ارزش علم و معرفت و مراتب آن
معرفتشناسی مسائل بسیار دارد و بحث ارزش علم و معرفت از مهمترینآنها است؛ زیرا حاصل این بحث میتواند امكان انواع معارف یقینی را برایانسان اثبات كند و سبب حركت و سلوك برای رسیدن به قلههای كمال علمی وعملی گردد یا هرگونه معرفت یقینی را نفی كند و سبب سرگردانی انسان دروادی شك، گمان و جهل مركب شود.
از آن جا كه بحث ارزش علم و معرفت به مسائلی چون ملاك معرفتدرست و معیار احراز وجود آن ملاك در موارد شناخت وابسته است، ناگزیرفصل چهارم با این مسائل آغاز میگردد.
الف) ملاك معرفت صحیح
در این مورد، ملاكهای گوناگونی ارائه شده است؛ برای نمونه:
الف) شناخت صحیح آن است كه در عمل مفید باشد و اگر علمی سودمندنباشد؛ حق نیست.
ب) جدا از محور توافق متفكران عصر، واقعیتی وجود ندارد؛ شناختدرست آن است كه با آنچه آنها توافق دارند، مطابق باشد.
ج) اندیشه صحیح آن است كه با آزمون عملی مطابق باشد و دانشی كه درامتحان عملی موفق نباشد، كاذب است نه صادق.
د) ملاك درستی و نادرستی شناخت، تطابق با سنتزی است كه از تأثیر وتأثر متقابل اشیای خارجی و اعصاب حسی پدید میآید.
هر كدام از این نظریهها با اشكالاتی روبهرویند كه پاسخی صحیح برایشانوجود ندارد. بهترین نظریه در تبیین ملاك معرفت درست و نادرست چنیناست: احساس، اندیشه و شهود مطابق با نفس الامر، معرفت صحیح به شمارمیآید. منظور از نفس الامر این است كه هر شیء در محدوده ذات خود،واقعیت معین و ثابتی است كه هیچ گونه دگرگونی و نسبیتی در آن راه ندارد.بنابراین معرفتی صحیح است كه با واقعیت معین و ثابت شیء، مطابق باشد.
از دیدگاه امام علی(ع) آنچه واقعیت دارد، حق و آنچه غیرواقعی است،باطل نامیده میشود. از این رو، در مقام بیم دادن از شنیدن بدگویی دربارهدیگران میفرماید:
آگاه باشید! گاهی تیرانداز، تیر افكند و تیرها به خطا میرود. سخن نیزچنین است. درباره كسی چیزی میگویند كه واقعیت ندارد و گفتارباطل تباه شدنی است.
راستترین گفتار آن است كه با حق مطابقت داشته باشد.
این احساس، اندیشه، و شهود انسان است كه گاه آن حقیقت و واقعیت رامییابد و گاه خطا میكند و امر غیرواقعی را واقعی قلمداد میكند؛ چنان كهامام علی(ع) میفرماید:
كسی كه در جست و جوی حق بوده و خطا كرده، مانند كسی نیست كهطالب باطل بوده و آن را یافته است.
ادامه مطلب




