گفتاری از: احمد مهدوی / نائب رئیس كمیسیون صنایع و معادن مجلس

یكی از مهم‌ترین مسائل در زمینه‌ی جهاد اقتصادی، مسئله‌ی فرهنگ‌سازی است؛ یعنی باید این موضوع را در جامعه نشر و گسترش دهیم كه اگر كسی می‌خواهد در این كشور كار اقتصادی كند، وقتی به‌سمت تولید و ایجاد اشتغال رفت، كار مقدسی انجام داده است.

توجه به اصل 44
از این رو نگاه به سرمایه‌گذار باید تغییر كند و این كار از نظر فرهنگی باید به یك ارزش تبدیل شود. مردم هم بدانند كه اگر در یك طرح اقتصادی و تولیدی سرمایه‌گذاری كردند، كار عبادی انجام داده‌اند.
از سوی دیگر نیز مسئله اهتمام به اجرای اصل 44 است كه باید گفت كه بحث فضای كسب و كار در قانون اصل 44 دیده شده است، اما متأسفانه ما به خوبی به آن عمل نكردیم و درواقع بین 187 كشور از جهت فضای كسب و كار، اكنون در رنكینگ 137 هستیم كه این جای تأسف دارد.

رهبر معظم انقلاب در بحث اصل 44 به این نكات مهم اشاره داشتند. در دیداری در خصوص اصل 44 با كه با ایشان داشتیم، گفتند كه بعضی‌ها می‌آیند به من می‌گویند كه در این قانون (اصل 44)  یك عده‌ای پولدار می‌شوند؛ بله بشوند. ما می‌خواهیم همه پولدار شوند، آن‌هایی كه پولدار شدند بقیه هم در كنار آن‌ها منافعی ببرند. از راه حلال پولدار شدن در اسلام عیبی نیست و باید این‌طور باشد.»

ما با توجه به این فرمان رهبر معظم انقلاب، در یك جهت‌گیری عمومی باید كاری كنیم كه تمام دستگاه‌های درگیر با مباحث اقتصادی و فضای كسب و كار، كار مردم را تسهیل كنند. تمام دستگاه‌ها، اعم از بانك‌ها و نهادهایی كه مردم در این خصوص با آن‌ها سر و كار دارند، هر یك به سهم خود مسئولیت دارند و باید همه‌ی تلاش خود را در جهت تسهیل امور مردم به كار بندند. ضمن این‌كه باید این بستر آماده شود تا بتوان در جذب سرمایه‌ی داخلی و خارجی مورد نیاز موفق بود. وقتی با سرمایه‌گذار به خوبی رفتار شود و با سرعت معقول كارهای اداری را انجام و امكانات لازم برای وی فراهم شود، در اشتغال‌زایی و كمك به فضای كسب و كار بسیار مؤثر است.

توجه به امنیت اقتصادی سرمایه‌گذار
بحث دیگر، امنیت اقتصادی است كه به قوانین و مقررات ما برمی‌گردد. سرمایه‌گذار باید مطمئن باشد كه اگر امروز به او گفته شد با این شرایط می‌توانی در این بخش سرمایه‌گذاری كنی، فردا این قانون و شرایط عوض نخواهد شد تا توجیه اقتصادی از طرح برداشته شود. این موضوع نیز باید با دقت تمام در بخشنامه‌ها و قوانین ملاحظه شود.

به نظر بنده اكنون سایر امورات كشور در حد نسبی رضایت‌بخش است، اما بحث اشتغال و اقتصادمان راضی‌كننده نیست. كشوری كه این همه منابع دارد در اقتصاد دنیا باید حرفی برای گفتن داشته باشد. الآن تولید ناخالص ملی ما و درآمد سالانه‌ی ما پایین است. درآمد سالانه‌ی ایرانی نسبت به آن چیزی كه خدا به او داده است نظیر منابع معدنی، نفت، گاز و سایر منابع كم است. الآن ما جزو ده كشور برتر دنیا در زمینه‌ی تنوع معدنی هستیم، اما چقدر از این منابع استفاده می‌كنیم؟

این‌ها فضا می‌خواهد. باید دولت و مجلس، ریسك سرمایه‌گذاری اقتصادی را بپذیرند كه البته در برنامه‌ی پنجم توسعه، بعضی از این موارد لحاظ شده است. چند مسئله بسیار مهم است؛ یكی بحث فضای كسب و كار، یكی امنیت اقتصادی و دیگری نیز بحث فرهنگ اقتصادی و نگاه مردم به اقتصاد. این‌ها اگر مورد توجه قرار گیرد، می‌توانیم این جهاد اقتصادی را به منصه‌ی ظهور برسانیم.

منبع : http://farsi.khamenei.ir



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:53 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



گروه اقتصادی برهان : با توجه به نام‏گذاری سال 1390 به نام سال « جهاد اقتصادی » از سوی مقام معظم رهبری، در راستای تبیین این نام با دکتر « ارسلان فتحی‏پور »، رییس کمیسیون اقتصادی مجلس به گفت‏وگو نشسته‏ایم.
 
- با توجه به نام امسال که از سوی مقام معظم رهبری گذاشته شده‏است، تبیین آن از دیدگاه شما و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، چیست؟
 
بیانات مقام معظم رهبری در تمامی سخنرانی­ها و دیدارها بیان‏گر بهترین مسیر برای تحقق پیشرفت توأم با عدالت و ارتقای ایران اسلامی است. این موضوع به طور خاص در ابتدای هر سال با توجه به نام‏گذاری سال جدید تبلوری دیگر یافته و تبدیل به انگیزه‏ای مضاعف در میان مردم و مسؤولان برای اجرای منویات ایشان می­شود.
 
هرچند در سال‏های گذشته موضوعات محوری از قبیل اصلاح الگوی مصرف و یا همت و کار مضاعف به عنوان نام یک‏سال بیان شده‏اند؛ ولی معظم له به نوعی این اهداف را به عنوان سرلوحه‏ی امور جامعه در چند سال و تازمان تحقق هدف غایی آن مورد نظر قرار می­دهند.
 
وقتی معظم له در آغاز سال 1390 به موضوع «جهاد اقتصادی» اشاره داشتند به یاد بیانات ایشان در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور در تاریخ 16/6/1389 افتادم؛ زیرا ایشان در آن دیدار به موضوع  «اقتصاد مقاومتی» اشاره داشتند که ابعاد مختلف آن به عنوان سرلوحه‏ی فعالیت سیاست‏گذاران و مسؤولان حوزه‏ی اقتصادی به خصوص کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی قرارگرفت.
 
نام‏گذاری سال 1390 به عنوان سال «جهاد اقتصادی» نیز بیان‏گر اولویت­بندی بخش‏های مختلف و توجه بیش از پیش به حوزه‏ی اقتصاد است.
 
 اما اشاره به واژه «جهاد» حول محور اقتصاد از طرف مقام والای ولایت فقیه اشاره­ای تکلیف­آور است که وظیفه‏ای خطیر را متوجه مسؤولان اقتصادی کشور و تمامی فعالان اقتصادی و آحاد جامعه می­کند.
 
جهاد در راه اسلام و جهد و کوشش در راستای تحقق دستورات دینی یکی از پایه­های دین و ستون محکم انگیزه‏ی جامعه اسلامی است که مورد توجه معظم له نیز قرار گرفته که ایشان سال 1390 را سال جهاد نامیدند. حکم جهاد, از طرف ولی فقیه حکمی نیست که هیچ کس بتواند آن را نادیده بگیرد, از این‏رو جهش اقتصادی در این سال موضوعی است که می­باید تحقق آن را انتظار داشت.
ابعاد اصلی تعریف علم اقتصاد، همواره در بیانات مقام معظم رهبری متجلی بوده است. ایشان در بیانات قبلی خویش بر «مدیریت دقیق و عالمانه‌ى منابع» تأکید کرده و تبیین نموده‏اند که منابع را باید به سمتى سوق دهیم که براى کشور ارزش افزوده‌ى مالى و معنوی داشته باشد؛ یعنی هم کسب و کار را رونق بخشد و تولید و اشتغال را افزایش دهد و هم امید را در جامعه ارتقا بخشد. در این تفسیر معنای مترقی اقتصاد یعنی استفاده‏ی بهینه از منابع متجلی است.
 
اما وقتی معظم­له در کنار واژه «اقتصاد» از اصطلاح «جهاد» استفاده می­کنند دلایل مختلفی دارد که بخشی از آن به مسائل داخلی و بخشی دیگر به فضای خارجی مربوط است.
 
در ابعاد داخلی این نکته مطرح است که هرچند امروز ما از تجربه‏ی بیشتر، زیرساخت‏های مناسب­تر و امید بالاتری برخورداریم ولی مقایسه‏ی شاخص­های اقتصادی با وضعیت مطلوب بیان‏گر فاصله­‏ی است که از بین بردن این شکاف با ادامه‏ی مسیر قبلی میسر نیست و لازم است تحولی در اقتصاد صورت گیرد, تحولی جهادگونه که تمامی ابعاد جامعه را درگیر کند و لازم است از تمامی ظرفیت‏ها و پتانسیل‏های موجود در کشور استفاده کرد؛ به همین دلیل است که طرح تحول اقتصادی اولین گام‏های خود را با اجرای تحصین برانگیز هدفمندکردن نظام یارانه‏ای توسط دولت و مجلس و تمامی فعالان اقتصادی و مردم گران‏قدر ایران برداشت و امید است تحول در نظام‏های دیگر اقتصادی از جمله نظام مالیاتی, نظام گمرکی, نظام بهره­وری, نظام بانکی, نظام بیمه­ای, نظام توزیع و نظام ارزی کشور انجام شود.
 
نکته اینجاست که تحقق تحول در این نظامات اقتصادی تنها با حرکتی جهادی میسر است و معظم له فرمودند که: «مردم و مسؤولان باید در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتی جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشند.» امیداورم که بتوانیم در تحقق این امر موفق باشیم.
 
در ابعاد خارجی نیز توجه به این نکته ضروری است که وقتی کشورهای استعماری به واسطه‏ی تجربه‏ی انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی و روحیه‏ی جهاد و شهادت از استفاده‏ی ابزارهای نظامی در مقابل ایران ناامید شده‏اند، به استفاده از ابزارهای اقتصادی روی آورده‏اند. بنابراین ایران در مقابل یک فشار جهانى با عنوان تحریم اقتصادى قرار دارد و به همین دلیل این بار نیز باید از جهاد استفاده نمود, جهادی که جبهه‏ی آن مسایل اقتصادی است تا دشمنان بدانند که ایران و ایرانی در جبهه‏ی اقتصاد نیز همواره پیروز خواهد بود.
 
در سال 1390 مقام معظم رهبری با نام‏گذاری این سال به عنوان سال «جهاد اقتصادی»، وظیفه­ای ولایی بر دوش آحاد جامعه و سیاست‏گذاران اقتصادی کشور قرار دادند که به طور اخص، کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی این آمادگی را دارد که با ارتباط مستقیم با مردم و تعامل مستمر با دولت و دستگاه­های اجرایی در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری تلاش و همت مضاعف و جهادگونه در حوزه‏های اقتصادی را در دستور کار قرار دهد.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:50 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

پویایی اقتصادی فقط به زمانی که جیب هایتان پر از پول است، محدود نمی شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانایی را نیز داشته باشید که پول هایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و سپس سرمایه گذاری نمایید. بنابراین به جای اینکه نفستان در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویایی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوه های صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. در این مقاله چند نمونه از تکنیک های صحیح آداب مالی را برای شما ذکر می کنیم.

پرداخت خودکار

به جای اینکه انرژی خود را بیش از اندازه صرف کنید و به دنبال پاس شدن چک هایتان بروید و تمام مدت به آن فکر باشید که چگونه می توانید چند هزار تومان بیشتر پس انداز نمایید، اجازه دهید که سیستم های خودکار این کار را برای شما انجام دهند. چک حقوقتان را مستقیماً باید به حساب بخوابانید تا اولاً بیهوده به این بانک و آن بانک برای خورد کردن و یا نقد کردن پول ها نروید، و بعد هم بیش از اندازه اسکناس در جیبتان نباشد که در مواقع غیر ضروری هوس خرج کردنشان به سرتان بزند. می توانید به کارفرمای خود بگویید که حقوقتان را مستقیماً به حساب پس انداز و یا جاری شما بریزد. همچنین می توانید پول خود را در بازار بورس سرمایه گذاری کنید. بانک ها خدمات متفاوتی را برای شما فراهم آورده اند و به شما این اجازه را داده اند که پول هایتان را هر طور که خودتان تمایل داشته باشید در آنها پس انداز کنید.

از شعبه مرکزی بانک خود اطلاع داشته باشید

به جای اینکه هر بار نیار به پول دارید کنار باجه های خودپرداز بایستید، در طول هفته برنامه ریزی کرده و در طول ساعات اداری سری به شعبه اصلی بانکی که در آن حساب دارید بزنید. این کار هم شما را به کارکنان بانک معرفی می کند و هم از خرج کردن بیش از اندازه پول جلوگیری می نماید. همچنین با مراجعه به بانک دیگر هزینه های سیستم هوشمند بر شما متحمل نمی شود.

تنها یک کارت بانک را با خود حمل کنید

با هجوم کارت های بیشمار و بالا رفتن میزان استفاده از آنها، هیچ شکی وجود ندارد که ممکن است هر یک از شما بیش از یکی از آنها را داشته باشید. به هر حال هر نوع کارتی برای مصرفی خاص است و می توایند در موارد مختلف، از مزایای هر یک از آنها بهرمند شوید؛ اما به جای اینکه همه آنها را در کیف خود بگذارید، سعی کنید که تنها یکی از آنها را در کیف خود قرار دهید، تا بی دلیل وسوسه نشوید و همه پول هایتان را یکجا خرج نکنید و زمانی هم که به خرج و مخارج خود نگاه میکنید، اگر تنها یک کارت در دست خود داشته باشید خیلی راحت تر میتوانید دخل و خرج خود را با هم تطبیق داده و تصمیمی صحیحی در مورد نحوه خرج کردن پول هایتان اتخاذ نمایید. به دنبال کارت هایی باشید که مزایای بیشتری را در اختیار شما قرار می دهند. اگر به بانک بدهکار هستید، همیشه قصدهایتان را سر موقع پرداخت کنید و به اصطلاح خوش حسابی کنید تا خدمات گسترده تری به شما ارائه گردد.

حساب هایتان را تصفیه کنید

بیشتر افراد عادت ندارند که حساب های معوقه خود را چک کرده و آنها را تصفیه نمایند. این کار نه تنها شما را از نزدیک با بدهی ها و بستانکاری ها آشنا میکند، بلکه نوعی شیوه صحیح اقتصادی را به شما القا میکند که سبک بزرگان اقتصادی است. این حرکت یکی از تمرین های ابتدایی برای رساندن شما به درآمدزایی بیشتر است. همچنین این کار به شما کمک می کند که اگر بانک ها به طور ناخواسته هزینه های ناروایی را به شما تحویل کرده بودند، شما متوجه شده و جلوی آنها را بگیرید. حتی اگر هم هیچ گونه مشکلی را در مورد حساب های خود احساس نمی کردید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که حساب های خود را به صورت ماهانه بررسی کنید تا همه چیز را در ذهنتان داشته باشید تا در صورت لزوم بتوانید به آنها استناد کنید.

به بانک سر بزنید

از آنجایی که چندی است استفاده از بانک های الکترونیکی روی کار آمده است هیچ شکی وجود ندارد که بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا از این طریق واریزی ها و کارهای بانکی خود را دنبال نمایند. اگر سرتان خیلی شلوغ است سعی کنید که حداقل یک مرتبه در ماه به شعبه بانکی که درآن حساب دارید سر بزنید. با این کار هم خدمه و هم مدیران بانک بهتر شما را می شناسند. البته این امر هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کند، اما زمانیکه شما وارد بانک شده و با تحویلدار صحبت می کنید، او می تواند شما را بهتر راهنمایی کرده و گزینه هایی را در اختیار شما قرار بدهد که به واسطه آنها بتوانید سود کمتری را به بانک پرداخت نمایید. از این گذشته زمانیکه یک ارتباط اجتماعی سالم و صمیمی میان شما برقرار شود، می توایند کارهایتان را راحت تر و سریع تر و با صرف هزینه های کمتر انجام دهید.

مراقب عملکرد اعتباری خود باشید

اعتبار بانکی شما رقمی است که نزد بانک نگهداری می شود و شما نمی توانید از آن اطلاع دقیقی داشته باشید. البته روش هایی هم وجود دارند که شما می توانید از طریق آن اطلاعاتی در مورد میزان اعتبار خود بدست آورید. گاهی اوقات با ثبت نام در سرویس هایی که گزارشی از عملکرد حساب ها و میزان اعتبار شما می دهند، میتوانید به طور دائمی میزان اعتبار خود را چک کنید. البته اگر همه افراد بخواهند در کلیه بانک ها اعتبار بالایی داشته باشند که نمی شود، به هر حال چک های برگشتی و بدهکاری همه جا وجود دارد و همین مسائل از اعتبار افراد می کاهند. به هر حال بد نیست که به میزان اعتبار خود نگاهی داشته باشید و ببینید که چگونه با پرداخت های به موقع می توانید میزان اعتبار خود را افزایش داده و موقعیت اقتصادی خود را ارتقا بخشید.

از نرم افزار استفاده کنید

امروزه نرم افزارهای بیشماری وارد عرصه های تجاری شده اند که به راحتی به شما کمک می کنند که بتوانید کلیه کارهایی که در بالا به آنها اشاره کردیم را در یک چشم به هم زدن انجام دهید. تخمین میزان بودجه، بررسی هزینه ها، تصفیه کردن، و برنامه ریزی بودجه بندی از جمله کارهایی می باشند که به راحتی با به گار گیری این نرم افزارها قابل انجام می باشند. نرم افزارهایی از قبیل Quicken هم برنامه های عظیم مدیریت اقتصادی را در اختیار علاقمندان قرا می دهند. بیشتر بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری نیز به شما اجازه دانلود تراکنش هایی را می دهند که به واسطه آن بتوانید ذخیره کردن خسته کننده اطلاعات آماری و همچنین امکان بروز اشتباه را به طور کامل از بین می برند. برنامه های اینترنتی نیزمانند mint.com هم نیز انجام چنین کارهای را به عهده می گیرند و به راحتی به شما می گویند که با انجام چه کاری میتوانید پول بیشتری ذخیره کنید و یا چه کاری می تواند پول شما را زایل کند.

پول شناس باشید و آنرا درست خرج کنید

به جای اینکه انتظار داشته باشید که از آسمان برایتان پول برسد تا از وضعیت موجود نجات پیدا کنید، از چیزهایی کوچکی شروع کنید که فکر میکنید می توانید آنها راتحت کنترل خود در آورید، مانند این است که یک سکه 10 ریالی پیدا کنید و بعد تلاش کنید تا به واسطه آن به بالاترین درجات برسید؛ اما به خاطر داشته باشید که زمانیکه یک چیز به صورت عادت در شما شکل بگیرد، دیگر انجام دادن آن نیز به تلاش و کوشش نیاز ندارد. تمرین کردن عادات صحیح اقتصادی چیزی است که شما می توایند به آن افتخار کنید و روی آن حساب باز کرده و زمانی هم که سود باد آورده به سوی شما جاری شود، خیلی بهتر از گذشته می توانید روی آن برنامه ریزی کرده و در راه مناسب تری از آن استفاده کنید.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



نام‌گذاری سال 1390 به عنوان سال « جهاد اقتصادی » برای نشان دادن مسیر و نوع جهت‌گیری برای مردم، دولت، مجلس و همه اركان مؤثر كشور است.

باید دقت كنیم كه تعبیر جهاد در فرمایشات حضرت آقا یك بار معنایی عمیقی دارد و با بهره‌گیری از این تعبیر باید مجاهدت كرد و مجاهدگونه در عرصه‌های اقتصادی عمل نمود. خودِ من با شنیدن تعبیر « جهاد اقتصادی »، فضای هشت سال دفاع مقدس و مجاهدت بسیجیان سلحشور در جبهه‌ها در ذهنم زنده شد. این‌كه در آن روزهای سخت، با فرمان امام راحل (ره) همه توانمان برای مقابله با دشمنان اسلام و ایران بسیج می‌شد، اكنون نیز این فرمانِ صادرشده در سال 1390، برای مردم همان فرمان امام (ره) در زمان جنگ است و باید همه توان و ظرفیت‌ها بسیج شوند تا با موفقیت در عرصه جهاد اقتصادی به مرحله شكوفایی و پیشرفت مدنظر معظم‌له برسیم.

چون وقتی مسیر حركت و جهت‌گیری را رهبر انقلاب مشخص كردند، باید از همه ظرفیت‌های كشور استفاده شود، تا امسال إن‌شاءالله با مجاهدت واقعی و در سایه جهاد اقتصادی به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا كنیم.

الگویی موفق در پیشانی دنیا

البته همچنان نباید شعار سال گذشته، « همت مضاعف ، كار مضاعف » را فراموش كنیم. چنانچه امسال حتی می‌بایست همت و كار مضاعف نمود بیشتری در كار ما بروز داشته باشد، زیرا « جهاد اقتصادی » میدانی بسیار فراخ‌تر و وسیع‌تری را برای كار و تلاش و برنامه‌ریزی می‌طلبد. در حوزه‌های اقتصادی به دلیل تأثیر مستقیمی كه بر سایر حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم به رشد و شكوفایی و پیشرفت مد نظر برسیم، در حل بسیاری از مشكلات عمومی كشور هم موفق خواهیم شد.

این نام‌گذاری از سوی دیگر نشانگر این مسئله است كه نظام جمهوری اسلامی اكنون به یك سطحی از اقتدار و عزت در عرصه‌های مختلف رسیده است، اما مشكلات جاری بیشتر حول مسائل اقتصادی است و مسائلی همچون اشتغال جوانان، مسكن و سایر موارد مشابه، كه اگر امسال بتوانیم طبق رهنمود رهبر انقلاب حركت كنیم و موارد مورد نظر ایشان را در كشور محقق كنیم. نظام در پیشانی دنیا خواهد درخشید و الگویی موفق برای سایر كشورهای جهان خواهیم شد.

گفتاری از : دكتر سیّد شمس الدین حسینی ، وزیر امور اقتصادی و دارایی



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي متن كامل بيانات معظم له كه در جمع مردم و كاركنان صنعت نفت عسلويه‌ در روز دوشنبه 8 فروردين 1390 ايراد شد تقديم حضور مي‌شود.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى خوشحالم كه بحمداللَّه بازديد امروز ما از اين منطقه‌ى حساس و با ارزش در كشور، منتهى شد به اين جلسه‌اى كه با شما برادران عزيز، خواهران عزيز، كاركنان اين مجموعه‌ى صنعتى و فنىِ مهم و بخشى از مردم ساكن در اين منطقه دارم؛ كه با اين ديدار، بازديد ما پايان مي‌پذيرد. از ديدار شما برادران و خواهران عزيز، من خيلى خوشوقتم.

خوشبختانه در همه‌ى گوشه و كنار كشور و در هر بخشى و به نحوى نشانه‌هاى رشد و تعالى فكرى و عملىِ ملت عزيزمان آشكار است. استان بوشهر جزو اصيل‌ترين و كهن‌ترين استانهاى اين كشور و داراى مردمِ امتحان داده‌اى است. هر كس با تاريخ اين منطقه آشنا باشد، مي‌داند كه مردمِ اين كرانه‌ى طولانى خليج فارس، به كشورشان، به استقلال كشور، به عزت ملت ايران خيلى خدمت كرده‌اند.
در يك دوره‌اى، مستكبران متجاوز و سلطه‌طلب كه اهميت اين منطقه از عالم را درك كرده بودند، تصميم داشتند اين حوزه‌ى ثروتمند خليج فارس را به طور كامل قبضه كنند و در اختيار بگيرند.
همان استعمارگرانى كه شبه‌قاره‌ى هندوستان را به آن روز درآوردند و با حضور خودشان آن ضربه‌هاى جبران‌ناپذير را به آن مردم زدند، و در شمال آفريقا به نحو ديگر و در شرق آسيا به نحو ديگر، حاضر نبودند از اين منطقه دل بكنند و طمع ببُرند.
در آن روز، مردم اين كرانه‌ى طولانى، هم بخصوص در استان بوشهر، و هم در استان هرمزگان، خيلى خدمت كردند، ايستادگى كردند، شهامت نشان دادند، عزت و ايستادگى ملت ايران را به اثبات رساندند؛ كه اين يك سابقه‌ى تاريخى است براى اين منطقه، و اين چيزها از حافظه‌ى تاريخ هرگز زدوده نخواهد شد.

امروز هم يك دوران ديگرى است. سلطه‌گران و متجاوزان بين‌المللى به نحو ديگرى در فكر اين هستند كه به هر نقطه‌اى از نقاط عالم كه ميتوانند، دست بيندازند و منافع نامشروع خودشان را تأمين كنند، ولو به قيمت نابود كردن هويت و عزت ملتها؛ همان طور كه مشاهده مي‌كنيد در گوشه و كنار دنيا و بخصوص در اين منطقه، در اين سالها دارند انجام مي‌دهند.

آنچه در ايران اتفاق افتاده است، درست نقطه‌ى مقابل هدفها و اطماع استكبار جهانى است. در اينجا نظامى متكى به مردم، متكى به دلها، به ايمانها، به عاطفه‌ها شكل گرفته است؛ با اهداف اسلامى، با اهداف قرآنى، با اهداف «و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين»،(1) با اين اعتقاد و باورى كه هيچ‌گونه فشار و تحميلى نمي‌تواند آن را متزلزل كند؛ يك نظامِ اين‌چنينى؛ نظام اسلامى. خود اين ايستادگى، خود اين مقاومت در مقابل طمع‌ورزى بيگانگان، مراكز قدرت جهانى را به خشم مى‌آورد. سى سال است اينها دارند خشم خودشان را به نحوى ابراز مي‌كنند، اما با اراده‌ى ملت ايران - كه متكى به اراده‌ى پروردگار متعال است و با اطمينان به وعده‌ى الهى است - دشمنان ناكام مانده‌اند و ملت ايران روزبه‌روز عرصه‌هاى پيشرفت و تكامل و تعالى را پيموده است.

من امسال را «سال جهاد اقتصادى» اعلام كرده‌ام. اين معنايش اين است كه ملت ايران در اين برهه‌ى از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه‌ى اقتصاد است.
امروز ما آمديم اين منطقه را از نزديك بازديد كرديم. اين منطقه، يك منطقه‌ى اقتصادى است كه متكى است به توليد؛ و براى اقتصاد يك كشور، مهمترين بخشى كه مي‌تواند يك شكوفائى پايدار را به وجود بياورد، توليد است؛ بخصوص آن بخش اقتصاد توليدى‌اى كه متكى است به دانش، متكى است به علم؛ اينجا اين‌جور است؛ هم اقتصادى است، هم توليدى است، هم علمى است؛ دانش‌بنيان است.
اين، شايسته‌ى ملت ايران است. اگر يك روز مردم اين منطقه و مردم بخشهاى مختلف كشور در مقابل زورگوئى و پرروئى و زياده‌طلبى دولتهاى غارتگر و متجاوز، آنجور بايد مى‌ايستادند، امروز در مقابل آن قدرتها شكل ايستادگى پيچيده‌تر است، حساس‌تر است، متنوع‌تر است؛ احتياج دارد به يك مجاهدت پيچيده و عميق.

خوشبختانه ملت ما با فرهنگ مجاهدت آشناست. ما از مجاهدت، بيگانه نيستيم. ملت ما در ميدانهاى جهاد؛ هم جهاد نظامى، در دوران هشت سال دفاع مقدس؛ هم جهاد سياسى، در طول اين مدت؛ هم جهاد اقتصادى و علمى، يك ملت امتحان‌داده است. ما آشنا هستيم با جهاد. اين جهادى كه امروز بايد انجام دهيم - جهاد اقتصادى - از جهادهائى كه تا امروز ملت ايران انجام داده، مشكل‌تر نيست؛ اما بايد بدانيم چه كار مي‌خواهيم بكنيم.

جهاد اقتصادى ، صرفاً تلاش اقتصادى نيست. جهاد يك بارِ معنائى ويژه‌اى دارد. هر تلاشى را نميشود گفت جهاد. در جهاد، حضور و روياروئى با دشمن، مفروض است. انسان يك تلاشى مي‌كند، دشمنى در مقابل او نيست ؛ اين جهاد نيست. اما يك وقت شما مي‌خواهيد يك تلاشى را انجام دهيد، كه بخصوص يك دشمنى سينه به سينه‌ى شما ايستاده است؛ اين مي‌شود جهاد. ممكن است يك وقت اين جهاد به شكل قتال (جنگ) باشد، ممكن است جهاد مالى باشد ، ممكن است جهاد علمى باشد ، ممكن است جهاد فنى باشد ؛ همه‌ى اينها جهاد است ؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است. اگر بخواهيم در ادبياتِ امروز ما براى « جهاد » معادلى پيدا كنيم، مي‌شود « مبارزه ». جهاد اقتصادى ، يعنى مبارزه‌ى اقتصادى.

همه هم مسئولند. اين مردان مؤمنى كه بعضى از آنها را ما امروز ديديم و بسيارى از شماها در اين مجموعه مشغول كار هستيد و جزو آنها هستيد، اين كارتان جهاد است. اين كارى كه در اين منطقه‌ى صنعتى و اقتصادىِ عظيم دارد انجام مي‌گيرد، يك جهاد است. نيت اگر نيت خدائى باشد، مي‌شود جهاد فى‌سبيل‌اللَّه. وقتى انسان براى اعلاى كلمه‌ى حق، اعلاى كلمه‌ى اسلام، عزت بخشيدن به امت اسلامى و ملت مؤمن و مسلمان ايران تلاش مي‌كند، اين جهاد مي‌شود جهاد فى‌سبيل‌اللَّه. آن وقت در اين تلاش، بركات و عظمت و شأن جهاد فى‌سبيل‌اللَّه وجود دارد.

من از همه‌ى كاركنان، متخصصان و فعالان اين عرصه - ضمن تشكر - به جد مي‌خواهم كه كار خودتان را جهاد فى‌سبيل‌اللَّه بدانيد؛ احساس خستگى نكنيد و بدانيد جهاد فى‌سبيل‌اللَّه وعده‌ى الهى بر پيروزى آن است.
وقتى براى خدا و در راه خدا حركت مي‌كنيد، به پيروزى خواهيد رسيد. امسال همه‌ى اجزاى گوناگون ملت ما، مسئولين كشورى، مسئولين بخشهاى گوناگون استانى در گوشه و كنار كشور و آحاد مردم، همه بايد اين تلاش را براى خدا در پيش بگيرند. خداى متعال هم بركت خواهد داد. خداى متعال به آن تلاشى، به آن كارى، به آن نيت و عزمى كه در اين جهت باشد، حتماً بركت مي‌دهد و كمك مي‌كند؛ كمااينكه در طول اين سى و دو سال تا امروز خداى متعال به ما كمك كرده. بدون اراده‌ى الهى، امكان نداشت يك ملتى بتواند در مقابل استكبار جهانى بايستد.

در اين منطقه‌ى معادن غنى گازي، خب ما شريكى داريم؛ حالا من نمي‌خواهم تعبير كنم به رقيب. شما وقتى نگاه مي‌كنيد، مى‌بينيد همه‌ى كسانى كه از پيشرفت ملت ايران ناراضى‌اند، آنجا در مواجهه‌ى با ملت ايران جمع شده‌اند، متراكم شده‌اند؛ آن طرف را كمك كنند و هرچه مي‌توانند، در كار اين طرف كارشكنى كنند. اين معناى جهاد و مبارزه را نشان مي‌دهد؛ اينكه انسان در مقابل خود، دشمنىِ دشمن و خصم را احساس كند.
هر يك قدمى كه شما در اين كار و امثال اين كار پيش برويد، دشمن را عصبانى مي‌كند، ناراحت مي‌كند؛ هرچه هم بتوانند، كارشكنى مي‌كنند. هرچه شما براى اين پيشرفت احتياج داشته باشيد، آنها سعى مي‌كنند بر روى آن متمركز شوند و دسترسى شما به آن را مشكل كنند، دشوار كنند.

علاج چيست؟ علاج، برگشتن و تكيه كردن به خود؛ استمداد از توانائى‌هاى خود؛ اين چشمه‌ى جوشان تمام نشدنى اراده‌ى انسانى و استعدادى كه بحمداللَّه در ايران عزيز ما، در مردم ما، در نسل جوان ما وجود دارد.

* ملت در اين جهاد اقتصادى همه شريك‌اند

حرف در اين زمينه زياد است. بعضى از حرفها را هم امروز مسئولين اين بخش در طول اين بازديد طولانى در ميان گذاشتند، ما هم توصيه‌هائى كرديم. يك جمله خطاب به همه‌ى ملت ايران است و آن اينكه در اين جهاد اقتصادى همه شريكند. در اداره‌ى اقتصاد يك ملت، مصرف هم يك ركن عمده است؛ مصرف درست، مصرف خوب، مصرف دور از اسراف و تبذير و اتلاف مال؛ همين چيزى كه هميشه توصيه مي‌شود.

ايجاد فرهنگ كار و تلاش للَّه. شما حتّى سر يك كلاس، يك معلم هم كه باشيد، مي‌توانيد در اين جهاد اقتصادى سهيم باشيد؛ اين فرهنگ را به اين جوان، به اين نيروى انسانىِ فردا تعليم مي‌دهيد؛ اين مي‌شود جهاد اقتصادى. در هر بخشى كه باشيد، مي‌توانيد در اين جهاد سهيم باشيد.

كمك به پيشرفت عدالت. اين دهه براى ما دهه‌ى پيشرفت و عدالت است. پيشرفت منهاى عدالت، از نظر اسلام اصلاً پيشرفت نيست.

در همين منطقه‌ى عسلويه - در اين دو تا مركز مهم بشرى و انسانى عسلويه و نخل تقى - مردم نيازهائى دارند. كمك به رفع اين نيازها، جزو جهاد اقتصادى است؛ جزو كار بزرگ است.
امروز ما با مديران و مسئولان بخشهاى مختلف، در زمينه‌ى محيط زيست، هواى آلوده، مشكلات گوناگون، درباره‌ى اين مردم، همين طور گفتگوهائى داشتيم. ان‌شاءاللَّه بايد اين مسائل را دنبال كنند. بايد مشكلات مردم حل شود.
اينها همه اجزائى است از مجموعه‌ى يك جهاد عظيم و همه‌جانبه‌ى اقتصادى. با همكارى، همدلى، احساس برادرى، احساس عمل للَّه و كار براى خدا، اين ملت مي‌تواند جايگاه شايسته‌ى خود را پيدا كند.

اين دشمنان عنود از هر راهى بتوانند، مي‌خواهند به ملت ايران آسيب وارد كنند؛ آن هم به جرم طرفدارى از حق، به جرم استقلال، به جرم تسليم نشدن در مقابل زورگوئى دشمنان؛ آنها مي‌خواهند به ملت ايران تحميل كنند و زور بگويند و ضربه بزنند. در مقابل اين دشمنان، با اين اتحاد كلمه، با اين همدلى، با اين همكارى، با اين مجاهدت عمومى، مي‌توان ايستاد و بر آنها فائق آمد؛ همچنان كه ملت ايران تا امروز بر دشمنان خود فائق آمده است و توانسته است عزت خود را تأمين كند؛ بعد از اين هم همين طور خواهد بود.

آنچه كه ما به مسئولين محترم بخشهاى گوناگون و به تناسب بازديدِ امروز بخصوص به اين بخش توصيه مي‌كنيم، اين است كه همين خط مستقيمِ تكيه‌ى به نيروى درونى و ذاتى خود و ايجاد استغناى از ديگران را با جديتِ تمام دنبال كنند؛ بدانند اين تلاش و فعاليت، مورد توجه پروردگار است و جهاد فى‌سبيل‌اللَّه است؛ اگر با نيت الهى باشد - نيت خدمت به مردم و خدمت به كشور، يكى از نيات الهى است - و خداى متعال اين جهاد را به نتيجه مي‌رساند. اين خط و اين جهت‌گيرى را رها نكنند، تلاش كنند.

آنچه كه من امروز اينجا مشاهده كردم، خرسندكننده است. البته نقائصى وجود دارد؛ بايد به فكر باشند، و هستند. انسان احساس مي‌كند كه در فكر برطرف كردن نقائص‌اند. در عين حال كارى كه انجام گرفته، كار بسيار عظيمى است؛ و اين نشان ميدهد كه ملت ايران هر كارى را كه اراده كند، ميتواند انجام دهد. اين احساس توانائى در يك ملت، بزرگترين سرمايه‌ى معنوى و روحى براى آن ملت است؛ و ملت ما اين احساس را دارد؛ شواهدش هم در همه‌ى بخشها دارد مشاهده مي‌شود.

در اين كار، بخشهائى وجود دارد كه بايد كارهاى علمى انجام بگيرد. در خصوص مسئله‌ى نفت و گاز، علاوه‌ى بر بخشهاى فنى، حتماً بايستى روى بخشهاى حقوقى و اقتصادى - حقوق نفت و گاز، اقتصاد نفت و گاز - كار كنيم، فكر كنيم و در اين زمينه مطالعات علمى داشته باشيم. جوانهاى ما خواهند توانست در اين زمينه‌ها كار كنند و ان‌شاءاللَّه پيشرفت پيدا خواهند كرد. اين ثروت متعلق به ملت ايران است.
گاز ثروت است، نفت ثروت است؛ اما از اين ثروتها خيلى مهمتر، نيروى انسانىِ بااستعداد و علاقه‌مند و داراى توان كار است. ما اين ثروت را داريم؛ اصل اين است. اگر يك ملتى اين نيروى انسانى را داشت، مي‌تواند ثروتهاى طبيعى خودش را هم استحصال كند و در خدمت ملت قرار دهد؛ اما اگر اين را نداشت، ثروتهاى طبيعى‌اش هم در خدمت ديگران قرار خواهد گرفت؛ براى ديگران بيشتر سود خواهد داد، تا براى خود او. ما بحمداللَّه اين ثروت را داريم.

خوشبختانه فضاى عمومى كشور، فضاى كار است؛ فضاى تلاش است؛ فضاى همدلى است؛ اين به بركت مجاهدتهائى است كه قبلاً انجام گرفته است. امروز جمعى از خانواده‌هاى شهداى اين منطقه هم در اين جمع حضور دارند. حتماً بايد بدانيم كه آنچه امروز ما موفقيت به دست مى‌آوريم، به بركت مجاهدت شهيدان و خون شهيدان و ايثار شهيدان است؛ شهيدان، جانبازان، ايثارگران. بعضى به ميدان جنگ رفتند، جانهاى خودشان را هم عرضه كردند، اجر ايثار فى‌سبيل‌اللَّه را بردند؛ اگرچه خداى متعال جانهاى اينها را بحمداللَّه حفظ كرده است و اينها در خدمت انقلاب و در خدمت كشور قرار دارند. اين ايثارگرى‌ها و اين مجاهدتهاست كه امروز ملت ما را به اين عزت و به اين توانائى رسانده است و به او فرصت داده است كه بتواند اين كارهاى بزرگ را انجام دهد.

از خداوند متعال مسئلت مي‌كنيم كه ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز بر عزت و قدرت و پيشرفت ملت ايران بيفزايد و به همه‌ى ما توفيق بدهد كه سهم خودمان را در اين كار عظيمِ همگانى به انجام برسانيم و خداى متعال را از خودمان راضى كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت « جهاد اقتصادی » كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته است ، شش نكته حائز اهمیت است:                                                                 نكته‌ی اول این‌كه مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً كلمه‌ی جهاد یك تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. كلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌كند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نكته‌ی اول این‌جاست كه به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌كنند.                                                                      این یكی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است كه مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یكدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی كشور به درستی استفاده كنند، ما از كلمه‌ی جهاد می‌توانیم بركات زیادی را نصیب این مرز و بوم كنیم. كما این‌كه در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم كه حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌كنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌كنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.                        نكته‌ی دوم این است كه در گفتمان دینی ما كلمه‌ی جهاد در كنار كلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تكمیل می‌كند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌كنند كه باید مانع را دور بزنید، مثل كلمه‌ی هجرت. ولی كلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأكید و تصریح دارد.

در همین راستا یكی از استراتژی‌هایی كه در سال پیش رو یعنی سال 90 باید سر لوحه‌مان باشد این است كه باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی كشور صورت دهیم. موارد و موانعی كه دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا تركیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی كه امروزه در بدنه‌ی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شكل مانع عمل می‌كنند. در صورتی‌كه ما به یك جهاد فراگیر در تمامی عرصه‌های اقتصادی جهت آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم.

جهاد كردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد؛ حالا برخی از این موانع داخلی‌اند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند كه باید در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است؟

نكته‌ی سوم این‌كه جهاد معمولاً استعاره‌ای است كه ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌كند. به‌طور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی كه اقتصاد ایران در عرصه‌های مختلف كشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و... باید لحاظ كند، یك دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد كنیم كه تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می‌كند؟

ما باید افق بیست سال آینده‌ی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی كشور خودمان را رصد كنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه‌های آینده به كمك رصد و دیده‌بانی‌ای كه صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی كه از طریق علم تولید ثروت می‌كنند، بیشتر توجه كنیم. تأكیداتی كه رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تك به سراغ صنایعی برویم كه فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.

معمولاً در اقتصاد، صنایع كوچك در ابتدای نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای كشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌كنند، اما در مسیر چرخه‌ی تولید و چرخه‌ی عمر یك كالا، معمولاً سود آن‌ها كم می‌شود. چراكه كشور‌های دیگر هم نظیر آن كالا را تولید می‌كنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است كه كشور‌های پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید كالاهای های‌تك و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.

به‌طور مثال در عرصه‌ی بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط كشور‌های استكباری باید بسیار حساس باشیم و مشاركت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.

نكته‌ی چهارم؛ یكی دیگر از استعاره‌هایی كه كلمه‌ی جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم كه هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است كه سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد كه گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی كشور در مورد آن ایجاد شد.

نكته‌ی پنجمی كه در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره كرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی كشور، دستگاه‌های قانون‌گذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی كشور باید با یك راهبردی كه از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یك آرایش جهادی به خود گیرند.

نكته ششمی هم كه در ذیل مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی كه اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی كشور را آماده نكنیم، در صحنه جهاد دچار مشكل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌های كشور و در نهایت رسانه‌ها و به‌طور مشخص رسانه‌ی ملی، باید حركتی جهادی داشته باشند و یك برنامه‌ی مدون در جهت آموزش نیروهای كشور نسبت به مقتضیات یك جهاد اقتصادی ارائه و اجرا كنند.

جهاد اقتصادی

پاتك‌های احتمالی دشمن

1. تبلیغات در جهت ناكارآمد جلوه دادن نظام

وقتی می‌خواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهاد‌گونه برای كشور كار كنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتك‌هایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یكی از ترفندهایی كه دشمن در سال‌های اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری كرده است، ناكارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی كرده است تا نظام دینی و الگوی حكومت مردم‌سالارانه‌ی دینی ناكارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصه‌های مختلفی كه دشمن این امر را مطرح كرده با شكست روبه‌رو شده است.

در مسائل امنیتی در این سی سال، كشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله‌ی امنیت داخلی و چه در عرصه‌ی اتحاد و یك‌پارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها - با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بوده‌ایم. در عرصه‌ی كارآمدی‌های سیاسی هچون مشاركت‌های مردمی، مشاركت‌های سیاسی، همكاری و هماهنگی قوا و... نسبت به نظام‌های سیاسی مشابه، كارآمدی خیلی خوبی را نشان داده‌ایم. با شاخص‌های علمی متعددی ما می‌توانیم نشان دهیم كه كشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه‌ی سیاسی كارنامه‌ی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخص‌ها شاخص‌های خودساخته‌ی استكباری كه بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دست‌كاری می‌شوند، نیست.

اما بخش دیگر كارآمدی یك نظام، كارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شكست خورد، تنها برگ برنده‌ای كه در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناكارامدی اقتصادی است. جالب این‌جاست كه دشمن باز هم می‌بیند كه در عرصه زیرساخت‌ها انقلاب اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است؛ به نحوی كه سازمان‌های بین‌المللی حتی در رنكینگ و شاخص‌بندی‌های خودشان، كشور ما را جزو كشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی كردند.

 ما در عرصه‌ی بهداشت، زیرساخت‌های درمانی‌، شاخص‌های توسعه‌ی انسانی، شاخص‌های دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشته‌ایم. این قبیل كارآمدی‌ها علی‌رغم تلاش نظام سلطه كه به شكل رسانه‌ای سعی می‌كند پیشرفت‌های رقیب خود را در عرصه‌ی بین‌المللی نشان ندهد، این پیشرفت‌ها جلوه‌گر شده است.

در عرصه‌ی مدیریت‌های كلان اقتصادی ما فراز و نشیب‌هایی داشته و داریم كه ممكن است برای دشمن فرصت‌هایی را ایجاد كند كه باید از آن جلوگیری كرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیت‌های اقتصادی ایران، تلاش كرده است تا به سراغ اذهان و ادراك مردم برود.

برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی كه در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشك همه و همه اذعان می‌كنند كه در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهره‌مندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا كرده است. این را كسی شك نمی‌كند كه تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقوله‌ای كه الان در برخی عرصه‌ها متصور است، متفاوت است.

 مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله‌ی نقلیه، رفتن به مسافرت‌ها و... مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان می‌دهد كه در طول یك تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابه‌جایی در ایران صورت می‌گیرد. این نشان‌دهنده‌ی آن است كه مسافرت به عنوان یك تفریح سالم در سبد كالایی مردم قرار گرفته است. بهره‌مندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و... نیز همین نكته را نشان می‌دهد.

دشمن وقتی می‌بیند كه با واقعیت‌های اقتصادی ایران نمی‌تواند بجنگد، به سراغ ادراك كلمه‌ی اقتصاد می‌رود. به‌طور مثال در كشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به‌طور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز كم‌تر از یك و نیم دلار. در حالی‌كه ایرانی‌ها در این سال‌ها درآمد سالیانه‌ی خوب و با رشد قابل توجهی داشته‌اند. كافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه كند. اما وقتی دشمن می‌بیند كه این‌جا دچار مشكل شده، به ادراك فقر دامن می‌زند. یعنی چه بسا درآمد سالانه‌ی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس كنند كه حس رضایت‌مندی‌شان كم است.

مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فكر می‌كنند كه كم است یا مطالبه دارند كه دولت باید گوشت و میوه‌ی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه‌ی مصرفی ناشی از این نیست كه واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد كرده است. ما طبق شاخص‌های سازمان‌های بین‌المللی میزان كالری‌های مصرفی‌ای كه در كشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشین‌مان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه می‌شود كه ادراك فقر در شهرهای بزرگ شكل می‌گیرد؟ این به نظر من یكی از آن هدف‌گذاری‌هایی است كه دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژه‌ای به ادراك اقتصادی مردم داشته باشیم كه مردم این رشدها و پیشرفت‌ها را چگونه درك می‌كنند؟

2. بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی

دشمن می‌خواهد وضع داخلی كشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته - كه شخصاً رصد می‌كردم- دشمن روی تحریم‌های اقتصادی به شدت مانور می‌داد. برنامه‌های دنباله‌دار و سریالی رسانه‌های خارجی دائماً تأكید داشت كه تحریم‌های اقتصادی چه مشكلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته كه تحریم‌ها برای ما بدون مشكل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد كرده است، اما هر تحریمی طبق تئوری‌های اقتصاد بین‌الملل، در كنار هزینه‌اش، فرصت‌های مناسب و مزیت‌های نسبی هم به همراه دارد.

كالایی كه قبلاً تولید آن در كشور برای ما نمی‌صرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم می‌كند، قیمت تمام‌شده‌ی آن برای ما بالا می‌رود و نمی‌توانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری كنیم. همین كه دسترسی ما به این كالا سخت شد، باعث می‌شود كه جوانان ما آن را خودشان تولید كنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله‌ی تولید، طبق تئوری‌های اقتصادی هزینه‌ی تمام‌شده كاهش می‌یابد و ما بعد از چند سال به این نقطه می‌رسیم كه خودمان این كالا را با همان قیمت تمام‌شده‌ی خارجی كه قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه می‌كنیم.

نویسنده : عادل پیغامی ؛ استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



جهاد به صورت کلی به دو نوع جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی تقسیم می‌گردد. جهاد دفاعی، جنگ و مبارزه‌ای است که در صورت تجاوز دشمنی به حریم مسلمین واجب و لازم می‌گردد و آیات متعدد قرآن به آن دستور دارد. جهاد ابتدایی، جهادی است که مسلمانان ابتداءاً به جنگ وارد می‌شوند، بدون اینکه طرف مقابل ابتدا جنگ را آغاز کرده باشد. غالب شیعیان، جهاد ابتدایی را تنها در زمان پیامبر یا امام معصوم ممکن می‌دانند و انجام آن را بدون اجازه معصوم خطا می‌دانند. برخی اندیشمندان اسلامی مثل سیدمصطفی محقق داماد جهاد را در اسلام حتی در زمان امام معصوم تنها محدود به جهاد دفاعی می‌دانند.[۱]



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:38 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



دشمنان اسلام، از دیرباز، درصدد نابودی کامل این دین الهی بوده‌اند. امروز نیز، غرب، به عنوان دشمن اول جهان اسلام، همین هدف را دنبال می‌کند؛ چراکه برآورده شدن آمال و مطامع خود را در نابودی اسلام می­بیند. یکی از شیوه‌های مبارزاتی آنان، ترویج افکار غلط و نادرست، نسبت به اسلام است. آنان، مروج این مطلب‌اند که اسلام، «دین شمشیر و خشونت» است. این ادعا، بنا به گفتهٔ «مونتگمری وات»، نوعی کاریکاتور کینه‌توزانه می­باشد[۲] و از برتری فرهنگی مسلمانان بر مسیحیان نشأت گرفته‌است.[۳]

امروزه، متفکران و سیاست‌مداران غربی به این نتیجه رسیده‌اند که شیعه با دو بال سرخ و سبز که نماد نهضت عاشورا و باور به نهضت جهانی مهدوی است پرواز می­کند و همین مطلب، او را آسیب‌ناپذیر کرده‌است.[۴]

یاد حادثة جانسوز کربلا که در طول تاریخ، احیاگر اسلام ناب بوده است الگویی برای چگونگی حفظ عقیده در برابر تهاجمات دشمنان محسوب می‌شود. حماسه‌آفرینی، شهادت‌طلبی و مقابله با ظلم و ظالم، از درس‌های مهم این واقعه است؛ به گونه‌ای که شیعیان، در طول تاریخ، با کمک همین اعتقادات، کارهای بزرگی را به ثمر رسانده‌اند. به همین خاطر، مقام شهدا در مکتب اسلام، مقامی ممتاز و ویژه است؛ چرا که اسلام برای بالندگی و مقابله با دشمنان، همواره به عنصر شهادت‌طلبی و نهراسیدن از مرگ نیاز دارد. چنان‌چه مرتضی مطهری می‌گوید: «خون شهید، به زمین نمی‌ریزد؛ خون شهید، هر قطره‌اش تبدیل به صدها و هزارها قطره، بلکه دریایی از خون می‌گردد و در پیکر اجتماع، وارد می­شود. مَثَل شهید، مَثَل شمع است که خدمتش از نوع سوختن و پرتو افکندن است؛ تا دیگران در این پرتو آسایش یابند»[۵]

امروزه، غرب بر این عقیده است که جهاد مرادف با تروریسم و خشونت است. آنان، عملیات استشهادی و دفاعی مسلمانان را حرکات تروریستی می‌نامند و برای القای این مفهوم به جهانیان، برنامه‌ریزی جدی به عمل آورده­اند.

«استیون ورتووک» یکی از جامعه شناسان غربی دربارهٔ رویکرد رسانه­ها نسبت به اسلام می­گوید: «از پایان دهه ۱۹۷۰، مسلمانان همواره در عملیات خرابکارانه و تروریستی در نقاط مختلف جهان، به عنوان یک گروه هدف قرار گرفته‌اند ... در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۹۱، عنوان پرفروش‌ترین روزنامة ایتالیا- کوریر دلامرا- چنین بود: "ترس باز شدن جبهة دومی در میان جهان مسلمان، به نام جهاد اسلامی" این دیدگاه، با عناوینی مانند"خطر تروریسم، وضعیت قرمز!"، "نقشه­ای برای جبهة داخلی" و یا "اعلام خطر! تروریسم گسترش می‌یابد" ادامه یافت ... ایدهٔ "تروریست عرب مسلمان"، مدام تولید می­شد؛ زیرا از آن دسته اخباری بود که مردم دوست داشتند بشنوند و در ضمن، افکار عمومی را علیه اعراب مهاجر، تقویت می‌کرد».[۶]

و این‌چنین است که تمام مبارزان فلسطینی در رسانه‌های غربی به عنوان تروریست، معرفی می‌شوند؛ در صورتی که کشتار مردم و رهبران فلسطینی به دست اسرائیلی‌ها، به عنوان عملکردی جهت حفظ امنیت، لازم دانسته می­شود.

«دن کوئل» از معاونین سابق دولت آمریکا

بنیادگراییِ اسلامی

را یک خطر جهانی و جایگزین

کمونیسم

مطرح ساخت.

[۷]

از سوی دیگر،

ویلی گلاس

دبیر کل سازمان ناتو نیز در یک کنفرانس امنیتی در آلمان، اعلام کرد که

بنیادگراییِ اسلامی

اکنون برای

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی

به اندازهٔ خطر

کمونیسم

در گذشته، تهدید آمیز است.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:38 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

عناصر اسرائیلی چنین تحلیل هایی را در غرب گسترش می‌دهند و با استفاده از رسانه‌ها و محافل دانشگاهی، پشتوانه‌­های لازم را برای نظریهٔ مزبور فراهم می‌­سازند. هزاران فیلم که در کمپانی هالیوود، تولید شده و می‌شود، در راستای همین تفکرات است که می­تواند مؤیدی بر سخنان قبل باشد.

در این‌جا به صورت خلاصه به برخی از این فیلم‌ها اشاره می‌شود:

  1. «دروغ­های حقیقی»: در این فیلم - که به کارگردانی «جیمز کامرون» و نقش‌آفرینی «آرنولد شوارتزنگر» می­باشد- گروهی مسلمان تحت تشکلی با نام «جهاد سرخ» (که یادآور معنای شهادت است) و به سرکردگی شخصی به نام «سلیم ابو عزیز»، قصد انفجار بمبی را در آمریکا دارند. جالب است که این گروه، پرچم آمریکا را بر روی بمب، پهن می­کنند که هدف عملیات آن‌ها را مشخص می­نماید. هم‌چنین گفتگوهای عربی، چهره‌­های کاملاً شرقی، بستن چفیه بر سر و استفاده از عبارت« عملیات انتحاری»، از جمله نمادهایی هستند که مسلمان بودن تروریست‌ها را برای بیننده، مشخص می­کند.
  2. «مردی که فردا را دید» یا «پیشگویی­های نوستر آداموس»: در این فیلم، شخصی که جنگ نهایی میان خیر و شر را به وجود می­آورد و دنیا - خصوصاً آمریکا -را مورد تجاوز قرار می­دهد، کسی نیست جز منجی مسلمانان که از شهر پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم ظهور کرده‌است .
  3. «یونایتد»: این فیلم، اثر «پل گرین گراس» آمریکایی است که در سال ۲۰۰۶، پخش گردید. این فیلم به سرنوشت چهارمین هواپیمایی که قرار بود توسط تروریست‌های مسلمان به کاخ سفید برخورد کند، می­پردازد. در سکانس اولیهٔ این فیلم، شخصی را می‌بینیم که در حال خواندن قرآن و شخص دیگری، در حال انجام غسل است. در واقع، آنان برای یک عمل تروریستی، مهیا می‌شوند. پس از آماده شدن افراد، در حالی‌که فضای شهر از بالا نشان داده می‌شود، آیات جهاد از قرآن کریم تلاوت می‌گردد. در قسمتی دیگر از فیلم، تروریست‌ها با فریاد «الله اکبر» و «لا اله الا الله» به مسافرین هواپیما یورش برده و پس از زد و خورد، کنترل هواپیما را در دست می‌گیرند. بستن سربندهای قرمز، گفتن ذکر دعا به زبان عربی، بریدن گلوی یک زن با گفتن ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» و مواردی دیگر، از جمله مسائلی است که در جهت تروریست نشان دادن آن‌ها، در این فیلم به کار رفته‌است.جهاد دفاعی به جهادی گفته می‌شود که برای آزاد سازی مردم محروم از دست ستمگران وبا دستور مستقیم امام معصوم انجام می شود


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوستان گرامی و علاقمندان به حوزه فرهنگ و اقتصاد سلام علیکم

امیدوارم مباحثی که تا اینجا به طور پراکنده برایتان مطرح کردیم مفید فایده قرار گرفته باشه.

در ادامه بحث روابط متقابل فرهنگ و اقتصاد می خواهیم به مسئله فرهنگ اقتصادی بپردازیم.

اما عبارت فرهنگ اقتصادی معانی مختلفی رو می تونه به ذهن متبادر کنه که یکی از اونها مدنظر ماست.

یکی از معانی ای که می تونیم برای این عبارت متصور بشیم فرهنگ مربوط به رفتارها گرایشات و بینشهای اقتصادی است. به عنوان مثال فرهنگ مصرف، فرهنگ کار، فرهنگ پس انداز و ... که جای بحث وبررسی مفصلی داره.

دومین معنی ای که میشه از این عبارت برداشت کرد هنگامی است که کلمه "اقتصادی" صفت برای فرهنگ بگیریم و به عبارتی نوعی از فرهنگ را معرفی کنیم که این فرهنگ ویژگیهای اقتصادی دارد. اما این که یک فرهنگی ویژگی های اقتصادی داشته باشد یا به صفت اقتصادی متصف شود به چه معناست؟

فرهنگ در ابعاد مختلف می تواند مسیرها، ابزار و اهداف گوناگونی را انتخاب کند که هر یک از اینها می توانند فرهنگی باشند یا نباشند و یا حتی ضد فرهنگی باشند. بسته به اینکه چگونه فرهنگ را تعریف کنیم و رابطه نظام فرهنگی با دیگر نظامات اجتماعی را چگونه بنگریم این صفات شدت، ضعف و جهت می گیرند.

به عبارت ساده تر هنگامی که می گوییم نظام فرهنگی بدون تردید این نظام اهدافی را و با بکارگیری ابزاری دنبال می کند و سپس ارزیابی و سنجه این حرکت نیز مولفه ها و شاخص هایی را می طلبد که در مجموع این نظام را از نظامات اجتماعی دیگر جدا می کند.

فلذا ما در اینجا در چند سطح اقتصادی شدن فرهنگ اشاره خواهیم کرد.

الف- در اهداف:اهداف به دو دسته تقسیم می شوند. اهداف نظام فرهنگی و اهداف متولیان فرهنگ. اما اهداف نظام فرهنگی هر جامعه با توجه به ارزشهای اساسی آن جامعه تعیین می شود. به عنوان مثال در یک جامعه اسلامی اهداف نظام فرهنگی رسیدن به ارزشهای اسلامی بوده و در یک جامعه مارکسیستی اهداف در راستای ارزشهای مارکسیستی تعریف می شود. هم چنین در یک جامعه لیبرالیستی نیز ارزشها متناسب با جامعه لیبرالیستی مشخص می گردند. حال اگر ارزشهای اساسی یک جامعه سیاسی باشند اهداف فرهنگی تمایل به اهداف سیاسی پیدا می کنند. همچنین است اگر ارزشها اقتصادی و یا دینی و ... باشد. فلذا اگر بحث از فرهنگ اقتصادی می شود در سطح اهداف یعنی فرهنگی که اهدافش اقتصادی باشد. یعنی اگر مصرف در جامعه ارزش است آنگاه نظام فرهنگی نیز به سمت مصرفگرایی هدایت می کند. اما این بدان معنا نیست که نظام فرهنگی تابع مطلق نظامات اقتصادی و ... است. بلکه در اینجا در مقام اثبات اثر نظام اقتصادی بر نظام فرهنگی می باشیم که البته میتواند این اثر به قدری شدید باشد که نظام فرهنگی را کاملا تابع خود نماید. علی ای حال جهت شناخت صحیح فرهنگ نمی توان به ارزشها و اهداف اساسی جامعه که بسیاری از آنها اقتصادی اجتماعی و یا سیاسی هستند بی اعتنا بود.

پس فرهنگ اقتصادی در این سطح یعنی فرهنگی که ارزشها و اهداف خود را از اقتصاد می گیرد و به عبارتی اقتصاد ارزشها و اهداف خود را بر فرهنگ تحمیل می کند.

در بحث متولیان فرهنگ نیز می توان اهداف را فرهنگی یا اقتصادی گرفت. اگر فردی که در حوزه فرهنگ فعالیت می کند هدفش اقتصادی باشد و به عبارتی حوزه فرهنگ را به عنوان بازار خود و مخاطبین را به عنوان متقاضیان کالاهای فرهنگی خود می بیند. این نوع نگرش می تواند اثرات مخربی بر فرهنگ بگذارد.به عبارتی هنگامی فرد هدفش اقتصادی باشد ممکن است به هر وسیله ای تمسک پیدا کند تا هدف خود یعنی کسب درآمد را دنبال نماید.

در اینجاست که گاه می بینیم فعالیتهایی ظاهرا فرهنگی هستند اما در باطن خود نتایج ضد فرهنگی دارند. مثل برخی از فیلمهای سینمایی و ... که گاها مشاهده می شود.

اما در کنار مباحث ذکر شده در این باب در تعلیمات دینی و اعتقادات تربیتی ما این نکته بسیار مشهود است که فعالیتهای فرهنگی و تربیتی آنهنگام می تواند اثر گذار باشد که فرد خود عامل و نیتش سالم باشد. به عبارت ساده تر چون ما اثری برای هیچ کس و هیچ چیز غیر از خداوند متعال قائل نیستیم و اعتقادمان بر این است که اثر، مخصوصا اثرات تربیتی و روحی مختص خداوند متعال است  (لا موثر فی الوجود الا الله) پس فردی که در کار تعلیم و تربیت و فرهنگ وارد می شود باید ویژگی های خدایی خود را حفظ کند. به عبارتی هدفش الهی باشد، نیتش الهی باشد، خود عامل باشد و از ابزارهای الهی نیز استفاده نماید.

ب- در ابزار و رسانه های فرهنگی: در این سطح از بحث ابتدا مثالی بیان می کنیم و سپس به تفصیل آن می پردازیم.

فرض کنید برنامه ای در راستای ارتقاء سطح کتابخوانی در جامعه داشته باشیم. برای اینکه فرهنگ کتابخوانی را اشاعه دهیم از ابزارهای اقتصادی نظیر یارانه کتاب، جوایز در ازای خرید و یا مسابقات کتابخوانی با جوایز ارزنده استفاده کنیم. این ابزارهای اقتصادی در ارتقاء سطح کمی کتابخوانی بی تردید اثر می گذارد اما در مورد سطح کیفی آن و فرهنگ شدن آن جای تامل وجود دارد. برخی شرایط را جهت فرهنگ سازی آماده می کند اما فرهنگسازی نمی کند. فرهنگ کتابخوانی همچون تمام مسائل تربیتی دیگر امری است درونی و تابع شرایط بیرونی نیست. فلذا استفاده از ابزار اقتصادی جهت فرهنگسازی لااقل به طور مستقیم، دائمی و اثرگذار نمی تواند کارا باشد. اما این به معنای استفاده نکردن از این ابزار نیست. بلکه به معنای شناخت جایگاه استفاده از این ابزار است تا با توجه به آنچه در قسمت قبل نیز بدان اشاره شد انتظارمان از این ابزار در حد توانایی آن باشد نه بیشتر.

ج- در مولفه ها: در اینجا دو موضوع قابل طرح است. اول اینکه مولفه هایی که باید جهت رشد فرهنگی در نظر گرفته شوند و دوم اینکه مولفه هایی که باید جهت ارزیابی عملکرد به شاخص تبدیل شوند که در قسمت بعد بدان می پردازیم. اما مولفه هایی که جهت رشد فرهنگی و مهندسی فرهنگی باید در نظر گرفته شوند اولا و بذات باید فرهنگی باشند. یعنی  هنگامی که می خواهیم در هر حوزه ای از اجتماع و نظامات اجتماعی حتی اقتصاد و سیاست و ... به مهندسی فرهنگی بپردازیم و به عبارتی مثلا به مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی بپردازیم باید نگاهمان فرهنگی بوده و حتی شاخصه های اقتصادی را با عینک فرهنگ بنگریم. اما این به چه معناست؟

مثالی برای زمانی که مولفه ی ما مولفه ای اقتصادی است: فرض کنید می خواهیم در حوزه اقتصاد به بحث اصلاح الگوی مصرف بپردازیم. خب مصرف یک مولفه اقتصادی است و در ذهن یک اقتصاددان معنایی از آن نقش می بندد که در ذهن یک جامعه شناس و یا فرهنگشناس نمی باشد. اینکه گفتیم باید با عینک فرهنگ به اقتصاد و مولفه های اقتصادی نگاه کرد یعنی همین. یعنی وقتی اقتصاد را طفیلی فرهنگ بدانیم و مصرف را پیش از آنکه یک مولفه اقتصادی بدانیم یک مولفه فرهنگی بدانیم آنگاه وقتی می خواهیم فرهنگ مصرف را اصلاح کنیم به سراغ اثرات فرهنگی و علل فرهنگی این مولفه می رویم و از ابزارهای فرهنگی در این راه استفاده می کنیم.(که در بالا تفاوت این نگاه با نگاه دیگر بیان شد)

به عنوان مثال وقتی مصرف را یک رفتاری که در پیش روی یک گرایش و شناخت قرار گرفته است بدانیم و آن عبارت باشد از "مصرف بیشتر بهتر است(the more is better)" یا "مصرف حداقلی و تولید حداکثری" یا "مصرف بر اساس نیاز" هنگامی که می خواهیم این الگوهای رفتاری را تغییر دهیم به سراغ نظام ارزشگذاری ذهنی افراد جامعه رفته و نقطه تاکیدمان رفتار نیست بلکه بینش و گرایش است. یعنی فردی که برای او مصرف بیشتر ارزش است شما نمی توانید با افزایش قیمت مصرف او را اصلاح کنید و اگر این کار را کردید رفاه او را پایین  آورده اید. در مقابل اگر مصرف را یک رفتار بدانیم که تابع متغیرهای اقتصادی ازجمله قیمت بدانیم آنگاه به این نتیجه می رسیم که تغییر قیمت بهترین راه جهت اصلاح الگوی مصرف می باشد. فلذا مشاهده شد تفاوت هنگامی که نگاهمان به مولفه های مختلف در حوزه های گوناگون اجتماع فرهنگی باشد یا نباشد. یعنی مصرف را ذیل رفتارهای اقتصادی ببینیم یا ذیل رفتارهای فرهنگی؟

اما باز به این نکته اشاره می کنیم ما قائل به عدم تاثیر متغیرهای اقتصادی نیستیم و همانطور که همیشه اشاره کرده ایم رابطه فرهنگ و اقتصاد را دوسویه می بینیم اما اقتصاد را طفیلی فرهنگ.

د: در شاخص ها: در مورد شاخصها به این نکته اشاره  می کنیم که سنجش و ارزیابی عملکرد فرهنگی اگر فرهنگی باشد صحیح و قابل قبول است و اگر اقتصادی و یا ... باشد گرچه به طور غیر مستقیم اثرات را نشان می دهد اما ما را به جایی می برد که نه دقتی است و نه یقینی. فرض کنید متولیان امر فرهنگ هنگام گزارش فعالیتهای فرهنگی خود به بودجه ای که صرف فرهنگ شده استناد کنند. یا هنگامی که می خواهند فعالیتهای فرهنگی در حوزه سینما را ارزیابی  کنند به سراغ میزان فروش بلیط و یا تولید فیلم سینمایی در آن سال بروند. حتی جهت ارزیابی کیفیت فیلم ها نیز به شاخصی کمی روی بیاورند. به عنوان مثال جهت بررسی کیفیت فیلمهای تلوزیونی به تعداد مخاطبین و کسانی که پای تلوزیون نشسته و برنامه را مشاهده کردند استدلال کنند. اینها همه غلطهای رایجی است که در حوزه فرهنگ نفوذ کرده و راهی است جهت توجیه فرار از تحمل سختی ها و مشکلات کار فرهنگی. تمام مثالهای فوق نشان می دهد که نمی توان جهت ارزیابی دقیق فعالیت های فرهنگی به شاخص های اقتصادی روی آورد. اگر چه اثر آن را انکار نکرده و استفاده از آن را منع نمی کنیم اما به هیچ عنوان کافی ندانسته و به گمراهی های ناشی از این نوع نگاه اشاره می کنیم.

علی ای حال فرهنگی که خود را طفیلی اقتصاد بداند فرهنگ نیست و متولیان فرهنگی آن سرمایه گذاران اقتصادیند و پول و درآمد مولفه های آن و هزینه ها و مخارج شاخص هایش خواهند بود.

این مطالب البته ناقص است و جای خالی نقد و بررسی شما بزرگواران در آن مشهود است.

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل....

یا حق علی



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:22 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

امسال سال جهاد اقتصادی است یا فرهنگ اقتصادی؟

 

این سومین سالی است که مقام معظم رهبری شعاری برای سال انتخاب می کنند که به نظرم نزدیک ترین حوزه به این شعارها حوزه فرهنگ اقتصادی است. اصلاح الگوی مصرف(فرهنگ مصرف)، همت مضاعف و کار مضاعف(فرهنگ کار)، جهاد اقتصادی(حرکت جهادگونه در راستای اهداف اقتصادی)... به نظرم در دو مورد اول این ادعا گزاف نیست که "مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی" به عنوان عبارت اخرای اصلاح الگوی مصرف و همت مضاعف و کار مضاعف می تواند قرار گیرد. در مورد شعار امسال ابتدا به ساکن ذهنم به این سمت نیامد. اما وقتی بیانات ایشان را با دقت واکاوی کردم، به نتایج جالبی دست یافتم که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار بگیرد.

 

ادعا:

 

شعار امسال اگر چه زمینه اش اقتصادی است اما تمام الزامات و شروطی را که مقام معظم رهبری جهت پیشرفت و حرکت در این راستا بیان نمودند فرهنگی است.

 

استدلال:

 

چیستی شعار: حرکتی جهادگونه در راستای پیشرفت اقتصادی

 

"اگر كشور عزیز ما بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، یك حركت جهادگونه‌اى انجام بدهد، این گام بلندى را كه برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه كند، بلاشك براى كشور و پیشرفت كشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادى خواهد داشت"

 

چرایی: الگو سازی برای سایر ملل و تبلیغ اسلام و نظام اسلامی

 

"ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند كه یك ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت كند"

 

زمینه ها:

 

1.      رشد اقتصادی 8 درصدی

 

"آنچه كه در این زمینه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به میزان تعیین شده‌ى در برنامه‌ى پنجم است كه اعلام شده است؛ یعنى حداقل رشد هشت درصدى"

 

2.      کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال

 

"كاهش نرخ بیكارى و افزایش اشتغال در كشور، از جمله‌ى مسائل بسیار اساسى و مهم است"

 

3.      افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی....تشکیل و حمایت از تعاونی ها

 

"افزایش سرمایه‌گذارى بخش خصوصى و كمك به بخش خصوصى كه بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور سرمایه‌گذارى كند، از جمله‌ى مسائل مهم و اساسى است؛ كه یكى از كارهاى مهم در این باب، ایجاد تعاونى‌هاست"

 

4.      بهره وری و اصلاح الگوی مصرف

 

"در این رشد، سهم بیشتر مربوط به بهره‌ورى است؛ یعنى ما بتوانیم از امكانات كشور به شكل بهترى استفاده كنیم..."

 

"صرفه‌جوئى در مواد اساسى..."

 

شروط و الزامات:

 

1.      مشارکت مستقیم مردم در امر اقتصاد...توانمندی و اطلاعات....رسانه ها

 

 مشاركت مستقیم مردم در امر اقتصاد، لازم است. این نیازمند توانمند شدن است، نیازمند اطلاعات لازم است

 

2.      روحیه جهادی: برای خدا، با جدیت، به صورت خستگی ناپذیر

 

اولاً روحیه‌ى جهادى لازم است

 

3.      معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه

 

دوم، استحكام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه است

 

4.      قرار نگرفتن مسائل حاشیه  ای در افکار عمومی

 

 یك شرط دیگر این است كه كشور به مسائل حاشیه‌اى مبتلا نشود.

 

5.      حفظ اتحاد و انسجام ملی...علاقه و اعتماد به مسئولین

 

یك شرط دیگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است

 

همانگونه که ملاحظه می شود آنچه ایشان به عنوان شروط لازم جهت تحقق این شعار ذکر فرموده اند همه از اموری هستند که به طور مستقیم با مباحث فرهنگی ارتباط وثیقی دارد.

 

خوب است یادمان باشد در سال اصلاح الگوی مصرف چه اسراف ها که نشد در راستای اصلاح الگوی مصرف...

 

در سال همت مضاعف و کار مضاعف چه کسانی نبودند که در مورد کار مضاعف فقط حرف زدند و نوشتند...

 

به امید اینکه در راه این جهاد به جای حرف، عمل کرده و به جای نوشته های اضافی راجع به جهاد اقتصادی جهاد اقتصادی هم بکنیم.

 

دوستانه و به عنوان یک برادر کوچکتر عرض می کنم از هزینه هایی که امسال در این راستا خواهد شد بترسیم...و حرص و طمع ما را نگیرد که امسال دور، دور اقتصادی هاست و سال سال پژوهش و پروپوزال و پروژه و پول و ...

 

البته از جهاد علمی و ارائه مطالب علمی خود نیز نباید غافل شوید...

 

و آخر دعوانا الحمد لله رب العالمین

 

والسلام علی من اتبع الهدی




 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



نگاه ویژه‌ی اسلام به اقتصاد

اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند.
وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ( سوره ابراهیم، آیه ۳۴ )
و اگر بخواهید نعمت‌های خداوند را در شمار بیاورید نمی‌توانید نعمت‌های خداوند را به حد و حصری محدود کنید
اسلام مسأله‌ی اقتصاد را(بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها می‌تواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم می‌داند


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

تعریف علم اقتصاد

علم اقتصاد عبارت است از دانشی که به تخصیص بهینه کالاها و فراورده ها می‌پردازد. به عبارت دیگر ، علمی است که به تفسیر حیات اقتصادی و پدیده‌های آن و ارتباطشان با عوامل کلّی آن‌ها اهتمام می ورزد.
مسأله‌ی اقتصاد، به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی بشری، مطرح است، و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد.

 

اقتصاد اسلامی

نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی ، در راستای تامین عدالت اجتماعی.


 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 1:04 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 
   ● نویسنده: اكبر - قنبری

● منبع: فصل نامه - نقد و نظر - شماره 21-22
 
 

اخلاق و اقتصاد

علم اقتصاد با این ادعا آغاز مى‏گردد كه در یك جامعه بزرگ، دستورات اخلاقى نمى‏تواند تنظیم‏كننده رفتار اجتماعى افراد و ایجادكننده نظمى قابل پیش‏بینى باشد، حال آن‏كه با اصل قراردادن رفتار مبتنى بر نفع شخصى، رفتار اجتماعى افراد، نظمى معین و قابل پیش‏بینى پیدا مى‏كند. مضمون علم اقتصاد در واقع، توضیح چگونگى پیدایش ساختار و عملكرد این نظم است. بنابراین، هر كوششى كه به قصد اصلاح علم اقتصاد، بخواهد دستورات اخلاقى را اصل رفتارى انسانها قرار دهد، در واقع علم اقتصاد را اصلاح نمى‏كند، بلكه آن را از ریشه نفى مى‏كند.

اولا: صرف تعقیب نفع شخصى، عملى خلاف موازین اخلاقى نیست، مگر این‏كه تابع كانت (1) باشیم.

ثانیا: این ادعا اشكال اساسى روش‏شناختى و معرفتى دارد. چرا كه جهان علم، و از آن میان علم اقتصاد، جهان تئورى‏هاست و طرح تئورى‏ها هم در قالب مدل صورت مى‏گیرد و ساخت مدل یا به صورت قیاسى است‏یا استقرایى; و هر دو روش، مبتنى بر پیش‏فرض معرفت‏شناختى است. آیا به جهان و رویدادهاى اقتصادى با ذهن خالى برخورد مى‏كنیم یا با ذهن پر؟ بنابر تئورى فانوسى در فلسفه علم، مشاهدات تابع فرضیه‏هاست و مشاهده، توسط نظریه، هدایت‏شده و آن را پیش‏فرض مى‏كند. (2) به عبارت دیگر، همه مشاهدات گرانبار از تئورى، (Theory - Loaden) هستند. پس جهانى كه ما مشاهده مى‏كنیم مطابق تئورى‏ها و تفسیرهاى تئوریك خود ماست. در مقابل این نظریه (تئورى فانوسى)، تئورى كشكولى در علم را داریم كه به سابقیت (سابق بودن) مشاهدات بر نظریه‏ها معتقد است.

آیا تئورى‏ها در اقتصاد مبتنى بر روش‌هاى قیاسى نیست و آیا این انسان اقتصادى عقلایى، مجرد پیش‏فرض نمى‏باشد (آیا نمى‏توان انسان دكارتى را در چنین انسانى مشاهده كرد، در مقابل انسان پاولوف)؟ این درست است كه ارزش‌ها و هدف‌هاى اقتصادى اعلام شده، در تضاد با واقعیات است; ولى این تضاد باعث نمى‏شود كه مفاهیم ارزشى نهفته در واژه‏ها را هم فراموش كنیم. بهینگى پارتو را در اقتصاد رفاه در نظر بیاورید; وضعیت اجتماعى را بهینه، به معناى پارتو، مى‏گویند اگر و تنها اگر فایده هیچ فردى نتواند زیاد شود مگر آن‏كه به نقصان فایده دیگرى منجر گردد. رسیدن به چنین وضع بهینه‏اى، موفقیتى بسیار محدود به شمار مى‏رود و به خودى خود، ضامن نتایج‏شاهكارى نیست. یك وضعیت مى‏تواند بهینه پارتو باشد، در حالى كه در آن برخى انسانها در فقر كامل به سر برند و بعضى دیگر غرق در تجملات باشند; و نتوان وضع فقرا را بهبود بخشید مگر آن‏كه به تجمل اغنیا دست زده شود. بهینگى پارتو مى‏تواند واقعا حاوى اندیشه‏اى جهنمى باشد. (3)

افزون بر این، مفاهیم ارزشى بر پنج دسته قابل تقسیم‏اند:

1. مفاهیم ارزشى اخلاقى: خوب، بد، درست، نادرست، باید، نباید، وظیفه، مسئولیت، فضیلت، رذیلت.

2. مفاهیم ارزشى حقوقى: عدالت، ظلم، سرقت، مالكیت و....

3. مفاهیم ارزشى دینى و مذهبى: احكام خمسه (وجوب، حرمت، كراهت، استحباب، اباحه) كه به افعال انسان تعلق مى‏گیرد. حلال و حرام و نجس و پاك كه به اشیاء تعلق مى‏گیرد.

4. مفاهیم ارزشى زیباشناختى; كه در تمامى شاخه‏هاى هنر كاربرد دارند و مهم‏ترین آنها عبارتند از: زیبا، زشت، شكوه، فخامت، باصفا، دلگیر، بى‏روح و....

این چهار دسته از مفاهیم كم و بیش در اقتصاد دخالت دارند. و اما قسم پنجم، مفاهیم ارزشى اقتصادى است. والتر استیس گفته است نو، كهنه، گران و ارزان مفاهیم ارزشى اقتصادى‏اند; البته برخى این مفاهیم را از مفاهیم ارزش زیباشناختى دانسته‏اند. انصاف این است كه مفاهیم ارزشى اقتصادى بیش از مواردى است كه استیس مطرح كرده است. این مفاهیم شامل مفاهیمى هستند كه داراى بار ارزشى (چه مثبت و چه منفى) مى‏باشند.

 

تاثیر دین در اقتصاد

دین از سه ناحیه مى‏تواند در اقتصاد تاثیر بگذارد.

1) از طریق مفاهیم; بدین صورت كه مفاهیم پیش فرض شده در مدل‏ها را جابه‏جا كرده، با طرح انسان اقتصادى خود، الگوهاى مصرف و تولید و توزیع را دگرگون سازد. نظر به این‏كه ساخت مدل‏ها در اقتصاد، نوعا به صورت قیاسى است، امكان تاثیرگذارى آن به لحاظ معرفتى ممكن مى‏شود.

2) از طریق نهادها و سازمان‌هاى اقتصاد; امروزه توضیح و تبیین نظام‌هاى اقتصادى بر مبناى تاثیرگذارى آنها بر روى نهادها و سازمان‌ها قابل بررسى است. تعمیم‌هاى وبر و تاونى، (Tawney) در باب نقش اصلاح پروتستانى در توسعه سرمایه‏دارى، مجادلاتى برانگیخته است كه تا به امروز ادامه دارد. (4) به باور وبر، «یكى از عناصر بنیادى روح سرمایه‏دارى جدید، بلكه همه فرهنگ جدید، یعنى شیوه زندگى عقلانى بر مبناى ایده شغل به عنوان تكلیف، [Beruf] ،از روحیه ریاضت‏كشى مسیحیت زاده شد». (5)

درباره مبناى فرهنگى تمدن اسلام نیز تحقیقاتى صورت مى‏گیرد كه نشان مى‏دهد چگونه در قرن چهارم هجرى، جهان اسلام با فرهنگ دینى، شاهد تمدن شگرفى گردید. سازگارى دین و دنیا در اسلام و عقلانیت دینى آن دوران و نقش اقتصاد شهرى و بازار در آن دوره، جاى تحلیل دارد. درباره پیشرفت اقتصادى ژاپن، گروهى از تحلیلگران، نقش مذهب كنفوسیوس را اساسى مى‏دانند. چرا كه براساس یك تحلیل از مذهب كنفوسیوس «كار گروهى مقدس مى‏گردد». (6) جامعه‏شناسان دین، گروه‌هاى دینى فراوانى را در آسیا مطالعه كرده‏اند تا دریابند كه آیا میان تاكید این گروه‌ها بر اهمیت دینى كار و میان تاكید پروتستان‏هاى اولیه شباهتى وجود دارد یا نه! (7)

3) از طریق ارزش‌ها; برخى از اقتصاددانان، اصول موضوعه یك نظام اقتصادى را عدالت اقتصادى، آزادى، مالكیت، حقوق، عوامل تولید و نظام مصرفى ایده‏آل ذكر كرده‏اند. پرواضح است كه این اصول، بسته به نوع نظام و نحوه نگرش به آن، مى‏تواند به گونه‏اى خاص طراحى شود و ارزشى بودن برخى از این اصول، جاى تردید ندارد. قبل از پرداختن به موضوع عدالت‏به عنوان یك موضوع ارزشى، لازم است مفهوم ارزش به گونه‏اى مستقل بررسى شود و سپس جایگاه ارزشى نظام اقتصادى اسلام تبیین گردد.

 

ارزش

تجربه انسان در زندگى به دو گونه است: تجربه علمى و تجربه ارزشى. تجربه علمى در علوم، مورد بحث قرار مى‏گیرد. اما در توضیح تجربه ارزشى، متفكران عاجز مانده‏اند كه آیا این هم، مثل علم، واقعیتى را نشان مى‏دهد یا نه.

در مورد ارزش، این نزاع وجود دارد كه آیا عینى است‏یا ذهنى (نزاع عینى‏گرایان و ذهنى‏گرایان). عینى‏گرایان مى‏گویند گزاره‏ها و جملات ارزشى مثل جملات علمى‏اند. معمولا دیدگاه اسلامى به نظریه عینى‏گرایان گرایش پیدا كرده است. به همین دلیل دیدگاه اسلامى را دیدگاه رئالیستى نیز نامیده‏اند.

اگر در مورد ارزش‌ها مبناى عینى‏گرایان را قبول كنیم اقتصاد را باید در چارچوبى طراحى كنیم كه رئالیستى باشد. باید بگوییم خداوند در چارچوب قواعد اخلاقى عمل مى‏كند; یعنى همان‏طور كه كار غیرمنطقى انجام نمى‏دهد، كار غیراخلاقى نیز از او سرنمى‏زند و نیز باید چارچوب عدالت را به عنوان پایه نظام اقتصاد اسلامى طبق الگوى رئالیستى طراحى نمود. اگر قراردادى باشیم این نظریه در عرف و قراردادها پى‏جویى خواهد شد، ولى در اقتصاد تاثیر چندانى نخواهد گذاشت.

مطابق مبناى رئالیستى، گفته شده است كه احكام و قواعد فقهى تابع ملاكات نفس‏الامرى هستند; یعنى وراى احكام، واقعیت‌هایى هستند كه اخلاق را تعیین مى‏كنند. خلاصه این‏كه، اخلاق جعلى نیست‏بلكه كشفى است; و به عبارتى، اخلاق discovery است نه invention چون رئالیست هستیم ارزش‌ها را عینى مى‏دانیم.

دین در اخلاق چهار نوع نقش ایفا مى‏تواند كرد:

1. ممكن است در تعریف مفاهیم اخلاقى (خوب، بد، درست، نادرست، باید، نباید، وظیفه، فضیلت و رذیلت) از پیش فرض‌ها و گزاره‏هاى دینى استفاده شود.

2. ممكن است پیش فرض‌ها و گزاره‏هاى دینى موجب اتصاف افعال به محمولات اخلاقى شوند.

3. ممكن است دین در شناسایى مصادیق ارزش‌هاى اخلاقى آدمى را یارى كند.

4. ممكن است دین ضامن اجراى احكام اخلاقى شود.

در بخش كلام، باب ملاك، منوط به پذیرش حسن و قبح عقلى و عقیده به وجود مصلحت در نفس افعال و در وراى احكام (نه فقط در خود احكام) است. مصلحت و مفسده‏اى كه در وراى احكام شرعى نهفته است و موجب صدور احكام شرعى مى‏شود، همان است كه «علت‏حكم‏» نام گرفته است و وجود یا عدم حكم، دایرمدار آن است. اما فواید و نتایجى كه بر حكم مترتب است‏یا از حكم انتظار مى‏رود، از سنخ حكمت‏حكم است و حكم دایرمدار آن نیست. چرا كه ممكن است از دید ما چیزى وسیله حصول همان فواید باشد، اما شارع نخواسته كه با هر وسیله‏اى به آن اهداف دست‏یازد و آن طریق خاص براى او موضوعیت داشته باشد; مانند حكمت امنیت و احترام اموال مشروع اشخاص كه منجر به وسعت معیشت جامعه مى‏شود و حكمت قواعدى نظیر تسلیط (الناس مسلطون على اموالهم) و یا قاعده لاضرر و لاضرار و.... برخى از محققان، از این ملاكات به مقاصد شریعت تعبیر نموده‏اند. به باور شاطبى در كتاب الموافقات «شرایع تنها براى مصالح عاجل و آجل با هم وضع شده است.» این نگرش همه معتزلیان و مورد پذیرش بیشتر فقیهان متاخر است.

برخلاف رازى كه مى‏پندارد «احكام و افعال خداوند، هیچ هدفى ندارد و قابل تعلیل نیست‏»، شاطبى با استقراى احكام شریعت‏به این یقین مى‏رسد كه احكام شریعت‏براى مصالح بندگان وضع شده است و این هدفدارى، در همه تفصیلات و جزئیات شریعت جریان دارد. او مى‏گوید: «از طریق استقرا روشن شده است كه مقاصد ضرورى پنج‏تاست; به این شرح: حفظ دین، حفظ نفس، حفظ نسل، حفظ مال و حفظ عقل.» (8)

بارى در اخلاق، مفهوم تكلیف و وظیفه اصل است و بقیه مفاهیم اخلاقى از اینها ناشى مى‏شود. كانت مى‏گوید: اول تكلیف را مى‏فهمیم بعد سایر مفاهیم را.

مفاهیم اخلاقى به اعتبارى به الزامى (وظیفه، باید و نباید) و ارزشى (خوب و بد، درست و نادرست) تقسیم مى‏شوند. در این‏كه كدام گروه اصلى‏اند و كدام فرعى، اختلاف است. وظیفه‏گرایان، (deontologists) مى‏گویند مفاهیم الزامى پایه‏اند و مفاهیم ارزشى از اینها گرفته مى‏شوند. كانت نیز بر این باور است كه اول الزام را عقلا مى‏فهمیم و بعد، مفاهیم ارزشى را به آن نسبت مى‏دهیم. (9) اما سودگرایان، مثل همه غایت‏گرایان، (teleogists) ،نظرى عكس نظر كانت دارند. آنها مى‏گویند اول مفاهیم ارزشى را مى‏فهمیم، بعد مفاهیم الزامى را. مى‏گویند اگر كارى زیاد خوب بود الزامى مى‏شود. (10)

در میان مسلمانان، هر دو گروه مزبور هوادار دارند; نظریه كانت‏بیشتر در میان اشعریان جارى است كه وظیفه‏گرا هستند. آن‌ها مى‏گویند هرچه خدا مى‏گوید همان عدالت است. اما معتزله، در هماهنگى با غایت‏گرایان، مى‏گویند الزام، همان شدت حسن است. به اعتقاد معتزله، ما خودمان عدالت را مى‏توانیم بشناسیم. حتى خداوند نیز مقید است كه در چارچوب عدالت عمل كند. بنابر این نظریه، دین به آنچه ذهنیت عمومى از عدالت مى‏فهمد و عادلانه مى‏داند، توصیه مى‏كند نه برعكس. در واقع، احكام و قواعد فقهى باید با ذهنیت عمومى تطبیق بكند. طبق این دیدگاه، از تفكر كلامى اشعرى‏گرى به تفكر عقلانى معتزلى كشیده مى‏شویم; پس عدالت‏یك بحث فرادینى است. یعنى آنچه را عادلانه هست دین مى‏گوید و نه این‏كه آنچه دین مى‏گوید عادلانه باشد. به تعبیرى، عدالت در سلسله علل احكام است نه در سلسله معلولات احكام. (11)

آیا اقتصاد اسلامى ممكن است؟

تدوین نظام اقتصاد اسلامى با دو مانع معرفتى عمده مواجه است كه ممكن است از این موانع، چنین استنباط شود كه اقتصاد اسلامى به لحاظ معرفتى ممتنع است. این دو مانع در قالب دو تقریر، قابل بازشناسى است.

تقریر اول: گفته مى‏شود اقتصاد اسلامى عبارت است از مجموعه احكام فقهى. این احكام پراكنده اولا قابلیت ندارد كه نظام‏مند بشود و ثانیا بر فرض كه نظام‏مند بشود، چون فتاوى معمولا احكام ظاهرى است و این احكام لزوما مطابق با واقع نیست، هماهنگى خود را در راستاى آن مبانى از دست مى‏دهد. ثالثا چنین كارى را با فتواى مجتهد واحدى نمى‏توان انجام داد و اگر با فتواى مجتهدان متعدد صورت بگیرد (كارى كه شهید محمدباقر صدر انجام داد و از راه فقه معاملات و حقوق اقتصادى، مبانى را استخراج نمود) حجیت‏شرعى نخواهد داشت.

به نظر مى‏رسد كه چهار امر را باید از همدیگر تفكیك نمود: 1. بنیانها یا مبانى نظام اقتصادى 2. نظام اقتصادى 3. حقوق اقتصادى یا به تعبیر فقهى، فقه معاملات 4. علم اقتصاد.

از این تقسیم‏بندى مى‏توان نتیجه گرفت كه فروكاستن اقتصاد اسلامى به مجموعه احكام فقهى در واقع، عدول از چهار قسم به یك قسم حقوق اقتصادى است; در حالى كه اقتصاد اسلامى فقط حقوق اقتصادى نیست، بلكه بنیانها و نظام اقتصادى، كمترین چیزى است كه مى‏توان در كنار حقوق اقتصادى مطرح نمود.

در چارچوب فقه معاملات، ممكن است نظامهاى متعددى (مثلا نظام بانكدارى) ساخته شوند كه اگرچه با فقه معاملات سازگارى دارند، با ملاكها و اهداف نظام اسلامى سازگارى نداشته باشند. مثلا فروش اقساطى یا اجاره به شرط تملیك ممكن است از جهت فقهى مشكلى نداشته باشد، ولى مساله سرمایه‏گذارى، ملاكا همان كاركرد و نتیجه ربا را دارد.

به نظر مى‏رسد كه علاوه بر فقه و حقوق اسلامى، استخراج مبانى و چارچوبها نیز لازم باشد وگرنه با حفظ ظاهر شرع، از واقع آن دور مى‏شویم.

تقریر دوم: ممكن است گفته شود كه سخن گفتن از نظام اقتصادى اسلام منوط به این است كه ابتدا بنیانهایى نظیر آزادى، مالكیت، عدالت، حقوق عوامل تولید و مصرف آرمانى را از دیدگاه اسلام برجسته كنیم و آنها را در ارتباطى نظام‏مند (سیستمى) قرار دهیم تا بتوانیم نظام اقتصادى تدوین نماییم. این برجسته كردن برخى از مقوله‏ها در دین، به معناى ایدئولوژیك كردن دین است و دین به جامه ایدئولوژى درنمى‏آید. البته این امتناع معرفتى مبتنى بر پیش فرض دیگرى است و آن این‏كه دین حداقلهاى لازم را ارائه مى‏دهد; به عبارت دیگر، دین فقط ارائه دهنده ارزشهاست، نه روشها و نه نظامها. به عبارتى، كسانى معتقدند این‏كه دین گفته است عدالت‏بورزید، نشان مى‏دهد كه عدالت‏یك ارزش است و در هر نظامى محقق شود هدف دین محقق شده است; چه نظام اسلامى باشد، چه سوسیالیستى و چه سرمایه‏دارى. اصولا نظام دینى باشد یا سكولار فرقى نمى‏كند; مساله اساسى دین حفظ ارزشهاست كه، بنابر فرض، رعایت‏شده است. بنابراین لازم نیست كه روشها را هم دین تعیین كند. روشها مبتنى بر عقل عام (تجربه و آموزشهاى تاریخى و عقل بشرى) است.

در نقطه مقابل این نظریه، كسانى معتقدند كه دین نه‏تنها ارزشها، بلكه روشها را هم ارائه مى‏دهد; امامت روش تحقق ارزشهاى دینى است. و بر همین مبنا، ولایت‏فقیه را نه یك بحث درون فقهى، بلكه یك بحث كلامى دانسته، در ذیل امامت تعریف مى‏كنند. و اگر دین روشها را هم ارائه مى‏دهد باید بحث كرد كه آیا دین با یك نظام قابل تعریف است‏یا با چندین نظام. یعنى آیا وجود نظامهاى دینى مختلف امكان‏پذیر است‏یا نه؟

بارى كسانى گفته‏اند:

با توجه به این‏كه ما برنامه‏ریزى و قانون‏گذارى جهت نیل به ارزشها و اهداف سیاسى‏اقتصادى اسلام را بر عهده دانش حسى و علم تجربى قرار داده‏ایم، به چه دلیل برنامه‏ریزى جهت اهداف روانى را از این قاعده استثنا مى‏كنیم. مگر بین روان‏شناسى فردى و اجتماعى و جامعه‏شناسى با علم اقتصاد و سیاست تفاوت است، كه برخى از آنها حق برنامه‏ریزى براى نیل به ارزشهاى اسلامى را دارا هستند و برخى دیگر فاقد آن مى‏باشند. پس چاره‏اى نیست جز این‏كه همه احكام اسلامى و از جمله احكام عبادى آن را تابع علوم بشرى قرار دهیم و یا این‏كه آرمانها و اهداف دینى را در افقى فراتر از سطح علوم حسى و استقرایى، بلكه برتر از دانش و فهم حصولى مشاهده كنیم و در این صورت نه‏تنها احكام عبادى، بلكه مجموعه احكام و مقررات دینى تنها با استعانت از معرفت دینى و با استفاده از كتاب الهى و عترت نبوى قابل فهم و دریافت‏خواهد بود.

تنها در صورت اخیر است كه اشكال‌هاى گذشته رفع مى‏شود. زیرا در این صورت، ضرورت وجود وحى و نیاز حتمى انسان به رسالت و نبوت را مى‏توانیم اثبات كنیم; اما در صورت اول، با توجه به اشتراك همه در فهم ارزش‌ها و آرمان‌هاى جامع و كلى از یك طرف و عدم امكان اقامه برهان بر صحت و یا بطلان برخى از آنها از طرف دیگر، نه ضرورتى براى وجود انبیاء احساس مى‏شود و نه دلیل منطقى براى صحت راه آنها اقامه مى‏گردد. (12)

در مقابل، كسانى كه معتقدند دین ارزشها را مى‏دهد و نه روشها را، تقریرهاى مختلفى ارائه داده‏اند. به باور برخى، دین حداقل لازم را ارائه مى‏دهد و نه حداكثر لازم را: «دین مثل هوا براى زندگى است. برنامه‏ریزى جامه‏دوزى براى اقامت انسان است و این، كار دین نیست‏بلكه كار عقل و علم است.» (13)

به باور اینان، «ایدئولوژى عبارت است از مكتبى سیستماتیزه و سامان‏یافته كه اركان آن كاملا مشخص شده است; ارزشها و آرمانها را به آدمیان مى‏آموزاند، موضع آنها را در برابر حوادث و سؤالات معین مى‏كند و راهنماى عمل ایشان قرار مى‏گیرد.... دین ایدئولوژى‏شدنى نیست و نه‏تنها این امر ممكن نیست كه مطلوب هم نیست‏». آنان دلایل این امر را چنین آورده‏اند:

1. شارع دین را هیچ‏گاه به صورت یك ایدئولوژى عرضه نكرده است.

2. دین رازآلود و حیرت‏افكن است. در حالى كه ایدئولوژیك كردن دین، حیرت‏زدایى، حكمت‏آفرینى و عمق را از دین مى‏گیرد.

3. دین جامه‏اى نیست كه به قامت جامعه خاصى دوخته شود. دین مثل هواست، اما ایدئولوژى مثل قباست.

4. ایدئولوژى تئورى دوران تاسیس است، اما دین تئورى دوران استقرار نیز هست.

5. ایدئولوژى‏ها دین را در سطح شریعت نگاه مى‏دارند و عمقى را كه عارفان، كاشفان آن بودند مغفول مى‏نهند.

6. دین مانند رسن و ریسمان و میزان است و به خودى خود جهت‏دار نیست، اما ایدئولوژى، دین را جهت‏دار مى‏كند. (14)

بنابراین استدلال، چون ما در نظام اقتصادى‏مان مقوله‏هایى از قبیل آزادى، مالكیت، عدالت اجتماعى و... را برجسته مى‏كنیم و ارتباط سیستمى (نظام‏مند) آنها را بررسى مى‏كنیم، دست‏به ایدئولوژى سازى مى‏زنیم. البته این یك نحوه نگرش درباره ایدئولوژى است، ولى واقعیت این است كه اگر مراد از ایدئولوژى، رایى باشد كه بدون دلیل پذیرفته شده است، دین نه فقط ایدئولوژیك‏شدنى است، بلكه اصلا ایدئولوژیك هست. (15)

حال كه استدلال تئورى رقیب را تقویت نمودیم، باید بگوییم كه به نظر ما این تئورى قابل مناقشه است. اولا نگاه ما نه‏تنها به دین، بلكه به جهان نیز ایدئولوژیك است. ما با انتظارات خود به سراغ پدیده‏هاى جهان مى‏رویم; بنابراین نگاه ما گزینشى است و در مورد دین هم ما با انتظارات خاصى رو به دین مى‏آوریم; چرا كه نیازهایى را در خود احساس مى‏كنیم كه برطرف شدن آنها را از غیر دین انتظار نمى‏بریم و به عبارتى، دین در جهت رفع این نیازها بى‏بدیل است. (16)

ما با انتظارات خود به سراغ دین مى‏رویم و این انتظارات، متناسب با تیپولوژى (گونه‏شناسى) روانى و نیازهاى ما شكل مى‏گیرد; بنابراین ناچار از گزینش هستیم. البته ممكن است‏شما انتظارات از دین را تصحیح كنید; اگر انتظارات از دین اقتصادى نیز باشد دست‏به سیستم‏سازى مى‏زنیم.

محمد باقر صدر، اقتصاددان برجسته اسلامى و مبتكر نظریه نظامها در اسلام، به شكل مدون و مشخص آن در فقه شیعه پرداخته است. از دیدگاه ایشان، استنباط نظام نیازمند عملیات پیچیده اجتهادى است كه علاوه بر مساعى معمول كه در اجتهاد به كار مى‏رود، نیازمند توجه به اسلام به‏عنوان كلیتى مشتمل بر عقیده، مفاهیم و احكام ثابت و متغیر است.

هركدام از جنبه‏هاى ذكر شده از قوانین و احكام شریعت مبتنى بر مناطات و ملاكات و میزان مصلحتى است كه در آن، حكم یا قاعده یا نظام در ارتباط با اهداف كلى شریعت، قابل تحصیل است. و از آنجا كه بحث‏بیشتر در ناحیه احكام معاملى و غیرعبادى (احكام تاسیسى) است، طبعا به دست آوردن ملاكات در این سه ناحیه به مدد عقل، بناى عقل، عرف و دیگر روشها دور از انتظار نیست.

محمدباقر صدر با طرح مباحث روش‏شناسانه اصولى و مدون در ارائه نحوه انتزاع نظام در فقه اسلامى و به‏كارگیرى عملى آن در كشف و استخراج نظام اقتصادى اسلام، مهم‏ترین سهم را در شكل‏گیرى این مرحله از فقه شیعه داشته است. «...نظام اقتصادى ایجاد طریقى است‏براى تنظیم حیات اقتصادى جامعه بر طبق عدالت. پس نظام، اهداف و ارزشها و خطوط كلى جنبه‏اى از ابعاد زندگى بشر را تامین مى‏كند. به‏نظر صدر، علاوه بر ادله بیرونى (نظیر ادله وجود نیاز بشر به دین و ارسال رسل)، ادله درون‏دینى نیز، مانند احادیثى كه دال بر شمول دین به همه آنچه مردم بدان نیاز دارند (حتى ارش خراش پوست) و مانند آن، این امر را تایید مى‏كنند. چراكه طبعا نیاز بشر به ثمرات زندگى جمعى و دانستن شیوه تنظیم آن عمیق‏تر و حیاتى‏تر است. ایشان نظام‏دارى احكام اسلام را چیزى فراتر از صرف ارائه اهداف كلى و ارزشهاى اخلاقى نظام مى‏داند. چراكه اسلام بسیارى از خطوط كلى و مرزهاى لازم براى تكوین و اجراى یك نظام را نیز ارائه مى‏كند; از جمله در ناحیه نظام اقتصادى اسلام كه ایشان برخى قواعد و اصول كلى نظام اقتصادى را برمى‏شمارد.» (17)

براى ترسیم خطوط عام یك نظام، چهار امرى ضرورى دانسته شده است: 1)شناخت جهت‏گیرى كلى شریعت; 2)فهم هدف نصوص براى احكام ثابت; 3)لحاظ كردن ارزشهاى اجتماعى; و 4) اهدافى كه توسط ولى‏امر شناخته شده است.

عدالت، رشد، سعادت

اگر عدالت‏با رشد تعارض پیدا كند، از دیدگاه دینى كدام یك را باید مقدم كرد؟

براى پاسخگویى به این سؤال باید روشن شود كه آیا عدالت، به غیر از آرمان انسانى، آرمانى دینى نیز هست؟ و اگر رشد، یك آرمان انسانى است آرمانى دینى نیز هست؟ اگر هردو آرمان، دینى باشند چگونگى تقدم یكى بر دیگرى هنگام تعارض مطرح خواهد شد; وگرنه چنانچه یكى از طرفین، آرمانى انسانى باشد به لحاظ دینى، وجهى براى تعارض نمى‏ماند.

بعد از پاسخ به این سؤال باید روشن نمود كه رشد چه نسبتى با رفاه دارد و رفاه چه نسبتى با سعادت بشرى پیدا مى‏كند. آیا رشد لزوما به رفاه منجر مى‏شود و رفاه لزوما سعادت بشرى را تامین مى‏نماید؟ آیا سعادت بشرى همیشه دنیوى و مادى است؟ آیا نمى‏توان براى عدالت در مفهوم سعادت مبنایى را جستجو كرد؟

براى روشن شدن پاسخ سؤالات بالا نخست در معناى سعادت و انواع آن بحث مى‏كنیم و سپس به برخى از دیدگاههاى رایج در ایران اشاره مى‏نماییم.

بنا بر قرارداد، سعادت را به «بهترین اوضاع و احوال ممكن‏» تعریف، و آن را به دو قسم «سعادت دنیوى‏» و «سعادت اخروى‏» تقسیم مى‏كنیم. سعادت دنیوى را نیز به نوبه خود به سعادت مادى و سعادت معنوى منقسم مى‏سازیم.

1. سعادت دنیوى مادى: همان چیزى است كه امروزه از آن به بالاترین سطح (یا معیار) زندگى، (Standard of life or Living) تعبیر مى‏كنند. سطح زندگى شامل امورى است كه به رفاه مى‏افزاید.

2. سعادت دنیوى معنوى: به معنى برخوردارى از عدالت، آزادى، نظم، امنیت در ساحت جمعى، و رفتار باطن (شامل آرامش، امید و شادى) در ساحت فردى است.

3. سعادت اخروى: از آن به «رستگارى‏»، «فلاح‏»، «نجات‏»، (Salvation) ، « رهایى‏»،، ( Liberation) و مانند آن تعبیر مى‏شود.

برخى از متفكران ایرانى بر این باورند كه هدف دین، سعادت دنیوى مادى نیست; چراكه اولا، هدف دین بالا بردن هرچه بیشتر سطح زندگى، به معناى امروزى و جدید نیست; ثانیا، اگر مواهب و نعمات دنیوى را به خاطر خودشان طلب كنیم نه از این رو كه مى‏توانند مقدمه حصول امر شریف‏ترى باشند یا بدانها از این چشم بنگریم كه گویى حق ما هستند نه این‏كه از سر لطف در اختیار ما نهاده شده‏اند و یا نپذیریم كه در ازاى آنها، باید از خودگذشتگیهایى داشته باشیم، در هریك از این سه شق، آن مواهب و نعمات تبدیل به بتهایى مى‏شوند كه ما را اسیر و برده خود مى‏كنند و به جاى آن‏كه تعالى بخشند تدنى مى‏دهند. چراكه، از نظرگاه دینى، مقدس بودن یا بت‏بودن یك چیز، به هیچ‏وجه به صورت ظاهرى آن بستگى ندارد، بلكه وابسته است‏به نحوه استفاده‏اى كه از آن مى‏كنیم و طرز تلقى‏اى كه از آن داریم.

از این گذشته، هدف دین را ارتقاى هرچه بیشتر سطح زندگى قلمداد كردن، در واقع یكى از آثار و نتایج كاربرد دیدگاه غیر دینى و این جهانى در باب دین است، و دین را به حد نوعى آرمان‏گرایى یا ایدئولوژى تنزل مى‏دهد كه با آرمانگراییها و ایدئولوژى‏هاى دنیوى در جهت وصول به هدف واحدى، كه همان رفاه نوع بشر است، رقابت دارد و مسابقه مى‏دهد. هم از این‏روست كه، بدون مبالغه، مى‏توان گفت امروزه غالبا هدف دین چیزى در حد تحقق كامل آرمانهاى یك دولت‏رفاه، (Welfare-state) تصور مى‏شود. به نظر مى‏رسد كه همه آرمانگرایی‌ها و ایدئولوژى‏هاى غیردینى نیك مى‏دانند كه دینى كه هدفش تامین رفاه انسان‌ها تلقى شود فلسفه وجودى خود را از دست داده است و در مواجهه با آنها، لامحالة، طعم تلخ شكست را خواهد چشید. (18)

متفكر دیگرى چنین مى‏نویسد:

دانش و لزوم توسعه، نه در كتاب و سنت مبدا دارد و نه در علوم اسلامى كه بعدا به وجود آمده است. توسعه یك هدف اجتماعى است كه مردم یك جامعه با اراده‏هاى آزاد خود آن را دنبال مى‏كنند (واضح است كه براى جامعه‏هاى جدید امروزى توسعه یك موضوع اجتناب‏ناپذیر گردیده است) و دانش آن را نیز خود به وجود مى‏آورند یا از جوامع توسعه یافته مى‏گیرند.

دخالت كتاب و سنت در توسعه جامعه‏هاى مسلمان تنها در این مساله است كه هدفهاى ارزشى نهایى توسعه نمى‏تواند مغایر با اصول ارزشى نهایى كتاب و سنت‏باشد... علاوه بر ارزشهاى نهایى، حلال و حرام فقهى مى‏تواند پاره‏اى از چگونگى‏هاى ساختار توسعه را به سوى شكل‏گیرى خاصى هدایت كند. (19)

لازم به تذكر نیست كه رشدى كه با عدالت در تعارض قرار مى‏گیرد رشد به معناى Growth است كه یك امر كمى است و در اصطلاح اقتصادى، بالا رفتن GNP (تولید ناخالص ملى) را مى‏گویند و عدالت را در درون توسعه، (Development) كه یك امر كیفى است، قرار مى‏دهیم. بنابراین، اندكى تسامح در بعضى مواقع دیده مى‏شود.

بارى! اولا، عدالت علاوه بر این‏كه آرمانى انسانى است، آرمانى دینى هم هست; ثانیا، عدالت‏به لحاظ وجودى، یكى از نیازهاى بى‏بدیل بشرى است كه فقط توسط دین عرضه مى‏شود; ثالثا، عدالت آرامش‏آفرین هم هست، ولى رفاه لزوما چنین نقشى را ایفا نمى‏كند; رابعا تاكید متون دینى بر عدالت‏به قدرى واضح و روشن است كه جاى تردیدى بر تقدم آن بر دیگر ارزش‌ها، از جمله رشد، نمى‏ماند. قرآن مى‏فرماید: «اعدلوا هو اقرب للتقوى‏»; عدالت‏بورزید كه به تقوا نزدیك‏تر است. به لحاظ ادبى حذف متعلق، افاده عموم مى‏كند. یعنى در تمامى زمینه‏ها عدالت‏بورزید. برخى نیز بر این باورند كه عدالت‏به طور مستقل مى‏تواند مبنایى براى فقه بوده باشد. (20)

 

بحثى درون‏دینى پیرامون مبانى ارزشى اقتصاد

اسلام و قرآن یك سلسله ارزش‌داورى درباره انسان و دنیا و آخرت و ارتباطات چهارگانه انسان (با خدا، با طبیعت، با انسانهاى دیگر و با خودش) كرده است كه این ارزش‌داوری‌ها در شكل‏دهى به اقتصاد اثر گذاشته است.

 

احكام ارزشى اقتصاد اسلامى

1. زندگى این جهانى غایت نیست، بلكه ابزارى براى زندگى پس از مرگ است. به عبارتى، دیدگاه اسلام به دنیا آلى است نه غایى.

2. زشت‏شمردن تكاثر و تفاخر: نفس مال داشتن اگر هم مذموم نباشد، دست‏كم مستحسن نیست.

3. درآمد حاصل از كار انسان به صرف این‏كه حاصل كار انسان است، حق او نیست: فى اموالهم حق للسائل والمحروم.

4. جمع مال و حب مال، ارزش منفى به شمار رود.

5. اساسا قرآن مالكیت‏شخصى را داراى ارزش مى‏داند.

6. قرآن ازدیاد ثروت را جز از طریق به جریان انداختن ثروت، مذموم مى‏داند. صرف پول داشتن ارزش‏افزا نیست. شاید فلسفه تحریم ربا همین امر باشد.

7. تجمل مذموم است. تجمل به معنى فراهم نمودن اسباب و وسایل زندگى، بیش از حد ضرورت است. ملاك تجمل عرف است.

8. اسراف و تبذیر حرام است. اسراف، بیش از حد مصرف كردن است، ولى تبذیر مصرف‏نشده‏ها را دور ریختن است. ریشه تبذیر از بذر به معناى ریخت‏وپاش است. به عبارتى، اسلام با تولید انبوه، مصرف انبوه مخالف است. قرآن مى‏فرماید: ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین. كلوا واشربوا ولاتسرفوا. [درباره اسراف: اعراف‏31، انعام‏141، یونس‏12 و83، طه‏124، انبیاء9، شعراء151 و152، زخرف‏5; درباره تبذیر: اسرى‏26 و27].

9. احكام ارزشى قرآن كه در تولید، توزیع و مصرف ثروت اعمال مى‏گردد. معامله اشیاء ممنوعه: انواع قاچاق، خرید و فروش مواد مخذر، مشروبات الكلى و به‏طور كلى محرمات (مائده 90و91)، زیاد كردن وزن در وقت فروش و كم كردن آن به وقت‏خرید، (ربا: پول بیت‏المال را با بهره‏هاى سنگین قرض دادن، وام، رباى مضاعف، انواع دیگر ربا) فروش زن به عنوان جنس (با استفاده از تن زن و مرد، مال‏اندوزى كردن از قبیل فیلمهاى جنسى و بركشیدن خود به سلسله مراتب اجتماعى از طریق زن) انحصار بازیهاى تجارتى (بالا بردن یك شبه قیمت كالاها، بالا بردن نرخ ارز كشورها): «ولاتاكلوا اموالكم بینكم بالباطل‏»; ثروت را بیهوده در میان خود به جریان نیندازید.

10. تقدم مصالح جمع بر فرد به هنگام تعارض. تقدم جمع بر فرد به سه‏گونه و از سه منظر قابل تصور است: روان‏شناختى، هستى‏شناختى و جامعه‏شناختى.

11. اسلام پایین آوردن ارزش كار دیگران را درست نمى‏داند. همچون كاستن از ارزش پول (در گذشته از عیار آن مى‏دزدیدند و امروزه با استفاده از قدرت سیاسى از قدرت خرید آن كم مى‏كنند)، استفاده از عسرت و تنگدستى براى چپاول بینوایان (بقره‏280)، استفاده از جهل دیگران و تصاحب اموال آنان (اعراف 199)، مجبور كردن افراد به خرید یا فروش (تجارت بدون رضایت) (نساء29)، از بین بردن و یا محدود كردن امكانات كار دیگران با استفاده از نفوذ و قدرت، برداشت از مزد و حقوق كارگران و كارمندان زیردست.

 

اصول ارزشى اقتصاد اسلامى در برپایى عدالت

واژه‏هاى عدل و قسط در قرآن مجید، بیش از پنجاه بار تكرار شده است. از آنجا كه عدل در مقابل ظلم قرار گرفته و معنى ظلم تجاوز به حق است، عدول از تجاوز و بازگشت‏به آن حق و عدل مى‏باشد; ولى قسط چون به معنى سهم و نصیب است، دادن نصیب و رعایت‏حق دیگران و حفظ آن از تبعیض و تنقیص نیز از آن استفاده مى‏شود. (21) در هر صورت، دالت‏سنت‏خدا در تكوین جهان آفرینش و استوارترین بنیاد و سنت او در تشریع است.

 

اصول راهنماى ارزشى

ممنوعیت درآمدهاى غیرمنطقى در اموال

«یا ایها الذین امنوا لاتاكلوا اموالكم بینكم بالباطل الا ان تكون تجارة عن تراض‏»; اى اهل ایمان! مال یكدیگر را به ناحق مخورید مگر آن‏كه تجارتى از روى رضا و رغبت كرده باشید. (نساء29 و نیز بنگرید به بقره‏188، نساء160 و161، توبه‏34)

ممنوعیت‏خارج كردن نقدینه از جریان در شرایط عادى

«والذین یكنزون الذهب والفضة ولاینفقونها فى سبیل‏الله فبشرهم بعذاب الیم‏»; و كسانى كه طلا و نقره را گنجینه كرده، در راه خدا انفاق نكنند به عذابى دردناك مژده بده. (توبه‏34)

 

ممنوعیت انحصار و تمركز اموال

«ماافاءالله على رسوله من اهل القرى فلله وللرسول ولذى القربى والیتامى والمساكین وابن‏سبیل كى لایكون دولة بین الاغنیاء منكم‏»; و آنچه خدا از اموال كافران از اهل دیار به رسول خدا بازگردانده، متعلق به خدا و رسول و خویشاوندان رسول و یتیمان و فقیران و رهگذران است. این حكم براى آن است كه غنایم و درآمدها بین ثروتمندان شما محدود نگردد.

هرچند مورد آیه در بازگرداندن اموال «فیئ‏» به اهلش مى‏باشد، ولى تعلیلى بر آن شده است كه آن علت منصوص را قابل تعمیم مى‏گرداند و تسرى حكم در موارد منصوص العلة، مورد اتفاق اهل نظر است. از این رو، از مفاد این آیه استفاده مى‏شود كه در حاكمیت اسلامى نباید انحصارات به وجود آید و عده خاصى از مردم تولید، توزیع یا مصرف را، با وجود داوطلبان دیگر، به خود اختصاص دهند.

برخى از مفسران، محدودیت مالكیت‏خصوصى را نیز از این آیه استنباط كرده‏اند. (22)

ممنوعیت اسراف و تبذیر

(انعام‏141، اعراف‏31، فرقان‏67).

«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین‏».

ممنوعیت‏بخس یا از ارزش انداختن ظالمانه اموال

(اعراف 85، هود85، شعرا182 و 183).

ممنوعیت‏سپردن اموال به دست افراد سفیه و خودكامه نابخرد

(نساء5). «و لا تؤتوا السفهاء اموالكم التى جعل الله لكم قیاما و ارزقوهم فیها و اكسوهم و قولوا لهم قولا معروفا».

اموالى كه خدا قوام زندگى شما را به آن مقرر داشته است‏به تصرف سفیهان مدهید و از مالشان نفقه و لباس به آنها بدهید و به گفتار خوش، آنها را خرسند كنید.

رعایت‏حالات عسر و حرج و اضطرار

(بقره 173، 185، 280 و 286، مائده‏3و6، انعام 119، اعراف 157، توبه‏91، نحل‏115، حج‏78، تور61، فتح‏17).

ممنوعیت اضرار به دیگران

(بقره‏231، 233، 282 و107، طلاق‏6)

 

پاورقیها:

1. كسانى كه پیرو كانت نیستند، مى‏گویند: انسان فطرتا حب ذات دارد. حب ذات، صیانت ذات مى‏آورد; و از این رو جلب نفع و دفع ضرر لازم مى‏آید. تا جایى كه جلب نفع و دفع ضرر شما به دیگران آسیب نرساند كار غیر اخلاقى انجام نمى‏دهید.

2. آلن. ف. چالمرز، چیستى علم درآمدى بر مكاتب علم‏شناسى فلسفى، ترجمه سعید زیباكلام، ص‏51 و نیز بنگرید به: پوپر، كشكول و فانوس: دو نظریه پیرامون معرفت، چاپ شده در: علم چیست؟ فلسفه چیست؟ نوشته عبدالكریم سروش، مؤسسه فرهنگى صراط، چاپ دهم، 1368، ص‏229.

3. آمار تیاسن، اخلاق و اقتصاد، ترجمه حسن فشاركى، نشر شیرازه، 1377، ص‏36.

4. بنگرید به: ماكس وبر، اخلاق پروتستانى و روح سرمایه‏دارى، ترجمه عبدالكریم رشیدیان و پریسا منوچهر كاشانى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1373; موریشیما، «كنفوسیوس و سرمایه‏دارى‏»، پیام، فروردین‏68، به نقل از كتاب چرا ژاپن موفق شد؟

5. وبر، همان، ص‏189.

6. بنگرید به: مجون لیونیگستون جومور و فیلیشیا اولد فادر، شناخت ژاپن، ج‏1، ترجمه احمد بیرشك، تهران، انتشارات خوارزمى، 1375، ص‏275.

7. بنگرید به مقاله:

8. شاطبى، الموافقات، القسم الثالث من الموافقات، كتاب المقاصد، ص‏8.

9. مجموعه احكام و تعالیم دین و مذهب به سه قسم عمده قابل تقسیم است. 1تعالیم ناظر به واقع (است و هست و نیست) 2تعالیم ناظر به ارزشهاى اخلاقى 3تعالیم ناظر به ارزشهاى تعبدى. احكام اخلاقى براى تنظیم ارتباطات چهارگانه انسان به كار مى‏آید. (رابطه انسان با خدا، با خودش، با طبیعت و با دیگران).

10. در این‏كه اخلاق دینى به كدام‏یك از نظریات وظیفه‏گرایان یا نتیجه‏گرایان یا فضیلت‏مداران نزدیك است، بحثهاى زیادى شده است كه از ذكر آن صرف‏نظر مى‏كنیم. مى‏توان گفت كه فلسفه اخلاق ارسطویى كه فضیلت‏مدار است، فلسفه اخلاق كانتى كه وظیفه‏گراست و انواع دیگر كه غایت‏گرا و یا نتیجه‏گرا هستند، كه در این میان سودگرایى از قرن نوزدهم بیشتر در غرب نفوذ داشته است. در نخستین ثلث قرن بیستم، فلسفه اخلاق در غرب بیشتر تحت‏سلطه مناقشه بین سودگرایان و كانتى‏ها بود در حالى كه در سى‏سال اخیر فلسفه اخلاق ارسطویى احیا شد.

11. بنگرید به: مرتضى مطهرى، بررسى اجمالى مبانى اقتصاد اسلامى، انتشارات صدرا، ص‏14.

12. آیة‏الله عبدالله جوادى آملى، شریعت در آینه معرفت، مركز نشر فرهنگى رجاء، ص‏239.

13. عبدالكریم سروش، مدارا و مدیریت، ص‏259-256.

14. عبدالكریم سروش، فربه‏تر از ایدئولوژى، ص‏130-125. شایان ذكر است كه در ایران، دكتر على شریعتى از جمله كسانى بود كه دین را به گونه ایدئولوژیك ارائه مى‏نمود.

15. معمولا ایده به رایى مى‏گویند كه دلیل قانع‏كننده بر آن داریم و ایدئولوژى به رایى مى‏گویند كه دلیل عقلائى بر آن نتوان آورد و آن را بدون دلیل پذیرفته‏ایم. برخى از متالهان بر این باورند كه همه ایده‏ها، ایدئولوژى هستند. لازم به گفتن نیست كه بحث ایدئولوژى در ناحیه دلیل است نه مدعا. مى‏توان از قوت دلیل، درستى مدعا را نتیجه گرفت، ولى از ضعف دلیل نادرستى مدعا را نمى‏توان نتیجه گرفت. همچنین از درستى مدعا نمى‏شود قوت دلیل را نتیجه گرفت، ولى از نادرستى مدعا مى‏شود ضعف دلیل را نتیجه گرفت.

17. بنگرید به: اقتصادنا، المدرسة الاسلامیة، الاسلام یقود الحیاة; و نیز به مقاله محمدباقر صدر تحت عنوان «من فقه النص الى فقه النظر» كه به نحو گسترده‏اى وارد فقه نظریات شده است.

18. مصطفى ملكیان، «اقتراح انتظار بشر از دین‏»، مجله نقدونظر، سال دوم، شماره دوم، ص‏56 و57.

19. محمد مجتهد شبسترى، «سه گونه دانش در سه قلمرو»، نقدونظر، سال دوم، شماره اول، ص‏300.

20. بنگرید به مجله نقدونظر، سال دوم، شماره اول.

21. ر.ك: قاموس فیروزآبادى، مفردات راغب، اقرب الموارد.

22. سید قطب، فى ظلال القرآن، 28/37.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت 3:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بیداری اول

ملت ایران همیشه در سختی ها بیدار می شود و هنگامی که بیدار می شود چون از تمام توانایی ها و فضایل خود بهره می برد دست به کارهای معجزه آسایی می زند که از نمونه های آن می توان به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اشاره کرد.

 ملت ایران قصد اصلاح نظام شاهنشاهی را از همان وقایع مشروطه، ملی شدن نفت و حتی پانزده خرداد در ذهن داشت و وقتی که نتیجه ای نگرفت مدتی سکوت کرد تا زمانی که در اثر اوج استبداد نظام شاهنشاهی، وابستگی کشور به خارج و اهانت به امام بیدار شد، هر چه از او خواستند که به همان پیشنهادات زمان مشروطه رضایت بدهد و شورای سلطنت را بپذیرد ملت ایران با رهبری امام زیر بار نرفت و انقلاب را نه تنها با شعارهای آزادی و استقلال بلکه با شعاربراندازی نظام شاهنشاهی و استقرار جمهوری اسلامی ادامه داد.

 اگر پهلوی ها در مشروطه، ملی شدن نفت و یا در پانزده خرداد به شعارهای مردم گوش می دادند و نظر رهبران ملت ایران را می شنیدند شاید هیچ گاه نظام شاهنشاهی از بین نمی رفت.

بیداری دوم

در دفاع مقدس هم، زمانی که عراق به ایران حمله کرد و پنج استان ایران را اشغال کرد ابتدا ملت ایران به انتظار شعارهای بنی صدر و امثال او نشست و به وعده های هیئت های صلح گوش فرا داد.

یکسال از جنگ گذشت اما در داخل حتی یک تپه هم آزاد نشد و در خارج جز پیشنهاد آتش بس هیچ دستاوردی برای ملت ایران به بار نیاورد. ملت ایران یکبار دیگر بیدار شد و نه تنها صدام را از ایران بیرون کرد که بدون اتکا به کشورهای خارجی، قدرت دفاعی بزرگی را شکل داد تا جایی که امروزه ایران یکی از ده کشور اول دنیا در بعد سیاسی، دفاعی و امنیتی است.

 اگر دنیا حرف های حق ملت ایران را گوش داده بود و صدام را تنبیه می کرد هیچ گاه جنگ تحمیلی او علیه ایران هشت سال طول نمی کشید و شاید امروز نفوذ ایران در سراسر منطقه گسترش نمی یافت و ایران به قدرت دفاعی اول منطقه تبدیل نمی شد.

بیداری سوم

طی بیست سال اخیر ملت ایران و دولت های آن با هدف رونق اقتصادی در داخل دست به تلاش هایی زدند و در خارج به تعامل با اقتصاد جهانی و مخصوصا اقتصاد غرب پرداخت. وعده های ارتباط با غرب و پیروی کردن از الگوهای اقتصادی آنها و ورود تکنولوژی غربی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی از سوی گروه های مختلف را شنید و به آنها گوش داد ولی به نتیجه ای نرسید.

 غربی ها مشی اعتدالی ایران را با درشت گویی پاسخ دادند. توقف فعالیت های هسته ای را قدر نشناختند و نهایتا زیاده خواهی های غرب و تکبر و غرور آنها به اعمال تحریم های اقتصادی ناجوانمردانه ای علیه ملت ایران در سال 1389 منجر شد.

اکنون آمریکا و اروپا برای سال آینده نیز درصدد هستند که به فشارهای خود علیه ملت ایران ادامه دهند. در چنین شرایطی شیر ایران باید از خواب بیدار شود و نه تنها تحریم ها را خنثی کند بلکه از آنها یک فرصت تاریخی بسازد و برای بار سوم طی سه دهه اخیر آنها را متوجه عظمت روح و فضایل خود بگرداند و قطعا در چنین شرایطی ـ همانگونه که پیش از این بر آن تأکید کرده بودم ـ ما نیاز به یک انقلاب اقتصادی داریم.

جهاد اقتصادی

برای رسیدن به یک جامعه ای که در آن فقر و بیکاری نباشد و عقب ماندگی ها از بین رفته باشد نیازمند یک رشد اقتصادی بالای هشت درصد هستیم. از طرف دیگر همزمان با رشد اقتصادی، نیازمند عدالت و توانمند سازی تمامی مردم در اداره زندگی خود می باشیم.

در این رابطه چند مانع جدی بر سر راه ماست:

 اول ـ تحریم های غرب و کارشکنی آنها در مسیر پیشرفت ملت ایران وجود دارد و ممکن است به این فشارها دامن بزنند.

 دوم ـ زندگی مصرفی و فرهنگ غیر تولیدی در اغلب مردم وجود دارد.

سوم ـ عقب ماندگی دویست ساله دوران قاجار و پهلوی که خود ناشی از یک اقتصاد استعماری بوده است.

چهارم ـ الگوهایی که برای رونق و پیشرفت اقتصادی انتخاب شده نتوانسته آن جهش لازم را به وجود آورد.

برای عبور از این موانع راهی جز یک انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور نیست. ایجاد یک انقلاب اقتصادی که هم موانع را خنثی کند و هم اینکه شکوفایی مادی و معنوی ایران را رقم زند نیاز به یک جهاد اقتصادی دارد.

اصلاحات یا انقلاب اقتصادی

پیشرفت ها و زحماتی که در سی سال اخیر به ویژه بیست سال اخیر صورت گرفته هر چند افتخار آمیز بوده ولی در حد اصلاحات اقتصادی بوده است.

 دوران سازندگی و اصلاحات و دوره آقای احمدی نژاد همراه دستاوردهای اقتصادی بوده ولی در حد تغییرات روبنایی باقی مانده است و مدت ها طول می کشد تا بتواند همه اهداف ملت ایران را تحقق ببخشد، در حالی که ما بر اساس چشم انداز ایران 1404 تنها پانزده سال برای رسیدن به یک جامعه آرمانی و قدرت اول اقتصادی زمان در اختیار داریم.

امروز که رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 1390 را سال جهاد اقتصادی نام گذاری کرده است می تواند سرآغاز این انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور باشد. جمعیت جوان ایران و وجود تحصیل کرده های فراوان و دانشگاه های بزرگ می تواند به عنوان زیرساخت این انقلاب بزرگ اقتصادی باشد و خوشبختانه سند چشم انداز ایران 1404 به عنوان نقشه راه و تلاش برای الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت روبروی ما وجود دارد.

و اما یک سوال...؟

آیا شکست غرب در صحنه اقتصادی ایران و بیرون کردن فقر و بیکاری و گرانی از جامعه کمتر از آزادی خرمشهر است؟ آیا شکوفایی اقتصادی و معنوی جامعه ایران و ساختن یک زندگی آرمانی برای مردم کمتر از بازگرداندن دو ملیون آواره جنگی در دهه اول انقلاب است؟

 اگر این جهاد مقدس تر از آن دفاع مقدس نباشد قطعا کمتر از آن نیست. دیروز در دوران پرشکوه دفاع مقدس مردم پنج استان سرافرازانه به خانه های خود برگشتند و امروز باید بیش از هفتاد میلیون جمعیت ایران را به بهترین زندگی در جهان برسانیم و ملت های منطقه را نیز از این آبادانی خود بهره مند سازیم.

امروز دنیای غرب قصد جلوگیری از پیشرفت ما را کرده است. آنها می خواهند با تحمیل تحریم ها و جلوگیری از پیشرفت ملت ایران، استقلال و عزت ما را هدف قرار دهند. حال که رهبر معظم انقلاب اسلامی با ایستادگی های خود فضای جهادی جدیدی برای جوانان ما و ملت پر افتخار ایران آماده کرده است باید قدر آن را بدانیم و تمام همت و نیروهای خود را برای شکست طرح های ظالمانه غرب علیه ملت ایران بسیج کنیم.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت 3:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET