سال 1390 سال جهاد اقتصادی نامگذاري شد.مقام معظم رهبري در پیام نوروزی فرمودند من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری می كنم و از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. سال 89 سال همت مضاعف - كار مضاعف ،سال 88 سال اصلاح الگوي مصرف ،سال ۸۷ سال نوآوری وشکوفایی،سال 86 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، سال 85 سال پيامبر اعظم (ص)، سال 84 سال همبستگي و مشارکت عمومي، 83 سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران، 82 نهضت خدمت‌گذاري ،81 سال عزت و افتخار حسيني،سال 80 سال اقتدار ملي و اشتغال آفريني، سال 79 سال اميرالمومنين (ع) و 78 سال امام خميني (ره) بود.

سال

عناوين سال‌هاي 73 تا 88

73

تقويت وجدان کار و رعايت انضباط اجتماعي در همه امور

74

رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف

75

پرهيز از اسراف در استفاده از ثروت عمومي، منابع مالي و طبيعي کشور

76

آراسته شدن ملت ايران به فضايل اخلاقي و توجه به معنويات

77

پرهيز از اسراف ، رعايت صرفه جويي  و نيز پايداري برمواضع اسلامي و انقلابي

78

سال امام خميني (ره)

79

سال اميرالمومنين عليه‌السلام

80

اقتدار ملي و اشتغال آفريني

81

سال عزت و افتخار حسيني

82

نهضت خدمت‌گذاري

83

سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران

84

سال همبستگي و مشارکت عمومي

85

سال پيامبر اعظم (ص)

86

سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي

87

سال نوآوري و شکوفايي

88

سال اصلاح الگوي مصرف

89

سال همت مضاعف - كار مضاعف

90

سال جهاد اقتصادی

در آغاز سال ۷۷ پرهیز از اسراف‌، رعایت صرفه جویی‌، قناعت و نیز پایداری برمواضع اسلامی و انقلابی رهنمود اول رهبری بود. ایشان در نوروز ۷۶ آراسته شدن ملت ایران به فضایل اخلاقی و توجه به معنویات و تقرب به پروردگار را توصیه کرده بودند. در پیام نوروزی سال ۷۵، به ضرورت و اهمیت پرهیز از اسراف در استفاده از ثروت عمومی، منابع مالی و طبیعی کشور؛ در اول فروردین ۷۴ هم توصیهٔ اول رهبری، ‌ رعایت انضباط اقتصادی و مالی از ریخت و پاش، اسراف و زیاده روی در مصرف؛ و در پیام تبریک آغاز سال ۷۳، ملت ایران را به تقویت وجدان کار و رعایت انصباط اجتماعی در همه امور توصیه کرده بودند.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



جِهاد یکی از مفاهیم دین اسلام است.

واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. این کوشش و مبارزه می‌تواند در عرصه‌های گوناگونی صورت گیرد از جمله کوشش در مبارزه با امیال درونی (جهاد اکبر) یا کوشش و مبارزه در راه دفاع از دین اسلام یا گسترش قلمرو اسلام (جهاد اصغر).

جهاد یکی از فروع دین و از واجبات اسلامی است. کلمهٔ جهاد حدود ۱۰۸ بار در قرآن آمده‌است. «و خداوند کسانی را که در راه او جهاد می‌کنند دوست دارد»

در اسلام برترین جهاد، جهاد با نفس است، که در حدیث معروف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جهاد اکبر خوانده شده یعنى برتر از جهاد با دشمن که جهاد اصغر نام دارد، اصولا تا جهاد اکبر به معنى واقعى در انسان پیاده نشود در جهاد با دشمن پیروز نخواهد شد. در قرآن کریم صحنه هاى مختلفى از میدان جهاد اکبر رابطه با پیامبران و سایر اولیاى خدا ترسیم شده است، که سرگذشت یوسف و داستان عشق آتشین همسر عزیز مصر یکى از مهمترین آنها است. رسول الله (ص): «المجاهد من جاهد نفسه فی الله»؛ (مجاهد کسی است که برای خدا با نفس خود مبارزه کند.) در حدیث معراج خطاب به پیامبر اکرم (ص) آمده است: «مردم یک بار می میرند، ولی نیکوکاران و آخرت گرایان بر اثر مبارزه با نفسهایشان و مخالفت با خواهشهای درونی شان و ستیز با شیطانی که در رگهایشان جاری است روزی هفتاد بار می میرند.» آن دژ در درون خود انسان است، نفس انسان است.

در احادیث تشیع و تسنن حدیثی است معتبر از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و پیغمبر چه حرف ها را بجا می گوید! موقعیت را تشخیص می دهد کجا حرف حق خودش را بزند. می خواهد مسئله مجاهده با نفس را مطرح کند، می گذارد یک روزی که عده ای از اصحابش با غرور و افتخار از یک جنگ برگشته اند. می آید جلو به این ها آفرین می گوید، ولی این چنین آفرین می گوید: «مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر» (وسائل الشیعه، ج 11، ص 122)؛ آفرین بر گروهی که جهاد کوچکتر را انجام داده اند و جهاد بزرگتر باقی مانده است. یا رسول الله! جهاد بزرگتر چیست؟ خیال کردند صحنه دیگری است نظیر آن جنگ. فرمود: جهاد النفس. یعنی اسلام من دو جهاد می خواهد: هم در جبهه بیرون؛ جهاد با انسانهای طاغی و متمرد، و هم جهاد با نفس؛ یکی به تنهایی کافی نیست.

پاک نگهداشتن اندیشه و نیت در مراحل نفی و انکار که همه سرگرمیها و درگیری با دشمن بیرونی است آسانتر است. همینکه نهضت به ثمر رسد و نوبت سازندگی و اثبات که ضمنا پای تقسیم غنائم هم در میان است برسد، حفظ اخلاص بسی مشکلتر است. قرآن کریم در سوره مائده - که آخرین سوره یا از آخرین سوره های قرآن است و بالاخره در دو سه ماه آخر عمر رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده است، و زمان، زمانی است که مشرکین یکسره به زانو در آمده اند و خطری از ناحیه آنها اسلام را تهدید نمی کند و در همین وقت در غدیر خم تکلیف امامت روشن، و امامت و خلافت امام علی علیه السلام به امر خداوند اعلام می شود - یک اعلام خطر از ناحیه خدا به همه مسلمانان می نماید، و آن اینکه تاکنون از دشمن می ترسیدید که ریشه شما را برکند. اکنون نگرانی از آن ناحیه منتفی است. اکنون نگرانی از ناحیه من است. از این پس از کافران و دشمنان خارجی نترسید، از من بترسید که در کمین شما هستم. «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون»؛ امروز کافران از (شکست) آیین شما نومید شدند بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید (مائده/ 3). یعنی چه؟ یعنی جامعه اسلامی از این پس از درون خود تهدید می شود که راه انحراف از مسیر خدائی اخلاص پیش گیرد و خدا را فراموش کند. سنت لایتغیر خداست که هر ملتی که از درون و از جنبه اخلاقی تغییر کند و عوض شود، خداوند متعال سرنوشت آنها را تغییر دهد: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد/ 11). خداوند وضع و سرنوشت مردمی را عوض نمی کند، مادامی که آنها خود را و آنچه به اندیشه ها و رفتارهای خودشان مربوط است تغییر ندهند.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

بسم الله الرحمن الرحیم

این جمله و یا شبیه این جمله رو شاید خیلی شنیده باشید. گلاب به روتون از اون تف سر بالاهاییه که خیلی ناجور آبروی آدم رو می بره.

آمریکایی ها و غربی ها و اونوریا و اروپایی ها و امثالهم از ما مسلمونترند و اسم اسلام اینجاست اما عمل به اسلام اونجاست.

مخصوصا ژاپنی ها که دیگه اصلا حرفش رو نزن. خود اسلام ناطقند.

فکر نکنید می گیم مرگ بر آمریکا منظورمون تمدن و فرهنگ غربی و ملتهای غربی و دانشمندان و علم و ساختمون ها و اکثر مسئولین و ....اونجاست. نه منظورمون فقط اوباما و بوش و هیلاری و حداکثر کارتره...

تازه اون بیچاره ها هم نه چند تا یهودی صهیونیست سرمایه دار که نه نامی ازشون هست و نه نشانی.

مرگ بر آمریکا اصلا ربطی به پیشرفت علم و تکنولوژی آمریکا نداره. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر سیاست های برخی سیاست مداران صهیونیست پشت پرده آمریکا

مرگ بر آمریکا اصلا حرف غلطیه. باید بگیم مرگ بر اون امواج صوتی که از طریق تارهای صوتی برخی افراد خاص که احتمالا عضو لژهای فراماسونری هستند بیرون میاد. اما چون این جمله طولانیه ونمیشه شعار بدیم میگیم مرگ بر آمریکا ولی منظورمون همینه وا. نه مردم و ...

راجع به اسرائیل و انگلیس و ...هم قس علی هذا...

چرا؟ چرا آمریکایی ها از ما مسلمون ترند؟

۱. چون دروغ نمی گویند

۲. ترافیک ندارند

۳. منظم هستند

۴. وقتی لب ساحل هستند هر کسی با کیس خودش کار دارد و نگاهی هم به  کیس دیگری نمی کند

۵. دزدی نمی شود

۶. تورم پایین است و همه در رفاه هستند

۷. علم و تکنولوژی در دست آنهاست

۸. لا اکراه فی الدین است

۹. خود اظهاری مالیاتی بسیار زیاد است

۱۰. سر وفت به سر کار سر می زنند و سرشان به سر کار خودشان است و سر به سر کسی نمی گذارند و سرسری بر مسائل پیش پا افتاده سرپوش می گذارند.

۱۱. وقتشان طلاست

۱۲. کاری به کار هم ندارند

۱۳. بهداشت را رعایت می کنند

۱۴. به هم احترام می گذارند و هر وقت همدیگر را می بینند به هم لب (خند هدیه) می دهند

۱۵. آزادی وجود دارد و آنها که می خواهند دین نداشته باشند لااکراه فی الدین است و آنها هم که می خواهند دین داشته باشند بازم لااکراه فی الدین است

۱۶. خیلی خوب است!

۱۷. نرخ بهره به نرخ بهره اسلامی یعنی صفر دارد نزدیک می شود

۱۸. نگو از عدالت که عدالت اقتصادی و اجتماعی و ...دیوانه کرده ما را

۱۹. اصل کاری یادم رفته بود و اونم قانون مداری و احترام به قانون در اونجاست(شما ساعت ۳ نصف شب هم که برید می بینید پشت چراغ قرمز همینطوری ماشین وایستاده)

۲۰. نمره همشون بیسته

۲۱. زندانهاشون خالیه و دانشگاهاشون پر

۲۲. بیمارستانهاشون خالیه و ورزشگاهاشون پر

۲۳. باره هاشون پره و البته کتابخونه هاشونم پر

۲۴. ...

اگر شما هم می دونید از این مثالها بزنید

اما ژاپن(به نقل از وبلاگ یکی از دوستان)

این مردم، علی‌رغم قدهای کوتاه‌شان دستشان را به بالاترین نقطه‌ها می‌رسانند و آنچه می‌خواهند را با اراده‌ی خود محکوم به در دست‌رس بودن می‌سازند. علی‌رغم چشمان باریک‌شان اصلا تنگ‌نظر نیستند و سلوک اجتماعی و همکاری مدنی بسیار بالائی برخوردارند. و علی رغم خم شدنشان در هنگام سلام یا عذرخواهی، در مقابل دشواری‌ها هرگز سر خم نمی‌کنند.

فارغ از تمام عیب‌ها و خوبی‌هائی که می‌شود در مورد هر ملتی متصور شد، ژاپن از نظر من همیشه الگوی فرهنگ و هویت ملی است. ملتی که اگرچه در جنگ با آمریکا شکست خورد، اما هرگز اجازه نداد نمادهای فرهنگ و ملیتش متاثر از آمریکائی‌ها باشد. این در حالی است که می‌بینیم کشورها و ملت‌هائی را که در حالی که حاکمیت‌شان مستقل است، سبک زیستن و فرهنگ و خلق و خویشان متاثر از فرهنگ تزریق شده از سوی آمریکا است.

فقط به همین نباید بسنده کرد. ملت ژاپن بسیار عمیق‌تر از این است. برای یک ژاپنی، ژاپنی بودنِ آنچه مصرف می‌کند بسیار مهم است. طوری که وقتی روزگاری محصولات زراعی بخش بزرگی از ژاپن دچار آفت شد و دولت ژاپن برای اول‌بار مجبور به واردات برنج امریکائی شد، علی رغم قیمت یک سومی برنج امریکائی، مردم حتی حاضر نشدند گرسنگی را با برنج آمریکائی معاوضه کنند!

این روزها این کشور و این ملت بزرگ، داغ‌دارند. داغ‌دار از دست دادن بیش از ده هزار نفر از اعضای خانواده‌ی بزرگشان یعنی ژاپن. داغ‌دار فاجعه‌ای که هنوز به پایان نرسیده است. داغ‌دار غمی که بر گوشه‌ی چشمان هر انسانی، اشک را میهمان می‌کند.

اما در همین روزهای دشواری نیز، نمی‌توانم کتمان کنم که مسحور بزرگی هویت و غرور ژاپن شده‌ام! ژاپن امروز به من ثابت کرد که رشد و تعالی ژاپن با هیچ زلزله‌ای قابل تخریب نیست و این ملت به زودی تمام آنچه از دست داده است را دوباره به دست خواهد آورد.

هرگز از خاطر نمی‌برم روزهای داغ‌داری میهنم برای مردم بم را. اما یکی از غمهائی که بر داغ من می‌افزود، غم مشاهده‌ی افرادی بود که از اموال گردآوری شده برای مردم بم نیز می‌دزدیدند و به جیب می‌زدند. غم مشاهده‌ی افرادی بود که از امریکا به خاطر فرستادن کمک‌های بشردوستانه تعریف و تمجید می‌کردند. اما امروز ژاپن برای من بسیار دیدنی است. مردم به یکدیگر اجازه داده‌اند که از مغازه‌ها، بدون محدودیت، مایحتاج خود را بدون پرداخت پول بردارند. اما در عین حال، کمتر کسی در ژاپن بیش از نیاز ضروری خود برمی‌دارد. چنین سطحی از فرهنگ، نه فقط برای ما که از فرهنگ اسلامی دم می‌زنیم و از آن فرسنگ‌ها فاصله داریم، بلکه برای اروپا و امریکا نیز الگوئی دست‌نیافتنی است.

ژاپنی‌ها علی رغم خسارات فراوانی که دیده‌اند هنوز به پیشنهاد هیچ یک از کشورهائی که حاضر به کمک به ژاپن شده‌اند جواب مثبت نداده‌اند. و این یعنی ژاپن حتی اگر زانوانش زخم هم بردارد، دستش را روی زانوی زخمی می‌گذارد ولی روی دوش دیگری هرگز!

و از همه‌ی این‌ها بالاتر روحیه‌ی بزرگ این مردم در حفظ غرور و هویت ملی‌شان است. طی سه روز گذشته، تصاویر فراوانی از ژاپن و ژاپنی‌ها پخش شد که حتی تماشای آن‌ها، مو به تن هر جنبنده‌ای راست می‌کند. اما هرگز ندیدم ژاپنی‌ها تصویری از گریستن مردمشان را به نمایش بگذارند. شاید شما چنین تصویری دیده باشید، اما من ندیدم. فکر می‌کنم علی‌رغم بزرگی مصیبت، مردم ژاپن آنقدر بزرگند که حاضر نیستند کسی اشک هم‌وطنانشان را ببیند.

و این‌ها همگی مرا بدان وامی‌دارد که در مقابل بزرگی این ملت، سکوتم را بشکنم و به افتخار این ملت بزرگ بگویم: ژاپن، خورشید امیدت هماره تابنده، و مردمان همچون کوهت استوار باد.



 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 
 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

دوستان و همراهان عزیز سلام و خدا قوت

 

 

نقلی است از سید جمال الدین اسدآبادی رحت الله علیه که فرموده بودند:

 

 

در غرب رفتم مسلمان ندیدم ولی مسلمانی دیدم و در شرق آمدم مسلمان دیدم و مسلمانی ندیدم.

 

 

شاید بتوان گفت که این جمله تمام دعوای اکنون اسلام و مدرنیته است. و از نظر من صرفنظر از ناقل این جمله و شرایطی که این جمله در آن گفته شده، حرفی است غلط، بیانی است اشتباه، حماقتی است بزرگ، کلامی است سخیف، نطقی است که لا اله الا الله.... آدم چی بگه در مقابل این همه گژفهمی در یک جمله...

 

 

اما بعد...

 

 

اگر در پست قبل نظرمو ننوشتم و فقط برخی صحبتهایی که در بین عوام گفته می شد رو آوردم فقط به این خاطر بود که عکس العمل دوستان رو ببینم و ایجاد سوالی بشه برای کسانی که یا این جملات رو قبلا شنیده بودند و یا حتی خودشون گفته بودند. به هر حال قصد نداشتم این حرف های صد من یه غاز عوام رو به عنوان نظر خودم خدمتتون ارائه بدم. البته از لحن کلام و ابتدا و انتهای سخن و مخصوصا عنوان پست کاملا واضح بود که این مطالب از باب مزاح است و نظر نویسنده کاملا خلاف این مطالب است.

 

 

اما این واقعیتی است موجود در جامعه که می توانم نام شرک نوین را روی آن بگذارم و بگویم که بتهای مدرنیته غربی خدایان دروغینی هستند که نه تنها لا نفع و لاضررند بلکه، اثمها اکثر من نفعها...

 

 

اما چه کنیم که رکن اول ایمان را که کفر است گم کردیم و آلهه ای می پرستیم الا الله (۱)

 

 

از اساتید دانشگاه و آنهایی که این غرب تعلیم و نطقشان داده است انتظاری نیست. از آندسته از روحانیون اسلام ناشناسی که چون می خواهند از قافله حرافی و اظهار نظر عقب نمانند و به جای پاسخ صحیح دادن به تمدن غرب می خواهند آن را به قول خودشان در خود حل کنند و ناگاه می بینی که در باتلاق غرب مستغرق شده و اسلام عزیز را به هر نجاستی آلوده کرده اند توقع و انتظاری نیست. اما از شما هست. از تو که می اندیشی و خوب می بینی هست. انتظار هست که واقعیات را آنگونه که هست ببینی نه آنگونه که نشانت می دهند. اگر می بینی که موسی و شبان را مولانا می سراید و همای می خواند و صدای آمریکا پخش می کند این را باید خوب ببینی و بشنوی. جور دیگری ببینی و طور دیگری بشنوی. اگر می بینی که بزرگانی امثال سید جمالها در این باتلاق گیر می افتند و سروش ها و دیگران غرق آن می شوند، تعجب نکن که من و تو بسیار ساده تر از این حرفها ممکن است در دام این صیاد ماهر بیفتیم. اگر می خواهی نیفتی اول قدم این است که صید و صیاد را بشناسی...

 

 

می خواهیم با هم غرب را خوب ببینیم. خوب بشنویم و خوب قضاوت کنیم...

 

 

 از مردمی نباشیم که که خواه ناخواه دوست دارند آنگونه زندگی کنند که یک آمریکایی زندگی می کند. زندگی شرک آلود اما ظاهرا زیبای یک غربی را با تمام وجود می پذیرند و فریاد بر می آورند مرگ بر آمریکا

 

 

طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق          تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

 

 

ادامه دارد...

۱. (اشاره به : فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله ... و لا اله الا الله)




 نگاشته شده توسط امیر حسین حاجی بابایی در شنبه 13 فروردین 1390  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET