روزی مردی اخمو و بداخلاق از بهلول سوال نمود که خیلی میل دارم که شیطان را ببینم...
بهلول گفت:
«اگر آئینه در خانه نداری در آب زلال نگاه کن شیطان را خواهی دید!!!»
نکته اخلاقی: خواهرا و برادرای گلم..همیشه لبخند بزنید!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گویند روزی بهلول کفش نو پوشیده بود . داخل مسجدی شد تا نماز بگذارد . در آن محل مردی را دیدکه به کفشهای او نگاه می کند. فهمید که طمع به کفش او دارد . ناچار با کفش به نماز ایستاد .
دزدگفت: با کفش نماز نباشد . بهلول گفت: اگر نماز نباشد کفش باشد!
روزی هارون از بهلول پند خواست.بهلول پرسید:اگر در بیابان بی آب بمانی و تشنگی بخواهد در گلوی تو مرگ بریزد،در مقابل مقدار کمی آب چه می دهی؟
هارون گفت:صد دینار طلا!بهلول گفت:اگر کسی که صاحب آب است به پول راضی نشود؟
هارون گفت:نصف پادشاهی ام را می دهم!
بهلول گفت:حال اگر به حبس البول مبتلا شوی و نتوانی دفع آن کنی چه می دهی تا معالجه ات کنند؟هارون گفت:نصف دیگر پادشاهی ام را میدهم.
بهلول گفت:پس ای خلیفه!این پادشاهی که کمتر از آبی و بولی ارزش دارد،چگونه تو را مغرور میکند؟؟بیندیش و با آفریدگان خدا خوش رفتار باش!