل، مظهر اين وصف الاهي ميشود و حضرت علي(ع) مظهر اَتمّ اين اسم شريف است.
از اينرو، در زيارت جامعه، در وصف معصومين(ع) چنين ميخوانيم «بكم فتح الله و بكم يختم و بكم ينزّل الغيث و بكم يمسك السماء أن تقع علي ألأرض إلّا بإذنه و بكم ينفّس الهمّ ويكشف الضرّ» (مفاتيح الجنان، زيارت جامعه)؛ [يعني خداي سبحان به واسطه شما آفرينش را گشود و به شما نيز ختم ميكند و به سبب شما باران را فرو ميريزد و آسمان را از اينكه بر زمين قرار گيرد نگه ميدارد و به وسيله شما اندوه را برطرف ميكند و زيان را از بين ميبرد.]
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:22 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: امام علي (ع) چگونه مظهر «هدايت» الاهي است؟
متن پاسخ:
هدايت از اوصاف فعلي خداوند است كه مظهر طلب ميكند. از اينرو، اميرالمؤمنان(ع) در ذيل آيه «... و لكلّ قومٍ هادٍ» رعد/7 ميفرمايد «... و أنا الهادي» (المستدرك علي الصحيحين، 3/140)؛ و من هدايت كنندهام. همچنين رسول خدا(ص) در ذيل آيه ياد شده، به اميرمؤمنان(ع) فرمودند «... و أنت الهادي يا عليّ» (تفسير عياشي، 2/203).
درباره اين صفت اميرمؤمنان(ع) روايات فراواني از رسول اكرم(ص) وارد شده است كه به بعضي از آنها اشاره ميكنيم
مابقی در ادامه مطلب
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:20 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: مدت امامت امام علي (ع) كه نوشته اند حدود 30 سال بود با توجه به خليفه هاي همراه او...
متن سوال: مدت امامت امام علي (ع) كه نوشته اند حدود 30 سال بود با توجه به خليفه هاي همراه او اين امامت چگونه براي شيعيان آن زمان بوده است؟
متن پاسخ: شيعه بر اين عقيده است كه امير المؤمنين علي (ع) خليفة بلا فصل پيامبر اكرم (ص) و امامت آن حضرت پس از وفات پيامبر محقق يافته است. توضيح مطلب اين است كه پس از وفات پيامبر اكرم (ص) دو مكتب پديد آمد: مكتب خلافت و مكتب امامت. مكتب خلافت بر اين عقيده است كه پيامبر(ص) جانشين معين نكرده و امر خلافت را بر عهده مردم نهادند!!!
مكتب امامت بر اين عقيده است كه سياستها و تدابير و چاره جويي ها و رهنمودها و دلسوزيهاي آن بزرگوار بحال امت اسلامي و جامعه اي كه با خون دل تربيت يافت، سبب شد كه امير المؤمنين (ع) را در مقاطع مختلف بعنوان جانشين معين كنند كه برترين مورد آن جريان غدير است.
مكتب امامت. نمايندة اسلام ناب محمدي (ص) و مكتب خلافت نمايندة تفكرات ديگران بهرحال اين دو مكتب جز در يك نقطه و آنهم زمان خلافت علي (ع) از يكديگر جدا بودند. فقط در زمان علي (ع) بود كه خلافت و امامت در هم آميخت و امير المؤمنين (ع) از آن بهره جستند.
بنابر آنچه گذشت مدت امامت علي (ع) از سال يازدهم هجري (زمان وفات پيامبر (ص) آغاز مي شود و تا سال چهلم هجري زمان شهادت آن بزرگوار استمرار دارد اين مدت حدود سي سال است و اگر منظور خلافت علي (ع) بايد گفت خلافت آن بزرگوار پس از حكومت عثمان است كه در سال 35 است اين مدت حدود 5 سال است.
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:16 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: چرا امام علي (ع) در مقابل چشمان خودشان حضرت زهرا (س) را مجروح كردند مقابله نكرد؟
متن پاسخ: در پاسخ شما پرسشگر محترم بايد عرض كنيم كه نزد رسول خدا (ص)و ائمه عليهم السلام، حفظ و بقاي اسلام از هر چيز ديگري حتي جان و اموال و فرزندان شان مهمتر و ارزشمند تر بود. سكوت اميرالمؤمنين علي عليه السلام در برابر غاصبان ولايت و متعرضان به اهل بيت نبوت و ضرب و شتم دخت گرامي پيامبر، حضرت زهراي مرضيه، صلح امام حسن عليه السلام در برابر معاويه و قيام و شهادت حضرت اباعبد الله (ع) و اسارت زنان و فرزندان بزرگوار آن حضرت، تقيه و تحمل زندان و آزارهاي روحي و جسمي هر يك از ائمه عليهم السلام در طول دوران امامتشان، همه در جهت حفظ و بقاي اسلام عزيز بوده است، و الا در هر زماني از اين همه ظلم و جور و بي انصافي درحق امامت و امت رسول خدا (ص) و نبود ياران موافق در حد كفايت براي مقابله با دستگاه ظلم و ستم همواره ديدگانشان اشكبار و كامشان از حنضل تلخ تر بود.
پس از رحلت نبي مكرم اسلام (ص)، تشتت اوضاع به قدري تهديد آور و بحراني بود كه در صورت بروز اختلاف ميان مسلمانان، كيان اسلام از هم مي پاشيد و آثاري باقي نمي ماند. درآن اوضاع نابسامان امير المؤمنين علي عليه السلام اگر مي خواست حقي را اعاده كند و به مقابله با ظلم ظالمان برخيزد، جز توسل به زور و شمشير چاره اي نداشت و اگر اينگونه عمل مي كرد، سرزمين اسلامي دچار هرج و مرج و دو دستگي ميان مسلمانان مي گرديد و جنگهاي داخلي را دامن مي زد و زمينة نفوذ گروههاي كينه ورز و سلطه جو از جمله اعراب اطراف مدينه كه در كفر و نفاق بسر مي بردند، منافقان مدينه كه در پي آشفتگي اوضاع بودند و سران ايران و روم كه با بغض و دشمني به اسلام مي نگريستند و هر لحظه در پي انتقام بودند را مهيا مي كرد.
در چنين هنگامه اي توجه امام علي (ع) به امر دين و نجات اسلام معطوف گرديد. لذا علم مخالفت در دست نگرفت و مردم را به قيام تحريك نكرد، اما براي اثبات حقانيت خود و اعادة حق اهل بيت عصمت در خانه نشست تا آنكه با زور و جبر از او بيعت گرفتند و اينگونه به دفاع از حريم ولايت و اهل بيت اقدام فرمود و پيوسته خود و فرزندان بزرگوار و پيروان صديقش حقوق حقة اهل بيت را متذكر شدند و از ستمي كه بر آنان رفته و حقي كه ضايع شده و مي شود، سخن گفتند و دلايل محكمي را كه در اين زمينه وجود داشت منتشر ساختند و به نشر حقايق پرداختند و به روشنگري اذهان عمومي در اين زمينه اقدام نمودند.
منابع و مآخذ:
1ـ نامه هشتاد وچهارم، رهبري امام علي (ع) از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)، سيد شرف الدين
2ـ نامة صد و دوم، همان منبع
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:14 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
متن سوال: با توجه به حديثي از امام علي (ع) كه علاقه شيعه واقعي را بيان كرده اند...
متن سوال: با توجه به حديثي از امام علي (ع) كه علاقه شيعه واقعي را بيان كرده اند كه : شيعه واقعي كسي است كه از زيادي روزه شكمش به پشتش چسبيده . از زيادي نماز شب خواندن رويش زرد شده و از زيادي عبادت قامتش خميده شده باشد و ... ما كه همه عشق علي داريم و عباداتم را هم در حد توانم انجام مي دهم ولي هيچيك از اين ويژگي ها را نداريم پس يعني شيعه علي نيستيم.
متن پاسخ: از جهت معناي لغوي , واژه شيعه به معناي پيروي كردن و دنباله رو بودن است و از نظر كلامي و اعتقادي , شيعه به كسي گفته مي شود كه اولين خليفه و جانشين پيامبر(ص) را علي(ع) بداند. و در اصطلاح اخلاقي شيعه علي(ع) بودن به معني پيرو آن حضرت بودن , يعني اين كه انسان شيوه زندگي و رفتار و اخلاق خود را بر اساس زندگي علي (ع) تنظيم نمايد; يعني آن حضرت و اولاد طاهرينش(ع) را عملا" راهنما و الگوي زندگي خويش قرار دهد و بكوشد تا كيفيات نفساني , اخلاقي و همچنين ظواهر زندگي خود را به كيفيات و كمالات آن حضرات (ع) نزديك نمايد; يعني اين كه انسان در زندگي فردي و اجتماعي اش و همچنين در زندگي طبيعي و معنوي , پايش را جاي پاي آن اولياي معصوم(ع) بگذارد و شيعه و دنباله رو ايشان باشد;
منتهي نكته قابل توجه اين است كه اين تشيع , دنباله روي و همانند سازي , بدون محبت , عشق , دلبستگي و ارادت قلبي به ايشان هرگز ميسر نمي باشد و از لوازم بسيار ضروري و اساسي شيعه بودن همانا محبت و علاقه قلبي به ايشان است.
نكته ديگري كه توجه به آن ضرورت دارد اين است كه شيعه بودن يك امر تشكيكي است يعني داراي مراتب است . بنابر اين هر كس به هر مقدار كه دنبال رو و تابع اهل بيت (ع) باشد شيعه ايشان محسوب مي شود.
آنچه از مجموعه روايات درباره صفات شيعه ميتوان فهرست نمود به شرح زير است:
1- محافظت بر وقت نمازها
2- حفظ اسرار
3- بذل اموال و مواسات با برادران ديني
4- عبادت و شب زندهداري و روزه فراوان
5- گريه و زاري بسيار در برابر خداوند
6- دوري از شهوات و پرخوري
همان طور كه اشاره شد شيعه بودن داراي مراتب مختلفي است و همه شيعيان در يك رتبه و جايگاه قرار ندارند. در حديث مورد نظر ويژگي ها و خصايصي كه امير مؤمنان(ع) براي شيعه معرفي كرده مربوط به شيعيان كامل و در مرتبه بالا است نه هر شيعه اي. چنان چه خود روايت اين ويژگي ها را مربوط به شيعه واقعي مي داند كه همان شيعه كامل و داراي رتبه عالي است. از طرفي اين نشانه ها بيانگر شدت عبادت و بندگي خدا و عمل به وظايف بندگي است و خودش خصوصيتي ندارد. يعني ممكن است فردي به لحاظ خصوصيات فيزيكي و جسماني با وجود زيادي روزه و بيداري در شب و عبادت دايم و هميشگي اين علائم و نشانه ها در او ظاهر نشود ولي آن چيزي كه اين نشانه ها بر آن دلالت دارد يعني تعبد و بندگي و عشق به خداوند و علاقه به عبادت حق همه وجودش را پر كرده باشد. پس اين علايم دايمي و هميشگي نيست تا نبودن و فقدان آن نشانه شيعه نبودن باشد.
7- اطاعت و پيروي كامل از ائمه (ع) و اوامر آنها براي توضيح بيشتر به بحارالانوار جلد 68 صفحه 149 مراجعه نمائيد.
براي توضيح بيشتر به ترجمه كتاب «صفات الشيعه» شيخ صدوق مراجعه نماييد.
http://eporsesh.com
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 6:05 PM ] [ م. ن. ]
[ نظرات0 ]
ادامه مطلب
پاسخ به شبهات : حسین انصاریان
از شجاعت مولا گفتید. آمده است که در جنگ احد، حضرت جبرئیل به حضرت علی(ع) و ذوالفقار ایشان افتخار کرد. این شمشیر بعد از شهادت حضرت چه شد؟ ــ مشهور است که ذوالفقار و قرآن مولا امیرالمومنین(ع) و نیز پیراهن به غارت رفته سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) نزد حضرت حجت(عج) است. این نقل به احتمال قوی دلیل روایی هم دارد.
http://shiayan.ir
ادامه مطلب






