غدیر
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ
اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین (1) ،  که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مى‏شود.
اهمیت دادن به غدیر،  اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مى‏دهیم.
رسول خدا و غدیر
شیخ صدوق در کتاب  « امالى »  از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنین نقل مى‏کند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به امیرمومنان(ع) فرمود: اى على،  خداوند آیه  « یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک »  (2) را در باره ولایت تو بر من نازل کرد. اگر آنچه به من امر شده تبلیغ نکنم،  عملم باطل است و کسى که خدا را بدون ولایت تو ملاقات کند،  کردارش باطل است. اى على،  من جز سخن خدانمى‏گویم . (3)
 
امام على و غدیر
سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیرمومنان (4) باابوبکر اشاره کرده،  مى‏گوید: « ثم اقبل علیهم على‏فقال: یا معشرالمسلمین و المهاجرین و الانصار انشد کم الله اسمعتم رسول الله یقول یوم غدیرخم کذا و کذا فلم یدع شیئا قال عنه رسول الله الا ذکرهم ایاه قالوا نعم »  (4)
 پس على(ع) به مردم فرمود: اى مسلمانان و مهاجران و انصار،  آیا نشنیدید که رسول خدا(ص) روز غدیرخم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را که پیامبر(ص) در آن روز فرموده بود به مردم یاد آورى کرد. همگى گفتند: آرى. در این زمینه مى‏توان به استدلالهاى امیرمومنان على(ع) اشاره کرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبکر که فرمود: بر اساس حدیث پیامبر(ص) در روز غدیر،  آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبکر گفت: شما. (5)
ابى الطفیل مى‏گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم که على(ع) گفت: آیا غیر از من کسى در میان شما هست که پیامبر(ص) به او گفته باشد:  « من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. »  همگى گفتند: نه. (6)
 
حضرت زهرا(س) و غدیر
ابن عقده در کتاب معروفش  « الولایه »  از محمد بن اسید چنین روایت کرده است: از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟ آن حضرت جواب داد:  « و اعجباانسیتم یوم غدیرخم؟ »  (7) شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟!
فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الکاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل کرد: ام کلثوم،  دختر فاطمه زهرا(س) نقل کرد که پیامبر در روز غدیر فرمود:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  (8)
 
امام حسن مجتبى(ع) و غدیر
ازامام جعفر صادق(ع) چنین روایت شده است: امام حسن(ع) هنگامى که مى‏خواست با معاویه آتش بس اعلام کند،  به او فرمود: امت مسلمان از پیامبر(ص) شنیدند که در باره پدرم فرمود :  « انه منى بمنزله هارون من موسى » ؛ همچنین دیدند که پیامبر(ص) وى را در غدیرخم به عنوان امام نصب فرمود. (9)
 
امام حسین(ع) و غدیر
سلیم بن قیس مى‏نویسد: امام حسین(ع) قبل از مرگ معاویه خانه خدا را زیارت کرد. سپس بنى‏هاشم را جمع کرده فرمود: آیا مى‏دانید پیامبر اکرم(ص) على(ع) را در روز غدیر خم نصب کرد؟ همگى گفتند: آرى. (10)
 
امام زین العابدین(ع) و غدیر
ابن اسحاق،  تاریخ نویس معروف،  مى‏گوید: به على بن حسین گفتم:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  یعنى چه؟ حضرت فرمود:  « اخبرهم انه الامام بعده » ؛ به آنها خبر داد که اوست امام بعد از خودش. (11)
 
امام محمد باقر(ع) و غدیر
ابان بن تغلب مى‏گوید: از امام باقر(ع) در باره گفته پیامبر:  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  پرسیدم: حضرت فرمود: اى اباسعید،  پیامبر فرمود: امیرمومنان در میان مردم جانشین من خواهد بود. (12)

امام جعفرصادق(ع) و غدیر
زید شحام مى‏گوید: نزد امام صادق بودم،  مردى معتزلى از وى در باره سنت پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: هر چیزى که فرزند آدم به آن نیاز دارد (حکم آن) در سنت خدا و پیامبر(ص) وجود دارد و چنانچه سنت نبود،  خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى‏کرد.
 مرد پرسید: خداوند با چه چیزى بر ما احتجاج مى‏کند؟
حضرت فرمود:  « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دین » ؛ بدین وسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود،  خدا به آن احتجاج نمى‏کرد. (13)
 
امام موسى کاظم(ع) و غدیر
عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر(ع) در باره نماز در مسجد غدیرخم (14) پرسید. حضرت در پاسخ فرمود:  « صل فیه فان فیه فضلا و قد کان ابى یامربذلک »  (15) ؛ نماز بخوان،  بدرستى که در آن فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر مى‏کرد

امام رضا(ع) و غدیر
محمد بن ابى نصر بزنطى مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع) بودم،  در حالى که مجلس پر از جمعیت بود و با یکدیگر درباره غدیر گفتگو مى‏کردند،  برخى از مردم این واقعه را منکر شدند؛ امام فرمود: پدرم از پدرش روایت کرد که روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین. سپس فرمود: اى ابى نصر، « این ماکنت فاحضر یوم الغدیر » ؛ هرکجا که هستى در این روز نزد امیرمومنان(ع) باش. بدرستى که در این روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى‏آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مى‏رهاند؛ در این روز آزاد مى‏کند... سپس فرمود:  « والله لوعرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقه لصافحتهم الملائکه کل یوم عشر مرات » (16) اگر مردم ارزش این روز را مى‏دانستند،  بى‏تردید فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مى‏کردند.
 
امام محمد جواد(ع) و غدیر
ابن ابى عمیر از ابو جعفرثانى(ع) در ذیل آیه  « یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود » (17) چنین روایت کرد: پیامبر گرامى(ص) در ده مکان به خلافت اشاره کرده است؛ سپس آیه  « یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود »  نازل شد. (18)
 در توضیح این روایت باید گفت: آیه یاد شده در اول سوره مائده است. این سوره،  آخرین سوره‏اى است که بر قلب نبى‏اکرم(ص) نازل شد. در این سوره،   « آیه اکمال »  و  « آیه تبلیغ »،  که ناظر به واقعه غدیر است،  وجود دارد.

امام هادى(ع) و غدیر
شیخ مفید،  در کتاب شریف ارشاد،  زیارت امیرمومنان على(ع) را از امام حسن‏عسکرى(ع) و آن امام از پدرش نقل مى‏کند و مى‏گوید: امام جواد(ع) در روز عید غدیر،  حضرت على(ع) را زیارت کرد و فرمود:  « اشهد انک المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله ... »؛ شهادت مى‏دهم که مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى.
سپس مى‏فرماید: خداوند حکم فرمود:  « یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله یعصمک من الناس. »
آنگاه ادامه مى‏دهد: پیامبر(ص) خطاب به مردم کرد و از آنها پرسید: آیا آنچه برعهده داشتم،  ابلاغ کردم؟
همگى گفتند: آرى.
 سپس فرمود: خدایا گواه باش! بعد از آن فرمود:  « الست اولى بالمومنین من انفسهم؟ فقالوا بلى فاخذ بیدک و قال من کنت مولاه فهذا على مولاه،  اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله »  آیا من به مومنان از خود آنها سزاوارتر نیستم؟ گفتند : بله. پس از آن دست على(ع) را گرفت و فرمود: هرکس من مولاى اویم،  این على مولاى اوست ... (19)
 
امام حسن عسکرى(ع) و غدیر
حسن بن ظریف به امام حسن عسکرى(ع) نامه نوشت و پرسید: گفته پیامبر  « من کنت مولاه فعلى مولاه »  یعنى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود:  « اراد بذلک ان جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقة » ؛ خداوند اراده فرمود که این جمله،  نشان و پرچمى باشد تا حزب خدا هنگام اختلافها با آن شناخته شود.
 اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى‏گوید: حضرت حسن ‏بن على(ع) به ابراهیم چنین نوشت: خداوند متعال با منت و رحمت خویش واجبات را بر شما مقرر کرد. این کار به سبب نیاز او نبود،  بلکه رحمت او بود که متوجه شما شد. هیچ معبودى جز او وجود ندارد؛ او چنان کرد تا ناپاک را از پاک جدا سازد و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیش بگیرد و منازل شما در بهشت معین شود. از اینرو،  حج و عمره،  اقامه نماز،  پرداخت زکات،  روزه و ولایت را بر شما واگذار کرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز کنید؛ کلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشینان او از فرزندش نبود،  شما مانند حیوانات سرگردان مى‏ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمى‏گرفتید. مگر مى‏توان از غیر در،  وارد مکانى شد؟ وقتى خداوند به سبب تعیین اولیا پس از پیامبر(ص)،  نعمت خود را بر شما تمام کرد،  فرمود:  « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دین »  (20) امروز دینتان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضى شدم که اسلام دین شما باشد . سپس براى اولیاى خود برگردن شما حقوقى قرار داد و به شما فرمان داد حقوق آنها را ادا کنید تا زنان و اموال و خوراک و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن برکت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت کنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند... (21)
 
امام زمان(ع) و غدیر
در دعاى ندبه که ظاهرا منسوب به آن حضرت است چنین مى‏خوانیم:  « ...فلما انقضت ایامه اقام ولیه على‏بن ابى طالب صلواتک علیهما و آلهما هادیا اذ کان هوالمنذر و لکل قوم هاد فقال و الملاء امامه من کنت مولاه فعلى مولاه.. . »

پى‏نوشتها:
1ـ حدیث ثقلین در بیشتر منابع اهل سنت وارد شده است. ما به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏کنیم : السنه شیبانى،  ص 337 و 629 ح 1551؛ صحیح ترمذى،  ج 5،  ص 663؛ سنن کبرى بیهقى،  ج 10،  ص 114؛ المستدرک،  حاکم نیشابورى،  ج 3،  ص 110؛ فضائل الصحابه،  احمد بن حنبل،  ج 1،  ص 171 و ج 2،  ص 588؛ سنن ابى‏داود،  ج 2،  ص 185؛ طبقات کبرى،  ابن سعد،  ج 2،  ص 194؛صحیح مسلم،  ج 4،  ص .1873
2ـ سوره مائده،  آیه .71
3ـ امالى شیخ صدوق،  مجلس،  74،  ص .400
4ـ کتاب سلیم بن قیس هلالى،  نشر موسسه بعثت،  ص .41
5ـ خصال شیخ صدوق،  ص 505،  باب اربعین،  ج .30
6ـ امالى شیخ صدوق،  ج 1،  ص .342
7ـ اثبات الهداة،  حرعاملى،  ج 2،  ص 112،  ح 473؛ مناقب ابن شهر آشوب،  ج 3،  ص 25 ـ .26
8ـ اثبات الهداة،  ج 2،  ص 112؛ احقاق الحق،  ج 16،  ص .282
9ـ امالى شیخ صدوق،  ج 2،  ص .171
10ـ سلیم بن قیس،  ص .168
11ـ معانى الاخبار،  ص 65؛ بحارالانوار،  ج 37،  ص .223
12ـ معانى الاخبار،  ص .66
13ـ تفسیر برهان،  ج 1،  ص .446
14ـ در باره اهمیت این مسجد به مجله میقات حج شماره 12 مراجعه شود.
 15ـ اصول کافى،  ج 4،  ص .56616ـ تهذیب الاحکام،  شیخ طوسى،  ج 6،  ص 24،  ح 52؛ مناقب ابن شهرآشوب،  ج 3،  ص .41
17ـ سوره مائده،  آیه .1
18ـ تفسیرقمى،  ج 1،  ص .160
19ـ بحارالانوار،  ج 100،  ص .363
20ـ همان،  ج 37،  ص .223
21ـ علل الشرائع،  ج 1،  ص 249،  باب 182،  ح .66
 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 14 آذر 1391  ] [ 11:22 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0

 

 
کدام موضوع است که پیامبر برای اولین بار در روز غدیر آنرا مطرح کرده اند؟
 


 

مشکل می توان در خطابه گرانقدر غدیر موضوعی اصلی را یافت که قبل از آن هیچگاه مطرح نشده باشد. در این صورت این سوال بیشتر اهمیت پیدا میکند که درروز عید غدیر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برای اولین بار مامور به بیان چه چیزی بودندکه قبلا نفرموده بودند؟ اصلی ترین نکته در پاسخ به این سوال آنست که ماموریت مربوط به تبلیغ به خودی خود موضوعیت دارد، نه صرفا گفتن آن.

 يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ

دلیلی ندارد لزوما یک مسأله که از نظر محتوایی جدید است برای مردم گفته شود. درواقع خود تبلیغ و رساندن پیامی که از جانب خداوند است هدف این امر الهی است. گواه این سخن آن که پس از اعلان عمومی ولایت و وصایت امیرالمومنین علیه السلام به مردم، احدی نسبت به تکراری بودن آن اعتراض نکرد حتی کسانی که قبلا حدیث ثقلین و منزلت و …. را از پیامبر شنیده بودند. همه به مقتضای حال درک می کردند که غدیر یک مراسم رسمی اعلان و نیز بیعت گرفتن است که هیچگاه سابقه نداشته است. به عبارت دیگر اگر تبلیغ روز غدیر نبود بسیاری از مسلمین در پیروی نکردن از ولایت امیرالمومنین علیه السلام معذور بودند زیرا پیام به آنها ابلاغ نشده بود.

پس نکته اول آنکه اساسا نباید انتظار داشته باشید که تازگی این پیام در بدیع بودن محتوای آن باشد بلکه می تواند در جامعیت و نحوه اعلام آن باشد.

نکته دیگر این که پیام غدیر از نظر جامعیت محتوا نیز بی نظیر است. برای مثال هر چند رسول مکرم در جاهای دیگری پیرامون ائمه بعدی و بخصوص حضرت حجت مطالبی را بیان فرموده بودند ولی بسط این مطالب به اندازه خطبه غدیر نیست.

 

 


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:51 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0

 

در این کتاب ابتدا به مقدمه ای پرداخت شده است که حاوی کلیاتی در مورد واقعه غدیر و حدیث غدیر است و به طور اجمالی به بررسی راویا ن و منابع این خطبه می پردارد درضمن این که به تعدادی از شبهات رایج در مورد غدیر پاسخ می گوید.سپس در بخش اصلی کتاب متن کامل عربی خطبه را به همراه ترجمه ای شیوا و روان می آورد .
لازم به ذکر است که این کتاب به صورت نفیس چاپ شده است و نسخ بسیار زیبایی از آن در دست است.
 نام كتاب: پيام نگار  نویسنده: سید حسین حسینی  انتشارات: نگار


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:51 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0

روايات منابع اهل تسنن در چه حدى با متن مفصل خطبه توافق دارد ؟
پاسخ :
توافق اطمينان آورى در اين باره به چشم مى‏خورد، كه مى‏توان آن را از چند ديدگاه مورد توجه قرار داد:
اول: در روايات اهل تسنن خطبه غدير از چند سطر تا چند صفحه نقل شده است، كه عبارات آنها با خطبه مفصل تطابق كامل دارد. اين بدان معنى است كه آنان به علل مختلف در صدد نقل قسمتى از خطبه بوده‏اند در حالى كه همه آن را در اختيار داشته‏اند. اين علل مى‏تواند اختصار خطبه بلند براى هدف مورد نظر، حذف يا به حد اقل رساندن آنچه با مذهب آنان توافق ندارد، ترس خود آنان از مردم و حاكمان نسبت به نقل كامل حديث، و امثال آن باشد.
دوم: اسناد كتاب اليقين و التحصين و الاقبال تماماً از اهل سنت است و سيد ابن طاووس دقيقاً به همين جهت آن را نقل كرده؛ و حتى كتاب‏هايى كه سيد از آنها نقل كرده از مؤلفين معروف و مورد اعتماد اهل تسنن هستند كه عبارتند از احمد بن محمد طبرى معروف به خليلى، حسن بن احمد جاوانى در كتاب »نور الهدى و المنجي من الردى«، كتاب »النشر و الطي« كه روايات حذيفه و زيد بن ارقم از اين طُرُق است.
سوم: در اسناد خطبه مفصل غدير افرادى وجود دارند كه از نظر اهل تسنن مورد اعتماد هستند و از اين ديدگاه نيز بايد نقل اهل تسنن نسبت به خطبه غدير را در نظر داشت.
چهارم: آنچه به عنوان مستند سازى خطبه غدير در بخش قبلى انجام شده دقيقاً اين هدف را دنبال مى‏كند كه اگر هم خطبه مفصل غدير در منابع اهل تسنن نقل نشده باشد، با تفكيك مطالب آن و نشان دادن استناد هر يك به روايات آنان ثابت مى‏شود كه آنچه در اين خطبه آمده از نظر پذيرفتن اصل مطلب جاى شبهه‏اى ندارد، اگرچه به صورت خطبه هم نباشد.


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:50 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0

خلاصه اي از واقعه غدير

(واقعه غدير خم) ترجمه کتاب شريف الغدير ج1 ص29

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در دهمين سال هجرت، زيارت خانه خدا (كعبه) را با اجتماع مسلمين آهنك فرمود. و در ميان قبايل مختلفه و طوائف اطراف بر حسب امر آنحضرت اعلان شد، و در نتيجه گروه عظيمى بمدينه آمدند تا در انجام اين تكليف الهى (اداى مناسك حج بيت اللّه) از آنحضرت پيروى و تعليمات آنحضرت را فرا گيرند.

اين تنها حجّى بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از مهاجرت بمدينه انجام داد، نه پيش از آن و نه بعد از آن ديگر اين عمل از طرف آنحضرت وقوع نيافته و اين حج را باسامى متعدد در تاريخ ثبت نموده‏اند، از قبيل: حجة الوداع- حجة الاسلام- حجة البلاغ- حجة الكمال- حجة التمام «1».

در اين موقع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله غسل و تدهين فرمود و فقط با دو جامه ساده (احرام) كه يكى را بكمر بست و آنديگر را بدوش افكند روز شنبه بيست چهارم يا بيست پنجم ذيقعدة الحرام بقصد حج پياده از مدينه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نيز در هودج‏ها قرار داد، و با همه اهل البيت خود و باتفاق تمام مهاجرين و انصار و قبايل عرب و گروه عظيمى از خلق حركت فرمود «2».

اتفاقا در اين هنگام بيمارى آبله- يا حصبه- در ميان مردم شيوع يافته بود و همين عارضه موجب گرديد كه بسيارى از مردم از عزيمت و شركت در اين سفر بازماندند مع الوصف گروه بيشمارى با آنحضرت حركت نمودند كه تعداد آنها به يكصد و چهارده هزار و يكصد و بيست تا يكصد و بيست و چهار هزار و بيشتر ثبت شده است.

البته از اهالى مكّه و آنها كه باتفاق أمير المؤمنين على عليه السّلام و أبو موسى از يمن آمدند بر اين تعداد اضافه ميشوند «1»- بامداد يكشنبه موكب نبوى صلّى اللّه عليه و آله در «يلملم» بود و شبانگاه به «شرف السيّاله» رسيدند و در آنجا نماز مغرب و عشاء را خواندند و صبح آنشب را در (عرق الظبيه) اداى فريضه فرمودند سپس در (روحاء) فرود آمدند و پس از كوچ از آنجا نماز عصر
را در (منصرف) ادا فرمودند و نماز مغرب و عشا را در (متعشى) خواندند و در همانجا صرف غذا كردند و نماز صبح روز بعد را در (اثابه) خواندند و بامداد سه شنبه را در (عرج) درك كردند و در نقطه‏اى كه بنام (لحى جمل) معروف است كه در شيب و فرازهاى (جحفه) است آنحضرت حجامت كرد سپس در (سقياء) فرود آمدند (روز چهار شنبه) و پس از حركت از آنجا نماز صبح را در (ابواء) خواندند و از آنجا حركت كردند و روز جمعه به (جحفه) رسيدند و از آنجا به (قديد) رفته و شنبه را در آنجا درك فرمودند و روز يكشنبه در (عسفان) و پس از طى راه از آنجا و رسيدن به (غميم). پيادگان در مقابل پيغمبر صف بستند.

و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از خستگى شكوه نمودند. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بآنها دستور قدم دو دادند و با اجراء اين دستور احساس راحتى نمودند. روز دوشنبه در (مرّ الظهران) بسر بردند و هنگام غروب آفتاب به (سرف) و پيش از اداى نماز مغرب بحوالى مكّه رسيدند و در ثنيتين (دو كوه مشرف بمكّه) فرود آمدند و شب را در آنجا بسر برده و روز سه شنبه داخل مكه شدند «2».

پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مناسك حج را انجام دادند و با جمعيّتى كه بهمراه آنحضرت بودند آهنك بازگشت بمدينه فرمودند چون بغدير خم (كه در نزديك جحفه است) رسيدند- جبرئيل امين فرود آمد و از خداى تعالى اين آيه را آورد: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ...

بايد دانست كه جحفه منزلگاهى است كه راه‏هاى متعدد (راه اهل مدينه و مصر و عراق) از آنجا منشعب و جدا ميشود .. و ورود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و همراهان به آن نقطه در روز پنجشنبه هجدهم ذيحجه تحقق يافت «2» امين وحى الهى آيه فوق الذكر را آورد و از طرف خداوند آنحضرت را امر كرد كه على عليه السّلام را بولايت و امامت معرفي و منصوب فرمايد و آنچه درباره پيروى از او و اطاعت اوامر او از جانب خدا بر خلق واجب آمده بهمگان ابلاغ فرمايد.
 

در اين هنگام آنها كه از آنمكان گذشته بودند بامر پيغمبر بازگشتند و آنها هم كه در دنبال قافله بودند رسيدند و در همانجا متوقف شدند. در اين سرزمين درختان كهن و انبوه و سايه گستر وجود داشت كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله قدغن فرمود كسى زير درختان پنجگانه كه بهم پيوسته بودند فرود نيايد و خار و خاشاك آنجا را برطرف سازند. وقت ظهر حرارت هوا شدّت يافت بطوريكه مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زير پا افكندند و براى آسايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چادرى تهيه و روى درخت افكندند تا سايه كاملى براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فراهم گشت. اذان ظهر گفته شد و آنحضرت در زير آندرختان نماز ظهر را با همه همراهان ادا فرمود. پس از فراغ از نماز در ميان گروه حاضرين «3» بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران ترتيب داده بودند قرار گرفت «4» و آغاز خطبه فرمود و با صداى بلند همگان را متوجه ساخت و چنين فرمود:
حمد و ستايش مخصوص ذات خدا است. يارى از او ميخواهيم و باو ايمان داريم‏ و توكّل ما باو است و از بديهاى خود و اعمال ناروا باو پناه ميبريم. گمراهان را جز او راهنمائى نيست و آنكس را كه او راهنمائى فرموده گمراه كننده نخواهد بود.
و گواهى ميدهم كه معبودى (در خور پرستش) جز او نيست. و اينكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده او است.

پس از ستايش خداوند و گواهى به يگانگى او. اى گروه مردم.
همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگهى داده كه دوران عمرم سپرى گشته و قريبا دعوت خداوند را اجابت و بسراى باقى خواهم شتافت. من. و شماها هر كدام بر حسب آنچه بعهده داريم مسئوليم. اينك انديشه و گفتار شما چيست؟
مردم گفتند: ما گواهى ميدهيم كه تو ابلاغ فرمودى و از پند ما و كوشش در راه وظيفه دريغ نفرمودى. خداى بتو پاداش نيكو عطا فرمايد: فرمود: آيا نه اينست كه شماها بيگانگى خداوند و اينكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده او است گواهى ميدهيد؟
و باينكه بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت ترديد ناپذير است و اينكه مردگان را خدا بر مى‏انگيزد و اينها همه راست و مورد اعتقاد شما است؟

همگان گفتند آرى، باين حقايق گواهى ميدهيم. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: خداوندا گواه باش، و با تأكيد و مبالغه در توجّه و شنوائى همگى و اقرار مجدّد آنان باينكه سخنان آنحضرت را شنيده و توجّه دارند فرمود: همانا من در انتقال بسراى ديگر و رسيدن بكنار حوض بر شما سبقت خواهم گرفت. و شما در كنار حوض بر من وارد ميشويد. پهناى حوض من بمانند مسافت بين صنعاء و بصرى است «1» و در آن بشماره ستارگان- قدحها و جامهاى سيمين هست. بينديشيد و مواظب باشيد كه پس از در گذشتن من با دو چيز گرانبها و ارجمند كه در ميان شما ميگذارم چگونه رفتار نمائيد؟! «2» در اين موقع يكى در ميان مردم بانك بر آورد كه يا رسول اللّه آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟
فرمود آنكه بزرگتر است كتاب خدا است كه يكطرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شما است (كنايه از اينكه كتاب خدا وسيله ارتباط با خداوند است) بنابر اين آنرا محكم بگيريد و از دست ندهيد تا گمراه نشويد. و آن ديگر كه كوچكتر است عترت من (اهل بيت من) ميباشد و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند. و من اين امر را (عدم جدائى كتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نموده‏ام. بنابر اين. بر آندو پيشى نگيريد و از پيروى آن دو باز نايستيد و كوتاهى نكنيد كه هلاك خواهيد شد. سپس دست على عليه السّلام را گرفت و او را بلند نمود تا بحدى كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و مردم او را ديدند و شناختند.
و فرمود: اى مردم كيست كه بر اهل ايمان از خود آنها (سزاوارتر) ميباشد؟
گفتند: خداى و رسولش داناترند.
فرمود همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و اولى و سزاوارترم بر آنها از خودشان. پس هر كس كه من مولاى اويم على عليه السّلام مولاى او خواهد بود و اين سخن را سه بار و بنا بگفته احمد بن حنبل پيشواى حنبلى‏ها چهار بار تكرار فرمود. سپس دست بدعا گشود و گفت: بار خدايا. دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد و يارى فرما ياران او را و خوار گردان خوار كنندگان او را، و او را معيار و ميزان و محور حق و راستى قرار ده. آنگاه فرمود. بايد آنان كه حاضرند اين امر را
بغائبين برسانند و ابلاغ نمايند.
هنوز جمعيت پراكنده نشده بود كه امين وحى الهى رسيد و اين آيه را آورد: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً

 «3» در اين موقع پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود اللّه اكبر، بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا برسالت من و ولايت على عليه السّلام بعد از من، سپس آن گروه شروع كردند به تهنيت أمير المؤمنين عليه السّلام و از جمله آنان (پيش از ديگران) شيخين- (ابو بكر و عمر) بودند كه گفتند: به به براى تو اى پسر ابى طالب كه صبح و شام را درك نمودى در حاليكه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى. و ابن عباس گفت: بخدا سوگند كه اين امر (ولايت على عليه السّلام) بر همه واجب گشت. سپس حسان ابن ثابت گفت: يا رسول اللّه اجازه فرما تا درباره على عليه السّلام اشعارى بسرايم. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود بگو با ميمنت و بركت الهى. در اين هنگام حسان برخاست و چنين گفت: اى گروه بزرگان قريش. در محضر پيغمبر اسلام درباره ولايت كه مسلّم گشت، گفتار و اشعار خود را بيان ميكنم و گفت:

                                         يناديهم، يوم الغدير نبيّهم             بخمّ فاسمع بالرّسول مناديا

اين بود اجمالى از واقعه غدير خم، و تفصيل اين اجمال قريبا بنظر شما ميرسد و امّت اسلامى همگى بر وقوع اين امر اتفاق نموده‏اند و در تمام جهان و قرارگاه اين زمين واقعه و داستانى باين نام و نشان و خصوصيّات رخ نداده جز آنچه كه ذكر شد و هر وقت نامى از اين روز برده شود جز باين واقعه بچيز ديگر منصرف نشود! و چنانچه نامى از اين محل (غدير خم) برده شود منظور همين محل است كه در نزديكى جحفه است و هيچ سخندان و اهل تحقيقى. بنظر نرسيده كه جز اين اظهار نظر نمايد. بلى. از ميان نويسندگان و مورخين فقط يكتن: بنام دكتر ملحم- ابراهيم اسود- يافت شده كه در حاشيه‏اى كه بر ديوان ابى تمام نگاشته، از اين اصل مسلّم منحرف گشته و پس از ذكر جمله (غدير خم) نوشته است: اين واقعه جنگ معروفى است‏.

ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:44 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از همان آغاز رسالت خویش، امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان جانشین، برادر وصی و امام مردم پس از خودشان معرفی کردند. این مسأله بارها در طول 23 سال رسالت ایشان به شکلهای مختلفی انجام شد. در آخرین سال عمر شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، ایشان پس از بازگشت از مراسم حج جهت انجام امر خداوند  در آيه تبليغ  مبنی بر تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین مراسم غدیر را برپا کردند.
در واقع این معرفی، بزرگترین مراسمی بود که تا آن روز در تبلیغ مقام جانشینی پیامبر، برپا شده بود. متأسفانه بسیاری از افراد  فكر می کنند که پیامبر به گفتن يك جمله من کنت مولاه فهذا علی مولاه بسنده کرده اند!
در حالی که ایشان در آن روز یک سخنرانی مفصل ایراد نموده اند و در طی آن ، به روشنی مقام اوصیای پس از خود را معرفی کرده اند. سپس از مردم بیعت گرفتند، هم با زبانهایشان، هم با قلبهایشان و هم با دستهایشان.
یکی از مهمترین جملاتی که ایشان در خطابه غدیر ذکر نموده اند این جمله است، فلیبلغ الحاضر الغائب و الوالد الولد الی یوم القیامة یعنی بایسته است حاضران به غایبان و فرزندداران به فرزندان خویش تا برپایی روز قیامت سخنان امروز مرا برسانند و در جایی دیگر فرمودند، که بالاترین نقطه امر به معروف این است که به گفته ایشان گردن گذاری شود و افراد آنرا به دیگران تبلیغ کنند.
تا به حال به این اندیشیده ایم که در قبال این مسؤولیت سنگین که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر دوش همگی ما گذاشته اند چه کرده ایم ؟
آیا به این فکر کرده ایم که چگونه می توان خطبه غدیر را به همه معرفی کرد؟
و چراهای زیاد دیگری که باید به آنها پاسخ گفت.
اما چقدر با خطابه غدیر آشنا هستید؟


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:40 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ‏

بخش اول – 1
 
1- اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ ، وَ دَنا فى تَفَرُّدِهِ ، وَ جَلَّ فى سُلْطانِهِ ، وَ عَظُمَ فى اَرْكانِهِ ، اَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً ، وَ هُوَ فى مَكانِهِ ، وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ ، حَميداً مْ يَزَلْ ، مَحْمُوداً لايَزالُ ، وَ مَجيداً لايَزُولُ، وَ مُبْدِئاً وَ مُعيداً ،وَ كُلُّ اَمْرٍ اِلَيْهِ يَعُودُ.

2- بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ ، وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ ، وَ جَبّارُ الْاَرَضينَ وَ السَّماواتِ ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ ، رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ. مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَاَهُ ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ اَنْشَاَهُ ، يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَ الْعُيُونُ لاتَراهُ.
كَريمٌ حَليمٌ ذُواَناةٍ ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ ، وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا يَعجَلُ بِانْتِقامِهِ ، وَ لا يُبادِرُ اِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ.

3- قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ الْمَكْنُوناتُ وَ لَا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ. لَهُ الْاِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ ، وَ الْغَلَبَةُ عَلى كُلِّ شَى‏ءٍ ، وَ الْقُوَّةُ فى كُلِّ شَى‏ءٍ ، وَ الْقُدْرَةُ عَلى كُلِّ شَى‏ءٍ ، وَ لَيْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ ، وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حينَ لاشَىْ‏ءَ ، دائِمٌ حَيٌّ ، وَ قائِمٌ بِالْقِسْطِ ، لااِلاهَ اِلّا هُوَ ، الْعَزيزُ الْحَكيمُ.

4- جَلَّ عَنْ اَنْ تُدْرِكَهُ الْاَبْصارُ، وَ هُوَ يُدْرِكُ الْاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ. لا يَلْحَقُ اَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ ، وَ لایَجِدُ اَحَدٌ كَيْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ ، اِلّا بِما دَلَّ كريم مگر او - عَزَّوَجَلَّ - عَلى نَفْسِهِ.

5- وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ اللَّهُ الَّذى مَلَاَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ ، وَ الَّذى يَغْشَى الْاَبَدَ نُورُهُ ، وَ الَّذى يُنْفِذُ اَمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ ، وَ لا مَعَهُ شَريكٌ فى تَقْديرِهِ ، وَ لا يُعاوَنُ فى تَدْبيرِهِ.

6- صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلى غَيْرِ مِثالٍ ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ اَحَدٍ وَ لاتَكَلُّفٍ وَ لَااحْتِيالٍ. اَنْشَاَها فَكانَتْ وَ بَرَاَها فَبانَتْ. فَهُوَ اللَّهُ الَّذى لا اِلاهَ اِلّا هُوَ، اَلْمُتْقِنُ الصَّنْعَةِ ، اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ ، اَلْعَدْلُ الَّذى لايَجُورُ ، وَ الْاَكْرَمُ الَّذى تَرْجِعُ اِلَيْهِ الْاُمُورُ.

7- وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ اللَّهُ الَّذى تَواضَعَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ ، وَ ذَلَّ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ ، وَ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ ، وَ خَضَعَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِهَيْبَتِهِ.

8- مَلِكُ الْاَمْلاكِ ، وَ مُفَلِّكُ الْاَفْلاكِ ، وَ مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ ، كُلٌّ يَجْرى لِاَجَلٍ مُسَمّىً « يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ » « يَطْلُبُهُ حَثيثاً » قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ ، وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ.

9- لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَ لا مَعَهُ نِدٌّ ، اَحَدٌ صَمَدٌ « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ » اِلاهٌ واحِدٌ وَ رَبٌّ ماجِدٌ ، يَشاءُ فَيُمْضى ، وَ يُريدُ فَيَقْضى ، وَ يَعْلَمُ فَيُحْصى ، وَ يُميتُ وَ يُحْيى ، وَ يُفْقِرُ وَ يُغْنى ، وَ يُضْحِكُ وَ يُبْكى ، وَ يُدْنى وَ يُقْصى وَ يَمْنَعُ وَ يُعْطى ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

10- « يُولِجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فىِ اللَّيْلِ » لا اِلاهَ اِلّا هُوَ الْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَ مُجْزِلُ الْعَطاءِ ، مُحْصِى الْاَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ ، الَّذى لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَىْ‏ءٌ ، وَ لا يُضْجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ ، وَ لايُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ ، وَ الْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ ، وَ رَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ اَنْ يَشْكُرَهُ ، وَ يَحْمَدَهُ عَلى كُلِّ حالٍ.

11- اَحْمَدُهُ كَثيراً ، وَ اَشْكُرُهُ دائِماً، عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ ، وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ ، وَ اُومِنُ بِهِ ، وَ بِمَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. اَسْمَعُ لِاَمْرِهِ وَ اُطيعُ ، وَ اُبادِرُ اِلى كُلِّ ما يَرْضاهُ وَ اَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ ، لِاَنَّهُ اللَّهُ الَّذى لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَ لايُخافُ جَوْرُهُ.


 
بخش دوم – 2

12- وَ اُقِرُّ لَهُ عَلى نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ ، وَ اَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ ، وَ اُؤَدّى ما اَوْحى بِهِ اِلَىَّ ، حَذَراً مِنْ اَنْ لا اَفْعَلَ ، فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ ، لايَدْفَعُها عَنّى اَحَدٌ ، وَ اِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ ، لا اِلاهَ اِلّا هُوَ ، لِاَنَّهُ قَدْ اَعْلَمَنى اَنّى اِنْ لَمْ اُبَلِّغْ ما اَنْزَلَ اِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ ، وَ قَدْ ضَمِنَ لى - تَبارَكَ وَ تَعالَى - الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ ، وَ هُوَ اللَّهُ الْكافِى الْكَريمُ. فَاَوْحى اِلَىَّ: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ » ، « يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » فى عَلِىٍّ يَعْنى فِى الْخِلَافَةِ لِعَلِىّ‏بْنِ اَبى‏طالِبٍ « وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ »

13- مَعاشِرَ النّاسِ ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْليغِ ما اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى اِلَىَّ ، وَ اَنَا اُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْايَةِ: اِنَّ جَبْرَئيلَ هَبَطَ اِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوَ السَّلامُ - اَنْ اَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَاُعْلِمَ كُلَّ اَبْيَضَ وَ اَسْوَدَ: اَنَّ عَلِىّ‏بْنَ اَبى‏طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى عَلى اُمَّتى وَ الْاِمامُ مِنْ بَعْدى. الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى ، اِلّا اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى. وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ، وَ قَدْ اَنْزَلَ اللَّهُ - تَبارَكَ وَ تَعالى - عَلَىَّ بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ : « اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » ، وَ عَلِىّ‏بْنُ اَبى‏طالِبٍ الَّذى اَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ هُوَ راكِعٌ ، يُريدُ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - فى كُلِّ حالٍ.

14- وَ سَاَلْتُ جَبْرَئيلَ اَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ السَّلامَ عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ اِلَيْكُمْ - اَيُّهَا النّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَ اِدْغالِ اللّائِمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْاِسْلامِ ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فى كِتابِهِ: بِاَنَّهُمْ « يَقُولُونَ بِاَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ » ، وَ يَحْسَبُونَهُ « هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيمٌ »

15- وَ كَثْرَةِ اَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّى سَمَّونى اُذُناً وَ زَعَمُوا اَنّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ اِيّاىَ وَ اِقْبالى عَلَيْهِ وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنّى حَتّى اَنْزَلَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - فى ذالِكَ: « وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ ، قُلْ اُذُنُ » عَلَى الَّذينَ يَزْعَمُونَ اَنَّهُ اُذُنٌ « خَيْرٍ لَكُمْ ،يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ
وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ » . وَ لَوْ شِئْتُ اَنْ اُسَمِّىَ الْقائِلينَ بِذالِكَ بِاَسْمائِهِمْ لَسَمَّيْتُ ، وَ اَنْ اُومِئَ اِلَيْهِمْ بِاَعْيانِهِمْ لَاَوْمَأْتُ، وَ اَنْ اَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ ، وَ لكِنِّى - وَ اللَّهِ - فى اُمُورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

16- وَ كُلُّ ذالِكَ لايَرْضَى اللَّهُ مِنّى اِلّا اَنْ اُبَلِّغَ ما اَنْزَلَ اللَّهُ اِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ ، « يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » فى حَقِّ عَلِىٍّ. « وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ ».


 
بخش سوم – 3
 
17- فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ، ذالِكَ فيهِ وَ افْهَمُوهُ وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَ اِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَى الْمُهاجِرينَ وَ الْاَنْصارِ وَ عَلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ ، وَ عَلَى الْبادى وَ الْحاضِرِ ، وَ عَلَى الْعَجَمِىِّ وَ الْعَرَبِىِّ ، وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلوكِ ، وَ الصَّغيرِ وَ الْكَبيرِ ، وَ عَلَى الْاَبْيَضِ وَ الْاَسْوَدِ ، وَ عَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ ، ماضٍ حُكْمُهُ ، جازٍ قَوْلُهُ ، نافِذٌ اَمْرُهُ ، مَلْعُونٌ مَنْ خالَفَهُ ، مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ ، فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ اَطاعَ لَهُ.

18- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ اَقُومُهُ فى هذَا الْمَشْهَدِ ، فَاسْمَعُوا وَ اَطيعُوا وَ انْقادُوا لِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ ، فَاِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - هُوَ مَوْلاكُمْ وَ اِلاهُكُمْ ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَ نَبِيُّهُ الْمُخاطِبُ لَكُمْ ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلِىٌّ لِيُّكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ ، ثُمَّ الْاِمامَةُ فى ذُرِّيَّتى مِنْ وُلْدِهِ ، اِلى يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ.

19- لا حَلالَ اِلّا ما اَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ ، وَ لا حَرامَ اِلّا ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ ، وَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - عَرَّفَنِى الْحَلالَ وَ الْحَرامَ وَ اَنَا اَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَنى رَبّى مِنْ كِتابِهِ وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ اِلَيْهِ.

20- مَعاشِرَ النّاسِ ، فَضِّلُوهُ. ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ قَدْ اَحْصاهُ اللَّهُ فِىَّ ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ اَحْصَيْتُهُ فى اِمامِ الْمُتَّقينَ ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً ، وَ هُوَ الْاِمامُ الْمُبينُ.

21- الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ يس: « وَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ » مَعاشِرَ النّاسِ ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَ لاتَنْفِرُوا مِنْهُ ، وَ لاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ ، فَهُوَ الَّذى يَهْدى اِلَى الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِهِ ، وَ يُزْهِقُ الْباطِلَ وَ يَنْهى عَنْهُ ، وَ لاتَأْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ.

22- اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ، لَمْ يَسْبِقْهُ اِلَى الْايمانِ بى اَحَدٌ ، وَ الَّذى فَدى رَسُولَ اللَّهِ بِنَفْسِهِ ، وَ الَّذى كانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا اَحَدَ يَعْبُدُ اللَّهَ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَيْرُهُ.

23- اَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ اَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اللَّهَ مَعى. اَمَرْتُهُ عَنِ اللَّهِ اَنْ يَنامَ فى مَضْجَعى ، فَفَعَلَ فادِياً لى بِنَفْسِهِ.

24- مَعاشِرَ النّاسِ ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللَّهُ ، وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ.

25- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللَّهِ ، وَ لَنْ يَتُوبَ اللَّهُ عَلى اَحَدٍ اَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ لَهُ ، حَتْماً عَلَى اللَّهِ اَنْ يَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ اَمْرَهُ وَ اَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً اَبَدَ الْابادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ. فَاحْذَرُوا اَنْ تُخالِفُوهُ ، فَتَصْلَوْا « ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ » « اُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ »

26- مَعاشِرَ النّاسِ ، بى - وَ اللَّهِ - بَشَّرَ الْاَوَّلُونَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلينَ ، وَ اَنَا - وَاللَّهِ - خاتَمُ الْاَنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ وَ الْحُجَّةُ عَلى جَميعِ الْمَخْلُوقينَ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ وَ الْاَرَضينَ. فَمَنْ شَكَّ فى ذالِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِيَّةِ الْاُولى ، وَ مَنْ شَكَّ فى شَى‏ءٍ مِنْ قَوْلى هذا فَقَدْ شَكَّ فى كُلِّ ما اُنْزِلَ اِلَىَّ.وَ مَنْ شَكَّ فى واحِدٍ مِنَ الْاَئِمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِى الْكُلِّ مِنْهُمْ ، وَ الشّاكُّ فينا فِى النّارِ.

27- مَعاشِرَ النّاسِ ، حَبانِىَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - بِهذِهِ الْفَضيلَةِ ، مَنّاً مِنْهُ عَلَىَّ ، وَ اِحْساناً مِنْهُ اِلَىَّ ، وَ لا اِلاهَ اِلّا هُوَ ، اَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنّى اَبَدَ الْابِدينَ ، وَ دَهْرَ الدّاهِرينَ ، وَ عَلى كُلِّ حالٍ.

28- مَعاشِرَ النّاسِ ، فَضِّلُوا عَلِيّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى ، مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ، ما اَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ يُوافِقْهُ. اَلا اِنَّ جَبْرَئيلَ خَبَّرَنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَ يَقُولُ: « مَنْ عادى عَلِيّاً وَ لَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى » ، « وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ » اَنْ تُخالِفُوهُ « فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها » « اِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ».

29- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ الْعَزيزِ ، فَقالَ تَعالى مُخْبِراً عَمَّنْ يُخالِفُهُ:« اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللَّهِ ».

30- مَعاشِرَ النّاسِ ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ ، فَوَ اللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَ لَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ اِلّا الَّذى اَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلَىَّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ وَ مُعْلِمُكُمْ: اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ ، وَ هُوَ عَلِىّ‏بْنُ اَبى‏طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى ، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - اَنْزَلَها عَلَىَّ.

31- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثَّقَلُ الْاَصْغَرُ ، وَ الْقُرْآنُ الثَّقَلُ الْاَكْبَرُ ،
فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ. اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللَّهِ فى خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فى اَرْضِهِ.

32- اَلا وَ قَدْ اَدَّيْتُ ، اَلا وَ قَدْ بَلَّغْتُ ، اَلا وَ قَدْ اَسْمَعْتُ ، اَلا وَ قَدْ اَوْضَحْتُ ، اَلا وَ اِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ – عَزَّوَجَلَّ

33- اَلا اِنَّهُ لا « اَميرَالْمُؤْمِنينَ » غَيْرُ اَخى هذا ، اَلا لاتَحِلُّ اِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدى لِاَحَدٍ غَيْرِهِ.


 
بخش چهارم – 4

34- ثُمَّ قال: « اَيُّهَا النّاسُ ، مَنْ اَوْلى بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ » قالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا مَن كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

35- مَعاشِرَ النّاسِ ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصيّى ، وَ واعى عِلْمى ، وَ خَليفَتى فى اُمَّتى ، عَلى مَنْ آمَنَ بى ، وَ عَلى تَفْسيرِ كِتابِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - وَالدّاعى اِلَيْهِ ، وَ الْعامِلُ بِما يَرْضاهُ ، وَ الْمُحارِبُ لِاَعْدائِهِ ، وَ الْمُوالى عَلى طاعَتِهِ ، وَ النّاهى عَنْ مَعْصِيَتِهِ.

36- اِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ اَميرُالْمُؤْمِنينَ وَ الْاِمامُ الْهادى مِنَ‏اللَّهِ ، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَ الْقاسِطينَ وَ الْمارِقينَ بِاَمْرِاللَّهِ.

37- يَقُولُ اللَّهُ: « ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ ». بِاَمْرِكَ يا رَبِّ اَقُولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، وَ الْعَنْ مَنْ اَنْكَرَهُ ، وَ اغْضَبْ عَلى مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

38- اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَ الْايَةَ فى عَلِىٍّ وَلِيِّكَ عِنْدَ تَبْيينِ ذالِكَ وَ نَصْبِكَ اِيّاهُ لِهذَا الْيَوْمِ: « الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْاِسْلامَ ديناً » ، وَ قُلتَ: « اِنَّ الدّينَ عِندَ اللَّهِ الْاِسلامُ» ،
وَ قُلتَ: « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْاِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْاخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ ».

39- اَللَّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى قَدْ بَلَّغْتُ.


 
بخش پنجم – 5

40- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّما اَكْمَلَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - دينَكُمْ بِاِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - ، فَاُولئِكَ الَّذينَ « حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ » « وَ فِى النّارِ هُمْ خالِدُونَ » ، « لايُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ ».

41- مَعاشِرَ النّاسِ ، هذا عَلِىٌّ ، اَنْصَرُكُمْ لى ، وَ اَحَقُّكُمْ بى ، وَ اَقْرَبُكُمْ اِلَىَّ ، وَ اَعَزُّكُمْ عَلَىَّ ، وَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - وَ اَنَا عَنْهُ راضِيانِ. وَ ما نَزَلَتْ آيَةُ رِضاً فى الْقُرْآنِ اِلّا فيهِ ، وَ لا خاطَبَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا اِلّا بَدَاَ بِهِ ،
وَ لانَزَلَتْ آيَةُ مَدْحٍ فِى الْقُرْآنِ اِلّا فيهِ ، وَ لا شَهِدَ اللَّهُ بِالْجَنَّةِ فى « هَلْ اَتى عَلَى الْاِنْسانِ » اِلّا لَهُ ، وَ لا اَنْزَلَها فى سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَيْرَهُ.

42- مَعاشِرَ النّاسِ ، هُوَ ناصِرُ دينِ اللَّهِ وَ الْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ، وَ هُوَ التَّقِىُّ النَّقِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ.
نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبىٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِىٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الْاَوْصِياءِ. مَعاشِرَ النّاسِ ، ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِىٍّ مِنْ صُلْبِهِ ، وَ ذُرِّيَّتى مِنْ صُلْبِ اَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلِىٍّ.

43- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ اِبْليسَ اَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ ، فَلاتَحْسُدُوهُ ، فَتَحْبَطَ اَعْمالُكُمْ وَ تَزِلَّ اَقْدامُكُمْ ، فَاِنَّ آدَمَ اُهْبِطَ اِلَى الْاَرضِ بِخَطيئَةٍ واحِدَةٍ ، وَ هُوَ صَفْوَةُ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - ، وَ كَيْفَ بِكُمْ وَ اَنْتُمْ اَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ اَعْداءُ اللَّهِ.

44- اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّاً اِلّا شَقِىٌّ ، وَ لايُوالى عَلِيّاً اِلّا تَقِىٌّ وَ لايُؤْمِنُ بِهِ اِلّا مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ - وَ اللَّهِ - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ ، وَ الْعَصْرِ ، اِنَّ الْاِنْسانَ لَفى خُسْرٍ » ، اِلّا عَلِيّاً الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ.

45- مَعاشِرَ النّاسِ ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللَّهَ وَ بَلَّغْتُكُمْ رِسالَتى « وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلّا الْبَلاغُ الْمُبينُ ».

46- مَعاشِرَ النّاسِ ، « اِتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لاتَمُوتُنَّ اِلّا وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ».


 
بخش ششم – 6

 
47- مَعاشِرَ النّاسِ ، « آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذى» اُنْزِلَ مَعَهُ « مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ ». بِاللَّهِ ما عَنى بِهذِهِ الْايَةِ اِلّا قَوْماً مِنْ اَصْحابى اَعْرِفُهُمْ بِاَسْمائِهِمْ وَ اَنْسابِهِمْ ، وَ قَدْ اُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ ، فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلى ما يَجِدُ لِعَلِىٍّ فى قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ.

48- مَعاشِرَ النّاسِ ، النُّورُ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - مَسْلُوكٌ فِىَّ ، ثُمَّ فى عَلِىّ‏بْنِ اَبى‏طالِبٍ ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ اِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذى يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا ، لِاَنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرينَ وَ الْمُعانِدينَ وَ الْمُخالِفينَ وَ الْخائِنينَ وَ الْاثِمينَ وَ الظّالِمينَ وَ الْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ.

49- مَعاشِرَ النّاسِ ، اُنْذِرُكُمْ اَنّى رَسُولُ اللَّهِ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِىَ الرُّسُلُ ،اَ فَاِنْ مِتُّ اَوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ ؟ « وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِى اللَّهُ الشّاكِرينَ » الصّابِرينَ.

50- اَلا وَ اِنَّ عَلِيّاً هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَ الشُّكْرِ ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ.

51- مَعاشِرَ النّاسِ ، « لاتَمُنُّوا عَلَىَّ بِاِسْلامِكُمْ » ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ « مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ » ، اِنَّ رَبَّكُمْ « لَبِالْمِرْصادِ ».

52- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ « يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرُونَ ».

53- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ اللَّهَ وَ اَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ.

54- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُمْ وَ اَنْصارَهُمْ وَ اَتْباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُمْ « فِى الدَّرْكِ الْاَسْفَلِ مِنَ النّارِ » وَ « لَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ ».

55- اَلا اِنَّهُمْ اَصْحابُ الصَّحيفَةِ ، فَلْيَنْظُرْ اَحَدُكُمْ فى صَحيفَتِه ! !

56- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنّى اَدَعُها اِمامَةً وَ وِراثَةً فى عَقِبى اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ، وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما اُمِرتُ بِتَبْليغِهِ حُجَّةً عَلى كُلِّ حاضِرٍ وَ غائبٍ وَ عَلى كُلِّ اَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ اَوْ لَمْ‏يَشْهَدْ ، وُلِدَ اَوْ لَمْ‏يُولَدْ ، فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَ الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ.

57- وَ سَيَجْعَلُونَ الْاِمامَةَ بَعْدى مُلْكاً وَ اغْتِصاباً ، اَلا لَعَنَ اللَّهُ الْغاصِبينَ الْمُغْتَصِبينَ ، وَ عِنْدَها سَيَفْرُغُ « لَكُمْ اَيُّهَا الثَّقَلانِ » مَنْ يَفْرُغُ ، وَ « يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ ».

58- مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - لَمْ‏يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ « عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ، وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ ».

59- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّهُ ما مِنْ قَرْيَةٍ اِلّا وَ اللَّهُ مُهْلِكُها بِتَكْذيبِها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ مُمَلِّكُهَا الْاِمامَ الْمَهْدِىَّ وَ اللَّهُ مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.

60- مَعاشِرَ النّاسِ ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اَكْثَرُ الْاَوَّلينَ ، وَ اللَّهُ لَقَدْ اَهْلَكَ الْاَوَّلينَ وَ هُوَ مُهْلِكُ الْاخِرينَ. قالَ اللَّهُ تَعالى: « اَ لَمْ نُهْلِكِ الْاَوَّلينَ ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْاخِرينَ ، كَذالِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ ».

61- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَمَرَنى وَ نَهانى ، وَ قَدْ اَمَرْتُ عَلِيّاً وَ نَهَيْتُهُ بِاَمْرِهِ. فَعِلْمُ الْاَمْرِ وَ النَّهْىِ لَدَيْهِ ، فَاسْمَعُوا لِاَمْرِهِ تَسْلَمُوا ، وَ اَطيعُوهُ تَهْتَدُوا ، وَ انْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرشُدُوا ، وَ صيرُوا اِلى مُرادِهِ وَ لاتَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ.


 
بخش هفتم– 7
 
62- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى اَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى. ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَّةُ الْهُدى ، يَهْدُونَ اِلَى الْحَقِّ « وَ بِهِ يَعْدِلُون» ثُمَّ قَرَاَ : « بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ ، الْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمينَ ، الرَّحْمانِ الرَّحيمِ ، مَالِكِ يَوْمِ الدّينِ ، اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعينُ ، اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ، صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَاالضّالّينَ ». وَ قالَ: فِىَّ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ - وَ اللَّهِ - نَزَلَتْ ، وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ اِيَّاهُمْ خَصَّتْ ، اُولئِكَ اَوْلِياءُ اللَّهِ الَّذينَ « لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » ، اَلا « اِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ ».

63- اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْغاوُونَ ، اِخْوانُ الشَّياطينِ ، « يُوحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً ».

64- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ اللَّهُ فى كِتابِهِ ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: « لاتَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْاخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آبائَهُمْ اَوْ اَبْنائَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ ، اُولئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ اَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْاَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُم وَ رَضُوا عَنْهُ اُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ المُفْلِحُونَ ».

65- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - فَقالَ: « الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ‏يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِكَ لَهُمُ الْاَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ».

66- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ آمَنُوا وَ « لَمْ‏يَرْتابُوا ».

67- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنينَ ،« تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ » بِالتَّسْليمِ يَقُولُونَ: « سَلامٌ عَلَيْكُمْ ، طِبْتُمْ ، فَادْخُلُوها خالِدينَ ».

68- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمْ ، لَهُمُ الْجَنَّةُ ، « يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ ».

69- اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمُ الَّذينَ « يَصْلَونَ سَعيراً ».

70- اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ « شَهيقاً وَ هِىَ تَفُورُ » وَ يَرَوْنَ لَها زَفيراً.

71- اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ فيهِمْ: « كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَّعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذَا ادّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ اُخْراهُمْ لِاُولاهُمْ رَبَّنا هؤلاءِ اَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلكِنْ لا تَعْلَمُونَ ».

72- اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - : « كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ سَاَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ ،
قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَىْ‏ءٍ اِنْ اَنْتُمْ اِلّا فى ضَلالٍ كَبيرٍ، وَ قالُوا لَوْ كُنّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فى اَصْحابِ السَّعيرِ ،فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِاَصْحابِ السَّعيرِ ».

73- اَلا اِنَّ اَوْلِيائَهُمُ « الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ اَجْرٌ كَبيرٌ ».

74- مَعاشِرَ النّاسِ ، شَتّانَ ما بَيْنَ السَّعيرِ وَ الْاَجْرِ الْكَبيرِ.

75- مَعاشِرَ النّاسِ ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللَّهُ وَ لَعَنَهُ ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللَّهُ وَ اَحَبَّهُ.

76- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَلا وَ اِنّى اَنَا النَّذيرُ وَ عَلِىٌّ الْبَشيرُ.

77- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَلا وَ اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ.

78- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَلا وَ اِنّى نَبىٌّ وَ عَلِىٌّ وَصِيّى.

79- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَلا وَ اِنّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْاِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى ، وَ الْاَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. اَلا وَ اِنّى والِدُهُمْ وَ هُمْ يَخْرُجُونَ مِنْ صُلْبِهِ.


 
بخش هشتم – 8
 
80- اَلا اِنَّ خاتَمَ الْاَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِىَّ. اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدّينِ. اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ. اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَ هادِمُها. اَلا اِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْكِ وَ هاديها.

81- اَلا اِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لِاَوْلِياءِ اللَّهِ. اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ اللَّهِ.

82- اَلا اِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ. اَلا اِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذى فَضْلٍ بِفَضْلِهِ ، وَ كُلَّ ذى جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. اَلا اِنَّهُ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ مُخْتارُهُ. اَلا اِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.

83- اَلا اِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ - عَزَّوَجَلَّ - وَ الْمُشَيِّدُ لِاَمْرِ آياتِهِ. اَلا اِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ. اَلا اِنَّهُ الْمُفَوَّضُ اِلَيْهِ.

84- اَلا اِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.

85- اَلا اِنَّهُ الْباقى حُجَّةً وَ لا حُجَّةَ بَعْدَهُ ، وَ لا حَقَّ اِلّا مَعَهُ ، وَ لا نُورَ اِلّا عِنْدَهُ.

86- اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَيْهِ.اَلا وَ اِنَّهُ وَلِىُّ اللَّهِ فى اَرْضِهِ ، وَ حَكَمُهُ فى خَلْقِهِ ، وَ اَمينُهُ فى سِرِّهِ وَ عَلانِيَتِهِ.


 
بخش نهم – 9

87- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنّى قَدْ بَيَّنْتُ لَكُمْ وَ اَفْهَمْتُكُمْ ، وَ هذا عَلِىٌّ يُفْهِمُكُمْ بَعْدى.

88- اَلا وَ اِنّى عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتى اَدْعُوكُمْ اِلى مُصافَقَتى عَلى بَيْعَتِهِ ، وَ الْاِقْرارِ بِهِ ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدى.

89- اَلا وَ اِنّى قَدْ بايَعْتُ اللَّهَ وَ عَلِىٌّ قَدْ بايَعَنى ، وَ اَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -. « اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ اَيْديهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ ، وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ اَجْراً عَظيماً ».


 
بخش دهم – 10
 
90- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ، « فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَاِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ ».

91- مَعاشِرَ النّاسِ ، حُجُّوا الْبَيْتَ ، فَما وَرَدَهُ اَهْلُ بَيْتٍ اِلَّا اسْتَغْنَوْا وَ اُبْشِرُوا ، وَ لاتَخَلَّفُوا عَنْهُ اِلّا بُتِرُوا وَ افْتَقَرُوا.

92- مَعاشِرَ النّاسِ ، ما وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ اِلّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ اِلى وَقْتِهِ ذالِكَ ، فَاِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَ النّاسِ ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ لايُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ.

93- مَعاشِرَ النّاسِ ، حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمالِ الدّينِ وَ التَّفَقُّهِ ، وَ لاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشاهِدِ اِلّا بِتَوْبَةٍ وَ اِقْلاعٍ.

94- مَعاشِرَ النّاسِ ، اَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما اَمَرَكُمُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - ، فَاِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الْاَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ اَوْ نَسِيتُمْ فَعَلِىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ مُبَيِّنٌ لَكُمْ ، الَّذى نَصَبَهُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - لَكُمْ بَعْدى اَمينَ خَلْقِهِ. اِنَّهُ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُ ، وَ هُوَ وَ مَنْ يَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتى يُخْبِرُونَكُمْ بِما تَسْاَلوُنَ عَنْهُ ، وَ يُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.

95- اَلا اِنَّ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ اُحْصِيَهُما وَ اُعَرِّفَهُما ، فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهى عَنِ الْحَرامِ فى مَقامٍ واحِدٍ ، فَاُمِرْتُ اَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ما جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - فى عَلِىٍّ  َميرِالْمُؤْمِنينَ وَ الْاَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ ، الَّذينَ هُمْ مِنّى وَ مِنْهُ ، اِمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ ، خاتِمُهَا الْمَهْدىُّ اِلى يَوْمٍ يَلْقَى اللَّهَ ، الَّذى يُقَدِّرُ وَ يَقْضى.

96- مَعاشِرَ النّاسِ ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ ، وَ كُلُّ حَرامٍ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ ، فَاِنّى لَمْ اَرْجِ-عْ عَنْ ذالِكَ وَ لَمْ اُبَدِّلْ. اَلا فَاذْكُرُوا ذالِكَ وَ احْفَظُوهُ وَ تَواصَوْا بِهِ ، وَ لاتُبَدِّلُوهُ وَ لاتُغَيِّرُوهُ. اَلا وَ اِنّى اُجَدِّدُ الْقَوْلَ: اَلا فَاَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.

97- اَلا وَ اِنَّ رَأْسَ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ اَنْ تَنْتَهُوا اِلى قَوْلى ، وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ‏يَحْضُرْ ، وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ عَنّى ، وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ ، فَاِنَّهُ اَمْرٌ مِنَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - وَ مِنّى. وَ لا اَمْرَ بِمَعْرُوفٍ وَ لا نَهْىَ عَنْ مُنْكَرٍ اِلَّا مَعَ اِمامٍ مَعْصُومٍ.

98- مَعاشِرَ النّاسِ ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ اَنَّ الْاَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ ، وَ عَرَّفْتُكُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ مِنْهُ ، حَيْثُ يَقُولُ اللَّهُ فى كِتابِهِ: « وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ » وَ قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما.

99- مَعاشِرَ النّاسِ ، التَّقْوى ، التَّقْوى ، وَ احْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - : « اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْ‏ءٌ عَظيمٌ ».

100- اُذْكُرُوا الْمَماتَ وَ الْمَعادَ وَ الْحِسابَ وَ الْمَوازينَ وَ الْمُحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَىْ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الثَّوابَ وَ الْعِقابَ.
فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ اُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِى الْجِنانِ نَصيبٌ.


 
بخش یازدهم – 11

 
101- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّكُمْ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُصافِقُونى بِكَفٍّ واحِدٍ فى وَقْتٍ واحِدٍ ، وَ قَدْ اَمَرَنِىَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - اَنْ آخُذَ مِنْ اَلْسِنَتِكُمُ الْاِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ ، وَ لِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْاَئِمَّةِ مِنّى وَ مِنْهُ ، عَلى ما اَعْلَمْتُكُمْ اَنَّ ذُرِّيَّتى مِنْ صُلْبِهِ.

102- فَقُولُوا بِاَجْمَعِكُمْ: « اِنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ رَبِّكَ فى اَمْرِ اِمامِنا عَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْاَئِمَّةِ. نُبايِعُكَ عَلى ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ اَيْدينا.
عَلى ذالِكَ نَحْيى وَ عَلَيْهِ نَمُوتُ وَ عَلَيْهِ نُبْعَثُ ، وَ لانُغَيِّرُ وَ لانُبَدِّلُ ، وَ لا نَشُكُّ وَ لانَجْحَدُ وَ لانَرْتابُ ، وَ لا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَ لا نَنْقُضُ الْميثاقَ. وَعَظْتَنا بِوَعْظِ اللَّهِ فى عَلِىٍّ اَميرِالْمؤْمِنينَ وَ الْاَئِمَّةِ ، الَّذينَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَ الْميثاقُ لَهُمْ مَأخُوذٌ مِنّا ، مِنْ قُلُوبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَيْدينا. مَنْ اَدْرَكَها بِيَدِهِ وَ اِلّا فَقَدْ اَقَرَّ بِلِسانِهِ ، وَ لا نَبْتَغى بِذالِكَ بَدَلاً وَ لايَرَى اللَّهُ مِنْ اَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّى ذالِكَ عَنْكَ ، الدّانى وَ الْقاصى مِنْ اَوْلادِنا وَ اَهالينا ، وَ نُشْهِدُ اللَّهَ بِذالِكَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً وَ اَنْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ ».

103- مَعاشِرَ النّاسِ ، ماتَقُولُونَ؟فَاِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ ،« فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها ، « وَ مَنْ بايَعَ فَاِنَّما يُبايِعُ اللَّهَ ، « يَدُاللَّهِ فَوْقَ اَيْديهِمْ ».

104- مَعاشِرَ النّاسِ ، فَبايِعُوا اللَّهَ وَ بايِعُونى وَ بايِعُوا عَلِيّاً اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْاَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ كَلِمَةً باقِيَةً. يُهْلِكُ اللَّهُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَفى ، « فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ اَجْراً عَظيماً ».

105- مَعاشِرَ النّاسِ ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ ، وَ قُولُوا: « سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ » ، وَ قُولُوا: « اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جائَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ ».

106- مَعاشِرَ النّاسِ ، اِنَّ فَضائِلَ عَلِىّ‏بْنِ اَبى‏طالِبٍ عِنْدَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ وَ قَدْ اَنْزَلَها فِى الْقُرْآنِ - اَكْثَرُ مِنْ اَنْ اُحْصِيَها فى مَقامٍ واحِدٍ ، فَمَنْ اَنْبَاَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ.

107- مَعاشِرَ النّاسِ ، « مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ » وَ عَلِيّاً وَ الْاَئِمَّةَ الَّذينَ ذَكرْتُهُمْ « فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظيماً ».

108- مَعاشِرَ النّاسِ ، السّابِقُونَ اِلى مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ اُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ فى جَنّاتِ النَّعيمِ.

109- مَعاشِرَ النّاسِ ، قُولُوا ما يَرْضَى اللَّهُ بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ ، فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْاَرْضِ جَميعاً « فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً ».

110- اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ بِما اَدَّيْتُ وَ اَمَرْتُ وَاغْضَبْ عَلَى الْجاحِدينَ الْكافِرينَ ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.

ادامه مطلب

[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 4:38 PM ] [ ghadir حسینی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 11002 نفر
كل مطالب : 16 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 11 آذر 1391 
آخرین بروز رسانی : شنبه 19 مرداد 1392 
امکانات وب