
ایشان از اول انقلاب تا همین شهادتشان همیشه در صراط مستقیم حرکت کرد و ذرهای از طریق مستقیم و خط صحیح انحراف پیدا نکرد. ایشان کار را برای خدا میکرد، اهل تظاهر و اهل نشان دادن نبود، کارها را برای خدا قبول میکرد و برای خدا انجام میداد. برای همین هم بود که هیچ ملاحظهای نمیکرد، بعضیها ممکن است در کار ملاحظه وجهه را بکنند، ملاحظه شأن و آبرو را بکنند، بعضیها هم هستند که این ملاحظه را نمیکنند و شهید عزیزمان شهید لاجوردی از این قبل بود»
از فرمایشات معظم له در جمع خانواده آن شهید
شهید لاجوردی

سیداسدالله لاجوردی رییس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دهه شصت بود.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی که در بازار تهران مشغول به کار بود، با جمعیت مؤتلفه اسلامی آشنا شده و به عضویت شورای مرکزی آن در آمد.
وی که در ترور حسنعلی منصور، نخستوزیر شاه مخلوع در سال ۱۳۴۳ نقشی را بر عهده داشت، پس از ترور بازداشت و به 18 ماه حبس محکوم شد.
تا پیروزی انقلاب اسلامی بارها به علت فعالیتهای ضدشاهنشاهی به زندان رفت.
پس از انقلاب یعنی در۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر مساعد امام خمینی(ره) و آیتالله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد و در این سمت به مبارزه جدی با عوامل سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در آن زمان ترور مسوولان و مردم را در دستور کار خود قرار داده بودند، پرداخت، اما در دی ۱۳۶۳ توسط شورای عالی قضایی از مناصبش کنار گذاشته شد.
وی مجددا در سال 1368 به ریاست سازمان زندانها برگزیده شد اما هشت سال بعد از سمت خود استعفا داد و چند ماه بعد یعنی در اول شهریور 1377 در بازار تهران توسط گروهک منافقین ترور شد و به شهادت رسید؛ چرا که اقدامات وی در زندان اوین، خشم منافقین را برانگیخته بود.
به گفته فرزند شهید لاجوردی، تیمی که مأمور ترور وی شده بود، شش ماه در بازار بغداد کار کرده بود و کسی که لاجوردی را ترور کرد، گفته بود: «اگر مرا با چشم بسته دم در مسجد شاه پیاده میکردند، آن قدر تمرین کرده بودم که میتوانستم چشم بسته مغازه ایشان را پیدا کنم».(جام جم)












