حاج حميد باقري جامانده ای از قافله شهیدان

اشک هایت را از غصه روزهای گذشته، می آویزی و لبخندت را چراغ امید روزهای نیامده می کنی. دنبال پناهی می گردی برای دلتنگی هایت، در این روزگار قحطی آغوش.

باران های فصلی چشم هایت، زخم های خاک زیرپایت را تسلی می دهد.نمی دانی سرهای جهانیان، چقدر محتاج شانه های مردانه ی توست؛هرچند تو خود از تمام ابرها دلتنگ تری. کاش همه ی جهان می توانست به بی ریایی گریه های تو باشد.

يادي از جانباز سرافراز حاج حميد باقري جامانده ای از قافله شهیدان

تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایق زار است. در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمی داری، با چشم های مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لاله ها پا بگذاری!

این دیار سربلند، فصل های سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینه های خونین، در همه جا رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بی باک، مرز تا مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت.

برای سلامتی و موفقیت این جانباز سرافراز که از مدیران موفق نظام هستند دعا میکنیم



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 آبان 1389  ساعت 8:11 AM | نظرات (1)