شهدای ترور
شهدا شرمنده ایم

نزدیک اذان بود.آفتاب دیگر داشت غروب می کرد.هلی کوپتر را وسط بیابان نشاند زمین و خاموش کرد.گفتم« احمد،هلی کوپتر باید قبل از تاریک شدن هوا برگرده پایگاه.پرواز شبانه ی بدون اجازه،ممنوعه.»


همان طوری که داشت وضو می گرفت گفت« اونی که باید ازش اجازه بگیریم کَس دیگه س.»

وضوش که تمام شد،همان کنار هلی کوپتر ایستاد به نماز.هنوز رکوع نرفته تمام صورتش پر از اشک شد.دیگر صبر نکردم.رفتم پشت سرش قامت بستم...

 

 

 

منبع:کتاب هوانیروز-مجموعه روزگاران

نزدیک اذان بود.آفتاب دیگر داشت غروب می کرد.هلی کوپتر را وسط بیابان نشاند زمین و خاموش کرد.گفتم« احمد،هلی کوپتر باید قبل از تاریک شدن هوا برگرده پایگاه.پرواز شبانه ی بدون اجازه،ممنوعه.»


همان طوری که داشت وضو می گرفت گفت« اونی که باید ازش اجازه بگیریم کَس دیگه س.»

وضوش که تمام شد،همان کنار هلی کوپتر ایستاد به نماز.هنوز رکوع نرفته تمام صورتش پر از اشک شد.دیگر صبر نکردم.رفتم پشت سرش قامت بستم...

 

 

 

منبع:کتاب هوانیروز-مجموعه روزگاران




 
[ شنبه 13 مهر 1392  ] [ 3:26 PM ] [ علی زارعی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام منتظر نظرات خوبتون هستم هرگونه کپی بدون درج منبع یا قرار دادن در پیوند ها اشکال شرعی دارد
نويسنده
آخرين مطالب
لينک دوستان
موضوعات وب
آرشيو مطالب
آمار سايت
كل بازديدها : 51333 نفر
تاريخ ايجاد وبلاگ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 
تعداد کل نظرات : 3 نظر
كل مطالب : 82 عدد
آخرين بروز رساني : یک شنبه 12 شهریور 1396 
امکانات وب

شهدا

Online User

شهدا شرمنده ایم

شهید گمنام