تصویر دستانت که پیش چشمانم نمایان می شود،خیس می شوم از عرق شرم!
به راستی تو کدام جام می را نوشیده ای که اینچنین متواضعانه قد علم کرده ای؟!
خوشا به حال تو؛روسفیدی نزد علمدار(ع).
و من...
من چون غلامی حلقه به گوش به دنبال کسی هستم که هیچ نیست.
خوشا به سعادت تو که با شنیدن نوای هل من ناصر ینصرنی روح خدا بدون لحظه ای درنگ لبیکی جانانه پاسخ گفتی.
حال...تو، تو که نه شما،هستی!
اما زیادند کسانی مثل من که جسما هستند وقلبا نه.



