استان گلستان از در طول تاریخ و تا قرن هفتم هجری به نام ایالت گرگان ...
استان گلستان از در طول تاریخ و تا قرن هفتم هجری به نام ایالت گرگان و از آن پس تا آغاز قرن دهم به نام «استرآباد » شناخته می شد ولی در بیشتر نوشتههای دوران اولیه اسلامی از آن با نام « جرجان » یاد شده است . این منطقه از اسفند سال ۱۳۱۶ « گرگان » نامیده شدهاست . براساس پژوهش های انجام گرفته در استان گلستان سابقه تاریخی این منطقه به حدود ۷ هزار سال پیش از میلاد می رسد . طبق آثار بدست آمده از « غار کیارام » واقع در « روستای فرنگ » بخش گالیکی گلستان از دیرباز محل سکونت انسان های دوره « پارینه سنگی میانه » و « جدید » بوده و از این لحاظ یکی از قدیمی ترین پناهگاه انسان های اولیه شناخته شده است . همچنین کاوش های « تورنگ تپه » در نزدیکی گرگان نشان می دهد که دیرینگی این منطقه دست کم به اندازه « شهر سوخته » در سیستان و بلوچستان است . « اوستا » کتاب زرتشتیان ، « وهرکان » را نهمین سرزمین از مملکت شانزده گانه ای می داند که اهورامزاد آفرید .
استان گلستان از زمان هخامنشیان به بعد ، به صورت یک « ساتراپ یا ایالت » با ساختار اداری منظم درآمد . در این دوره « هیرکانی یا هیرکانیا » نامیده می شد و از معروفترین ایالت های ایرانی به شمار می آمد . در سنگنوشتههاي هخامنشي و از جمله سنگنوشتهي داريوش در بيستون ، نام اين سرزمين « ورگانه » و در نوشتههاي پهلوي « گوركان » آمده است . در زمان حکومت هخامنشیان ، مدتی « پدر داريوش هخامنشي » فرمانرواي اين منطقه بود . به عقیده مورخان ؛ شهر باستاني استرآباد را « خشايارشاه » به يادبود « زن يهودي » خود ، كه او را « استر» به معنای « ستاره » نام نهاده بود ، ساخت.
در دوران حکومت « اشکانیان » ، دولت اشکانیان برای جلوگیری از حمله اقوام « هون » به خاک ایران دستور ساخت دیوار بزرگ درمنطقه گرگان را داد که بعدها به « سد سکندر » ، معروف شد . ساخت این دیوار درمنطقه از نظر استراتژیکی اهمیت زیادی داشت به طوری که حتی در دوره ی ساسانیان نیز پیگیری شد و « انوشیروان » به بازسازی آن فرمان داده بود . همچنین این منطقه ، در این دوره ، محل استراحت پادشاهان اشکانی در فصل های بهار و تابستان محسوب می شد .
در دوران اسلامی و پس از ورود اعراب مسلمان ؛ سرزمین گرگان در سال ۲۱ هـ ق ، فتح شد و در طول سال های حکومت امویان ، این منطقه به پناهگاه علویان در آمد . « قیام سرخ جامگان » در عصر عباسیان و در زمان حکومت هارون الرشید در گرگان از مهم ترین وقایع این دوران به شمار می آید .
از مهم ترین سلسه های که توانست در این سرزمین حکومت قدرتمندی را تشکیل دهد ، « دولت آل زیار » بود . « قابوس بن وشمگیر » ، معروف ترین فرمانروای « آلزیار » ؛ به دلیل علاقه ی زیادی که به علم و دانش داشت ، « جرجان » را به محیطی امن برای جذب اندیشمندان و دانشمندانی چون « ابوعلی سینا » و « ابوریحان بیرونی » تبدیل کرده بود و برای پیشرفت علم در این منطقه اقدام های چشمگیری انجام داد که از آن جمله ساخت بنای « برج قابوس » و تالیف کتاب ارزشمند « قابوس نامه با پندهای حکیمانه » از میراث بزرگ این خاندان است .
اما ؛ حمله مغول ها به ایران باعث از بین رفتن شکوه و عظمت و نیز ویرانی شهرهای « جرجان » شد و « آبسکون » هم که پناهگاه سلطان خوارزمشاهی شد ، نتوانست پایگاه مقاومتی در برابر آنان گردد . این ویرانی ها حتی تا زمان حمله « تیمور گورکان » نیز ادامه داشت .
ولی ؛ با روی کار آمدن « دولت صفویه » ، بار دیگر ثبات و امنیت به این منطقه برگشت و با توجه به دیدگاه فرمانراویان صفوی ، استرآباد لقب « دارالمونین » را به خود گرفت .
« قاجارها » که قبیله ای از « ترکمن های منطقه استرآباد یا گرگان » بودند ، پس از حمله مغول به ایران و میان رودان به همراه چند طایفه دیگر « ترکمن ها » و « تاتارها » به شام مهاجرت کردند و زمانی که « تیمور گورکانی » به این منطقه حمله کرد « قاجار ها » و دیگر طایفه های مهاجر را به اسارت گرفته و در سپس به « خانقاه صفوی » در « آذرآبادگان » بخشید . بعدها این طایفه ، یکی از تشکیل دهندگان اصلی « سپاه قزلباشان » شدند . « آقا محمد خان قاجار » که از این طایفه بود ، پس از سال ها گروگان در شیراز ، توانست بعد از مرگ « کریم خان زند » ، قدرت زمام داری در کشور را به دست گیرد و سلسه قاجاریه را پایه گذاری نماید .
توجه استعماري دولت روسيه تزاري به ايران باعث گرديد ايالت استراباد يكي از كانون هاي فعاليت روسها در ايران قرار گيرد. آنها جزيره آشوراده را اشغال كرده و كنسولگري خود را در شهر استراباد فعال نمودند. در بندرگز تاسيسات تجاري قرار داشت. در جريان تحولات اجتماعي دوران معاصر از جمله جنبش مشروطيت، مردم استراباد داراي نقش ارزنده و مهمي بودند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش تر این روستاها دارای راه ارتباطی مناسب و شبکهی آب، برق و ارتباط از راه دور شدهاند. روستاییان به کار کشاورزی، باغداری، دامپروری، زنبورداری، پرروش کرمابریشم، صنایع دستی، ماهیگیری و پرروش ماهی میپردازند و برخی از آنها نیز در کار جنگلداری به سازمانهای مربوطه یاری میرسانند.
استان گلستان ، تا سال ۱۳۷۶ بخشی از استان مازندران بود ، اما در همین سال بود که به صورت استانی مستقل تبدیل شد .